22 اکتبر 2008
به قلم فیلیپ جان دیویس
کلاس های درس دو سوی اقیانوس اطلس فرصتی ویژه برای یادگیری فراهم می آورند. دانشجویان بریتانیایی گاهی از شنیدن این که قانون گذاران در ایالات متحده معمولا در انتخاباتی مبارزه می کنند که برنامه های شخصی نامزدها بر پیام سیاسی حزب مرکزی سایه می اندازد، کمی تکان می خورند.
هنگامی که به آنها شواهدی ارائه می شود که رؤسای جمهور، حتی اگر از یک حزب سیاسی باشند، باید مذاکرات زیادی با مجلس انجام دهند و به نتایجی برسند تا بتوانند قوانین پیشنهادی را به سیاست های عملی بدل سازند، کمی تعجب می کنند.
و هنگامی که به ساختار محرمانۀ کالج الکتورال و توانایی مشهود اخیر آن در بدل ساختن فردی که بیشترین آرا را در سطح کشور به دست آورده است به نفر دوم انتخابات می رسند، لب هایشان را به هم فشار می دهند.
"حتی در صورتی که حزب مورد حمایت رای دهندگان برندۀ انتخابات شود، آنها نمی توانند تضمین کنند که سیاست هایی که مورد حمایت آنها بوده است اجرا می شوند! آنها نمی توانند مطمئن باشند که رهبری که بیشتر آنها به وی رای داده اند انتخاب می شود! آیا این واقعا مردم سالاری است؟"
در برابر، دانشجویان ایالات متحده نسبت به سیستم انتخاباتی بریتانیا، که آنچنان در سلطۀ بیانیه های سیاسی حزبی است که خصایص انفرادی نامزدها تاثیر اندکی بر نتایج آن دارد، اعتماد ندارند. میزان کنترلی که مدیرانی که در داخل قوۀ مقننه کار می کنند بر سیاست ها دارند، آنها را نگران می کند.
و هنگامی که به انتخاب نخست وزیر می رسد، آنها از ارتباط ضعیف میان قوۀ مقننه و فرآیند انتخاب بسیار شگفت زده می شوند.
"در انتخاب نخست وزیر تقریبا هیچ یک از رای دهندگان دخیل نیستند! احزاب، کنترل شدیدی بر برنامه های سیاسی دارند! آیا این واقعا مردم سالاری است؟"
دیدگاه هایی متفاوت در مورد مردم سالاری
در فرهنگ سیاسی، مردم سالاری مطمئنا از آن واژگانی است که همه برای آن "هورا" می کشند. عموا کشورها می خواهند که مردم سالار شناخته شوند، حتی اگر بیشتر در سطح روابط عمومی باشد تا حقیقت. در نیم قرنی که آلمان تقسیم شده بود، بخش شرقی کمونیست آن بود که موفق شد خود را جمهوری دموکراتیک بنامد.

ولی حتی کشورهایی که کارنامۀ دموکراتیک یک دیگر را قبول دارند ممکن است نظام خود را به شیوه های متفاوتی طراحی کنند. هنگامی که از دیدهای مختلف فرهنگی به نهادهای دموکراتیک و بنیادهای متفاوت فرهنگی و تاریخی آنها نگاه شود، آنها می توانند گیج کننده به نظر آیند و شباهت ها در فرهنگ های متفاوت ممکن است از دید پنهان شوند.
نظام بریتانیا به مرکزیت رقابت سیاسی حزبی پیوند خورده است. یکی از تغییراتی که در سال های اخیر در انتخاب رهبری حزب انجام شده است این است که ساختارهایی به نام کالج های الکتورال ایجاد شده اند. هدف از این کالج ها این است که توازن نمایندگی میان جناح های داخل حزب را حفظ کنند و مطمئنا آنها مدیون برخی درس هایی هستند که از سوی دیگر اقیانوس اطلس آموخته اند ولی به هیچ وجه بر اساس اصول فدرالیستی ای که محور کالج لکتورال ایالات متحده هستند بنا نشده اند.
جدای از این تفاوت ها، فرآیند مبتنی بر حزب برای انتخاب نخست وزیر بریتانیا به همان اندازۀ فرآیند انتخاب رییس جمهور ایالات متحده محرمانه است.
در نتایج انتخابات برخی شباهت ها ظهور می کنند. کالج الکتورال ایالات متحده به طور بالقوه امکان پیروزی برای فردی که بیشترین آرا را در سطح کشور کسب نکرده است، فراهم می کند. این امر برای ناظران بریتانیایی نباید عجیب باشد چرا که در هیچ یک از 17 انتخابات عمومی ای که پس از جنگ جهانی دوم در بریتانیا برگزار شده اند حزب برنده اکثریت آرای ملی را کسب نکرده است. محافظه کاران در سال 1955 با 49.7 درصد آرا نزدکترین رای به اکثریت را به دست آوردند. ولی در هفت انتخابات پس از جنگ، حزب برنده کمتر از 45 درصد آرا را به دست آورد و در سه مورد از آنها کمتر از 40 درصد آرا را داشت و در سال 2005 این رقم به 35.2 درصد سقوط کرد.
اهمیت اعداد کوچک
برندۀ کالج الکتورال ایالات متحده نیز می تواند کمتر از نفر دوم، رای آورده باشد. این امر زیاد رخ نمی دهد ولی انتخابات سال 2000 این مساله را بسیار برجسته کرد.
مورد مشابهی می تواند در انتخابات عمومی بریتانیا نیز روی دهد. در سال 1951 حزب کارگر تقریبا مجموعا 1 درصد از حزب محافظه کار و متحدان آن بیشتر رای آورد ولی در نهایت تعداد کرسی هایش 4 درصد کمتر بودند. در سال 1974 این حزب محافظه کار بود که آرای مردمی اش کمی بیشتر بود ولی حزب کارگر، کرسی های بیشتری را کسب کرد. با وجودی که دیگر احزاب کرسی های کافی برای حفظ توازن قدرت را داشتند، حزب کارگر دولت اقلیت را تشکیل داد.
انتخابات سال 2000 ایالات متحده اهمیت تعداد کمی رای در ایالت های مهم را مشخص کرد چرا که به مدت چندین هفته نتیجۀ انتخابات در فلوریدا عوض می شد.
باز می توان نمونه های مشابهی را در بریتانیا دید. در سال 1964 حزب کارگر 317 کرسی از 630 کرسی موجود را برد و با 4 کرسی بیشتر از همۀ احزاب دیگر اکثریت مطلق را به دست آورد. حزب کارگز یکی از حوزه های انتخابیه را با تنها هفت رای اختلاف برد و نتیجۀ سه رقابت نزدیک دیگر در همان انتخابات به ترتیب با 10، 11 و 14 رای رقم خوردند.
شکی نیست که ناظران در کشورهای بسیاری هنگامی که به فرای مرزهایشان نگاه می کنند دیدشان نسبت به دموکراسی گسترده تر می شود. تفاوت ها جدی هستند، می توانند تعجب آور باشند و زمینه ای برای ظهور دیدگاهای جددی فراهم کنند. و دیدن عجایب دیگر فرهنگ های سیاسی، و از طریق آنها، دیدن عجایب داخلی همواره سرگرم کننده خواهد بود.
نظرهای ابراز شده در این مقاله لزوما منعکس کنندۀ دیدگاه ها و سیاست های دولت ایالات متحده نیستند.