01 جون 2008

( مقاله زیر برگرفته از کتاب: " ادوار آر مارو : روزنامه نگاری در اوج [1]" از انتشارات وزارت امور خارجه است.)
نوشته : کراکر اسنو [2]
ادوارد مارو مردی با توانایی های گوناگون بود و دارای اهداف چند گانه. وی آموزگار، روزنامه نگار، فردی جهان شمول، گوینده، آدم مشهور و در دورۀ آخر عمرش، خادم مردم و دیپلمات بود.
وی که از سوی جان اف کندی در سال 1961 به ریاست آژانس اطلاعاتی ایالات متحده (USIA) منصوب شده بود، معروف ترین چهره در امر تفسیر سیاست خارجی در نشریۀ " مرزهای نو[3] " بود تا زمانی که سه سال بعد به علت کسالت استعفا داد. وی از لحاظ تاثیر گذاری پایه گذار امری بود که در آن زمان هنوز نام دیپلماسی عمومی را برخود نداشت.
اصطلاح " دیپلماسی عمومی" را در سال 1965، تقریباً در زمان مرگ مارو، ادموند ای گالیون [4]، رئیس دانشکده حقوق و دیپلماسی فلچر [5] و کارمند سابق خدمات خارجی، به این صورت بیان کرد:
او به تاثیر رویکرد عموم در شکل گیری و اجرای سایست های خارجی می پردازد. مواردی شامل: ابعاد روابط خارجی فراتر از دیپلماسی سنتی، تعامل گروه های خصوصی و مصالح آنها در یک کشور با مصالح و گروه های خصوصی کشور دیگر؛ گزارش روابط خارجی و تاثیر آن بر دیپلماسی؛ ارتباط با کسانی که کارشان ایجاد ارتباط است، از جمله بین دیپلمات ها و خبرنگاران خارجی، و روند ارتباطات بین فرهنگی. مرکز دیپلماسی عمومی جریان تغییر پذیر اطلاعات و ایده ها.
آقای ادگالیون، با این شیوۀ بیان، دوستش اد مارو را در ذهن داشت. خدمت اصلی مارو به دولت، استفاده ازاعتبارش و اعطای رویکردی روشن به ناملایم ترین مسائل خط مشی خارجی روز بود. گالیون مارو را متقاعد کرده بود تا پس از پایان خدمات دولتی در دانشکده فلچر به تدریس بپردازد.

مارو، که در دوران فعالیت های خود، شاهد کاغذ بازی و رفتار مقامات دولتی بود، تقاضا کرد که در مقام رئیس USIA در جلسات شورای امنیت ملی شرکت کند. وی اولین و تنها مدیر USIA بود که این کار را به صورت منظم انجام می داد. بعدها وقتی کار تبلیغاتی هجوم نسنجیده "خلیج خوک ها" در سال 1961 به عهده وی گذاشته شد، جمله مشهورش را گفت: "اگر می خواهند موقع سقوط هواپیما در آن باشم، بهتر است در لحظه پرواز در هواپیما باشم."
دوران تصدی مقام ریاست USIA توسط مارو هم تلخ و هم شیرین بود. وی به دولت مردان برجسته سرتاسر دنیا دسترسی داشت. او که همواره روزنامه نگار بود، از این امر برای جمع آوری اطلاعات و انتقال آن استفاده کرد. او نقش دولتی خود را این گونه توصیف کرد: عملکرد " بر اساس حقیقت " و استفاده از کلمات، نه اسلحه" به منظور قابل فهم و خوشایند کردن "سیاست خارجی آمریکا در همه جا و هر زمان ممکن". او مصرانه به دنبال افشای کامل و واقع گرایانه و صحت مطالب برای رادیو آزاد اروپا[6] و صدای آمریکا[7] بود.
آرتور ام شلزینگر[8]، مورخ مورد اعتماد حکومت، بعدها خبر داد که مارو پس از شروعی ضعیف، از اعتماد به نفس کامل رئیس جمهور کندی نسبت به او خشنود بود و از آن لذت برد. وی می گوید:" هیچ رئیس اطلاعات دولتی آنقدر به یک رئیس جمهور نزدیک نبود. در دوران مارو"صدای امریکا " صدای خودبینی و خودخواهی آمریکایی نبود، بلکه صدای دموکراسی آمریکایی شد."
مارو از کرسی خود در شورای امنیت ملی، خیلی زود وارد بحث در مورد ویتنام شد، یعنی به طرح های مربوط به اولین کاربرد مواد مرگ زا برای مسموم کردن پناهگاه های ویت کونگ[9] در استان فوین[10] ویتنام اعتراض کرد. وی در این بحث پیروز نشد، اما این نکته ثبت شد که بالاخره دادگاه بین المللی عقاید عموم علیه ایالات متحده واکنش نشان خواهد داد.
عجیب نیست که مردی که در مقام یک روزنامه نگار برای استقلال فکری خود ارزش قائل بود، درجایگاه یک مقام دولتی دچار یأس و ناکامی های ناخوشایند گردید. وی از عدم توانایی در مورد تغییر تشریفات و روش ها ناراحت بود و به این دلیل که بیرون از دایره داخلی سیاست خارجی رئیس جمهور- متشکل از دین راسک [11] رابرت مک نامارا[12]، مک جرج باندی [13] و رابرت کندی – قرار داشت، دچار مشکل شد.
در تجزیه و تحلیل پایانی، مارو احتمالاً با حقیقت حضورش بیش از موفقیت های واقعی اش در دولت کندی مشارکت داشت. وی هیچ گاه به دیوان سالاری دیپلماسی عمومی کاملاً غلبه نکرد. و نتوانست به نحو موثر دیپلماسی عمومی معتبر را از تبلیغات بی اعتبار تمییز دهد. با وجود این، خدمت در زمان اوج جنگ سرد، در زمان خلیج خوک ها و بحران موشکی کوبا، شهرت و صداقت وی، همۀ این مواردف برای دولت، شکلی معتبر از ایمان کامل و اعتبار به همراه داشت.
the Edward R. Murrow Center of Public Diplomacy at The Fletcher School, Tufts University, where Murrow's professional papers are archived.]