31 جولای 2009
اساتید می گويند: دانشجويان در حال ایجاد روند طراحی زيست محیطی هستند
واشنگتن -- با درخواست کنونی بسياری از مشتريان واحد های مسکونی و اداری در بکارگیری دوستانه ای به محیط زیست در طراحی شان، طرحی که به "معماری سبز" معروف است به کالايی با هيجان روز افزون تبديل شده است، و تعدادی از دانشگاه های امريکا با ايجاد دوره های طراحی پايدار برای برنامه های معماری خود به اين نياز پاسخ داده اند.
دو تن از اساتید برجسته می گويند اغلب مواقع، دانشجويان خود گرداننده اين روند هستند.
استادان معماری ليندا کين (از موسسه هنر شيکاگو)[1] و والتر گروندزيک (از دانشگاه ايالتی بال در مونسی، اينديانا)[2] در گفتگويی با America.gov به تشريح چگونگی تکامل معماری برای پاسخگويی به نيازهای نوين در زمينه انرژی پرداختند -- و اينکه چگونه مهندسين معماری که تحت آموزشدر حال فراگيری مهارت های نوين برای رويارويی با چالش های قرن 21 می باشند.
گر چه آگاهی عمومی در مورد معماری "سبز" تقريباً پديده ای جديد بشمار میرود، به گفته کين اساس آن را می توان در دهه 1970 جستجو کرد، يعنی هنگاميکه گروه کوچکی از معماران مترقی پيشتاز دست به ايجاد ساختمانهایی زدند که از "نور خورشيد"[3] که از منابع انرژی تجديد شونده جمع آوری می شد استفاده می کردند.
کين بخاطر می آورد که، " شرکتهایی بودند که از اين روش استفاده می کردند، امّا این کارخانه ها در اقليت بودند، و در آن موقع هم به آنها 'معماری سبز' اتلاق نمی شد." وی اظهار داشت، "اصول قديمی تهويه طبيعی و استفاده از نور خورشيد" از قبل با برخی از برنامه های طراحی ويژه ادغام شده بود -- و بعد ازکشف دوباره مورد استفاده متخصصين محيط زيست آگاه امروزی قرار گرفته است.بنا به گفته گروندزيک، تعدادی از مدارس، "30-40 سال پيش اصول پايداری را، قبل از ديگران تدريس می کردند." اين روز ها، مدارس بيشتری در حال ارائه دوره های طراحی مفيد در زمينه انرژی و استفاده از مواد پايدار هستند، امّا کين و گروندزيک هر دو گوشزد کردند که "سبز شدن" برنامه های معماری امريکا در مرحله ابتدايی آن است. طبق تخمين گروندزيک "ممکن است 10 در صد دانشکده های معماری امريکا کار خود را بنحو احسن انجام دهند" و دانشجويان را در مرحله آموزش پايداری قرار دهند.
وی گفت: "اين روشی است که به آهستگی انجام می شود." و برای دانشجويان پاسخگویی به نگرانی های زيست محيطی در اکثر برنامه های معماری، "قطعاً اجباری نيست". امّا وی پيش بينی کرد که در سالهای آينده، نهضت طرح پايداربعنوان محصولی نوين و "سبز" از سوی معمارانی که وارد بازار کار می شوند "شتاب بيشتری بدست خواهد آورد" .
وی گفت، "همه چیز در باره تغييرنسل است. بعقيده من برنامه های قويترمعماری را دانشجويان ابداع کرده اند. برای تعليم بیشتر در زمینه پايداری "مدارس در مقابل نياز دانشجويان پاسخگو بوده اند".
کين در این زمینه موافق بود. وی گفت، "برای تغيير رفتار به زمان نياز است، مردم اغلب نسبت به تغييرات مقاومت نشان می دهند. امّا، بسياری از افراد جوانتر با ايده طرح پايدار مأنوس هستند، و اين احتمالاً در سالهای آينده سبب تغيير جهت خواهد شد."
حتی در میان آن دسته ازمدارس معماری که در آموزش پايداری گوی سبقت را از ديگران ربوده اند، نياز ها برای فارغ التحصيلی ممکن است متفاوت باشد -- امّا اکثر برنامه ها از دانشجويان انتظار دارند تا دوره کارآموزی را بگذرانند تا بدين ترتيب بتوانند برخی از تجارب طراحی را شخصاً بدست آورند، خواه به محيط زيست ربطی داشته باشد خواه نداشته باشد. گروندزيک در دانشگاه ايالتی بال گفت، "يک دوره کارآموزی گسترده رکن اصلی برنامه ماست."
کين گفت، در موسسه هنر شيکاگو، "ما يک سری دوره داريم که رويهمرفته بنام 'منطقه سبز' معروف است. آنها دوره های پيوسته ای هستند که بر طرح هايی که از جهت انرژی مفيد می باشند تکيه دارند، و دانشجويان علاقمند می توانند اين دوره ها را بگذرانند." وی با اشاره به نظام ارزيابی که طرح ممتاز پايدار را شناسايی می کند گفت بعلاوه، "برخی از مدارس دوره های LEED [رهبری طرح انرژی و محيط زيست] را ارائه می دهند. بسياری از دانشجويان ما بهنگام فارغ التحصيلی گواهينامه LEED دریافت می کنند. ما همچنين دارای يک برنامه حفاظتی تاریخی مهم هستيم" که بر بازسازی ساختارهای موجود برای کاهش اثرات کربنی آن تأکيد دارد.
بازسازی يکی از جنبه های مهم معماری پايدار است؛ که اهمیت آن کمتر از ساختمان نمادين امپاير استيت در نيو يورک نیست که اخيراً فرايند تبديلی چندين منظوره ای در آن تعبيه شده است تا از نظر مصرف انرژی مفيد تر باشد. گروندزيک گفت، در حاليکه برنامه های دانشگاهی از همان شروع کار تمايل به تأکيد بر طراحی ساختمانهای جديد که پايدار تراند دارند، "بسياری از متخصصين از اهميت بازسازی بعنوان رشد صنعتی بالقوه آگاه می باشند."
طبق اظهارات کين، بکارگيری طراحی پايدار در مناطق شهری می تواند احساسی از ارتباط با دنيای طبيعی را باب کند. وی می گويد، "بيشترین تغيير قابل ملاحظه ريشه های سبز بوده اند" که اغلب بعنوان چمنزار، درخت و گياه به نمايش گذاشته می شوند. بسيار جالب است که انسان در ميان آسمانخراش هايی که او را محاصره کرده اند زیريک سقف سبز قرار گيرد. چيز های ديگر داخل شهر نيز با سطوحی سخت پوشيده شده اند. اين بازگشتی است به تلاش برای با شکوه تر زندگی کردن."
گروندزيک به اين نکته اشاره کرد که سر در گمی در مورد واژه هايی چون "سبز" و "پايدار"، که بسيار با يکديگر در ارتباط اند امّا مترادف نيستند وجود دارد. وی گفت، "پايداری در واقع توانايی ما برای زندگی کردن در ميان امکانات زيست محيطی ماست. پروژه ای پايدار نمی تواند سبب آلودگی شود، و نمی تواند بر منابع تجديد نشدنی تکيه داشته باشد. سبز قدمی بسوی پايداری است، امّا کاملاً بدون کربõ نيست."
چه صرفاً "سبز" باشد، چه کاملاً پايدار، معماری خود را برای پاسخگويی به نياز های دنيای مدرن تنظیم می کند. گروندزيک گفت، "من مقاله ای را خواندم که می گفت بيش از 50 در صد مشتريان شروع به تقاضا برای طرح های پايدار کرده اند. در بسياری از موارد، آنها به واقع مهندسين معماری را بدنبال خود می کشند."
کين نيز افزود: "دوران جالبی است. هنگاميکه در سال 1985 من به موسسه هنر شيکاگو آمدم، کسی علاقمند به طراحی پايدار نبود. حالا، اساتيد، آرشيتکت ها، طراحان و دانشمندان -- همه علاقمند شده اند. اين احساس به ما دست می دهد که در تيزه جناغ تغييرات هستيم."