10 مارچ 2009

بحث و گفتگو در رابطه با استراتژی های آموزشی توسط مدرسان زبان انگلیسی

متن گفت و گوی اینترنتی CO.NX ، 10 فوریه

 

آغاز رونوشت

بحث و گفتگو در رابطه با استراتژی های آموزشی توسط مدرسان زبان انگلیسی

متن گفت و گوی اینترنتی CO.NX ، 10 فوریه

 

وزارت امور خارجه آمریکا

دفتر برنامه های مطالعاتی بین المللی

متن گفت و گوی اینترنتی

 

گفت و گوی CO.NX: میزگرد زبان انگلیسی: استراتژی های اعتماد سازی در کلاس های EFL

 

مهمان: دیمون اندرسون

تاریخ: 10 فوریه 2009

زمان: )  پکن 1 a.m. EST (06:00 GMT, 14:00

 

ناظر گفت و گو: سلام، به میزگرد گفت و گوی اینترنتی ما در فوریه 2009 خوش آمدید. می توانید سوالات خود را از هم اکنون ارسال نمائید. این گفت و گو تا ده دقیقه دیگر آغاز می شود.

 

نظر ( کان هرینی ): دانش جویان در ابتدای کلاس انگیزه بیشتری دارند. شاید سوال این باشد که چگونه می بایست این انگیزه را بالا نگه داشت. فکر می کنم معلمان نقش بسیار مهمی را در تثبیت این انگیزه ایفا می کنند.

 

نظر ( وانگ پینگ ): سلام کان! خوشحالم که دوباره شما را می بینم! ازتباط میان افزایش انگیزه و ایجاد اعتماد نظر جالبی است.

 

نظر ( دایمون اندرسون ) : همگی، به این گفت و گوی اینترنتی خوش آمدید. کان و پینگ بحث را پیشاپیش برای ما آغاز کردند. بیایید گفت و گو در مورد موضوع امروز را آغاز کنیم. لطفا خجالتی نباشید!

 

نظر ( کان هرینی): سلام، پینگ. خوشحالم که توا نستم دوباره در این گفت وگو شرکت کنم.

نظر ( دایمون اندرسون): من فکر می کنم رابطه مستقیمی بین انگیزه، اعتماد بنفس و قابلیت وجود دارد.

نظر ( دایمون اندرسون): عموما، اگر اعتماد به نفس شخصی بسیار بالا باشد و آنها بخواهند برای استفاده از زبان تلاش کنند، از اشتباهات خود سریعتر درس گرفته و قابل تر خواهند شد.

 

آیا فکر می کنید که تاکید زیادی بر میزان درستی در مراحل اولیه فراگیری یک زبان وجود دارد؟ آیا معلمان می بایست در مورد اشتباهات تحمل بیشتری داشته باشند؟

 

پاسخ ( وانگ پینگ): پیش از آنکه روش هایی را برای کمک به افزایش اعتماد به نفس در دانشجویان پیشنهاد دهیم، می توانیم عواملی را که مانع از ابراز کردن توسط دانشجویان می شود همانند مسائلی که باعث ناامیدی آنان می شود، بررسی کنیم.

 

نظر( کان هرینی): من یکبار در کارگاه آموزشی ژرمی هارمر  شرکت کردم، و او 5 کلمه را که در انگلیسی با "A" شروع می شود ، به عنوان کلید تثبیت موفقیت معرفی کرد. که همگی با انگیزه، اعتماد به نفس و قابلیت در ارتباط بودند. این پنج عامل عبارتند از: فعالیت ، تاثیر ، نگرش ، عمل ، انطباق.

ناظر گفت و گو (مارک): سلام بر همگی، من سایز وب چت پاد را افزایش می دهم.. فقط یک لحظه.

 

پاسخ (دایمون اندرسون): کان، چیزهایی که به آنها اشاره کردی مطالب مهمی برای بررسی هستند. شاید بتوانیم در مورد آنها بیشتر تحقیق کنیم. شاید این ها همان زمینه هایی باشند که ما بر آنها به نادرستی تمرکز کرده و باعث می شویم تا دانشجویانمان انگیزه و اعتماد به نفس خود را از دست بدهند.

 

نظر (وانگ پینگ): من با شما موافقم دایمون. زمانی که معلمان در مورد شکل و میزان درستی تاکید بسیار زیادی می کنند، دانشجویان تمرکز خود را برای ابراز ایده ها و اندیشه های خود از دست می دهند، که این کار آنان را از علاقه و انگیزه فراگیری باز می دارد.

 

ناظر گفت و گو (مارک): اگر هم اکنون به جمع ما پیوسته اید، به میزگرد زبان انگلیسی خوش آمدید.

 

س ( دایمون اندرسون): آیا به نظر شما این عدم اعتماد به نفس،عاملی فرهنگی است، یا به دلیل رویکردها و شیوه های معلمان است؟

 

پ ( وانگ پینگ): تنها زمانی که دانشجویان تا حدی در زمینه ای که آموزش می بینند و در فعالیت های کلاسی احساس کنترل کنند، احساس آرامش و اعتماد به نفس بیشتری در مشارکت با دیگر دانشجویان و معلمان خود خواهند داشت.

 

نظر( کان هرینی): بله، دایمون. در میان 5 "A"، عواملی در مورد چگونگی برنامه ریزی دروس توسط معلمان، مواد مورد نیاز رویکردها، اشتباهات، و ایجاد اعتماد به نفس در دانشجویان وجود دارد.

 

ناظر گفت و گو(مارک): می دانم که اسلاید پاورپوینت کوچک است... من toggle button  را برای "نمایش به صورت صفحه کامل" اضافه خواهم کرد. فقط چند ثانیه، باید با اسلاید PPT برای چند ثانیه کار کنم.

 

نظر ( لکهان ): سلام

 

نظر(دایمون اندرسون): لکهان، خوش آمدی. لطفا در گفت و گوی ما شرکت کن.

 

نظر( کان هرینی): مارک، من PPT رو نمی توانم ببینم.

 

ناظر گفت و گو( مارک): لطفا همه الآن امتحان کنید... می توانید بر دکمه کوچک "نمایش کامل صفحه" کلیک کرده تا اسلاید را بخوانید... سپس دوباره بر روی همان کلید کلیک کرده تا به اندازه اولیه اسلاید باز گردید.

 

نظر( وانگ پینگ): مارک، متشکر برای دوستانه تر کردن محیط گفت و گو.

 

س (دیمون اندرسون): اجازه بدهید سوالم را دوباره مطرح کنم: آیا به نظر شما این عدم اعتماد به نفس،عاملی فرهنگی است، یا به دلیل رویکردها و یا شیوه های اختیاری معلمان است؟

 

نظر( فیدلیا ): متشکرم مارک. پیش زمینه بسیار عالی است. سلام به همگی. کان ، امکان این هست که پنج "A" را دوباره برای من بگویی؟

 

س(HH): من دانشجویانی دارم که تصور می کنند فراگیران خوبی نیستند. یکی از آنها می گوید:" من نمی توانم چیزی یاد بگیرم، نمی توانم ایده های خود را به انگلیسی بیان کنم... در تلفظ مشکل دارم،در گرامر و انتخاب کلمات.." و آنها این جملات را در انگلیسی کامل بیان می کنند. این دانش آموز کلاس را بعد از مدتی ترک کرد. نمی دانم که چگونه باید او را تشویق کنم.

 

پ(دایمون اندرسون): HH، نکته مهمی را مطرح کردی. من همیشه به دانشجویانم می گویم که اشتباهات بخش مهمی از یادگیری را تشکیل می دهند. اگر آنها دچار اشتباهی شوند، می توانم کمکشان کنم.من سعی می کنم که آنها را به تلاش کردن و نترسیدن از اشتباه کردن تشویق کنم.

 

نظر( وانگ پینگ): دایمون. به نظر من پاسخ، هر دو مورد است. و من می خواهم عامل شخصیت را نیز اضافه کنم، خصوصیات شخصیتی یک فرد می تواند اهمیت داشته باشد.

 

نظر(کان هرینی): دایمون، به نظر من هر دو عامل فرهنگی و رویکرد معلمان موثر است.

 

نظر(کان هرینی): فیدلیا،پنج A عبارتند از: فعالیت، تاثیر، نگرش، عمل، انطباق.

 

پ( دایمون اندرسون): به نظر من تمرکز بر آزمون ها در آسیا دانشجویان را مجبور به تمرکز مداوم بر دقیق بودن می کند. دانشجویان اغلب نمی دانند چگونه تمرکز بر دقیق بودن را از یادگیری کلی تفکیک کنند.

 

س(HH): به نظر من این مسئله بیشتر مربوط به رویکرد معلمان و شیوه های انتخابی است.اگر مسئله فرهنگی مطرح است، پس بخش فرهنگی آن نیز هم چنین تا حدودی به وسیله تعامل های کلاسی شکل می گیرد که ازآنها عبور کرده اند.

 

نظر(وانگ پینگ): HH، از سوالی که مطرح کردی متشکرم. من پیش از این دانشجویانی شبیه به آن داشته ام. کاری که من کردم ترغیب آنان به صبور بودن در یادگیری هایشان بود. و در همین هنگام، آموزش را به گونه ای طراحی می کردم که آنها پیشرفت هر چند کمی را احساس کنند و تا حدی از آن حس موفقیت به دست آورند.

نظر(کان هرینی): زمینه فرهنگی کشور اندونزی بر این منوال است که افراد مخصوصا احساس خود را بطور آشکار بروزنمی دهند و در حاشیه ماندن را ترجیح می دهند. این برای آموزگاران انگلیسی چالش است.

س( فیدلیا): HH، این یک مسئله جدی است. آیا این دانشجویان منبع ناکامی خود را مشخص تر بیان کردند؟ چه موضوعی باعث شد تا آنها فکر کنند که انگلیسی شان به اندازه کافی خوب نیست در حالی که احساس خود را به این خوبی ابراز کردند؟ به عنوان معلم یکی از روش هایی که می توانیم در دانشجویان اعتماد به نفس را به وجود آوریم طراحی فعالیت هایی با هدف موفقیت است، یعنی فعالیت ها و تکالیف زبان که می دانیم آنها به خوبی از عهده آن برخواهند آمد.

 

نظر( کان هرینی): برای دانشجویانی نظیر آنچه HH اشاره کرد، کاری که من انجام دادم دادن فعالیت هایی بود که در آنها دانشجویان تظاهر می کردند خود واقعی شان نیستند، مانند ایفای نقش.

 

نظر(HH): متشکرم وانگ. ایده های بسیار خوبی بیان کردی. من قبلا به آنها فکر نکرده بودم.

 

نظر(دایمون اندرسون): موفقیت عامل اساسی در ایجاد انگیزه و اعتماد سازی است. ما می بایست درس های خود را به گونه ای متمرکز کنیم که دانشجویان بتوانند موفقیت را دیده، احساس کرده و بشناسند ( البته منظورم زمانی است که موفقیت را به دست می آورند).

نظر(وانگ پینگ): عامل فرهنگی نیز نقشی را برعهده دارد اما خود آن نیز این جا در چین تحت تاثیر تغییراتی است. نسل های جدیدتر امروزه در این کشور تمایل بیشتری برای ابراز کردن خود دارند، در برخی مواقع حتی تا حد خودستایی، حداقل در برابر چشمان افراد بزرگتر از آنان نظیر من.

 

نظر (nhu 2): در کلاس من، مشکل این است که معمولا وظیفه صحبت کردن همیشه بر عهده گروه کوچکی از دانشجویان است. این بدان معناست که دیگر دانشجویان ساکت می نشینند و به صحبت های دانشجویانی که صحبت می کنند گوش می دهند.

 

نظر(HH): فیدلیا، بله، این مسئله بسیار وخیمی است. به نظر من این مسئله از بدبینی، و یا دیدگاه تکامل گرا ناشی می شود. من با این مورد به صورت موثر برخورد نکردم.

 

س(دایمون اندرسون): آیا دانشجویانی که فقط در کلاس می نشینند و صحبت نمی کنند همچنان در فعالیت های کلاسی مشارکت دارند، و یا به نظر شما آنها حضور ذهنی در کلاس ندارند و به موضوعات دیگری فکر میکنند؟

 

نظر(وانگ پینگ): HH، خواهش می کنم. خود من نیز به عنوان یک فراگیر زبان چنین تجربه ای را داشته ام. راه دیگر تمرین کردن است، همانگونه که همه می گویند، با تمرین کردن می توان به تکامل دست پیدا کرد. هر چه دانش جویان تمرین بیشتری در زمینه زبان مقصد داشته باشند، اعتماد به نفس بیشتری کسب خواهند  کرد. معلمان می توانند موقعیت های مختلفی را برای استفاده زبان توسط آنان ایجاد کنند، و همچنین آنها را به کشف راه هایی برای انجام تمرینات توسط خودشان ترغیب کنند.

 

س(دایمون اندرسون): اما پینگ، در هنگام تمرین، آنها نباید از اشتباه کردن واهمه داشته باشند، درست است؟

 

نظر( فیدلیا): فکر می کنم نکته دایمون در مورد تمرکز بر آزمون ها با موقعیت آموزشی دوران راهنمایی من در تایلند تطابق بسیاری دارد. تمرکز زیادی برای به دست آوردن پاسخ "صحیح" وجود دارد. این مطلب تاکید بر توانش ارتباطی را تحت الشعاع قرار می دهد. ممکن است از موضوع اصلی منحرف شده باشم، اما می خواستم بدانم چگونه می توانم دانشجویان خود را به تفاوت قائل شدن میان ارزش توانایی ارتباط به زبان انگلیسی در برابر پر کردن برگه تکالیف خود متوجه کنم.

 

نظر( nhu2): به نظر من، برخی از آنان در فعالیت کلاسی مشارکت دارند و برخی نه.

 

نظر(دایمون اندرسون):  فیدلیا، واقعا به نکته درستی اشاره کردی. ما باید آنها را به سمتی هدایت کنیم که متوجه شوند در صورت داشتن توانش ارتباطی، می توانند از عهده هر آزمونی که آنها را برای آن سطح امتحان می کند برآیند.

 

نظر(HH): وانگ، بله، تغییر در فرهنگ بسیار سریعتر از مطلع ( گمراه) کردن ما توسط دانش کلیشه ای است. ما دانشجویان آسیایی به اندازه نسل قبلی خود (تودار) نیستیم. این مسئله از لحاظ تجربی ثابت شده است.

 

سوال (وانگ پینگ): NHU2، ما همگی دانشجویان "ساکت" در کلاس هایمان داریم. برخی از آنها کمرو هستند، و توجه برخی دیگر همانگونه که دایمون اشاره کرد، از محیط کلاس منحرف می شود. آیا می توانید به آنها نقش هایی نظیر یادداشت برداری از نکته ها" و یا " گزارش شفاهی" را بدهید که باعث مشارکت بیشتر آنها در کلاس شود؟

 

پ(دایمون اندرسون): به نظر می رسد که ما به مشارکت در کلاس به عنوان عاملی برای افزایش اعتماد به نفس و قابلیت نگاه می کنیم. این واقعا نکته خوبی است.

 

نظر( کان هرینی): nhu2، فکر می کنم ما از شرایط مشابهی اینجا در اندونزی برخورداریم. کلاس های ما بزرگ است ، و در حدود 50 دانشجو در هر کلاس هستند. برای به حداکثر رساندن این تاثیرگذاری، ما به فعالیت های کلاسی گروهی و دو به دو بیشتری نیاز داریم.

 

نظر(وانگ پینگ): مطمئنا، دایمون. معلمان باید این نکته را روشن کنند که ارتباط ایده ها و افکار از اهمیت بیشتری نسبت به دقیق بودن فرم برخوردار است.

 

نظر (دایمون اندرسون): دانشجویان می توانند در سطوح مختلف مشارکت کنند، برخی فعال تر از دیگران. اما نکته مشارکت آنان است. یکی از راه های ترغیب آنان به حضور در فعالیت های کلاسی وادار کردن آنان به انجام کاری، به اشکال مختلف، با استفاده از اطلاعاتی است که در اختیار دارند.

 

نظر(nhu2): یادداشت برداری از نکته ها ایده خوبی برای شروع است اما مطمئن نیستم که این ایده چگونه می تواند به بهبود مهارت های صحبت کردن آنان کمک کند.

 

نظر(کان هرینی): همچنین فعالیت هایی نظیر کنارگذاشتن متن ها و گوش دادن نیز می تواند تشویق کننده باشد.

 

نظر(HH): فیدلیا،  نظرت درباره ضبط صدا و یا تصویر صحبت کردن دانشجویان در هنگام پر کردن برگه های گزارش کار و سپس گوش دادن مجدد به آنها و بحث در مورد این فرآیند چیست؟ می توان به آنها از این طریق نشان داد که چه گونه صحبت کرده اند

 

نظر (وانگ پینگ): سلام نینا! به جمع ما خوش آمدی! خوشحالم که توانستی در این گفت و گو شرکت کنی!

 

نظر(nhu2): کارهای گروهی و دو به دو تنها با دانشجویان "فعال" انجام شدنی است. به نظر نمی رسد که برای دانشجویان "ساکت تر" موثر باشند.

 

نظر( دایمون اندرسون): میتوان برای دانشجویان ساکت تر، یا فراگیران مستقل، فعالیت های دیگری بر اساس اطلاعات انتقال داده شده ،تعیین کرد. همانند، یادداشت برداری از نکته ها، نوشتن خلاصه ای از گفت و گوها، پیدا کردن پاسخ سوالات، تحقیق برای انجام پروژه، و نمونه های دیگر.

 

نظر( وانگ پینگ): NHU2، یادداشت برداری یکی از راه های مشارکت دانش جویان است. زمانی که آنها متوجه شوند می توانند نکات  خوبی را یادداشت برداری کنند، این مسئله آنان را به خلاصه کردن مطالب بحث شده و ارائه گزارش به کلاس می کند. یادداشت برداری می بایست همراه با گام های دیگر باشد.

 

نظر( لی وی): سلام، خوشحالم که در این گفت و گو شرکت می کنم! از دیدن همگی خوشبختم.

 

نظر(کان هرینی): nhu2، به نظر من شیوه های متفاوتی برای تعیین فعالیت های گروهی وجود دارد، که ممکن است "به نوعی" منجر به وادار کردن دانشجویان به صحبت کردن شود.فکر می کنم باید همیشه به دنبال شیوه های جدید باشیم.

 

نظر(دایمون اندرسون): لی وی، خوش آمدی! خوشحایم که به جمع ما پیوستی.

 

نظر(HH): nhu2، آیا سعی کرده ای که قبل از تعیین فعالیت های گروهی برای دانش جویان به آنها مهارت های فعالیت های گروهی را آموزش بدهی؟

 

نظر(کان هرینی): من موافقم،پینگ. همیشه راه هایی برای بیشتر کردن مشارکت دانشجویان "ساکت" وجود دارد.

 

نظر( لی وی):nhu2، من هم فکر می کنم که دانشجویان ساکت تر در کارهای گروهی نسبت به صحبت کردن در برابر کلاس احساس آزادی بیشتری داشته باشند.

 

نظر(وانگ پینگ): راه دیگر برای ترغیب دانش جویان به صحبت کردن تشخیص چیزهایی است که برای آنها هیجان انگیز است. زمانی که آنها هیجان زده می شوند، کم رو بودن خود را فراموش کرده و تنها بر صحبت کردن تمرکز می کنند، صحبت، صحبت...

 

نظر(وانگ پینگ): سلام لی وی، خوشحالم که به ما پیوستی!

 

نظر(nhu2): از پیشنهادات بسیار خوبتان متشکرم.

 

نظر( دایمون اندرسون): می بایست در ابتدا بر مشارکت موفقیت آمیزی تمرکز کنیم که دانشجویان را علاقه مند می سازد، و نه مشارکتی اجباری که باعث شود آنها علاقه خود را از دست بدهند , نگران از دست رفتن وجهه خودشان باشند و یا احساس بدی پیدا کنند.

 

نظر ( passionate): سلام بر همگی!

 

نظر( فیدلیا): من دوست دارم، که در بین کارهای گروهی بیشتر در کنار گروه های شامل دانشجویان ساکت تر حضور یابم، و با تعریف کردن آنها را به ادامه تلاش هایشان ترغیب کنم. تعریف کردن و حمایت کمک بزرگی برای افزایش اعتماد به نفس هستند.

 

نظر(لی وی): دایمون، قرار بود من امروز سفری به Sichuan داشته باشم، اما این سفر را به تاخیر انداختم. بله، متاسفم که گفت و گوی قبلی را به خاطر جلسه ای که تمام روز طول کشید از دست دادم.

 

س(nhu2): برخی از دانشجویان من هیچ علاقه ای به صحبت کردن ندارند و به نظر نمی رسد در مورد هیچ کدام از فعالیت های انجام گرفته در کلاس اهمیتی قائل باشند.

 

نظر( وانگ پینگ): بازی، آزمون، دوستی، همگی موضوعاتی هستند که می توانند علاقه دانش آموزان را برانگیزد.

 

نظر( کان هرینی): طراحی فعالیت ها، تعیین وظیفه ای برای دانشجویان، رویکرد معلمان در برابر موضوعات و ارزش دقت و ارتباط، تعیین موضوعات مورد بحث توسط دانشجویان، و غیره، تمامی در پنج A که در آغاز به آن اشاره کردم گنجانده شده است.

 

نظر( دایمون اندرسون): nhu2، من دانشجویانی داشته ام که ظاهراً علاقه ای به کلاس نداشتند. به همین دلیل، زمانی که دیگر دانشجویان در حال انجام فعالیت دیگری بودند،آنها را به کناری برده و گفت و گویی را در مورد دلیل بی علاقگی آنان انجام دادیم. این بحث به زبان انگلیسی بود. در انتها، آنها به این مطلب پی بردند تا چه اندازه می توانستند و می توانند به زبان انگلیسی صحبت کنند. و بعد از آن انگیزه آنان بسیار تقویت شد.

 

نظر(وانگ پینگ): متشکرم لی وی.

 

نظر( Ki Ki): سلام به همگی، فکر می کنم که حمایت نیز بسیار مهم است، به خصوص برای فراگیران نوجوان

 

نظر( وانگ پینگ): سلام passionate! به این گفت و گو خوش آمدی!

 

نظر(passionate): بله، موافقم که فعالیت ها و کارهای گروهی بسیار موثرند

 

نظر(لی وی): دایمون، من با نظر "از دست دادن وجهه" موافق هستم، تشویق بسیار مهم است، و باعث می شود دانشجویان متوجه شوند که با مرتکب شدن اشتباه می توانند خود را بهتر کنند. در آن هنگام است که اشتباهات خود را در جای خود قرار می دهند.

 

نظر( وانگ پینگ): کان، مطمئنم که پنج A خلاصه ای کامل برای گفت و گوی ماست!

 

نظر(فیدلیا): دایمون، این داستان بسیار خوبی است. به نظر من این داستان نشان می دهد که دانشجویان احتیاج دارند که بدانند ما به آنها اهمیت داده و علاقه مندیم برای شناختن آنها وقت صرف کرده و می خواهیم آنان را به شیوه ای که برای آنان معنی دار است جذب کنیم.

 

نظر( Dzung): دایمون، دانشجویان شما برای چه مدت این علاقه مندی را حفظ کردند؟

 

نظر( دایمون اندرسون): آنها علاقه مندی خود را تا انتهای آن ترم حفظ کردند. در واقع آنها بسیار بی پروا شدند و واقعا شروع به صحبت در مورد افکار خود کردند.

 

نظر(nhu2): متشکرم،دایمون. در آینده این کار را امتحان خواهم کرد.

 

نظر(HH):  در کارهای گروهی، دانشجویان با یکدیگر تعامل برقرار میکنند. بنابراین، این زمانی است که آنها به جای معلمان از تشویق و بازخورد دیگر دانشجویان بهره مند می شوند. آموزش چگونگی تشویق و ایجاد انگیزه در دانشجویان توسط دیگر دانشجویان پیش از آغاز فعالیت های گروهی اهمیت بسیاری دارد.

 

نظر(وانگ پینگ): فیدلیا، من بسیار موافقم. ما نباید دانشجویان کم رو و یا ساکت را از یاد ببریم. توجه به آنان و نشان دادن علاقه به دانستن بیشتر در مورد آنان نیز سودمند خواهد بود!

 

نظر( دایمون اندرسون): این مهم است که دانشجویان یاد بگیرند چگونه در یک گروه کار کنند.

 

نظر(لی وی): پینگ، من با شما موافقم. دانشجویان بی پرواتر، انگیزه بیشتری برای نشان دادن خودشان دارند، در حالی که دانشجویان کمرو تر نیاز دارند با توجه بیشتر معلم مورد تشویق قرار گیرند.

 

سوال( passionate): HH، چگونه می توانیم به دانشجویان یاد بدهیم همکلاسی های خود را تشویق وترغیب کنند؟

 

نظر(کان هرینی): به خاطر می آورم در یکی از جلسات گفت و گویی که در جاکارتا داشتیم، دانشجویی بود که به دلیل این که موضوع بحث " همچنان تدریس گرامر در این دوران" بود در گفت و گو شرکت کرده بود، و دلیل حضورش این بود که معلمش او را به دلیل گرامر ضعیف مجبور به این کار کرده بود. اما او با جملات خود به طرز حیرت انگیزی از نظر گرامر کامل بود. ما همگی به متقاعد کردن او کمک کردیم.

 

نظر(دایمون اندرسون): اگر حس رقابتی قوی بین دانشجویان برای کسب نمره و یا به دست آوردن توجه معلم وجود داشته باشد، در آن زمان آنها تمایل کمتری برای تشویق همکلاسی های خود نشان می دهند.

 

نظر(فیدلیا): "مفرح بودن" برای فراگیران در سنین نوجوانی و دبیرستان، عاملی کلیدی در کلاس درس برای حفظ مشارکت دانشجویان به شمار می رود. اما فکر می کنم ایجاد محیطی مفرح در کلاس درس همچنین می تواند مانع عاطفی را کمتر کرده و به دانشجویان اجازه ریسک پذیری بیشتر در هنگام صحبت کردن را بدهد.

 

نظر(Ki Ki): برای ایجاد اعتماد به نفس در دانشجویان کمرو و ساکت تر، یا دانشجویان سطوح پایین تر، قکر می کنم ایده"حمایت همه جانبه" موثر است. زمانی که آنها به کار گیری زبان جدیدی را امتحان می کنند، اگر معلم به نوعی از آنان پشتیبانی کند، با مواردی نظیر لیست کلمات کاربردی، الگوی جمله ها، متن های  الگویی، و غیره، آنها از اعتماد به نفس بیشتری برخوردار خواهند بود.

 

نظر(nhu2): من نیز تجربه ای داشته ام که دانشجویان در کلاس های درس کوچک تر،بیشتر صحبت می کنند. همین گروه از دانشجویان در صورت قرار گرفتن در کلاس درس بزرگتر ساکت تر خواهند بود.

 

نظر(دایمون اندرسون): Ki Ki، این نکته واقعا جالبی است. برخی از دانشجویان به حمایت بیشتری در مقایسه با دیگران احتیاج دارند.

 

نظر(HH): من ویدئویی را نگاه کرده ام که در آن به کودکان "کلمات مناسب"، "تشویق کردن" و سوال کردن آموزش داده می شود. نمونه های "این کلمات خوب" عبارتند از: این عالیه، زیباست ... ایده های جالبی ... ما به دانشجویان آموزش می دهیم که چگونه گوش کنند، ارتباط چشمی برقرار کنند، برای ایده های دیگران ارزش قائل شوند...

 

نظر(لی وی): passionate، به نظر من معلم باید کار تشویقی و انگیزشی را در محیط کلاس انجام دهد و پس از اندکی دانش آموزان نیز کار معلم را دنبال کرده و متوجه می شوند چگونه هم کلاسی های خود را ترغیب کنند. معلم به عنوان یک الگو بسیار مهم است.

 

نظر( دایمون اندرسون): معلمان اغلب فعالیت کلاسی را با این فرضیه و استثنا بنا می نهند که تمامی دانش آموزان فعالیت های مشابه را در مدت زمان مشابه به انجام می رسانند. شاید بایداین دیدگاه را تغییر دهیم.

 

نظر( وانگ پینگ): لی وی، این نکته خوبی است. معلمان الگوی کلاس درس هستند. دانشجویان راه آنان را دنبال می کنند.

 

نظر( کان هرینی): بله،HH، ما تمامی این نکات را در ارتباطات روزانه خود به کار برده ایم. من فکر می کنم حتی موقع کار کردن با بزرگسالان، این نکات می بایست رعایت شوند.

 

نظر( Ki Ki): بله، حمایت همه جانبه همیشه می تواند در کلاس درس باشد حتی زمانی که کلاس زبان انگلیسی به پایان رسیده و معلم کلاس را ترک کرده است.

 

نظر(لی وی): Ki Ki، من با ایده حمایت از دانشجویان موافقم، این ایده می تواند چیزهای جدید را برای دانشجویان ساده تر سازد. شاید آموزگاربتواند با ربط دادن چیزهای تازه، نسبت به آنچه قبل از این خوانده بودند، تسلط در یادگیری مطالب سخت را سهل تر سازد.

 

نظر(HH): علاوه بر ایده تقلید "ناخودآگاه" دانشجویان، تدریس صریح نیز ضروری است

 

نظر(passionate): بسیار عالی بود HH و لی وی

 

نظر( Ki Ki): لی وی، درست است، الگوی مناسب بسیار مهم است.

 

نظر( دایمون اندرسون): من ایده تقلید "ناخودآگاه" را دوست دارم! عالیست.

 

سوال(وانگ پینگ): دایمون، فکر می کنی که حتی در مورد یک پروژه مشترک، معلمان می بایست دانشجویان را تشویق به نزدیک شدن از چشم انداز خود کنند؟

 

نظر(دایمون اندرسون): این یکی از راه های نگاه کردن به این موضوع است. راه دیگر انجام کارهای مختلف بر روی منابع و یا متن های مشابه توسط دانشجویان متفاوت است.

 

نظر(HH): بله، کان، حتی ما به عنوان بزرگسال نیاز به تمرین آن داریم. باید گفت : تو زود یاد می گیری ، خوب تمرین کرده ای.

 

نظر(کان هرینی): موافقم،دایمون. از آنجایی که ما دانشجویان خود را بهتر از دیگران می شناسیم، بنابراین احتیاج داریم تا برنامه های مختلفی برای کلاس های خود داشته و حتی فعالیت های قابل تغییر متفاوتی را آماده داشته باشیم.

 

نظر(فیدلیا): تشویق معلمان و تشویق هم کلاسی ها توسط خود دانشجویان مرا به یاد ترانه کوتاهی می اندازد که اخیرا در یک کارگاه آموزشی فرا گرفتم. : پایان روز" تو عالی بودی! تو بسیار خوب بودی! جلسه بعدی می بینمت. تاخیرم نکن!

 

نظر(Ki Ki): " شاد باش" را فراموش نکن! برای همه هم محیط مفرحی فراهم کن.

 

نظر(دایمون اندرسون): مفرح بودن خوب است، اما اگر نمی توانید این کار ار انجام دهید، حداقل کلاس را برای آنان جذاب کنید.

 

نظر(کان هرینی): متشکرم HH، در جواب فیدلیا، من با رویکرد "مفرح بودن" موافقم، حتی برای دانشجویان بزرگسال، و نه تنها برای جوانترها.

 

سوال ( دایمون اندرسون): خوب، من فکر می کنم که نظر ما این است که نوع صحیح مشارکت به وسیله کمک به افزایش انگیزه دانشجویان می تواند منجر به نتایج موفقیت آمیز شده، و با افزایش اعتماد به نفس منجر به کارآمد بودن شود. درست است؟

 

نظر( لی وی):  خوب است که معلمان تلاش کنند به دنیا از دید دانشجویان نگاه کرده و همانند آنان فکر کنند، این کار تدریس را جذاب تر می کند.

 

سوال(nhu2): ممکن است دانشجویان به دلیل آنکه در یک زمان مشخص فعالیت مشابهی را انجام نمی دهند نسبت به یکدیگر احساس حسادت کنند؟ به خصوص کسانی که فعالیت کلاسی مشکل تر از دیگر دانشجویان را بر عهده دارند؟

 

نظر(دایمون اندرسون): nhu2، این سوال بسیار خوبی است. در این مورد معلم می بایست به دانشجویان بگوید که فعالیت و یا مشارکت انان از درجه اهمیت برابری به خصوص در زمینه فراگیری، برخوردار است. به آنان یادآوری کند که تا پیش از فراگیری راه رفتن، نمی توانند بدوند.

 

نظر(HH): بله، دایمون، و آیا "مشارکت" در اینجا به معنی "تاثیر" هارمر است که کان امروز در ابتدای این گفت و گو به آن اشاره کرد؟

 

نظر( دایمون اندرسون): بله، شامل آن نیز می شود.

 

نظر(لی وی): nhu2، می توانی به دانشجویان اجازه بدهی فعالیتی را انجام دهند که به آن علاقه بیشتری دارند، این درست است که دانشجویان چالش را بسیار دوست دارند. و ممکن است به دلیل آنکه توانسته اند پروژه های مشکل تری را در مقایسه با دیگران انجام دهند احساس افتخار نیز بکنند.

 

نظر(فیدلیا): نکته ای را به صحبت های تو اضافه کنم لی وی، اگر معلم تمایل به ریسک پذیری مشابهی با دانشجویان داشته باشد، در آن زمان شاید دانشجویان احساس بهتری برای پذیرفتن ریسک های مشارکت در کلاس را داشته باشند.

نظر( دایمون اندرسون): در مورد ارتکاب به اشتباه، من اغلب به دانشجویانم می گویم که اکثر سخنگویان بومی نیز دچار اشتباه می شوند. آنها را به در نظر گرفتن استفاده خودشان از زبان مادریشان وا می دارم. این کار باعث آسودگی خاطر انان می شود.

 

نظر(کان هرینی): بله، این مورد هم وجود دارد، و هم چنین این ایده که معلمان خود را در جای دانشجویان قرار دهند.

 

نظر(Ki Ki): نکته خوبی است، فیدلیا، من ایده " همراه بودن معلم" را دوست دارم.

 

نظر(nhu2): متاسفم، اما لیوی، من این گونه فکر نمی کنم. دانشجویان من فعالیت های چالش پذیر را دوست ندارند و کسانی که فعالیت های چالش پذیری به آنان محول شده است اغلب به افرادی که کارهای آسانتر دارند حسادت می کنند.

 

نظر(لی وی): درست است فیدلیا، و در بعضی مواقع معلم نیز ممکن است اشتباهاتی در کلاس مرتکب شود. نباید در مورد ان احساسس بدی داشت. باالعکس، باید به دانشجویان گفت که همه، حتی معلمان نیز می توانند مرتکب اشتباه شوند، این کار باعث می شود تا دانشجویان احساس بهتری داشته باشند.

 

نظر(فیدلیا): دقیقا!

 

نظر(دایمون اندرسون): ما باید رویکرد i+1 را به یاد داشته باشیم. ابتدا آنها را در مرحله ای که احساس راحتی می کنند قرار دهیم و سپس با کمی فشار آنها را به سمت یادگیری مطلبی جدید سوق دهیم.

 

نظر(Dzung):  برخی از دانشجویان من زمانی که اشتباهات آنان را تصحیح نمی کنم، ابراز ناخوشنودی می کنند.

 

نظر(دایمون اندرسون): لطفا ادامه دهید. مارک نسخه ای کمکی دارد و به ما کمک خواهد کرد.

 

ناظر گفت و گو(مارک): سلام به همگی.. صفحه گفت و گوی ما به دلایلی پاک و محو شد.

نظر(Ki Ki): گمان کنم "تصحیح " ارزش این را دارد که یک میز گرد دیگری برای آن راه انداخت 

ناظر گفت و گو(مارک):  من یک نسخه کمکی دارم.

نظر(دایمون اندرسون): در واقع ، داریم به انتهای این گفتگوی عالی می رسیم.

نظر(کان هرینی): فیدلیا، موافقم که ما برخی مواقع عجله داریم و مطلب را به درستی برای دانشجویان بیان نمی کنیم. فکر می کنم این زمانی است که فراموش می کنیم خود را در جای دانشجویانمان قرار دهیم. یا بعضی مواقع این کار را آگاهانه و برای به چالش کشیدن دانشجویان انجام داده ایم، اما در این موارد باید  حمایت مورد نیاز را به همراه داشته باشیم.

 

نظر(Dzung): در مورد اشتباهات تلفظی، اگر آنها را همان زمان تصحیح نکنیم، به خصوص اشتباهاتی که تا بحال چندین بار تکرار شده اند، احتمال دارد دیگر دانشجویان نیز همان اشتباهات را تکرار کنند. من تجاربی در این زمینه داشته ام.

 

نظر(لی وی): جای تاسف دارد که باید این گفت و گو را بزودی به پایان برسانیم.

 

نظر(دایمون اندرسون): بله، وقتی گفت و گوهای خوبی را داریم به نظر می رسد زمان به سرعت می گذرد.

 

نظر(HH): امروز گفت و گوی بسیار سودمند وپرمحتوایی داشتیم.

 

سوال(دایمون اندرسون): چه موضوعی برای گفت و گوی ما ه مارس پیشنهاد می کنید؟

 

نظر(لی وی): شرکت در این گفت و گو ها بسیار عالی است و مطمئن هستم در آینده به صورت مداوم در این گفت و گو ها شرکت خواهم کرد.

 

نظر(فیدلیا): این گفت و گو بسیار ارزشمند بود! شنیدن نظر همه بسیار عالی است. گفت و گو با شما بسیار انرژی بخش است.

 

نظر(کان هرینی): به این زودی،دایمون؟ پیش از آنکه فراموش کنم، اگر هر کدام از شما در مورد پنج A مطرح شده توسط من علاقه مند هستید، لطفا به من ایمیل بزنید. کان هرینی.

 

نظر(Ki Ki): این اولین حضور من در این گفت و گو بود،بسیار خوشحالم!

 

نظر(دایمون اندرسون): Ki Ki و همگی لطفا دوباره در این گفت و گوها شرکت کنید

 

نظر(لی وی): یک سوال، آیا کسی گفت و گو ها را جمع آوری می کند؟ فکر می کنم که کار مفیدی باشد

 

نظر(وانگ پینگ): از همه به دلیل حضور مشتاقانه شان تشکر می کنم.

 

نظر(دایمون اندرسون): مارک متن گفت و گوی ما را بر روی تارنما قرار خواهد داد.

 

نظر(کان هرینی): مارک، دایمون، و چینگ، از تدارک این گفت و گو تشکر می کنم.

 

ناظر گفت و گو(مارک): من متن گفت و گوی فوق العاده شما را برای دایمون می فرستم... نگران نباشید، آنرا ذخیره کرده ام.

 

نظر(لی وی): کان هرینی، من دیرم شده است و مطمئنم که متن این گفت و گو را می خواهم، ایمیلی برای شما می فرستم.

 

سوال(دایمون اندرسون): پیشنهادی برای موضوع گفت و گوی بعدی؟

 

سوال(وانگ پینگ): کسی نظری برای موضوع گفت و گوی هفته آینده دارد؟

 

پ(دایمون اندرسون): مارک، برای ذخیره کردن این گفت و گو ممنون!!! متشکر که ناظر خوبی برای این گفت و گو بودی!

 

نظر(Ki Ki): تصحیح

 

ناطر گفت و گو(مارک): باعث خوشوقتی من بودو روز خوبی داشته باشید!

 

نظر(Ki Ki): و یا اشتباهات، به نظر می رسد همه به این موضوع علاقه مند باشند

 

نظر(Dzung): موضوع بعدی: چگونه می توان دستورات گرامری خسته کننده را جذاب تر کرد؟

 

نظر(کان هرینی): موضوع: تصحیح بدون آسیب رساندن به روحیه دانشجویان؟ به نظر من موضوع مهمی است.

 

نظر(لی وی): موافقم.

 

نظر(وانگ پینگ): تصحیح موثر بدون آسیب رساندن به روحیه دانشجویان.

 

Dzung: به نظر من موضوعات پیشنهاد شده توسط کان هرینی موضوعات خوبی هستند.

نظر(دایمون اندرسون): از تمامی پیشنهادات متشکرم. مطمئنا در مورد تصحیح در گفت و گوی بعدی در تاریخ 10 ماه مارس صحبت خواهیم کرد. امیدوارم همگی در ان حضور داشته باشید. لطفا به همکاران خود بگوئید تا به جمع ما بپیوندند.

 

از همگی برای گفت و گو/صحبت های فوق العاده امروز بسیار متشکرم. مطمئنا همگی ایده های خوبی را از آن برداشت کرده ایم. متشکرم.

 

نظر(کان هرینی): گفت و گوی ارزشمند و بسیار خوبی بود. از همگی خداحافظی می کنم، دوباره در 10 مارس با همگی صحبت خواهم کرد...

 

نظر(Ki Ki): امیدوارم که همگی را به زودی ببینم.

 

نظر(Dzung): خداحافظ تا ماه مارس

 

نظر(وانگ پینگ): کان، از این که به تاریخ گفت و گوی بعدی اشاره کردی متشکرم. همگی را در 10 مازس می بینم!

 

نظر(لی وی): بسیار خوشحالم که با همه امروز آشنا شدم! منتظر گفت و گوی بعدی هستم!

 

نظر(passionate): همگی را در ماه آینده می بینم! خداحافظ و روز خوبی داشته باشید.

 

نظر(بال ): سلام، می خواهم به زودی متن این گفت و گو را بخوانم

 

ناظر گفت و گو(مارک): گفت و گوی ماه فوریه با موضوع زبان انگلیسی به پایان رسیده است. متن کاملی از این گفت و گو را در این صفحه قرار خواهیم داد . این متن تا چندین ساعت دیگر آماده خواهد شد.

 

پايان رونوشت

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟