05 سپتامبر 2008
نوشتۀ: توماس اچ. نیل
از زمان اولین دورۀ انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال 1788، هیئت انتخاباتی در 51 مورد از 55 دوره انتخابات، بر اساس انتخاب مردم رأی داده است، اما در چهار دورۀ انتخاباتی رأی آن با آرای مردمی تفاوت داشته. در سه دوره از این انتخابات، یعنی انتخابات سال های 1876، 1888، و 2000، افرادی که از سوی هیئت انتخاباتی برای مقام ریاست جمهوری و معاونت او رأی آوردند، افراد حائز اکثریت آراء مردم نبودند. در سال 1824، آراء هیئت انتخاباتی به اکثریت نرسید و مجلس نمایندگان انتخاب رییس جمهور را به عهده گرفت.
1824: یک معاملۀ کثیف؟
بازنشستگی قریب الوقوع پرزیدنت جیمز مونرو، با نزدیک شدن انتخابات سال 1824 موجب بروز تغییرات عمده ای در اوضاع سیاسی آمریکا شد. دو حزب سیاسی آن دوران، حزب فدرالیست و حزب دموکرات جمهوری خواه نام داشتند. در طول ربع قرن، کنترل کاخ سفید در دست حزب دموکرات جمهوریخواه بود، و حزب فدرالیست در موقعیت ضعیفی قرار داشت. با این حال، در سال 1824 نشانه هایی از انشعاب در حزب دموکرات جمهوری خواه به چشم می خورد: ایالات از حق رأی بیشتری برخوردار می شدند، نظم موجود مورد سؤال قرار گرفته بود، و بوی تغییر به مشام می رسید. جناح های حزب دموکرات جمهوری خواه که برای تعیین کاندیدای خود به توافق نظر نرسیده بودند، چهار تن را به عنوان کاندیدا معرفی کردند: جان کوینسی آدامز، وزیر خارجه، و ویلیلم کرافورد، وزیر خزانه داری گزینه های تثبیت شده بودند؛ و دو نفر دیگر، سناتور اندرو جکسون، قهرمان نبرد نیواورلئان، و هنری کلی، رییس متنفذ مجلس نمایندگان بودند.
پس از یک رشته فعالیت های سیاسی پرشور وحرارت – که از سوی مقام های درجه دوم حزبی برگزار گردید، زیرا این گونه فعالیت ها برای افرادی که در سیاستگذاری دست داشتند اهانت آمیز محسوب می شد – نتایج به شکل مأیوس کننده ای متفاوت بود. جکسون دارای بیشترین تعداد آرای هیئت انتخاباتی و آرای مردم بود، بعد از او آدامز بود، و بعد کرافورد و در آخر، کلی، اما هیچ یک از این چهار تن موفق به کسب اکثریت آرای هیئت انتخاباتی نگردیده بود. بر طبق قانون اساسی، در این قبیل شرایط مجلس نمایندگان باید به انتخاب رییس جمهور مبادرت کند، در حالی که نمایندگان هر ایالت از حق یک رأی برخوردار هستند. به علاوه، از آن جا که تنها سه کاندیدای اول واجد شرایط بودند، کلی حذف گردید.
تا زمان تشکیل جلسۀ کنگره در دسامبر 1824 در واشنگتن، همه از نتایج این انتخابات که گرفتار چند دستگی بود، با خبر بودند، اما اعلام رسمی نتیجه به 9 فوریۀ 1825 موکول شده بود، و به همین خاطر در این دو ماه، پایتخت کشور مالامال از نظرپردازی و گمانه زنی، و تمهیدات پشت پرده بود. روشن شد که کرافورد، که بعد از سکتۀ مغزی دوران نقاهت را می گذراند، از رقابت ها کنار گذاشته شده و باید میان دو نفر، آدامز و جکسون، تصمیم گیری شود.
این دو نفر اول تفاوت های فاحشی با یک دیگر داشتند: آدامز فارغ التحصیل دانشگاه هاروارد و اهل ماساچوست در نیواینگلند، دیپلماتی سرد وگرم چشیده و فرزند یک رییس جمهور بود، در صورتی که جکسون سیاستمداری خود ساخته و اهل تنسی بود که در آن زمان غرب محسوب می شد، یک نظامی قهرمان و کسی که در چندین دوئل شرکت کرده بود. کلی، رییس مجلس نمایندگان، که توازن قدرت را در دست داشت، با حامیان هر دو کاندیدا وارد مذاکره شد، اما او و نیواینگلندی ها سیاست های مشترکی داشتند و عمیقا نسبت به جکسون بی اعتماد بودند. بعد از یک جلسۀ ملاقات طولانی و خصوصی کلی با آدامزدر ماه ژانویه، حمایت کلی از آدامز برای همه روشن شد. دو هفته بعد، طی نامه ای چاپ شده در روزنامۀ فیلادلفیا گفته می شد که کلی با حمایت از آدامز موافقت کرده است، به شرطی که در صورت پیروزی او در انتخابات، پست وزارت خارجه را به کلی بسپارد. این موضوع موجی از اتهامات و تهمت های متقابل در پی داشت و حامیان جکسون، کلی و آدامز را متهم به یک "معاملۀ کثیف" می کردند.
در 9 فوریه، کنگره برای شمارش آرای هیئت انتخاباتی تشکیل جلسه داد. همان طور که انتظار می رفت، جکسون 99 رأی هیئت انتخاباتی را از آن خود کرده بود که برای کسب 131 رأی برای برنده شدن، 32 رأی کم داشت، آدامز 84 رأی آورده بود، کرافورد 41 رأی، و کلی 37 رأی. با اعلام این نتایج، مجلس نمایندگان موظف به انجام آن چه در قانون اساسی مقرر شده، بود و کلی هم ریاست مجلس را به عهده داشت. در آن دوران که اتحادیه متشکل از 24 ایالت بود، برای برنده شدن در انتخابات، به کسب آرای هیئت های انتخاباتی 13 ایالت نیاز بود؛ در گزارش های اولیه آمده بود که 12 ایالت از آدامز حمایت کرده بودند و برای کسب اکثریت، یک ایالت کم داشت.
جکسون امیدوار بود بتواند در دور اول انتخابات آدامز را شکست دهد، نظر مساعد طرفداران کرافورد را به دست آورده و بعد تعدادی از ایالات نیو اینگلند را نیز وارد معامله کند. کلید حل این وضعیت، ایالت نیویورک بود که هیئت نمایندگان آن در مجلس دو قسمت شده بودند به اضافۀ یکی که هنوز مردد بود. صبح روز شمارش آرا، کلی و دانیل وبستر، یکی از اعضای مجلس نمایندگان که هم ایالتی آدامز بود، نمایندۀ مردد نیویورکی را به دفتر خصوصی کلی دعوت کردند. کلی و وبستر به لحاظ استعداد سخنوری و متقاعد کردن مخاطب خود معروف بودند، و آن چه گفتند، گویا کار خودش را انجام داده بود: وقتی فهرست مورد نظر خوانده شد، نیویورک در ستون آدامز، و او در صدر فهرست قرار گرفته بود. نتایج نهایی انتخابات به این صورت بود، رأی 13 ایالت برای آدامز، 7 ایالت برای جکسون، و 4 ایالت برای کرافورد.
یازده روز بعد، آدامز اعلام کرد که مقام وزارت خارجه به کلی سپرده می شود، و به این ترتیب، درستی تهمت معاملۀ کثیف به اثبات رسید. آدامز و کلی این مطلب را پیوسته تکذیب می کردند، اما چه راست وچه دروغ، این تهمت دوران ریاست جمهوری آدامز را تحت الشعاع قرار داد. این موضوع موجب خشم و در عین حال حرارت جکسون و حامیانش گردید، که بلافاصله، برنامه ریزی برای دور بعدی انتخابات را آغاز کردند. چهار سال بعد، این مرد اهل تنسی حق خود را گرفت و در انتخابات سال 1828 آدامز را شکست داد.
1876: مصالحۀ سال 1877
در سال 1876، حزب جمهوری خواه پرزیدنت آبراهام لینکلن فقید ( که لقب آن حزب بزرگ کهن یا GOP است) مدت 16 سال ریاست جمهوری را در دست داشت، اما اقتدار آن در مخاطره بود. کشورچهار سال متوالی در رکود اقتصادی به سر می برد. پرزیدنت یولیسس س. گرانت بعد از دو دوره ریاست جمهوری که با جنجال های سیاسی همراه بود، بازنشسته می شد. دموکرات ها که در پی اتحاد سابق خود با ایالات شورشی جنوبی، مورد بی لطفی قرار داشتند، موفق شده بودند قدرت و اعتماد به نفس سابق خود را مجددا به دست آورند و در سال 1874 حائز اکثریت در مجلس نمایندگان گردیدند. در آن زمان، رأی دهندگان سفید پوست جنوبی خواستار عقب نشینی نیرو های فدرال بودند که هنوز برای دوران بازسازی در ایالات کنفدراسیون سابق استقرار داشتند؛ این سیاست دولت فدرال برای تضمین حقوق سیاسی برده های سابق، و حفاظت از ایالات جمهوریخواه بعد از جنگ های داخلی بود.
دموکرات ها با تشکیل جلساتی در کنوانسیون های ملی، فرماندار نیویورک، ساموئل تیلدن را کاندیدای ریاست جمهوری کردند، وجمهوریخواهان نیز فرماندار اوهایو، راترفورد ب. هیز را برای این مقام کاندیدا نمودند. این دو به اصلاح طلبی معروف بودند، و هر دو حزب خط مشی واحدی، مبنی بر دولت صادق و اصلاح مشاغل دولتی را عرضه کردند. جوّ حاکم بر فعالیت های عمومی انتخابات سرشاراز لجن پراکنی، تهمت وضد تهمت بود، کاندیدا ها خود را خارج از این پیکار ها نگه داشته، و جریان حملات سیاسی را به اعضای درجه دوم احزاب و روزنامه هایی که شدیدا جهت گیری حزبی داشتند، سپرده بودند.
روز انتخابات، یعنی 7 نوامبر، بیش از 8 میلیون نفر پای صندوق های رأی حاضر شدند. نتایج که به وسیلۀ تلگراف می رسید، تا شب نوید از جلو بودن حزب دموکرات می داد. تیلدن تبدیل به سنگر جمهوریخواهان شد و تا صبح، او با کسب 250.000 رأی، در 17 ایالت پیروز شده بود، که این میزان برابر با 184 رأی هیئت انتخاباتی بود، که در آن زمان برای کسب اکثریت آرا فقط یک رأی کم داشت. هیز با پیروزی در 18 ایالت و کسب 165 رأی از هیئت انتخاباتی، در مقام دوم قرار داشت، اما حزب جمهوری خواه با مشاهدۀ جلو بودن هر چند مختصر هیز در ایالات فلوریدا، لوییزیانا، و کارولینای جنوبی که 19 رأی در اختیار داشتند، از نو امیدوار شد. دموکرات های محلی نتایج را مورد پرسش قرار داد و اظهار می داشتند که نیرو های فدرال بر انتخابات تأثیر گذاشته اند؛ GOP با این ادعا روبرو شد که از رأی دادن رأی دهندگان جمهوری خواه سیاهپوست با اِعمال زور جلوگیری به عمل آمده بود. ایالات که به تلخی دچار تفرقه شده بودند، هر کدام دو گواهی متناقض از نتایج انتخابات به کنگره فرستادند.
نبرد سختی در مورد تعداد آرا پیش بینی شد وطرفداران هر دو کاندیدا تهدید به خشونت کرده بودند. عکس العمل کنگره این بود که در ژانویۀ 1877 یک کمیسیون انتخاباتی متشکل از دو حزب و با شرکت سناتور ها، اعضای مجلس نمایندگان، و قضات دیوان عالی ترتیب داد. وظیفۀ این کمیسیون تصمیم گیری در مورد صحت یکی از فهرست های هیئت انتخاباتی بود. در روز اول فوریه، کنگره برای شمارش آرای هیئت انتخاباتی تشکیل جلسه داد؛ تعداد آرای مشکوک به کمیسیون ارجاع شد، که هر یک از آن ها با موشکافی مورد بررسی قرار گرفت. این فرایند، بیش از یک ماه به طول انجامید و در دوم مارس، آخرین آرا برای هیز در نظر گرفته شد که با اختلاف یک رأی، یعنی 185 رأی در مقابل 184 رأی تیلدن، به پیروزی رسید.
علی رغم نارضایتی شدید دموکرات ها، شهر در آرامش باقی ماند: در ماه قبل از آن، عمال سیاست های حزب به توافق هایی پشت در های بسته رسیده بودند، یعنی مصالحۀ سال 1877. تیلدن و حزب دموکرات پیروزی GOP را می پذیرفتند، و دراین صورت، هیز متعهد می شد نیرو های فدرال را از ایالات کنفدراسیون سابق فراخوانده و به دوران بازسازی عملا پایان دهد. با دور شدن ارتش، و از آن جا که برده ها به علت ترفند های قانونی، ارعاب، و تروریسم قادر به رأی دادن نبودند، دولت های جمهوری خواه جنوب سقوط کردند. از دست دادن آرای سیاهپوستان به زودی قوانین تبعیض آمیز و سایر تبعیضات علیه سیاهپوستان را به دنبال داشت، اما تا قبل از زدودن میراث شوم سال 1877، باید هشتاد سال سپری می گشت.
1888: خارج و داخل
انتخابات ریاست جمهوری سال 1888 شاهد صحنه های اندوهبار کمتری نسبت به سایر موارد اختلاف در هیئت انتخاباتی بود. رییس جمهور وقت، گروور کلیولند دموکرات از نیویورک، بر مبنای ادامۀ خط مشی مبتنی بر ایجاد اصلاحات در مشاغل دولتی و کاهش از عوارض گمرکی، برای بار دوم کاندیدا شد. حزب جمهوری خواه، مدافع عوارض گمرکی، که موجب منفعت صاحبان صنایع شده و قیمت را برای مصرف کنندگان افزایش می داد، بنجامین هریسون از ایندیانا را برگزید، که نوۀ پرزیدنت ویلیام هنری هاریسون بود.
کلیولند فعالیت سیاسی خود را با تکیه بر هوادارن حزب در رسانیدن پیامش به مردم، آغاز کرد. هریسون، به جای آن، دهها سخنرانی در منزلش ایراد کرد، که شاید بتوان آن را اولین فعالیت سیاسی موسوم به "ایوان جلویی"[1] محسوب کرد. این دوره از فعالیت های سیاسی را می توان یکی از فاسد ترین دوره ها در تاریخ آمریکا نامید که در آن به خرید و فروش آرا، حقه های کثیف سیاسی، و دست بردن در تعداد آرا و تنظیم تعداد آن بر حسب نیاز خود می پرداختند.
در 6 نوامبر، بیش از 11 میلیون آمریکایی رأی خود را به صندوق ریختند. انتظار می رفت رقابت های انتخاباتی بسیار نزدیک به هم باشد، و تعداد آرا نشان می داد که کلیولند رقیب جمهوریخواه خود را با 5.540.000 رأی در برابر 5.440.000 رأی برده است. اما با این حال، هریسون باکسب اکثریت آرای هیئت انتخاباتی، یعنی 233 رأی در برابر 168 رأی کلیولند، در این رقابت ها پیروز شد.
2000: دیوان عالی وارد میدان می شود
تعداد کمی از رقابت های انتخابات ریاست جمهوری به تلخی انتخابات سال 2000 پایان یافت. حتی اکنون، بعد از گذشت تقریبا یک دهه، وقتی بحث بر سر "چال گونه"، آرای تقلبی، "برچسب های نیمه کنده" و یا حکم دیوان عالی که به شمارش مجدد آرای فلوریدا پایان داد میان طرفداران پرو پا قرص جمهوری خواه جورج و. بوش و دموکرات های طرفدار ال گور در می گیرد، خونشان به جوش می آید.
مبارزه انتخابات عمومی، هر چند شاهد مبارزۀ سختی بود، اما نشانی از اختلافاتی که در آینده قرار بود بروز کند را نداشت. بر طبق نتیجۀ به دست آمده از اغلب صندوق های رأی، بوش فرماندار تگزاس، با اختلاف کمی در صدر قرار داشت، اما ال گور، معاون رییس جمهور، این اختلاف را پر می کرد. دوتن از کاندیدا های درجه دوی حزبی، موجب بروز پیچیدگی شدند: این طور برداشت می شد که حزب سبز های رالف نیدر که حامی مصرف کنندگان است، از ال گور جانبداری کرده، و انتظار می رفت پاتریک بوکنان، کاندیدای حزب اصلاح طلب، آرای خود را به جبهۀ بوش منتقل کند.
در 7 نوامبر، بیش از 105 میلیون تن از مردم آمریکا در انتخابات شرکت کردند؛ در شامگاه همان روز روشن شد که رقابت های تنگاتنگی در جریان است. گور دارای مختصری برتری در تعداد آرای مردمی، و در تعداد آرای هیئت انتخاباتی هم نزدیک بود، 246 رأی هیئت انتخاباتی برای بوش و 255 رأی برای ال گور، به علاوۀ 37 رأی سرگردان متعلق به سه ایالت. نیومکزیکو و اورگان، با 12 رأی به ال گور پیوستند، اما فلوریدا با 25 رأی تعیین کنندۀ هیئت انتخاباتی، که بوش کمی هم جلوتر بود، هنوز مشغول جر و بحث بود.
گزارش های حاکی از مخلوط شدن ورقه های رأی گیری و بی نظمی های دیگر، منجر به درخواست شمارش مجدد آرای فلوریدا گشت. احزاب دموکرات و جمهوریخواه برای دفاع از مواضع خود در دادگاه و در برابر رسانه ها به گسیل گروه هایی از وکلا و سیاست پردازان پرداختند. بحث و مشاجرات تلخ و تبلیغاتی پیرامون شمارش مجدد آرا، هفته ها در اخبار و رسانه ها ادامه یافت، و هر دو حزب به دادگاه های ایالتی و فدرال فلوریدا شکایت کردند. در همین حال، زمان می گذشت: بر اساس قانون فدرال، فلوریدا باید رأی هیئت انتخاباتی خود را تا 12 دسامبر اعلام می کرد.
بعد از یک سلسله فراز و نشیب ها و تصمیمات متناقض دادگاه های بدوی، بر طبق حکم دیوان عالی و با رأی پنج تن از قضات در برابر چهار تن، مقرر شد که روند شمارش مجدد آرای فلوریدا ناقض چهاردهمین متمم قانون اساسی مبنی بر حمایت برابر در مقابل قانون بوده و از آن جا که زمان لازم برای اندیشیدن تدبیر دیگری باقی نیست، تعداد آرا همان می ماند که بوده. طرفداران گور به این تصمیم حمله کرده و آن را مغرضانه و به نفع حزب جمهوریخواه خواندند، اما شمارش مجدد به پایان رسید و جورج بوش با کسب 537 رأی، در فلوریدا برنده شد. در سطح کشور، او با کسب 271 رأی هیئت انتخاباتی در برابر 266 رأی ال گور پیروز شد، اما آرای مردمی گور، حدود 540.000 رأی بیشتر از تعداد آراء بوش بود.
گور، معاون رییس جمهور، هر چند که به تلخی مأیوس شده بود، نتایج را پذیرفت و از طرفداران خود خواست تا برای حفظ منافع کشور، به تصمیم دیوان عالی احترام بگذارند. هنگامی که کنگره در 6 ژانویۀ 2001 برای اعلام نتایج تشکیل جلسه داد، تعدادی از اعضای مجلس نمایندگان زبان به اعتراض گشودند، اما سناتور ها از آن ها حمایت نکرده و اعتراض آنها از سوی ال گور که به عنوان معاون رییس جمهور ریاست نشست را به عهده داشت، مورد پذیرش واقع نشد. بوش در 20 ژانویه طی یک مراسم تشریفاتی به عنوان اولین رییس جمهور آمریکا که در بیش از یک قرن حائز اکثریت آرای مردمی نشده بود، معرفی گردید.
نظرات بیان شده در این مقاله ضرورتا منعکس کنندۀ دیدگاه و سیاست دولت آمریکا، یا سیاست ها و اطلاعات حاصله از خدمات تحقیقاتی کنگره نیست.