07 آوريل 2008

انتخابات کنگره

مجلس نمایندگان و سنا، هر دو از نقش محوری در قانونگذاری برخوردار هستند اما روش های انتخاباتی متفاوتی دارند

 
نانسی پلوسی(سمت چپ) دو خواهر، ليندا (وسط) و لورتا سانچز، که هر دو از کاليفرنيا به مجلس راه يافته اند، را سوگند می دهد.

(مقاله زیر از نشریه وزارت امور خارجه ایالات متحده تحت عنوان انتخابات ایالات متحده آمریکا به طور خلاصه گرفته شده است.)

انتخابات کنگره ایالات متحده می توانند به اندازه انتخابات ریاست جمهوری، رقابتی و مهم باشند. دلیل آن هم، نقش محوری است که کنگره در وضع قوانین ایفا می کند.

بر خلاف یک نظام پارلمانی که درآن بالاترین مقام قوه مجریه از پارلمان می آید، سیستم آمریکا، همانگونه که ذکر شد، قوه مقننه و ریاست جمهوری را از هم تفکیک می کند. رؤسای جمهوری و قانونگذاران به صورت جداگانه انتخاب می شوند. گرچه یک رییس جمهوری در دوران تصدی خود می تواند قوانینی را به کنگره پیشنهاد کند، اما پیش نویس این قوانین بایستی در کنگره و توسط متحدان وی در این نهاد تهیه شده و قبل از آنکه برای امضا کردن به رییس جمهوری برگردانده شود، به تصویب کنگره برسد. مجلس نمایندگان و سنا از نظر قانونی و سیاسی، مستقل از اراده رییس جمهوری هستند.

در سیستم آمریکا، در مقایسه با سیستم های پارلمانی، انضباط حزبی در درون کنگره با شدت کمتری رعایت می شود. اعضای کنگره نسبتا آسان تر می توانند در مورد سیاست هایی که به نظر آنها بهترین هستند رأی دهند، از جمله آنچه به نظر آنها از نقطه نظر پیروزی در انتخابات مجدد خودشان، بهترین است. در نتیجه، رهبران کنگره باید با جمع آوری یکایک اعضا، یک ائتلاف پیروز را تشکیل دهند، و نمی توانند روی پشتیبانی خودکار احزاب منضبط حساب کنند. این امر، دستیابی به هرگونه پیروزی در زمینه قانونگذاری در کنگره را بسیار دشوار می کند. بنابراین، انتخابات کنگره برای کشور مهم هستند، زیرا که کنگره قدرتمند بوده و پیش بینی آن همچون تک تک نمایندگان کنگره دشواراست.

اختلافات مجلس نمایندگان وسنا

مجلس نمایندگان و سنا دارای اختیارات تقریبا برابرهستند اما روش های انتخاب آنها بسیار متفاوت می باشند. هدف بنیانگذاران جمهوری آمریکایی این بود که اعضای مجلس نمایندگان به عامه مردم نزدیک بوده و منعکس کننده خواست ها و آرزوهای آنان باشند. لذا "بنیانگذاران" مجلس نمایندگان را طوری طراحی کردند که نسبتا بزرگ باشد تا بتواند اعضای زیادی را از مناطق قانونگذاری کوچک در خود جای دهد، و انتخابات مکرر (دو ساله) داشته باشد. در ابتدا، بعضی معتقد بودند که دوره دو ساله بیش از حد طولانی است. در عصری که حمل و نقل با اسب صورت می گرفت، یک دوره دو ساله در واشنگتن می توانست یک نماینده کنگره را به مدت دو سال از موکلان خود دور نگه دارد. امروز، نگرانی این است که انتخابات در هر دو سال، نمایندگان کنگره را وادار می کند تا در هر آخر هفته یا ایام مشابه، برای جذب حمایت سیاسی، به حوزه های انتخابیه خود پرواز کنند.

هر کرسی مجلس نماینده یک حوزه انتخابیه جغرافیایی منحصر به فرد است و همانگونه که در بالا ذکر شد، هر عضو با قاعده کثرت، به عنوان نماینده انحصاری از آن حوزه انتخاب می شود. داشتن حداقل یک کرسی در مجلس نمایندگان برای هر یک از 50 ایالت تضمین شده است و سایر کرسی ها بر مبنای جمعیت به ایالت ها تخصیص داده می شوند. به عنوان مثال، آلاسکا جمعیت کمی دارد، بنابراین تنها دارای یک کرسی در مجلس نمایندگان است. کالیفرنیا پرجمعیت ترین ایالت است و 53 کرسی دارد. شمار کرسی های تخصیص داده شده به هر ایالت بر پایه هر سرشماری ده ساله مورد محاسبه مجدد قرار می گیرد تا تغییرات جمعیتی ایالت ها در 10 سال گذشته به حساب آورده شده و مجالس قانونگذاری ایالتی مرزهای حوزه کنگره را در درون ایالات مجددا طراحی کنند تا منعکس کننده تغییرات در شمار کرسی های تخصیص داده شده به آن ایالت یا تغییرات جمعیتی درون آن ایالت باشند.

سنا طوری طراحی شد که اعضای آن تعداد بیشتری از موکلان– یعنی کل ایالت – را نمایندگی کنند و میزان متساوی از نمایندگی را، صرف نظر از جمعیت، برای آن ساختار در هر ایالت فراهم آورد. بنابراین، ایالت های کوچک از تأثیری متساوی با ایالت های بزرگ (دو سناتور) در سنا برخوردارند.

در ابتدا سناتورها توسط قوای مقننه ایالتی انتخاب می شدند. با تصویب "اصلاحیه هفدهم" بر قانون اساسی در سال 1913، مقرر شد که انتخاب سناتورها مستقیما توسط رأی دهندگان ایالات آنها صورت گیرد. هر ایالت دو سناتور دارد که برای دوره های شش ساله پخش شده در طول زمان، انتخاب می شوند. هر دو سال، یک سوم کرسی های سنا در معرض انتخاب مجدد قرار می گیرند. یک سناتور با رأی کثرتی رأی دهندگان ایالت انتخاب می شود.

وفاداری به حزب یا فرد

در گذشته، انتخابات کنگره بیشتر جنبه "حزب محوری" داشت زیرا بسیاری از رأی دهندگان مدت های طولانی به این حزب یا آن حزب سیاسی، وفادار می ماندند و بیشتر تمایل داشتند که در راستای دیدگاه های حزبی، برای کنگره رأی دهند. شخصیت ها و عملکردهای فردی صاحب منصبان تنها می توانستند به صورت حاشیه ای موجب افزایش یا کاهش حمایت رأی دهندگان شوند. در دهه های اخیر، دیدگاه ها و شخصیت های نامزدهای انفرادی، نقش محوری تری را در سیاست انتخاباتی پیدا کرده و تا حدودی از اهمیت وابستگی های حزبی کاسته است.

در حقیقت، از دهه 1960 تا کنون، انتخابات ملی به طور فزاینده ای نامزد محور شده اند. رشد رسانه ها و اینترنت، اهمیت جمع آوری فعالانه کمک برای تبلیغات انتخاباتی، نظرسنجی های مستمر، و ابعاد دیگر تبلیغات نوین، شناخت رأی دهنده نوعی را از یک نامزد، به عنوان یک فرد، افزایش داده اند. در نتیجه، رأی دهندگان بیشتر تمایل دارند برای تعیین نامزدی که می خواهند به او رأی دهند، نقاط قوت و ضعف فردی او را همراه با دیدگاه های حزبی بسنجند. ایجاد آموزش عمومی گسترده در اوایل قرن بیستم، و ایجاد آموزش عالی پس از جنگ جهانی دوم نیز اطمینان بیشتری را به رأی دهندگان در مورد داوری خود داده و از اتکای آنها به رهنمودهای حزبی در زمینه تصمیم گیری انتخاباتی کاسته اند.

در یک چنین شرایط انتخابات نامزد محوری، اعضای کنونی کنگره از وضعیت خوبی برخوردار هستند چرا که نرخ انتخاب مجدد بیش از 90 درصد است. دلیل این امر تا حدی این است که رسانه ها غالبا پوشش مطلوب و ملایمی را به کنگره می دهند؛ در این زمینه، به ویژه، پوشش دادن رسانه های محلی به اعضای انفرادی در ایالات یا حوزه های کنگره آنان قابل توجه است. با چنین پوشش رسانه ای کلا مطلوب، و ارتباط روزمره با موضوعات سیاستگذاری دولتی – و افراد و گروه هایی که در پی تأثیرگذاری بر سیاست هستند – نمایندگان فعلی نیز مایل هستند که مبالغ بسیار بیشتری را جهت صرف تبلیغات خود جمع آوری نمایند. به همین دلایل و دلایل دیگر، احتمال پیروزی نمایندگان فعلی که برای انتخاب مجدد به رقابت می پردازند، صرف نظر از وابستگی حزبی آنها، بسیار زیاد است.

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟