05 جون 2008
امریکا در دهه های بعد از جنگ داخلی به پختگی رسید . مرزها بتدریج از بین رفت و جمهوری های روستایی به جمهوری های شهری تبدیل شدند. کارخانه های بزرگ و خطوط آهن میان قاره ای ساخته شد . شهرها به سرعت رشد کردند و میلیون ها نفر از کشورها ی دیگر برای آغاز زندگی جدیدی در سرزمین فرصت ها به این کشور روانه شدند.
سهامداران قدرت دانش و علم را به کنترل خود در آوردند . الکساندر گراهام بل تلفن را اختراع کرد . توماس ادیسون نیروی الکتریسیته و جورج ایستمن تصاویر متحرک را اختراع کردند. قبل از 1860 دولت 36000 پروانه اختراع صادر کرد و در 30 سال بعد این مقدار به 440000 رسید.
این زمان دوره ثبت فعالیت های دسته جمعی بود به خصوص در زمینه فولاد ، راه آهن ، و مخابرات ، انحصارات فردی مانع از رقابت در بازار می شد که منجر به ایجاد درخواست ها برای نظارت از سوی دولت شد . در سال 1890 قانونی تصویب شد که بر اساس آن انحصارات فردی از فعالیت های تجاری برداشته می شد اما در ابتدا به درستی به اجرا در نمی آمد.
کشاورزی، حتی با وجود دستاوردهای فراوان در صنایع، حرفه اول امریکا باقی ماند و آن هم به نو به خود شاهد تغییرات فراوانی بود. زمین های کشاورزی 2 برابر شد و دانشمندان دانه های بهبود یافته ای را تولید کردند. ماشین آلات شامل دستگاههای کاشت صنعتی ماشین های درو و خرمن کوب ها کارهایی را که قبلاً با دست کشاورزان انجام می شد انجام می دادند . کشاورزان امریکایی غلات، کتان، گوشت و پشم کافی برای تامین بازار داخلی در حال رشد تولید کرده و هنوز مازاد زیادی برای صادرات داشتند.
مناطق غربی امریکا همچنین ساکنان جدید را به سمت خود جذب می کردند . معدن چیان در کوه ها، دام داران در دشت های سرسبز، چوپانان در دشت های اطراف رودخانه و کشاورزان در دشت های وسیع مشغول به کار شدند. کابوی ها سوار بر اسب از حیوانات مراقبت و آنها را به سمت خطوط راه اهن برای انتقال به شرق انتقال می دادند. این همان تصویری از امریکا است که همچنان بسیاری از مردم در سر دارند، اگر چه دوران غرب وحشی تنها 30 سال به طول انجامید.
از زمانی که اروپایی ها در سواحل شرقی امریکا پای گذاشتند تمایل انها به سمت غرب به معنی مواجهه با افراد بومی بود. برای سالیان متمادی سیاست دولت انتقال امریکایی های بومی به سمت سرزمین هایی بود که برای آنها در نظر گرفته شده بود هر چند دولت توافق ها را ناد یده گرفت و این زمین ها را به روی سفید پوستان باز کرد. در اواخر 1800 قبایل سیوکس در دشت های شمالی و آپامی ها در مناطق جنوب غربی به سختی برای حفظ زمین های خود کوشیدند.
آنها جنگجویان ماهری بودند اما به تدریج نیروهای دولتی بر آنها غلبه کردند. سیاست رسمی بعد از این درگیری ها به درستی تعیین شده بود اما در بعضی از موراد عواقب جبران ناپذیری داشت. در سال 1934، کنگره اقدامی را اعمال کرد که بر اساس آن آداب و رسوم قبایل و زندگی قبیله ای حفظ می شد.
آخرین دهه های قرن 19 شاهد رقابت میان قدرت های اروپایی برای استعمار آفریقا و رقابت برای تجارت در آسیا بود. بسیاری از مردم آمریکا باور داشتند که آمریکا حق و وظیفه گسترش نفوذ خود در دیگر نقاط جهان را داراست. هر چند دیگران مخالف هر گونه اقدامی بودند که برابر امپریالیسم باشد.
جنگ کوتاهی با اسپانیا در سال 1898 باعث شد تا آمریکا کنترل بسیاری از مستعمرات خارجی اسپانیا را بر عهده بگیرد: کوبا ،پورتوریکو ،گوآم ، و فیلیپین. به طور رسمی آمریکا آنها را به حرکت به سوی خود مختاری تشویق کرد اما در واقع کنترل نظارتی بر آنها داشت. رسیدن به ایده آلیسم در سیاست خارجی در کنار تمایل عملی برای حفاظت از منافع اقتصادی برای کشوری که زمانی منزوی بوده ولی هم اکنون به قدرت جهانی تبدیل شده وجود داشت.