24 سپتامبر 2008
نوشتۀ: دومینیک د پاسکواله
این کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری از حزب جمهوری خواه به مدت 50 سال به عنوان افسر نیروی دریایی و عضو کنگره، به کشورش خدمت کرده است. در حالی که مک کین حامی بسیاری از طرح های ابتکاری دولت بوش بوده است، وعدۀ رویکری جدید به مسائل خارجی و داخلی را می دهد.
کاندیدا شدن مک کین برای احراز مقام ریاست جمهوری از سوی حزب جمهوری خواه، سابقۀ یک دورۀ چشمگیر خدمت پنجاه سالۀ اوبه کشورش را دربر می گیرد.
داستان زندگی مک کین به عنوان یک خلبان نیروی دریایی، زندانی جنگی در ویتنام، عضو کنگره، و سناتور، دارای ویژگی هایی متمایز است، او آن چه در سر می پروراند را بیان می کند، او وفادار به بنیادی ترین ارزش ها و اصول است، خود را وقف وظایفش می کند و نگهبان سرسخت استقلال است. این خصوصیات که موجب خشم دائم زندانبانانش در ویتنام شمالی، و حتی گاهی کینۀ هم قطارانش در حزب جمهوری خواه بوده است، جانبداری و تمجید میلیون ها تن از رأی دهندگان آمریکایی را هم برای او به ارمغان آورده.
او به عنوان مردی که سالنامۀ سیاستمداران آمریکا او را "شبیه ترین فرد سیاسی به یک قهرمان ملی" می خواند – علاوه بر مدال های دیگر، صاحب مدال نقره ای، مدال قهرمانی در مأموریت های هوایی، و مدال به جهت جراحات جنگی نیز هست – مک کین زندگینامۀ والای خود را با شرکت در رقابت های انتخابات ریاست جمهوری سال 2000 نیز مزین کرد؛ او در این دوره از فعالیت های سیاسی خود، موفق شد قلب بسیاری از آمریکایی ها را تسخیر کند. وی بعد از شکست در آن انتخابات، به منزلۀ یکی از محترم ترین افراد صاحب نظر در سنای آمریکا، مخصوصا پیرامون مسائل مربوط به امنیت ملی، و یکی از برجسته ترین چهره های سیاسی حزب جمهوری خواه معرفی شد.
شاید بیش از هر خصوصیت دیگری، مفهوم شرافت فردی در زندگی خصوصی و شخصیت اجتماعی او از هر چیز دیگر بیشتر اهمیت داشته است.
مک کین در کتاب شرح حال خود با عنوان ایمان پدران من نوشت، در زندان، که پاسداری من از استقلال موجب تمسخر و اهانت به من می شد، حفظ احترامم را در وفاداری به مملکتم می یافتم. هر افتخاری، تعهداتی به همراه دارد. من و مردانی که در کنارشان خدمت می کردم، سهم خود را پذیرفته، و شکرگزار این افتخار بودیم.
سال های آغازین
جان سیدنی مک کین، که پدر و پدربزرگش دریا سالار نیروی دریایی آمریکا بودند، در 29 اوت 1936، در منطقۀ کانال پاناما که تحت قیمومیت آمریکا قرار داشت، متولد شده است. گذشتۀ میراث نظامی در خانوادۀ او که به سرزمین های مرتفع در اسکاتلند باز می گردد و تا زمان جنگ استقلال آمریکا در قرن هجدهم توسعه می یابد، یعنی زمانی که یکی از نیاکان او در خدمت جورج واشنگتن انجام وظیفه می کرد.
مک کین جوان به شیوۀ خاص نظامی یاد گرفت خود را با وضعیت کار پدرش که جابه جایی مدام خانواده از یک پایگاه دریایی به پایگاه دیگررا ایجاب می کرد، تطبیق دهد. این نقل مکان های متعدد نقش مهمی در شکل گیری خلق و خوی مک کین داشته است. او می گوید، در هر مدرسۀ تازه اولین کوشش من یافتن رفقایی جدید برای جبران از دست دادن دوستان سابقم بود.... در هر مدرسۀ تازه، من یک آدم سرسخت بودم.
در سال 1954، مک کین دبیرستان اسقفی الکساندریا، ویرجینیا را به پایان رساند، و بر قول خود با آکادمی نیروی دریایی باقی ماند. در آکادمی، او بنا به توصیف خودش یک "دورۀ چهار سالۀ سرکشی و یاغیگری" را فرا گرفت. او معروف به خوش رویی و خوش گذرانی بود و نمرات بدی را به خاطر اخلاق و رفتارش ردیف کرده بود، از لحاظ درسی هم با مشکل روبرو بود، اما بالاخره با سخت کوشی در سال 1958 فارغ التحصیل شد.
خلبان نیروی دریایی و زندانی جنگی
او که به عنوان خلبان نیروی دریایی درجۀ افسری گرفته بود، به مدرسۀ خلبانی پنساکولا، فلوریدا وارد شد و گواهی خلبانی خود را از این مدرسه دریافت کرد. در اوایل دهۀ 1960، او بر تعداد زیادی از ناو های هواپیما بر مستقر در مدیترانه فرود آمد. همان طور که دخالت نظامی آمریکا در ویتنام در اواسط دهۀ 1960 عمیق تر می شد، تمایل مک کین به فرماندهی هم شدت می گرفت و مصمم شد با ایجاد سوابق شرکت در جنگ، به این آرزوی خود جامۀ عمل بپوشاند.
اوهنگامی که در سال 1967 و در ناو USS Forrestal در خایج تونکن در کرانه های شمالی ویتنام خدمت می کرد و بر روی عرشۀ کشتی منتظر پرواز با جت جنگندۀ A-4 بود، آتش مهیبی تمامی عرشۀ پرواز را در خود فرو برد و چیزی نمانده بود که او نیز صدمه ببیند. مک کین بلافاصله و به طور داوطلبانه خود را از کشتی سوخته، به ناوگان هوایی دیگری در ناو USS Oriskany منتقل کرد.
مسیر زندگی مک کین در 26 اکتبر سال 1967 به کلی تغییر کرد. او هنگامی که در حملۀ هوایی علیه تأسیسات برقی در هانوی شرکت داشت، یک موشک زمین به هوا بال راست جت جنگندۀ او را از جا کند. او با چتر نجات از هواپیما پایین پرید و با دو بازو و زانوی شکسته، در دریاچه ای در مرکز شهر فرود آمد. او بلافاصله دستگیر شد و پنج سال و نیم در اردوگاه های اسرای جنگی ویتنام شمالی، در اسارات به سربرد که غالبا با بدرفتاری و شکنجه همراه بود.
مک کین نیز مانند سایر اسرای جنگی آمریکایی برای در اختیار قرار دادن اطلاعات نظامی و ارائۀ بیانات تبلیغاتی ضد آمریکا، در معرض ضرب و شتم و بازجویی قرار می گرفت. مک کین بعد از رد کردن پیشنهاد آزاد شدن، برای چند روز تحت چنان کتک های سختی قرار گرفت که به اقرار دروغین رضایت داد، و این چیزی است که همیشه مایۀ شرم و ناراحتی او می شد. با این حال، او از این سرافکندگی شخصی سر بلند کرد و معروف به "فرد مقاومی سرسخت" گردید، این لقب نهایت لطفی بود که هم بند های او به سرسخت ترین مبارزان داشتند.
مک کین تاب آوردن در دوران اسارت را که دو سال آن نیز در زندان انفرادی گذشت، مدیون ایمان است – "ایمان به خدا، ایمان به میهن، ایمان به هم بندها". مک کین در صحبت از شیر دلی و مقاومت هم بندانش چنین گفت، آن ها برای من مانند فانوسی بودند، فانوسی از شجاعت و ایمان که راه برگشت با افتخار به وطن را برای من روشن می کرد، و من برای برخورداری از نور این فانوس، با ترس و نا امیدی مبارزه کردم.
ورود به دنیای سیاست
بعد از امضای قرارداد صلح میان ایالات متحده و ویتنام شمالی در ژانویۀ سال 1973، که شامل آزاد کردن اسرای جنگی هم بود، مک کین در 15 مارس همان سال، آزادی خود را دوباره به دست آورد – او به شدت تلاش می کرد تا توان جسمانی از دست رفتۀ خود را جبران کند، تا به حدی که موفق شد مجددا وظیفۀ خود به عنوان خلبان نیروی دریایی را به عهده بگیرد.
از سال 1973 تا 1974 او به کالج ملی جنگ در واشنگتن رفت و رساله ای دربارۀ مقاومت سربازان اسیر نوشت، اما در واقع، وظایفی که پس از آن بر عهده گرفت بود که مسیر زندگیش را به طور کلی متحول کرد. در سال 1977، مک کین کار خود را به عنوان افسر رابط نیروی دریایی در سنا آغاز کرد. نیویورک تایمز نوشت او در این نقش، مزۀ مبارزات قانونگذاری را چشید و... توانست علی رغم اختلافات ایدئولوژیک، روابط دوستی و مناسبات کاری زیادی برقرار نماید، که نقطۀ عطفی در سوابق کاری او در سنا محسوب می شود.
او در سال 1981 از نیروی دریایی بازنشسته شد و بعد از چشم پوشی از ارتقای درجه و رتبۀ دریاسالاری، به آریزونا، محل سکونت همسر دومش سیندی که در سال 1980با او ازدواج کرده بود، نقل مکان نمود. او در سال 1982 برای اولین بار وارد دنیای سیاست شد و با کسب 66 درصد از آرای ناحیۀ اول انتخاباتی آریزونا، موفق به کسب کرسی مجلس نمایندگان گردید. در سال 1984 مجددا انتخاب شد، و پس از آن، در سال 1986 موفق به کسب کرسی مجلس سنا و جایگزینی برای سناتور بری گولدواتر گردید (که در سال 1964 کاندیدای ریاست جمهوری از سوی حزب جمهوری خواه بود).
مک کین در سال های نخست فعالیت خود در سنا، بر مسائلی تأکید می ورزید که با سوابق کاریش قرابت داشت، مانند دفاع ملی، حمایت از سربازان سابق، و عادی سازی روابط با ویتنام، که در این مورد آخر با سناتور جان کری از حزب دموکرات، که او هم از قهرمانان جنگ ویتنام بود، همکاری نزدیکی داشت. سال ها بعد، هنگامی که کری در سال 2004 کاندیدای ریاست جمهوری حزب دموکرات شد، و سوء برداشت هایی درمورد خدمت ارتشی او در ویتنام پیش آمد، مک کین به دفاع از همرزم خود و سابقۀ خدمت کری برخاست.
کمک های مک کین در طول سوابق خدمت خود در سنا کم سابقه نیست. او برای یافتن راه حل مناسب برای مسائل پیچیده و اختلاف برانگیز در سنا، همیشه کوشش کرده است تا با همتایان دموکرات خود به اتفاق نظر برسد – گاهی تلاش های او با موفقیت همراه بوده است، مانند مورد عادی سازی روابط با ویتنام؛ و گاهی ناموفق، مانند زمانی که سعی کرد همراه با سناتور ادوارد کندی به مسئلۀ حساس مهاجرت غیر قانونی بپردازد.
اکنون در چهارمین دورۀ سناتوری خود، سوابق آرای او در کنگره هماهنگ با باور های سیاسی جمهوری خواهان است – حمایت از دفاع مستحکم ملی، کاهش مالیات ها، مخالفت با قضات فعال در سیاست، و مخالفت با مسئلۀ سقط جنین. او در فعالیت های سیاسی مربوط به اصلاحات مالی، آدمی خود مدار بوده و به شدت با خرج تراشی دولتی، باند بازی در سپردن مشاغل به آشنایان و تخصیص بودجه به پروژه های جزئی نمایندگان جهت ناحیۀ انتخابیۀ خود، به مخالفت برخاسته است.
شرکت در انتخابات ریاست جمهوری
مک کین اول بار در سال 2000 از سوی حزب جمهوری خواه در انتخابات ریاست جمهوری شرکت جست. بسیاری از رأی دهندگان خلوص او، طنز سرزنش آمیز نسبت به خود، و صراحت لحن او را جذاب یافتند، تا حدی که نه تنها در ایالت خود مورد توجه قرار گرفت، بلکه محبوبیت او از مرز احزاب نیز گذشت؛ بر روی اتوبوسی که توسط آن به فعالیت های سیاسی می پرداخت، نوشته شده بود "اتوبوس گفتگوی صریح". مک کین موفق شد در انتخابات مقدماتی ایالت نیوهمپشایر که همیشه قبل از بقیۀ ایالات برگزار می شود، رقیب شناخته شدۀ انتخاباتی خود، جورج و دبلیو بوش را شکست سختی دهد. اما بقیۀ نتایج مبارزات انتخاباتی او موفق به جذب آرای کافی از سوی جمهوری خواهان سایر ایالت ها نگردید. بعد از شکست در ایالت های عمده ای چون کالیفرنیا و نیویورک، از فعالیت های خود کناره گیری کرد و به حمایت از بوش پرداخت که متعاقبا با پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری در نوامبر، کاخ سفید را دوباره به دست جمهوری خواهان سپرد.
در سال های بعد، تاریخچۀ فعالیت مک کین در سیاست ملی در سطح بالا باقی ماند. کنگره بالاخره در سال 2002 قانون اصلاح تأمین بودجه برای مبارزه های انتخاباتی را که مک کین و سناتور راس فین گولد، از حزب دموکرات، مؤلفان مشترک آن بودند، به تصویب رساند. مک کین که حامی سیاست های مستحکم دفاع ملی است، در سال 2003 از طرح حمله به عراق پشتیبانی نمود، هر چند بعدها پیشروی جنگ در مراحل اولیۀ آن را سخت مورد انتقاد قرار داد.
مک کین که در سال 2004 برای چهارمین بار و با اختلاف 77 درصد برابر 21 درصد آرا، به عضویت در سنا انتخاب شد، از ابتدا، یکی از نیرومندترین رقبای انتخابات، و حتی صدر نشین رقبای انتخاباتی خود تلقی می شد. با این حال، با پیوستن انبوهی از جمهوری خواهان به رقابت های انتخاباتی در سال 2007، و آماده شدن برای آغاز مبارزات و انتخابات مقدماتی و انجمن های حزبی سال بعد، مبارزات مک کین با تغییر و تحولاتی که در کارمندانش ایجاد شد و همین طور وجود مشکلات جدی مالی، به تدریج متلاشی شد و نتایج رأی گیری ها هر چه بیشتر تحلیل می رفت.
ایستادگی مک کین – خصلتی که در سال های اسارت هم او را به جلو رانده بود – یک بار دیگر عامل نجات او از دشواری ها گشت. یکی از مشاورانش به او گفت، من یک راهبرد بسیار پیچیده برایت تهیه دیده ام، در رقابت های انتخاباتی پایدار باش تا این که آخرین نفر باشی که ایستاده است.
و این دقیقا همان کاری است که مک کین انجام داد. او اولین ایالت محل برگزاری انجمن حزب، آیوا، را از دست داد، او خطر را متقبل شد و تمام تلاش خودش را متوجه انتخابات مقدماتی 8 ژانویه در نیوهمپشایر نمود، یعنی همان جایی که در سال 2000موفقیت بزرگی به دست آورده بود. سپری کردن ماه ها وقت در آن ایالت و برگزاری 101 گردهمایی با رأی دهندگان مستقل نیوهمپشایر، او را از یک موفقیت عمده نسبت به سایر کاندیدا های جمهوری خواه برخوردار کرد. علی رغم این که موفقیت در انتخابات مقدماتی سایر ایالات میان مک کین، فرماندار سابق ماساچوست، میت رامنی، و فرماندار سابق آرکانزا، مایک هکبی تقسیم شده بود، مک کین موقعیت خود را به عنوان کاندیدای اول در 5 فوریه و طی مراسم "سه شنبۀ بزرگ" که همزمان در بیش از 20 ایالت برگزار شد، تثبیت نمود. او در ایالات پر جمعیتی مانند کالیفرنیا، ایلینوی، و نیویورک گوی سبقت را از سایر رقبای خود ربود و تعداد آرای هیئت انتخاباتی او از سایر کاندیدا های جمهوری خواه فاصلۀ زیادی داشت. در مارس 2008، پیروزی های او در اوهایو و تگزاس، موجب شد او برای تحکیم موقعیت خود به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری از حزب جمهوری خواه، از بیش از 1191 نماینده برخوردار گردد.
ریاست جمهوری مک کین
مسئلۀ سن مک کین در طی مبارزات انتخاباتی او مطرح گشت؛ او در صورتی که به ریاست جمهوری انتخاب شود، در سن 72 سالگی سوگند یاد خواهد کرد، مسن ترین رییس جمهوری که در دورۀ اول انتخاب شده است. او تلاش کرده است نگرانی ها درمورد سن و آمادگی برای انجام وظیفه را با رعایت کامل زمانبندی فعالیت ها و طنز خاص خودش - پیر و سالخورده خواندن خود و این که چروک های صورتش از فرانکنشتین نیز بیشتر است - خنثی کند. مک کین با آوردن مادر 96 سالۀ خود، ربرتا، به بعضی از گردهمایی های انتخاباتی برای اشاره به سلامت و انرژی خود در صورت آغاز فعالیت های ریاست جمهوری، پیامی زیرکانه می دهد.
خط مشی مبارزات انتخاباتی مک کین، نشانگر حمایت او از سیاست های سنتی جمهوری خواهان است، اما درجایی که تشخیص دهد لازم است، مایل به ایجاد تغییراتی نیز هست. او که طرفدار عملیات سال 2007 هجوم در عراق بوده است، دربارۀ ادامۀ حضور نیرو های نظامی آمریکا در عراق و افغانستان تا زمانی که آن دو کشور به ثبات دست یابند، استدلال می کند؛ او طرفدار مبارزه ای تهاجمی علیه تروریسم بین الملی است، و همۀ این موضع گیری ها، اصول سیاست فعلی آمریکا هستند. او در طرح انرژی، استفادۀ بیشتر از انرژی هسته ای و استخراج نفت سواحل را پیشنهاد می کند، و در مورد اقتصاد عقیده دارد کاهش از مالیات که در زمان ریاست جمهوری بوش به اجرا درآمد، ادامه یابد.
در مورد سایر مسائل، مک کین وعده داده است که متفاوت با دولت فعلی کار کند. او به عنوان مثال، بر همکاری بیشتر با متحدان آمریکا در زمینۀ سیاست های خارجی، تکیه کرده است. و متعهد شده که پاسخ مسئولانه تری برای گرم شدن کرۀ زمین و تغییرات جوی بدهد، از جمله کاهش 60 درصد از انتشار گاز های گلخانه ای آمریکا تا سال 2050.
نتیجۀ انتخابات سال 2008 هر چه که باشد، جان مک کین به خدمت خود به کشوری که زندگیش را وقف آن کرده است، ادامه خواهد داد. دلیل آن را می توان در بخشی از کتاب شرح حالش که درمورد درسی که از اسارت خود در ویتنام شمال گرفته، یافت.
او می نویسد، "تا زمانی که برای مدتی آمریکا را از دست نداده بودم، نمی دانستم تا چه حد وطنم را دوست دارم."