05 جون 2008
اکثریت آمریکایی ها احساس اطمینان کافی از نقش خود در جهان در اوایل 1950 داشتند. آن ها موضع قوی علیه کمونیسم جهانی اتخاذ کرده و از تلاش ها برای تقسیم مزایای دموکراسی تا آن جا که ممکن است حمایت می کردند. در خانه، آن ها شاهد دستاورد های اقتصادی عمده و تغییر به سمت اقتصاد خدماتی بودند. افزایش میزان تولد باعث رشد نواحی اطراف شهر ها شد. اما هنوز همه مردم آمریکا از این زندگی بهره نمی بردند و به تدریج تلاش ها برای تغییر وضعیت آغاز شد.
سیاه پوستان آمریکایی جنبشی را آغاز کردند که ضامن رفتار منصفانه با همگان بود. آن ها پیروزی عمده ای در سال 1954 به دست آوردند. در آن سال دیوان عالی حکم به این موضوع داد که امکانات آموزشی جداگانه برای کودکان سیاه پوست با امکانات کودکان سفید پوست برابر نیست. این تصمیم آغاز گر پدیده تبعیض زدایی در مدارس دولتی کشور بود. در سال 1960، به رهبری مارتین لوتر کینگ جونیور و حمایت پرزیدنت لیندن جانسون – سیاه پوستان آمریکایی از حق رای و حقوق مدنی برخوردار شدند. بعضی از رهبران سیاسی مانند مالکوم ایکس، از همکاری های میان نژاد ها شکایت و خواستار اصلاحات برای مقابله با خشونت ها شدند. هم چنین، بسیاری از آمریکایی های سیاه پوست، پیشرفت آرام و مداوم را در طبقه متوسط ایجاد کردند و موفق به تغییر چهره آمریکا شدند.
در طول سال های 1960 و 1970، بسیاری از زنان آمریکایی از این که حقوق برابری نسبت به مرد ها ندارند ابراز نارضایتی کردند. آن ها به رهبری بتی فریدان و روزنامه نگار گلوریا استینم ، جنبشی را به راه انداختند که به تغییر قوانین و سنت ها برای اعطای این فرصت به زنان برای رقابت مادی با مردان در مشاغل و آموزش کمک می کرد. هر چند، تلاش های آنان برای اتخاذ اصلاحیه قانونی که متضمن حقوق برابر برای زنان بود به دلیل تصویب فقط 35 ایالت در حالی که تصویب 38 ایالت لازم بود، به نتیجه نرسید.
نسل جدیدی از رهبران آمریکایی بومی جنبشی را برای دفاع از تعهدات دولت در موارد مختلف عهدنامه ها با گروه های قبیله ای به راه انداخت. آن ها از سیستم قضایی برای به دست آوردن کنترل زمین های قبایل و حق آب استفاده می کردند. آن ها فرآیند قانون گذاری را برای به دست آوردن مساعدت های لازم برای تامین مسکن و آموزش مردم به کار گرفتند.
آمریکایی های اسپانیایی به خصوص کسانی که خانواده هایشان از مکزیک ، آمریکای مرکزی ، پورتو ریکوو کوبا آمده بودند نیز از نظر سیاسی بسیار فعال بودند. آنها برای پست های محلی ، ایالتی، و ملی و مبارزه با تبعیض نژادی انتخاب می شدند. سزار چاوز، به طور مثال اعتصاب سراسری را در کالیفرنیا رهبری کرد که پرورش دهنده های انگور را مجبور به مذاکره با اتحادیه کشاورزان برای دست مزد های بیشتر و شرایط بهتر کاری کرد.
دانش آموزان زیادی از نظر سیاسی برای اعتصاب علیه جنگ در ویتنام داوطلب شدند که از نظر آنها کاری غیر اخلاقی بود. آنها اعتصاب های بزرگتری را ترتیب داده که تدریجا فشار را بر روی پرزیدنت جانسون برای آغاز مذاکرات صلح افزایش داد. جوانان نیز شروع به مخالفت با ارزشهای فرهنگی والدین خود کردند که نمونه های بارز این برخورد فرهنگی موهای بلند، موسیقی راک اند رول و استفاده از مواد مخدر بود.
آمریکایی ها یی که نگران محیط زیست بودند تلاش هایی را برای کاهش آلودگی هوا و آب ترتیب دادند. سال 1970 شاهد اولین بزرگداشت " روز زمین" و تشکیل سازمان حفاظت از محیط زیست بود. قوانین مربوط به محیط زیست نمایانگر نیاز به کاهش آلودگی بدون تحمیل هزینه های سنگین بر صنایع بود.
تغییرات اجتماعی زیاد بین دهه های 1950 تا 1980 به دلیل جامعه آزاد ، ومتنوع آمریکا بوقوع پیوست . تقاضا برای تغییر بعضی از مواقع صلح آمیز و بعضی مواقع خشونت بار بود. و آشتی جزو لاینفک آن به شمار می آمد. مطمئنا اگر بعضی از مواقع حتی به آرامی آمریکا دستخوش تغییرات شده است نمایانگر بنیاد چند فرهنگی آن است.