View Other Languages

We’ve gone social!

Follow us on our facebook pages and join the conversation.

From the birth of nations to global sports events... Join our discussion of news and world events!
Democracy Is…the freedom to express yourself. Democracy Is…Your Voice, Your World.
The climate is changing. Join the conversation and discuss courses of action.
Connect the world through CO.NX virtual spaces and let your voice make a difference!
Promoviendo el emprendedurismo y la innovación en Latinoamérica.
Информация о жизни в Америке и событиях в мире. Поделитесь своим мнением!
تمام آنچه می خواهید درباره آمریکا بدانید زندگی در آمریکا، شیوه زندگی آمریکایی و نگاهی از منظر آمریکایی به جهان و ...
أمريكاني: مواضيع لإثارة أهتمامكم حول الثقافة و البيئة و المجتمع المدني و ريادة الأعمال بـ"نكهة أمريكانية

01 جولای 2009

نوجوانان پرورشگاهی از سرپرستی مربیان بهره می برند

مربیان به آموزش مهارت های زندگی می پردازند و موفقیت تحصیلی آنها را پایه گذاری می کنند

 

واشنگتن- به گفتۀ دیوید آرچولتا، هنرمند موسیقی پاپ و شرکت کنندۀ نهایی در برنامۀ تلویزیونی "خوانندۀ محبوب آمریکا" ، مربیگری و نفوذ مثبت داشتن بر یک فرد جوان کار دشواری نیست. او گفت: " شما نیازی ندارید که شخصیت بزرگ و خارق العاده ای باشید تا اثر بزرگی بر زندگی مردم بگذارید."

آرچولتا، همراه با هنرپیشگان، ترنس هاوارد، گابریل یونیون و مایکل کوپن، از جمله چهره های مشهوری است که از سازمان غیر انتفاعی  کودکان ملتها را متحد می کنند (CUN)(1) حمایت به عمل می آورد. این سازمان یکی از نخستین سازمان های غیر دولتی است که با متعهد شدن به استخدام مربیان و بالا بردن سطح آگاهی در مورد مسائل مربوط به جوانان در معرض خطر، ازجمله دادن مشاوره و سرپرستی نوجوانان پرورشگاهی کمک می کند.

آرچولتا گفت: "برای نوجوانان پرورشگاهی مهم است که بتوانند با کسی صحبت کنند، احساس کنند که به مکانی تعلق دارند، و احساس کنند که می توانند حرف خود را بگویند. بسیاری از کودکان و نوجوانان- و نه فقط کودکان و نوجوانان پرورشگاهی- تصور می کنند که از ارزش چندانی برخوردار نیستند و توانایی و لیاقت انجام کاری را ندارند."

دافنا زیمان، مدیر CUN در رویدادی که در اوایل ماه ژوئن توسط وزارت امور خارجه در پایان کنفرانس سالیانۀ CUN در واشنگتن برگزار شد، گفت: "هیچ چیز بهتر از عضویت در یک خانواده نیست، به ویژه CUN اگر شما نیاز حیاتی به آن داشته باشید."

در برنامه های CUN، مربیان روابط انسانی متعهد می شوند دو روز از وقت خود را در ماه به ایجاد رابطه با یک کودک یا نوجوان پرورشگاهی تخصص دهند. رفتن به سینما، موزه و یا رویدادهای ورزشی از جمله فعالیت هایی هستند که می توان در نظر گرفت. مربیان درسی و پرورشی هر هفته در فهم درس ها و انجام تکالیف به بچه ها کمک می کنند. آرچولتا، که یک الگوی مثبت برای جوانان به شمار می رود، و کوپن، که یکی از برادرانش از یک پرورشگاه به فرزندخواندگی پذیرفته شده بود، هر دوسخنگویان برنامه های مربیگری CUNهستند.

کوپن گفت: "مادرم با پذیرفتن و بزرگ کردن بچه های پرورشگاهی به من الهام بخشید تا نیازهای این بچه ها را به نیازخودم مُقدم بدارم."

 

ایجاد احساس امنیت

پرورشگاه برای کودکان و نوجوانانی است که توسط مقامات دولتی از پدر و مادر و یا قیم های قانونی خود جدا شده اند، یک دورۀ کوتاه مدت جایگزین به شمار می رود. بر خلاف کودکانی که به فرزندی پذیرفته می شوند، در اینجا از اولیاء انتظار می رود که به غیر از شرایط غیر معمولی و استثنایی، از فرزندان خود دیدن کنند.

طبق گفتۀ کارن باس، نمایندۀ قوۀ مقننۀ ایالت کالیفرنیا، در ایالات متحده بیش از 500,000 کودک و نوجوان در پرورشگاه به سر می برند. تعداد آنها در کالیفرنیا از تمام ایالت های دیگر بیشتر است. CUN مستقیماً با بیش از 2,500   سرپرست در کالیفرنیا کار می کند و جهت ارائه تعلیمات لازم به مربیان با سازمان ها و نهادهای سراسر کشور مشارکت می کند.

بنا به گفتۀ کلرانس بی جونز، یک پژوهشگر مستقر در دانشگاه اِستانفورد که خود یک کودک پرورشگاهی بوده است، کودکانی که به طور مرتب از یک پرورشگاه به پرورشگاه دیگری منتقل می شوند به سختی می توانند احساس امنیت درونی در خود به وجود بیاورند، زیرا عشق و علاقۀ بی قید و شرط را تجربه نمی کنند.

ویکتوریا اِستیونز، یک روانشناس درمانگاهی که منابع و تجهیزات مربوط به آموزش و تعلیم مربیان را تهیه می کند و رهبری پژوهش های CUN را در زمینۀ برنامه های درسی نوآورانه مربیگری برای کودکان پرورشگاهی بر عهده دارد، گفت که تنظیم احساسات، داشتن کنترل بر خود و آموزش صبوری مهم ترین مهارت های زندگی هستند که یک مربی می تواند به یک کودک پرورشگاهی بیاموزد زیرا این مهارت ها برای رابطه برقرار کردن با دیگران مورد نیازهستند. مربیان همچنین با همدلی و ارائۀ چشم انداز به کودکان و نوجوانانی که از خانواده هایشان جدا شده اند و با کمک به مقابله با اثرات آسیب های روانی دوران کودکی، بنیادی برای موفقیت تحصیلی نوجوانان پرورشگاهی فراهم می کنند.

هم پدر و هم مادر آرچولتا موسیقیدان هستند و راهنمایی های لازم را در اختیار او گذاشتند تا به راه مورد علاقه اش برای بیان آنچه که در درون خویش دارد، دست یابد. حتی امروزه، آرچولتا برای برقرار کردن ارتباط از موسیقی استفاده می کند. او گفت: "وقتی می خوانم، احساس می کنم که دیگر نیاز به صحبت کردن ندارم."

زیمان، که معتقد است امروزه مفهوم "خانواده" توسط جامعه ارائه می شود گفت، ولی نوجوانانی که در پناه راه حل های موقت زندگی می کنند، از راهنمایی و سرپرستی بزرگسالان که بسیاری جنبه های رشد اجتماعی و عاطفی جوانان را ارتقاء می بخشد، محرومند.

زیمان در وزارت امور خارجه گفت: "ما نمی توانیم به آنها به عنوان بچه های این و آن بنگریم. این بچه ها متعلق به جهان هستند."

بنا به گزارش  CUN، 59 درصد از نوجوانانی که سرپرستان را درکنار خود دارند، در مدرسه موفق ترند و از فرصت بیشتری برای ادامۀ تحصیل برخوردارند.

اشلی ویلیامز نوزده ساله، در سن ده سالگی وارد نظام پرورشگاه ها شد. او که اکنون در سال دوم دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس (UCLA) مشغول تحصیل است، در 26 خانۀ پرورشگاهی زندگی و در 32 مدرسه ثبت نام کرده است. ویلیامز گفت: "راه من بسیار دشوار بوده است." او با رفتن به کلیسا و مدرسه بر مشکلات احساسی خود غلبه کرده است.

در پانزده سالگی برای ویلیامز سرپرستی تعیین شد که توانست با او رابطه برقرار و او را در سنین نوجوانی راهنمایی کند. این مربی به او نیز کمک کرد تا نمره های لازم را برای ورود به دانشگاه به دست آورد. امروز ویلیامز می گوید، خانوادۀ مربی من، "خانوادۀ من است." ویلیامز به نوبۀ خود به بنیانگزاری برنامۀ دانش پژوهان نگهبان بروئن UCLA کمک کرد. این برنامه کودکان پرورشگاهی دانشگاه  UCLAرا در طول زندگی دانشجویی شان راهنمایی و به آنها کمک می کند تا در ایام تعطیلی در محیط دانشگاه بمانند.

ویلیامز گفت که به عنوان یک کودک پرورشگاهی شما برای جستجو و یافتن خود مبارزه می کنید، زیرا از خصوصیات اخلاقی هر کس کمی با خود همراه می برید، از جمله خصوصیات بد. ویلیامز پیشنهاد می کند که هر جوان با یک مربی پیوند برقرارکند و به نوشتن بپردازد. با اینکه ویلیامز همچنان خاطرات روزانۀ خود را می نویسد و شعر می سراید، تنها یک شعر هست که او هنگام برخورد با یک مانع  آن را به صدای  بلند برای خود می خواند:

این چیزی که زندگی اش می نامند مرا مورد بدرفتاری و تمسخر  قرار داده و مرا از هم گسیخته است

ولی هنوز سربلند ایستاده ام

من تسلیم نمی شوم ...

من بردباری را برمی گزینم

من بر این چیز که زندگی اش می نامند، غلبه خواهم کرد

اطلاعات بیشتر دربارۀ سرپرستی کودکان و نوجوانان پرورشگاهی در تارنمای سازمان " کودکان ملتها را متحد می کنند" در دسترس قرار دارد.

http://www.childrenunitingnations.org

1.         Children Uniting Nations (CUN)

 

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟