09 می 2008

(Steven Parny, Mark Cirilli and Martin Whittaker)
محيط زيست منظم و زيرساخت مالى نيرومند براى حمايت از اجراى تكنولوژيهاى انرژى پاك در مقیاس گسترده مورد نياز ا ست. سازمانهاى بين المللي، دولتها و كسانى كه در اين زمينه سرمايه خصوصى دارند به دنبال راههايى براى شركت در اين وظيفه بزرگ از طريق مكانيسمهاى مالى خلاق و ديگر وسايل سرمايه گذارى هستند.
Steven Parry ، همکار شرکت NGEN Partners LLC است، یک شرکت سرمایه گذاری ریسک پذیر در سا نتا باربارا، کالیفرنیا ، که در انرژی پاک و دیگر تکنولوژی های نوین سرمایه گذاری می کند.
Mark Cirilli و Martin Whittaker همکاران شرکت MissionPoint Capital Partners LLP هستند ، شرکتی که در نورواک جنوبی در کنتیکات واقع ا ست.
بر خلاف داستانهای بی شماری که درباره تغيير آب و هوا و توسعه تكنولوژى در بخش انرژى گزارش شده ، ولى راجع به اينكه ما چگونه قصد داريم تا هزينههاى اجراى تكنولوژيهاى جديد را تأمين كنيم ، اخبار كمى گزارش شده ا ست. مقياس اين موضوع ممكن ا ست رقابتهاى فنى را كم اهميت جلوه بدهد. آژا نس انرژى بينالمللى تخمين ميزند كه به 17 تريليون دلار بودجه براى توسعه انرژى جهانى نياز دارد. كه این مقدار شامل پروژههاى انرژى پاك در طول 25 سال آينده و مقدار 5 تريليون دلار آن نیز فقط براى توسعه ملتها مورد نياز ا ست.
« منابع مالى انرژى »
منابع مالی انرژى پايدار به پروژه و يا شركت مربوط ميشود. بودجه ميتواند در هر مرحله از اجراى پروژه تأمين شود، از اولين مراحل، كه در آن انتظار بازده و ريسك بالاست، تا آخرين مرحله كامل شدن عمليات ، كه در آن ريسك و بازده پايين تر ا ست . يك جدول نقشهايى را كه اين منابع مالى ايفا ميكنند را نشان ميدهد.
در سطح شركتي، منابع سرمايه شامل موارد زير ميشود :
• منابع سرمايه گذاران شخصى و سرمايه داران پر جسارت در بالاترين ريسك، مرحله اوليه توسعه شركت كه در آن تحقيق و توسعه (R&D) و بوجود آمدن سرمايه مورد نياز ا ست.
• سرمايهگذاران سهامى عام و خاص، که معمولاً زمانى كه درآمدها بهمنظور تأمين رشد و توسعه سرمايه تثبیت شده وارد فعاليت می شوند .
• وامهاى درازمدت برای مراحل رشد دراز مدت شرکت های جا افتاده با تاریخچه تثبیت شده و اوراق موازنه.
• سهام پروژه، كه در چرخه اوليه پروژه فراهم می آید ، بمنظور نشست ، جمعآورى اطلاعات و شكل گيرى پروژه كه به سرمايه گذاران و كسا نيكه در آينده بعنوان سهام داران در اين بنگاه اقتصادى شرکت می کنند سود می دهد.
• تركيب وام و سهام، كه همچنين بعنوان Mezzanine Finance شناخته ميشود كه معمولا براى ساخت و تأسيس پروژه تأمين ميگردد.
• وام اصلي: كه بمنظور ساخت پروژههاى بزرگ و توسعههاى آينده و عمليات بنگاههاى اقتصادى بكار مى رود و معمولاً در فرم وامهاى سنتى براى پروژهها تأمين گرديده و مؤسسات وام دهنده خواستار مقدار معينى از سود و بازپرداخت اصل وام ميباشد ، ا ست.
• مقياس پروژه بر روى منا بع مالى سرمايهگذارى مؤثر ا ست . در پروژههاى بزرگ كه تأسيس آنها منوط به ايجاد انرژى هيدروالكتريك و ساحلى و يا نيروى باد ميباشند در گذشته توسط مؤسسات مالى بزرگ سرمايهگذارى ميشدند . این شرکت ها خواستار سرمايهگذارى مساوى در اين امر از طرايق منابع متعدد بودند. در اين قبيل پروژهها ريسك قابل اندازه گيرى ا ست و قابليت بيمه شدن وجود دارد. اين پروژهها بطور متنا وب بر روى بيلان مالى اندازه گيرى شده به اين معنى كه مبلغ وام داده شده به پروژه قابل جبران نيست، حتی اگر صاحبان پروژه ادعا كنند كه پروژه با شكست مواجه شده ا ست.
• پروژههایی در مقياس كوچك كه تكنولوژيهاى جديد نظير انرژى خورشيدى ، زيست تودهاى را به خدمت ميگيرند، بسيار متفاوت هستند. اين فرم از انرژى شامل ريسكهاى تكنيكي، علاوه بر ريسكهاى مربوط به اجراى پروژه ميباشد بنابراين آنها قادر به جذب منابع سنتى مالى در بازار خصوصى نيستند. منابع مالى در اينگونه پروژهها از طريق سهام تأمين ميگردد، چراكه وام دهندگان معمولاً اين بينش را دارند كه بازگشت وام از طريق اقساط با ريسك بزرگى مواجه ا ست. اين ادراك باعث ميشود كه آنها نسبت به افزايش وام ناخشنود باشند و در نتيجه ، حل مسئله ريسك برای رسيدن به توليد انرژى پايدار در سطح قابل قبول ، بسیار سرنوشت ساز ا ست.
« تعيين ميزان ريسك »
منابع مالی تكنولوژى انرژی پايدار ، ناگزیر با ريسك همراه ا ست. بعضى از اين ريسكها مخصوص واحدهاى انرژى بوده در حاليكه ساير ريسكها شامل انرژى پايدار و تعداد بيشمارى در زمينه فنى ، اجرايى ، تنظيمى و مسائل انعقاد قرارداد مي باشد كه آنها را محاسبه كردهاند.
اين ريسكها شامل موارد زير است :

• قيمتگذارى – عدم اطمينان به منابع اقتصادى پروژهها، عليرغم قانون زدايى و روندى كه باعث شده قراردادهاى بلند مدت به كوتاه مدت تبديل شود كه آن را قيمت گذاري" Spot " مينامند. اين در جايى ا ست كه قيمت گذارى و پرداخت حقوق در زمان نزديك به هم صورت ميگيرد.
• ريسك واحد پولى – قرار داشتن در معرض تغییرات مبادله پولی ، در اموالی كه با واحد پول خارجی سنجيده ميشود.
• ريسك سياسي/ كشورى – وجود خطر بالقوه از طرف دولتها از طریق انكار پرداخت براى قراردادهایی (PPA) كه تأمين كننده درآمد پروژهها ا ست و برخلاف روشهاى پرداخت وام Mezzanine Finance ميباشد.
• بيمه ضعيف – عدم تضمين در برآورده كردن زيانهاى طرف قرارداد بر طبق شواهد تاريخى و تجربي. در عين اينكه هزینه بيمه زیاد ا ست و پوشش آن محدود.
• عملكردهاى فنى – عدم وجود شواهد تاريخى درباره نيروى كارآمد.
• محافظت منابع فكرى (ΣP)- وجود خطرهايى بالقوه نظير تخطى از ا متياز رسمى و دزدى اطلاعات در بازار در حال توسعه .
• نگهدارى – عدم وجود خدمات مهندسى تخصصي، نيروى متخصص كارگر و جايگزينى تجهيزات.
• در دسترس نبودن منابع اوليه – عدم اطمينان بر مسايلى نظير عملكرد باد، وجود مواد اوليه براى انرژى زيست تودهاى يا وجود آب .
• ريسكهاى زيرساختى – مسائل پيوستگى بخش شبكه و عدم دسترسى به سيستم ارسال و توزيع.
• ريسكهاى اعتبار – كيفيت اعتبارى بد از سوى بسيارى از پيمانكاران پروژهها و شركاء كاري.
• ريسكهاى قراردادي- عدم تثبیت فضاى قانونى در پیرامون انرژى پاك.
• قوانين و سياست عمومى – تغييراتى در نظرهاى سياسى نسبت به مشوقهاى مالى براى تكنولوژى پاك. بطور مثال : عدم اطمينان به سرمايهگذارى از طريق كسب ماليات و اعتبار ماليات توليدى در ايالات متحده.
• كاهش ريسكهاى سرمايهگذارى – امروزه تعداد كمى از اين ريسكها بطور كامل شناخته شده و مورد توجه قرار گرفتهاند در نتيجه جريان اصلى سرمايهگذاران مالى قادر به حمايت تكنولوژى بادوام از طريق سرمايهگذارى سنتى نميباشد. اين سرمايهگذاران معتقدند، گاهى به اشتباه، سرمايهگذارى روى انرژى بادوام يك روند ترغيب شده از سوى جامعه ميشود كه دوام نخواهد يافت ولى با وجود اين امر وظيفة اخلاقى آنها در تعقيب اين امر توأم با ريسك خواهد بود.
اخيراً تعدادى از وسايل سرمايهگذارى قابل جايگزين در امر سرمايهگذارى انرژى پايدار ظهور كردهاند كه با معادلة ريسكپذيرى سازگار ميباشند و اين امر باعث افزايش فزايندهاى در سطح سرمايهگذارى توسط سازمانهاى سرمايهگذار بزرگ در زمينه تكنولوژى پاك شده است كه شامل انرژى بادوام نيز هست . بنگاههاى اقتصادى اكنون 10% سرمايه گذارى انرژى خود را به انرژى پاك اختصاص دادهاند كمپانيهايى نظير Sun edision LLC كه هماكنون پيگير روشى بنام دستمزد براى خدمات ميباشد فراهم كنندة سرمايه اوليه براى پروژههاى خورشيدى در عوض قبض ماهانه براى مشتريان ا ست. اين سير سريع نوآورى بازرگانى همزمان با ساير روندها – ثبت فرّار بودن بالا در بازارهاى سوخت فسيلى و پيشرفت تكنولوژى و اصلاح نظم بازار نیرو و عميق شدن نگرانيهاى زيست محيطى –سرمايه گذارى در انرژى پايدار را به طور فزايندهاى جذاب ميكند. در حال حاضر اگرچه قسمت عظيمى از مرحله اوليه كار نيازمند تركيب نظمدهنده و شركت افراد ثالث ميباشد، در كشورهاى در حال توسعه كه اقتصاد در حال گذر ا ست ايفاگران نقشهاى كليدى شركت بشكل عمومي- خصوصى ميباشند. سازمانهاى چند جانبه نظير بانكجهانى و اهرمهاى سرمايهگذارى آن، شركتسرمايهگذارى بينالمللى و سازمانهاى 2 جانبه نظير واردات و صادرات ايالات متحده و نيز برنامههاى يك جانبه ايفاى نقش ميكنند. ايالات متحده، كانادا، آسيا و اروپا در حال يافتن راهى به منظور كاهش ريسك سرمايهگذارى از طريق اعطا سوبسيد به ماليات، حمايتهاى مالى مستقيم و غيرمستقيم، بكارگيرى مكانيسم بازار و ساير مثالهايى كه در زير ذكر ميشوند هستند:
• آژانس انرژى تجديد پذیر در هند كه فراهم كننده تسهيلات مالى براى پروژههاى خورشيدى ا ست.
• برنامه بانك جهانى براى انرژى جايگزين در آسيا، كه بيش از 5/1 ميليارد دلار روى اين انرژى سرمايهگذارى كرده ا ست.
• اعطاى تسهيلات مالياتى و سرمايه گذارى و توليد در ايالات متحده به نحويكه تأمينكننده سرمايه و هزينههاى مالى بمنظور موازنه در پايين آ وردن هزينههاى واحد در توليد انرژى ميباشد.
• اعتماد به كربن، يك كمپانى مستقل در انگليس اقدام به سرمايهگذارى مشترك با دولت بمنظور كمك كردن به استفاده از اقتصاد كربن پايين كرده است.
• گسترش تكنولوژى پايدار در كانادا، يك سازمان چند ميليون دلارى كه توسط كانادا در سال 2001، بمنظور توسعه و گسترش انرژى پاك تأسيس شده ا ست .
فرصتهاى ايجاد شده ، برنامه بعدي، خصوصاً پروژههاى در مقياس كوچك كه شامل فرم جديدى از بيمه بوده، ميباشد كه اين برنامه شامل حمايت از قيمت و بوجود آورنده انشعاباتى در خريد انرژى ا ست نظير خريدار، فروشنده و قدرتى كه تضمين كننده قيمت بالاتر مى باشد و همچنين شامل نوآورى در سرمايه گذارى و نهايتاً ايمنسازى ريسك انرژى پاك ا ست. اين برنامهها در سطوح ملى طراحى شدهاند تا به كاربران اقتصادى كمك كنند تا اين تكنولوژى را به مرحله ظهور برسانند.
سرانجام – هيچكدام از اين برنامهها به موفقيت دست پيدا نخواهند كرد مگر اينكه سيستم خوشساخت نظم دهندهاى وجود داشته باشد. و كشورهايى موفق ميشوند كه قوانين در آنها همسان و درازمدت باشد ، جاييكه حفاظت از اموال اطلاعاتى تضمين شده باشد و جايى كه قراردادها معتبر باشد و از قوانين حمايت شود و حمايتهاى مادى در دراز مدت داراى شفافيت ميزان قيمت باشد.
« جايگزينهاى مالى براى كربن »
مكانيسم بازار زيست محيطى كه همواره ارزشهاى مالى را به سودهاى زيست محيطى از طريق پروژههاى انرژى پاك پيوند دادهاند و ثابت كردهاند كه يك روش مؤثر بهمنظور سرعت بخشى به سرمايه گذاريهاى آتى بوده ا ست. مخصوصاً در بازارهاى Cap-and-trade ، یعنی جايى كه كل پول در سراسر بازار بين افراد مختلف تقسيم شده ا ست ولى هر فرد ، بمنظور دستيابى به اهداف خود ، مجاز به معامله با دیگران با پايين ترين قيمتها مى باشد كه اين امر موجب شده ا ست صدها ميليون دلار صرف انرژى پاك گردد و نيز به ارتقای كل صنايع و پرداخت نقدى بدهى منجر شدها ست.
طرح های متکی به برنامه نشان دادهاند كه در سوق دادن سرمايه به سوى انرژى پاك مؤثر بودهاند. بهنحويكه اعتبارات ا سنادى كه به پروژهها داده شدهاند بطور عادى برابر با مقدارى از پول ميباشند كه در حالت عادى به سناريوهاى تجارى عادى اعطا نميگردد. بعضى از برنامههاى موفق و برنامههاى Cap-and-trade ، كمك هزينهاى دي اكسيد گوگرد، آمريكا و برنامه اتحاديه اروپا و پروتكل توكيو بر مكانسيمها و اتحاد برنامههاى كاربردى تاكيد دارند. در طول زمان اين بازارها توانايى داشتهاند كه بطور اساسى توليد انرژى را به سمت انرژى پاك سوق داده و از انرژى همراه با تكنولوژيهاى كاهش دهندة آلايندهها ا ستفاده نمايند. تجارت انرژى تجديد پذیر توانسته اعتبارنامه يا كارت سبز دريافت نمايد . اين بازار مشابهى كه ايجاد نقدينگى اضافه براى مناسب كردن پروژههاى انرژى پاك براساس فروش واحدهاى انرژى تجديد پذیر به توليد كنندگان انرژى عمده فروش RPS ایجاد کرده ا ست ، به تنظيم سند تجديد پذیر از استانداردها منجر شده ا ست. در ايالات متحده و بسيارى از ايالتها چنین روشی را اتخاذ كرده و يا در حال اتخاذ آن ميباشند. تسهيلات تنظيم شده اجازه ميدهد كه خريد انرژى تجديد پذیر از طريق توليد كنندگان اين انرژى بصورت سراسری صورت گيرد.
« گذر به عصر جديد »
پيشرفتهاى تكنولوژى به سرعت در حال كاهش قيمتها به منظور دستيابى به انرژى پايدار و همسانسازى قيمت آن با منابع سنتى انرژى ا ست. سؤالى كه همچنان مطرح ا ست اين ا ست كه آيا زيرساختهاى مالى براى حمايت قاطع از اين محصول جديد وجود خواهد داشت؟ منابع مالى و مديريت ريسكى ، بطور فعالى ، در جستجوى يافتن راهى بمنظور شركت در وظيفة تاريخى خود بمنظور حمايت از اين تكنولوژى هستند ولى آنها تنها زمانى قادر به تحقق اين امر ميباشند كه قوانين واضح بوده و سياستگذاران دولتى مهيا كننده تعهدات درازمدت بوده و ريسكها و پاداشها بطور مناسبى موازنه شده باشد. كشورهاى موفق كشورهايى خواهند بود كه اين امر را با تفكر درازمدت نظم دهنده زيست محيطى و بازارهاى مالى كم خطر و استوار فراهم كنند.