15 آوريل 2008
شهروندان دنیای آنلاین از ابزارهای پیشرفته فن آوری به منظور اثر بخشی اجتماعی و ایجاد تغییرات سیاسی بهره می گیرند.

پاتریک باتلر
بلاگ نویسی ، ویدیو آنلاین (یا دریافت و پخش تصاویر روی شبکه های اینترنتی) ، پیامک های مکرر با سرعت بالا ، همگی از جمله فن آوری های جدید رسانه ای هستند که طی سالیان اخیر به طور گسترده ای مورد استفاده قرار گرفته اند. کاربران خبره و ماهر از این فن آوری ها به شکل باورنکردنی برای رسیدن به اهداف سیاسی خود بهره ها برده اند و دولت ها ، برخی با سرکوب و برخی از طریق اصلاحات ، در پی یافتن پاسخ و بازخوردی مناسب هستند.
پاتریک باتلر ، معاون برنامه های مرکز بین المللی روزنامه نگاران است. این مرکز به عنوان یک سازمان خیریه در شهر واشنگتن دی سی در تلاش است تا "روزنامه نگاری کیفی را در سطح جهانی ارتقاء بخشد چراکه بر این باور است که رسانه های جوان و مستقل نقش حیاتی در بهبود بخشیدن شرایط انسان ایفا می کنند."
فیلم ها مبهم و نامشخص هستند ، با این وجود برای ایجاد رعب و وحشت کفایت می کنند.
در یکی از این ویدیو ها یک افسر پلیس مظنونی را کراراً مورد ضرب و شتم قرار می دهد و ضرباتی را بر صورت او وارد می آورد، در حالیکه مرد دستانش را برای دفاع از خود بالا می آورد و سپس بر زمین می افتد. و در ویدیوی دیگر، زنی ، در حالیکه گریه می کند و فریاد می زند و شیون و زاری می کند، در بازداشتگاه به شکل وارونه آویزان شده است و دست و پاهایش به یک میله بسته شده. در ویدیوی سوم، نیروهای پلیس تعدادی از معترضین را در خیابان محاصره می کنند و در حالیکه آنان را به داخل خودرو مخصوص حمل بازداشت شدگان هدایت می کنند با باطوم ضرباتی را به آنان وارد می کنند.
تصاویر بی رحمی نیروهای پلیس در مصر هرگز در هیچ یک از شبکه های تلویزیونی آن کشور نشان داده نشد. بلکه به جای آن ، این تصاویر توسط وائل عباس که وبلاگ نویس مشهور (MisrDigital) است به آدرس وب پایگاه بسیار محبوب و پرطرفدارش فرستاده شدند (http:// misrdigital.blogspirit.com).
این تصاویر تأثیر خود را گذاشت. حتی در کشوری همچون مصر ، کشوری که روزنامه نگاران تنها کسانی بودند که به دلیل شهامتشان در روزنامه نگاری مجازات می شدند. به دلیل فرستادن این تصاویر ویدئویی توسط تلفن همراه از طرف عباس و جمعی دیگر از وبلاگ نویسها، دو افسر پلیس در نوامبر 2007 به جرم شکنجه کردن یک رانندۀ مینی ون قاهره ای به سه سال حبس محکوم شدند و عدۀ دیگری از آنان نیز در انتظار محاکمه برای موارد دیگری از سوء استفاده هستند.
گزارش دیجیتالی
در سراسر جهان ، مردم اعم از روزنامه نگار و یا غیر روزنامه نگار ، از ابزارهای دیجیتال رسانه ای همچون اینترنت، پیام کوتاه و دوربین های فیلمبرداری کوچک تلفن های همراه برای جمع آوری و نیز نشر اطلاعات می پردازند ، طوری که یک دهۀ قبل غیرممکن می نمود. فن آوری که به طور همزمان حتی در کشورهای فقیر نیز به طرقی حضور دارد و دسترسی به آن امکان پذیر است، نه تنها بستری را برای انتشار هر چه راحت و روان تر اطلاعات فراهم می آورد بلکه شهروندانی را که پیش از این احساس می کردند نمی توانند کوچکترین نقشی در تغییر جوامع خود داشته باشند نیز مورد تشویق و نوعی دلگرمی قرار می دهد.
در بسیاری از موارد، مانند مسأله عباس، انتشار سریع و روان اطلاعات که به لطف فن آوری جدید میسّر گشته است، دولت ها را بر آن داشته است تا اقداماتی انجام دهند که شاید در غیر این صورت در صدد انجام آن بر نمی آمدند. اگرچه دستگیری نیروهای پلیسی که این گونه سوء استفاده ها را انجام می داند در کشوری مانند مصر قدمی درست می نماید، این نکته خالی از لطف نیست که آیا عباس و دیگر وبلاگ نویسها می توانند تأثیری بیشتری در تحت فشار قرار دادن دولت مبارک در بکار بستن هر چه بیشتر سیاست های دموکراتیک داشته باشند. همچون بسیاری از کشورهای دیگر که شاهد استفاده جسورانۀ فن آوریهای جدید توسط روزنامه نگاران غیر حرفه ای به منظور افشا کردن اشتباهات و سازمان دهی اعتراضات بوده اند، مصر نیز بسیار سختگیرانه تر از قبل با این مسأله برخورد می کند و روزنامه نگاران و وبلاگ نویسانی را که اطلاعاتی در جهت توهین به اسلام و یا دولت نشر داده اند دستگیر می کنند.
در جدیدترین موردی از این دست، می توان به دو افسر پلیسی اشاره کرد که به خاطر ویدیو های بدست آمده از آنها به حبس محکوم شدند. در این ویدیو ، که پس از دستگیری مظنون به دلیل مداخله در مشاجره ای میان یکی از خویشاوندانش و یک افسر پلیس ، نیروهای پلیس با یک میله، رانندۀ مینی ون را مورد آزار جنسی قرار دادند. سایر افسران نیز تصاویر این سوء استفاده جنسی را با دوربین تلفن همراه خود ضبط کردند تا برای تحقیر بیشتر به دوستان مظنون نشان دهند.
عباس و دیگر وبلاگ نویسها ویدیو ها را برای عدۀ دیگری فرستاند تا یک الگوی سیستماتیک از چنین سوء استفاده های زشتی را برملا کنند. سازمان حقوق بشر مصر 400 مورد از شکنجۀ مأموران پلیس را در هر سال ثبت و ضبط می کند ، اما بر اساس آمار واشنگتن پست تنها 20 درصد از آنان مورد تعقیب و بررسی قرار گرفتند.
عباس بهای هر چه بیشتر نشان دادن و مورد توجه قرار دادن این تصاویررا که نشانگر سوءاستفاده پلیس، تخلف در انتخابات، فساد، و آزار و تجاوز به زنان در خیابان ها است را پرداخته است. او شغل های خود را به عنوان یک روزنامه نگار از دست داد و دستگیر و تهدید شد، اما همچنان ادامه می دهد و امیدوار است که بتواند تغییراتی در کشور خود ایجاد کند.
سازمانی که من در آن مشغول کار هستم یعنی مرکز بین المللی روزنامه نگاران، اخیراً از عباس به عنوان یکی از برندگان نشان جهانی شجاعت برای روزنامه نگاری در سال 2007 یاد کرد. او اولین وبلاگ نویسی است که به دریافت این جایزه نائل گشته است اما تقریباَ به طور قطع آخرین نیز نخواهد بود. برندۀ دیگر می تینگیان هین ، روزنامه نگار و تحلیل گر مسائل روز در برمه است . برمه یکی دیگر از کشورهایی است که رسانه ها نقش حیاتی درتحریک و تشویق مردم داشته است. در آن جا نیز هنوز مشخص نیست که آیا در دراز مدت این فعالیت ها تأثیری خواهند داشت یا نه.
در برمه، از فن آوری برای انتشار اخبار اعتراضات علیه رژیم نظامی در ماه اوت و سپتامبر 2007 استفاده شد. اعتراضاتی که جهان را مجذوب خود کرد. هر برمه ای از تلفن های همراه برای رد و بدل کردن اطلاعات دربارۀ اینکه تظاهر کنندگان در کجا تجمع کنند و اینکه چگونه از دستگیر شدن جلوگیری کنند، استفاده کرد. و در بیرون برمه، عکس ها و تصاویری از تظاهراتی که توسط راهبان اداره می شد و عکس العمل خشن و شدید دولت که عمدتاً با تلفن های همراه گرفته شده بودند، بر روی صفحات اینترنت فرستاده شدند . در نتیجه افزایش آگاهی عمومی رژیم نظامی حاکم بر برمه فشار سیاسی فوق العاده ای را تجربه کرد. از آنجائی که دولت مردان برمه ای تقریباَ مانع ورود تمامی روزنامه نگاران خارجی به کشور شده اند. چنین اطلاعاتی تنها می تواند از طریق روزنامه نگاران غیر حرفه ای داخلی بدست آمده باشد.
در برمه نیز، دولت اقدامات خود را شدت بخشید و به سادگی تمامی پایگاه های اینترنت را بست . این تلاشی بود برای پنهان کردن چنین عکس ها و تصاویر شرم آوری که البته اندکی پس از فرستاده شدن به پایگاه تبعیدی های برمه ای به سرعت در سرتاسر جهان پخش شده بود.
پلیس در خیابان ها، دوربین ها و تلفن های همراه را ضبط و توقیف کرد. چنین اقداماتی شاید در کوتاه مدت در کشوری تحت کنترل شدید و دور افتاده مانند برمه جوابگو باشد اما اینکه آیا دولتمردان برمه ای می توانند این چنین تلاش برای سد کردن راه اطلاعات در دراز مدت ادامه دهند یا خیر سؤالی است که پاسخ آن شاید نه باشد.
فن آوری ای که امروزه توسط برمه ای ها استفاده می شود در زمان آن سرکوب خونین علیه معترضین در سال 1988، بوجود نیامده بود. تظاهراتی که در آن 3000 نفر جان خود را از دست دادند اما این مهم کاملاً از دید جهان خارج پنهان ماند.
سانسور در سایبراسپیس
در کشورهای دیگر همچون چین و ایران – که بزرگتر هستد و در تماس بیشتری با دنیای بیرون قرار دارند، رژیم ها با مشکلات بیشتری برای کنترل مبادلۀ اطلاعات از طریق فن آوری مواجه هستند. در سال 2006 در چین، لی دتانگ ویراستار ضمیمۀ روزنامۀ بزرگ و کثیرالانتشار چاینا یوث دیلی یک پیغام الکترونیکی به اشخاص مهم فرستاد که حاوی یادداشتی بود که خبر از سیاست جدید روزنامه مبنی بر کاهش حقوق روزنامه نگارانی که چیزی علیه حزب کمونیست بنویسند و موجبات نارضایتی آنان را فراهم آورند ، داشت. اندکی پس از انتشار ، این پیام به پایگاه های اینترنتی سراسر کشور فرستاده شد.
بازرسین مطبوعات (یا به قولی سانسورگران) به سرعت دستور دادند که پایگاهها این یادداشت را پاک کنند و از بین ببرند اما نتوانستند سرعت عمل کافی را برای بستن مسیر انتقال و جلوگیری از انتقال پیام در آن شوند. چین پس از ایالات متحده آمریکا از نظر تعداد کار بران از اینترنت در رده دوم قرار دارد و رهبران چین در حال مبارزه در یک جنگ از پیش باخته هستند تا اطلاعاتی که پایگاههای اینترنتی در اختیار مردم قرار می گیرد را کنترل کنند. چین سردمدار کشورهایی از این دست است که مردم را به جرم فرستادن اطلاعات بر روی صفحات اینترنت حبس می کند. بر اساس گزارش روزنامه نگاران بدون مرز با آمار 50 ناراضی شبکه ای در زندان ، از حداقل 64 زندانی در جهان ، چین رتبه اول را داراست.
این سازمان در سال 2007 در کتاب آمار آزادی مطبوعات دنیا اعلام کرد: “دولت ها هر چه بیشتر و بیشتر متوجه این مهم شده اند که اینترنت می تواند چه نقش کلیدی و مهمی در حرکت به سمت مردم سالاری ایفا کند و نتیجتاً در تلاش برای یافتن و گسترش راههای جدیدی برای سانسور اینترنت برآمده اند. این سازمان همچنین اظهار کرد: "دولتهای سرکوب گر هم اکنون شدیداً در حال تمرکز برروی وبلاگها و روزنامه نگاران آنلاین همچون روزنامه نگاران رسانه های سنتی هستند."
ایران نیز درست مانند چین قادر به کنترل کامل ارتباطات اینترنتی نبوده و زبان فارسی هم اکنون با 70000 تا 100000 وبلاگ نویس فعال در فهرست 10 زبان اول مورد استفاده وبلاگ نویسان جهان قرار گرفته است. بسیاری از این وبلاگ نویس ها اخبار سیاسی را انتشار می دهند که رسانه های رسمی و اصلی ایران هرگز به آنها نمی پردازند. وبلاگ نویس های ایرانی برای رهایی از محدودیت های دولتی آدرس های اینترنتی خود را مرتباً عوض می کنند و از پایگاه هایی استفاده می کنند که از حفاظت بالا تری برخوردار است.
صفحات اطلاعات اینترنتی ، پادکست ، پیامک و تصاویر ویدئویی دست در دست هم داده و موجبات برطرف کردن فشارها و محدودیت ها ی اعمال شده بر آزادی بیان و ایجاد تغییرات واقعی در ایران ، چین ، برمه و مصر هستند. اما واقعیت این است که هیچ یک از این رژیم ها در نتیجه اعمال این گونه افشا گری هایی سرنگون نشده اند. این در صورتی است که در سایر کشور ها چنین رخدادی روی داده است.
مردم سالاری سیار
معروفترین نمونه مردم سالاری سیار فیلیپین است. در فیلیپین پیامک ها به گردهمایی ها و اتحاد معترضین کمک کرد تا موجبات سرنگونی رئیس جمهور وقت جوزف استرادا را فراهم کند. استرادا ، علیرغم مدارکی دال بر تسلط و کنترل وی بر حساب های بانکی به ارزش 71 میلیون دلار که از راه های نا مشروع بدست آمده بود ، با زیرکی از زیر بار استیضاح مجلس فرار کرده بود. استرادا فکر می کرد از این ماجرا جان سالم بدر برده است . اما در عمل اینطور نشد و صد ها هزار نفر به رای مجلس سنا اعتراض کردند. پیامک ها کوتاه و جالب بود مثلاً "برو به خیابان EDSA" یا "برای مرگ مردم سالاری سیاه بپوش" یا "انتظار زد و خورد را داشته باش." هنگامیکه دادگاه عالی صدای مردم را شنید ، (استرادا را مجبور کرد تا) به کناره گیری تن دهد.
لبنان نیز نمونه ای از همین وضعیت (اما جدیدتر) را به دست می دهد. در سال 2005 یک میلیون نفر از شهروندان با پاسخگویی به پیامهای کوتاه گرد هم آمدند و خواهان این شدند که سوریه به استقرار نظامیش در این کشور پایان دهد. همانند فیلیپین، مردم به سرعت به موفقیت دست یافتند و 14000 نفر از نیروهای نظامی سوریه پس از 29 سال اشغال ، لبنان را ترک گفتند. اما هیچ قطعیتی برای پیروزی و موفقیت مردم در طولانی مدت به چشم نمی خورد چرا که سوریه از روش های مختلف همچون ترور و بمب گذاری همچنان برای بدست آوردن کنترل اوضاع در لبنان اصرار می ورزد و این کشور (لبنان) در شرایطی آسیب پذیر و شکننده بسر می برد.

مثال های دیگر "مردم سالاری سیار" به وفور به چشم می خورند. زنان در کویت از روش پیام های نوشتاری استفاده کردند و نشست هائی را سازمان دهی کردند که به موفقیت آنان و رسیدن به خواسته هایشان مبنی بر داشتن حق رأی برای نامزدی انتخابات رسیدند. خبرگان فن آوری کرۀ جنوبی 800.000 نفر را در آخرین لحظات از طریق پیامک به رأی دادن به کاندیدای دلخواه خودروح مو هیون ترغیب کردند و سرانجام او با کمترین اختلاف ممکن در انتخابات پیروز شد. چینی ها از پیامک برای راه اندازی اعتصاب های کارگری و نشست ها و جلسات سیاسی علیه ژاپنی ها استفاده می کنند.
تمامی این مثال ها نشانگر آن هستند که قدرت فن آوری زیاد است مردم را به خیابان هامی کشد (حداقل در نمونه های ذکر شده). مردمی که پیش از این احساس ناتوانی می کردند. همانطور که اینترنت در آمریکا ابزار ایجاد انگیزه بسیار مهم تلقی می شود ، در کشورهای در حال توسعه که در آنها تعداد محدودی از مردم به شبکۀ جهانی اینترنت دسترسی دارند اما اکثریت مردم از تلفن همراه استفاده می کنند ، تلفن های همراه و پیغام های نوشتاری می توانند چنین نقش مهمی را ایفاء می کنند.
در حقیقت ایالات متحده آمریکا از این نظر حتی از کشور های در حال توسعه عقب تر است. اخیراَ در بوتسوانا به دانش آموزان گفتم که علاقمندم با شرکت های ارتباطی در بارۀ امکان دریافت اخبار از طریق تلفن همراه صحبت کنم. یکی از دانش آموزان تلفن همراه خود را در آورد و گفت "منظورتان چیزی شبیه این است؟" تیتر خبرهای مهم یک روزنامۀ محلی روی صفحۀ تلفن همراه او دیده می شد و این سرویسی بود که مدت ها بود در این کشور ارائه می شد. آفریقایی ها نیز با استفاده از تلفن همراه در مناطق دور افتاده ای که امکان دسترسی به روزنامۀ نیست ، مطالب روزنامه را روی تلفن شخصی خود دریافت می کنند.
هشدارها و نگرانی ها
بنابراین اگر از تلفن های همراه برای رساندن اخبار به کسانی )که ممکن است به طور طبیعی چنین اخباری را دریافت نکنند) و متحد ساختن کسانی که حالا احساس قدرت می کنند و احساس می کنند که می توانند اقداماتی در جهت ایجاد تغییراتی در کشورهایشان انجام دهند ، پس مشکل کجاست؟
برای برخی، نگرانی از آن جا ناشی می شود که مردم سالاری سیار democracy) (mobile تنها چند حرف با mob democracy ( دموکراسی گروه های نا مسئول ) تفاوت دارد. این بسیار ستودنی به نظر می رسد که مردم در فیلیپین قادر به بیدار کردن توده های مردم از طریق فن آوری نوین و برانداختن رئیس جمهور فاسد شده اند اما چگونه می توان جلوی آن دسته از مردمی را گرفت که از همین فن آوری برای سرنگونی دولت هایی که از طرف مردم انتخاب شده اند و در حال بکارگیری سیاست هایی هستند که شاید در کوتاه مدت چندان خوشایند به نظر نرسند اما در دراز مدت به نفع آن کشور می باشند، استفاده می کنند؟
همین فن آوری می تواند به جای اهداف دموکراتیک برای اهداف شیطانی نیز بکار گرفته شود. در تی مور شرقی جانیان غارتگر از همین پیام های نوشتاری برای سازمان دهی شورش ها و حمله به گروه های حافظ صلح استفاده کردند. القاعده به استفاده از به روزترین فن آوری برای برگرداندن جهان به قرن هشتم مشهور است.
نگرانی های دیگر حول محور اینکه همین ابزارهای جدید رسانه ای هستند که سوء استفاده هایی را همچون ماجراهای مصر و برمه روشن می سازند می گردند. ما چگونه می توانیم دربارۀ صحت اطلاعات منتقل شده از طریق شخصی که آن را با تلفن همراه ضبط کرده و شاید حتی بدون نام برای وبلاگ نویسی در غرب فرستاده است قضاوت کنیم؟
چگونه می توانیم مطمئن باشیم که این تصاویر به صورت دیجیتال در کنار هم قرار نگرفته اند؟ (مونتاژ نشده اند؟)
آیا می توان به اطلاعاتی اطمینان کرد که از کسانی بدست آمده که شاید به جای اینکه روزنامه نگاران تعلیم دیده و بی طرفی باشند به خاطر اهداف و دلایل شخصی دست به فعالیت هایی این چنین می زنند؟!
بیشتر کشورهای دنیا هرگز با ایده آل های ایالات متحده دربارۀ روزنامه نگاری هدفمند موافقت نکرده اند. نوعی روزنامه نگاری که در آن دیدگاه روزنامه نگار یا رسانه نمی تواند با گفتن داستان مشخص شود. اما تا زمانیکه اطلاعات هر چه بیشتر از منابعی که برنامه ای مشخص از پیش تعیین شده ای دارند بدست آید، مفهوم ارائه کامل گزارش های منطقی نیز بیشتر از بین می رود.
بِلاگ برمه ای مستقر در لندن به نام کوهتیکه اظهار کرد که تقریباَ با 10 نفر در برمه در ارتباط بوده که برای او متن، عکس و تصاویری از کافی نت ها ارسال می کردند. او به صحت اخبار ارسالی توسط آنان اطمینان داشته اما بیان کرد که رژیم برمه ای نیز از این روند عقب نیفتاده و با فرستادن پیغام های الکترونیکی و پیام های جعلی که اطلاعات غلطی راجع به درگیری های نظامی به دست می دادند خود را به این رویه رسانید.
پایگاه دیگری که گزارشهایی از روزنامه نگاران غیر حرفه ای برمه ای را منتشر کرد Mizzima news بود که به وسیلۀ تبعیدی های مستقر در دهلی نو گردانده می شد (براساس گزارش Wou streetjourner). سر دبیر سو می اینت تعدادی گزارش عکس و تصویر از بیش از 100 دانش آموز فعال سیاسی و شهروندان معمولی دریافت کرد.
او اظهار کرد که سالیان زیادی را صرف ساختن یک سیستم دریافت گزارش از مردم عادی که منابع مورد اعتمادی به شمار می روند کرده است. او در این مورد گفته است: "این کار یک روز نیست" ، "ما طی 9 سال اخیر در حال آماده سازی خود برای این کار بوده ایم. مردم کار ما را می دانند و نیز می دانند که چطور به ما دسترسی پیدا کنند."
خطر دیگر این روند آن است که شهروندانی که به جمع آوری اطلاعات می پردازند اغلب خودشان را با قبول ریسک بزرگی چنین کاری انجام می دهند. در برمه، یکی از اولین قربانیان آشوب یک عکاس ژاپنی بود که در حال ضبط فیلم اعتراضات بود.
روزنامه نگاران حرفه ای معمولاً آموزش های خاصی برای کار کردن در شرایط خطرناک می بینند ( که اغلب البته کافی نمی باشد) و می توانند اگر محکوم شوند روی حمایت یک کارفرما حساب کنند. در حالیکه روزنامه نگاران غیر حرفه ای نه آموزش می بینند و نه از سوی هیچ سازمان خبری حمایت می شوند.
آیا رسانه هایی که کارهای آنان را به نمایش می گذارند -- و در حقیقت با دعوت هایشان آن را در وب پایگاه خود طلب می کنند -- هیچ گونه مسئولیتی در قبال کشته شدن، صدمه دیدن و یا دستگیری آنان قبول می کنند؟ عموم مردم چطور؟
اعتبار بخشی
در مصر، برندۀ جایزۀ ICFJ، ویل عباس با تهدیدهای فراوان و مبارزاتی برای لکه دار کردن وی مواجه شده است. مقامات رسمی دولت اعلام کرده اند که او دارای سوء سابقه ای است که بیانگر همجنس باز بودن و روی آوردن او به مسیحیت هستند. او در مصاحبه ای با (www.ijnet.org) پایگاه بین المللی روزنامه نگاران ICFJ چنین اظهار داشته است: "آنان تلاش می کردند تا مرا بی اعتبار کنند و باعث شوند تا من مخاطبین خود را از دست بدهم."
عباس برندۀ جایزۀ بین المللی روزنامه نگاری شجاعت در سال 2007 شد، شاید بخشی به دلیل تعهدش به پایه گذاری وبلاگش بر نشان شجاعت پایۀ محکم گزارش های حقیقی و نه بر روی عقاید بی پایه و اساس و سختگیرانه.
او با دادن تصویری حقیقی و به تغبیری دست اول و دست نخورده به مصری ها از طریق فن آوری دربارۀ اتفاقاتی که در آن کشور در جریان بود بر این باور است که در حال ایجاد تغییراتی است، تغییراتی که نه روزنامه نگاران و نه شهروندان عادی هرگز پیش از این قادر به انجام ان نبوده اند.
وی گفته است: "من بر روی عکس ها و تصاویر ویدئوای متمرکز شدم که هیچ کس نمی تواند ارزش کار من را پائین بیاورد" وی اضافه کرد که او به زبان عامیانۀ (گفتاری) می نویسد تا توجه مخاطبین جوان تری را که گزارش های رسانه های سنتی به زبان عربی را کسل کننده می دانند، جلب کند.
استفان فرنکلین از شیکاگو تریبون یکی از دریافت کنندگان جایزۀ مذکور که اخیراً به این مهم نایل آمده است که به روزنامه نگاران در مصر آموزش می دهد.
او بود که عباس را برای دریافت جایزه کاندید کرد. فرانکلین علی رغم پیشینه سابقۀ کار در رسانه اصلی این نکته را دریافت که می تواند بزرگترین تغییرات را در کار کردن با عباس و دیگر وبلاگ نویسها باعث شود. روزنامه نگارانی که از آزادی عمل بیشتری برخوردار بودند و از بسیاری جهات تأثیر بیشتری نسبت به روزنامه ها، رادیو و تلویزیون بر جوامع خود می گذاشتند.
فرانکلین یک راهنما برای وبلاگ ها خلق کرد "ده قدم به سوی روزنامه نگاری غیر حرفه ای آنلاین". این راهنما دربرگیرندۀ موضوعاتی همچون محتوا، بازاریابی و امنیت برای وبلاگ ها بود. (این راهنما در پایگاه www.ojnet.org در دسترس همگان می باشد.)
عباس معتقد است که او و دیگر وبلاگ ها -- همانند روزنامه نگاران سنتی که جرأت آن را داشتند که گزارشاتی راجع به موضوعات مشابه تهیه کنند -- کمک کرده اند تا مصریان متقاعد گردند که آنان نیز می توانند اعضای فعال شرکت کننده در مسائل جامعۀ خود باشند و باعث پیدایش تغییراتی در جامعۀ خود بشوند.
او می گوید: "هرگاه بی عدالتی رخ می دهد آنان پای پیش می گذارند و صحبت می کنند،" "درست برعکس گذشته که مردم می ترسیدند حرف بزنند."
دیدگاه های مطرح شده در این مقاله الزاماً بیانگر سیاست های دولت ایالات متحده نمی باشند.