09 سپتامبر 2008

چالش اصلاحات در مدارس

آمریکایی ها در مورد کیفیت و جهت گیری نظام آموزشی ایالات متحده به گفتگو می پردازند

 

(مقالۀ زیر برگرفته نگاهی بر آموزش و پرورش، از انتشارات وزارت امور خارجه است.)

آمریکایی ها همواره کیفیت وجهت نظام تعلیم و تربیت کشور را مورد بحث قرار داده اند، اما در سال های اخیر بیشتر بر بهترین شیوه برای سنجش و افزایش موفقیت ها در این زمینه تأکید شده است. انجام مقایسه با دانش آموزان سایر کشور ها هم این بحث پیرامون شیوه های تدریس ونتایج حاصل از آن را داغ تر کرده است، مخصوصا نتایجی که نشان دهندۀ کاستی ها درمواد علوم و ریاضی در مدارس آمریکا است.

اصلاحات ترقی خواهان

اصلاح گرایان نخستین کوشش کردند استاندارد های تحصیلی منسجمی وضع کنند، به دبیران آموزش های لازم را داده و مدارس را برای کارایی بهتر در یک دیگر ادغام نمایند. به عبارت دیگر، تلاش کردند آموزش را تبدیل به نوعی حرفه کنند.

اوج این تلاش ها با جنبش ترقی خواه در اواخر قرن نوزده واوایل قرن بیست صورت گرفت، زمانی که مربیانی مانند جان دیویی خواستار اصلاحات اساسی در آن چه در مدارس تدریس می شد و عملکرد آن ها گردیدند. دیویی و حامیان او درخواست استقلال بیشتری برای معلمان در کلاس درس می کردند، آن ها بر یادگیری بدون اجبار به حفظ کردن مطالب تأکید گذاشته و دانش آموزان را تشویق به تفکر مستقل می کردند.

اما رویکرد دیویی که بر دانش آموزان تمرکز داشت به زودی با چالش هایی روبروگردید، آن هم از سوی کسانی که طرفداراستفاده از شیوه های علمی در افزایش کارآیی دانش آموزان وموافق با تشکل آنان درگروه های مشخص جهت ادامۀ تحصیل یا ورود به جهان حرفه و فن بودند. از روش تعلیم وتربیت ترقی خواهان از آن جا که بر نیاز های دانش آموزان تأکید می گذاشت، برداشت اشتباهی شد و در قالب کمبود استاندارد های تحصیلی تعبیر گردید.

کشور در خطر

انتقاد از راه های نوین یا مترقی در تدریس، در دهۀ 1950 مجددا مطرح گشت، زمانی که بحث ها دربارۀ مؤثرترین راه های آموزش مهارت های زبان به کودکان موجب عنوان شدن داستان هایی دربارۀ "چرا جانی نمی تواند بخواند" گردید. (دو دهه بعد، مباحثات مشابهی "چرا جانی نمی تواند بنویسد" را مطرح کرد.)

در سال 1957، پرتاب موشک ماهواره ای اسپوتنیک شوروی نگرانی های مشابهی را موجب شد و منجر به تأکید بر مواد علوم و ریاضیات در دورۀ جنگ سرد، و مسابقۀ دستیابی به فضا میان آمریکا و شوروی گردید.

در سال 1983، بر طبق گزارش مؤثری موسوم به کشور در خطر گفته می شد که افت استاندارد های آکادمیک، موضع آمریکا در جهانی که روز به روز بیشتر رقابتی می شود را به خطر انداخته، و در آن خواسته شده بود  منابع بیشتر در اختیار تعلیم و تربیت قرار گرفته و جدیت در آموزش به خرج داده شود.

واکنش های زیادی نسبت به این گزارش صورت گرفت، از افزایش طول مدت حضور دانش آموزان در مدرسه و اضافه کردن به طول سال تحصیلی، تا تأکید بیشتر بر مواد درسی اصلی. با این حال، نتایج این گزارش زیر سئوال برده شد. کارل کسل، کارشناس تاریخ، در کتابش با عنوان مدرسه، مدعی می شود که نه تنها افت تحصیلی واقعیت ندارد، بلکه ما در حال حاضر به آموزش جمعیتی گسترده تر از دهۀ 1950 مشغول هستیم.

مدارس دولتی ویژه [مدارس چارتر] و رقابت

بسیاری از اصلاحات اخیر، درپی ایجاد رقابت بیشتر در نظام مدارس دولتی بوده اند. به عنوان مثال، مدارس دولتی ویژه مدارسی هستند که به طور مستقل عمل می کنند اما باید هماهنگ با شرایط یکسان درسی و قانونی مدارس دولتی سنتی پیش بروند، ودر عین حال، گرفتار محدودیت های بوروکراتیک و مقررات همتایان دولتی خود نباشند. در حال حاضر تقریبا تعداد 2000 مدرسۀ دولتی ویژه در ایالات متحده مشغول به کار هستند.

واکنش دیگر در برابر نگرانی برای ضوابط تحصیلی و رقابت های بین المللی، ایجاد ارتباط میان شرکت های تجاری ومدارس است. در برخی موارد، مدارس تلاش کرده اند از کارایی و تشکیلات شرکت ها پیشی بجویند و این کار را از طریق وضع ضوابط و اهدافی انجام می دهند که قابل اندازه گیری وسنجش بوده و مدیران ومعلمان در برابرنتیجۀ کار خود جوابگو باشند.

برای ایجاد انگیزۀ جوابگویی، بسیاری از ایالات قوانینی را گذرانده اند که به موجب آن مدارس دولتی ناموفق یا مدارسی که دارای کیفیت کار نازل هستند، تعطیل می شوند. در این گونه موارد که هنوز بسیار نادر است، مدارس می توانند با به کارگیری کارمندان و معلمان تازه، تجدید سازمان کنند و یا تبدیل به مدارس دولتی ویژه گردند. به خانواده هایی که در مجاورت مدارس ناموفق زندگی می کنند اجازه داده شده که فرزندان خود را به مدارس بهتر انتقال دهند.

حوالۀ مدرسه، یک نوآوری بحث انگیز تلقی شده. این حواله به والدین امکان می دهد که فرزندان خود را به مدارس خوب منتقل کنند و برای برآمدن از عهدۀ پرداخت شهریۀ مدارس خصوصی یا بخشی از آن، از حوالۀ کمک های نقدی دولتی استفاده نمایند. مبلغ این حواله بر حسب سقف هزینۀ هر دانش آموز در منطقه محاسبه می شود. مسئله این است که اگر مدارس مایل به جلب دانش آموز هستند، باید در این راه تلاش کنند و کیفیت کار خود را ارتقا دهند. به هر جهت، بحث دربارۀ استفاده از مالیات برای حمایت از مدارس خصوصی ومذهبی بالا گرفته و مناطق معدودی از این حواله ها به طور کامل استفاده کرده اند.

خصوصی سازی

برآورد می شود که 10 درصد از مدارس دولتی ِ ویژه، توسط شرکت های خصوصی و انتفاعی اداره می شود. یکی از بزرگترین شرکت ها در این میان، شرکت مدارس ادیسون است که در سال 1992 تأسیس شد و ادارۀ مدارس ویژه در 19 ایالت ومنطقۀ کلمبیا، و همین طور تأمین کمک های آموزشی و خدمات دیگری را در مشارکت با مدارس دولتی به عهده دارد.

سازمان های مدارس دولتی مانند انجمن ملی آموزش وپرورش، مخالف با خصوصی سازی مدارس هستند و ادعا می کنند میان درآمد های سود جویانۀ شرکت های خصوصی و نیازهای دانش آموزان مغایرت وجود دارد. شرکت هایی مانند ادیسون از سوی دیگر مدعی هستند که وجود رقابت به بهبود مدارس دولتی وخصوصی، هر دو، کمک می کند و به همین مناسبت، مانند هربازار دیگری به نفع "مشتریان" که در این مورد شاگردان مدارس هستند، خواهد بود.

هر دو طرف بر مطالعاتی تکیه می کنند که تقویت کنندۀ ادعای آنان است.  طرفداران مدارس دولتی گزارش های دهۀ 1990 را مطرح می کنند که نشانی از پیشرفت دانش آموزان ادیسون در آن مشاهده نمی شود و مدارس ادیسون فقط به تبلیغ نتایج دلخواه می پردازند.  مطالعات شرکت RAND در سال 2000، نتیجه گیری کرده است که موفقیت ها و دستاورد های دانش آموزان مدارس ادیسون در مواقعی با حاصل کار دانش آموزان در مدارس دولتی که مورد سنجش قرار گرفته، یکسان بوده و حتی از برتری هایی نیز برخوردار بوده است.

 

طرح مجدد برای دبیرستان

یکی دیگر از جنبش های اصلاح طلب که از سوی بنیاد بیل وملیندا گیتس حمایت می شود، رویکردی کاملا متفاوت به اصلاحات آموزشی دارد، و طراحی مجدد دبیرستان را مطرح می کند. بیل گیتس، مؤسس مایکروسافت می گوید، دبیرستان های ما 50 سال پیش و برای برآوردن نیاز های دوران دیگری طراحی شده اند.

در پنج سال گذشته، این بنیاد به ایجاد دبیرستان های نمونه با کیفیت کار برتر پرداخته است، دبیرستان هایی که دانش آموزان را درگیر برنامه های جدی درسی نماید. در این مؤسس های آموزشی دوره هایی ارائه می شود که با زندگی و تمایلات دانش آموزان قرابت دارد. و از مناسبات محکم میان دانش آموزان و بزرگسالان حمایت می کند.

در طرح مجدد گیتس تأکید شده که دبیرستان های کوچکتر بازدهی بهتری دارند. در گزارش این بنیاد آمده، اگر همه چیز به طور یکسان در نظر گرفته شود، در دبیرستان های کوچکتر نمرات دانش آموزان بالاتر است، آن ها دروس بیشتری را می گذرانند و بیش از دانش آموزان مدارس پر جمعیت به  دانشگاه راه می یابند. به علاوه، نتایج این تجدید طرح برای دانش آموزان خانواده های کم درآمد و دانش آموزان رنگین پوست مثبت تر از آب درآمده است.

هیچ کودکی نادیده گرفته نمی شود

بعد از مصوبۀ مدارس ابتدایی و متوسطۀ سال 1965، گسترده ترین تغییری که در نقش دولت فدرال و در مورد تعلیم و تربیت حاصل شد، تصویب قانون هیچ کودکی نادیده گرفته نمی شود (NCLB) مربوط به سال 2001 است. بر طبق این قانون، ایالات موظف به وضع ضوابطی برای تضمین موفقیت دانش آموزان در مقاطع تحصیلی و کلاس ها هستند تا عملکرد افرادی که با ضوابط تعیین شده مطابقت ندارد، ارتقا داده شود.

NCLB  برای دانستنی های دانش آموزان در زمینه های خواندن و ریاضیات در کلاس های سوم تا هشتم، اهدافی را تعیین نموده است که باید با سطح امتحانات استاندارد همخوانی داشته باشد. این تدابیر و دیگر عملکرد های مدارس در کارنامۀ سالیانۀ آن ها در سطح ایالت به ثبت می رسد.

هر چند ایالات و نظام های تحصیلی دارای قابلیت انعطاف زیادی در بالابردن سطح کاری خود هستند، در این قانون پیش بینی هایی نیز برای جابجایی دانش آموزان و محرومیت مدارس فاقد عملکرد رضایت بخش از بودجۀ

کمکی، صورت گرفته است. والدین اختیار دارند فرزندان خود را به سایر مدارس دولتی یا دولتی ویژه انتقال دهند. این دانش آموزان، حائز شرایط لازم برای استفاده از تدریس خصوصی و سایر خدمات ویژه هم هستند.

بر طبق گزارش سال 2004 کمیسیون آموزش وپرورش ایالات،

NCLB  با واکنش های مختلفی روبرو بوده است، از حمایت جدی، تا بدبینی و مخالفت علنی.

حامیان این مصوبه اعتقاد دارند که تعیین استاندارد، برگزای آزمون، و پاسخگویی به عملکرد مدارس در سطح کشور، برای ایجاد مدارس کارا و حفظ استاندارد بالای تحصیلی آن ها که بتوانند در رقابت های اقتصاد جهانی عرضه اندام کنند، ضرورت دارد.

گروه های دیگر، مانند فدراسیون معلمان آمریکا و جامعۀ ملی آموزش و پرورش، ابراز نگرانی می کنند  که قانون چگونه می تواند مدارس کارا و غیر کارا را از یک دیگر متمایز کند، زمانی که  دانش آموزان دارای پیشینه های خانوادگی، فرهنگی، سطح درآمد خانوادگی و قابلیت های زبان انگلیسی چنین متفاوتی می باشند. والدین به مدارسی اشاره می کنند که از کلاس هایی مانند هنر به خاطر فعالیت هایی چون "آموزش تست" می گذرند، تا مدرسه در زمرۀ مدارس ضعیف قلمداد نشود.

جیسون کامراس، معلم نمونۀ سال 2005  کشور می گوید، بزرگترین نقطعۀ قوت مصوبۀ NCLB این است که انتظار سطح بالا از همۀ بچه ها در آمریکا را نهادینه کرد.

از دیدگاهی قدیمی تر، NCLB تنها یک بخش از مباحثۀ دیرین دربارۀ ایجاد توازن میان تقاضای تحصیلات و برتری آموزش و پرورش در آمریکا است.

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟