05 جون 2008

تشکیل دولت ملی

 

13 مستعمره  آمریکایی در سال 1783 و بعد از جنگ برای استقلال از انگلیس به 13 ایالت آمریکا تبدیل شدند. قبل از اتمام جنگ، این مهاجر نشین ها چارچوبی برای تلاش های مشترک خود تصویب کردند. این "عهد نامه اتحاد" برای ائتلاف نوشته شده بود ، اما بسیار سست و شکننده بود.  جرج واشنگتن آنرا "طناب شنی" لقب داده بود.

هنوز هیچ واحد پولی مشترکی وجود نداشت و هرکدام از ایالات واحد پولی خود را داشتند. نیروی متحد ملی وجود نداشت و هنوز بیشتر ایالت ها نیروی زمینی و دریایی خود را داشتند. کنترل متمرکز بسیار کمی بر روی سیاست خارجی وجود داشت و ایالت ها به طور مستقل با کشور های خارجی مذاکره می کردند و هیچ سیستم یکپارچه ای برای اعمال مالیات و جمع آوری آن به وجود نیامده بود.

درگیری ها میان مری لند و ویرجینیا بر سر عبور و مرور در رودخانه پتومک  که مرز مشترک آن ها بود در سال 1786 منجر به اجلاس پنج ایالت در آناپولیس مری لند شد. الکساندر همیلتون، فرستاده ای از نیویورک گفت که چنین مسائل تجاری، بخشی از مشکلات اقتصادی و سیاسی بزرگ تر بودند. به گفته او، چیزی که مورد نیاز بود تجدید نظری در مورد عهد نامه اتحاد بود. او و دیگر نمایندگان خواستار اجرای کنوانسیونی به همین منظور شدند. حمایت واشنگتن، که بدون شک مطمئن ترین فرد در آمریکا بود، باعث پیروزی این درخواست شد.

گردهمایی در فیلادلفیا در ماه مه سال 1787 از اهمیت خاصی برخوردار بود . 55 نماینده ای که برای این اجلاس انتخاب شده بودند از تجاربی در دولت ایالتی و دولت های محلی برخوردار بودند. آنها به تاریخ ، حقوق ، و نظریه های سیاسی آشنایی داشتند . اکثریت آنها جوان بودند،اما در این گروه بینامین فرانکلین کهنسال هم حضور داشت که تقریباً در پایان دوره  خدمات مردمی و دست آوردهای علمی خود قرار داشت . اما دوتن از آمریکایی های مشهور در آنجا حضور نداشتند : توماس جفرسون که در مقام سفیر آمریکا در فرانسه بود و جان آدامز که در مقام سفیر آمریکا در انگلیس حضور داشت.

کنگره قاره ای به نفع اجلاس برای اصلاح مواد عهدنامه رای داد . به جای آن ، نمایندگان مواد عهدنامه را به دلیل عدم تطابق با نیاز های جامعه جدید، کنار گذاشتند و دولت جدیدی را بر اساس جدایی قوه قضائیه، مجریه و مقننه تشکیل دادند و قانون اساسی را تدوین کردند.

توافق بر سر جزئیات قانون جدید بسیار دشوار بود. بسیاری از نمایندگان خواهان دولت ملی قوی تری بودند که حقوق ایالتی را محدود می ساخت و دیگران بر سردولت ضعیف تر که اختیارات ایالتی قرا حفظ می کرد بحث می کردند.عده ای از نمایندگان نگران این بودند که آمریکایی ها  به اندازه کامل هشیار نیستند که بر خودشان حکومت کنند و به همین دلیل با هر گونه انتخابات مردمی مخالفت می کردند و دیگران بر این عقیده بودند که دولت ملی تا آنجا که ممکن است باید اساس مردمی داشته باشد. نمایندگان ایالت های کوچکتر خواهان حضور برابر در هیئت های قانونگذاری بودند. نمایندگان ایالت های بزرگتر عقیده داشتند که باید از نفوذ بیشتری برخوردار باشند . نمایندگان ایالت هایی که در آن ها بردگی غیر قانونی به شمار می آمد در پی نقض این قانون بودند و نمایندگان ایالت هایی که برده ها در  آنها حضور داشتند مانع هر گونه تلاشی از این قبیل می شدند. تعدادی از نمایندگان سعی در محدود کردن تعداد ایالت ها داشتند و دیگران از ایالتی شدن سرزمین های غربی که به تازگی مسکون شده بودند حمایت  می کردند.

هر سئوالی باعث اختلافات تازه و هر اختلافی با مصالحه حل می شد.

پیش نویس قانون اساسی سندی طولانی نبود. امانشان دهنده چار چوبی برای پیچیده ترین مباحث دولتی بود. دولت ملی اختیار کامل درچاپ نرخ رایج ، وضع مالیات ، حق ثبت ، اجرای سیاست خارجی ، تشکیل ارتش ؛ ایجاد دفاتر پست و آغاز جنگ را دارا بود و به سه شاخه مساوی کنگره، رئیس جمهور، و نظام قضایی با اختیارات متعادل و قدرت نظارت بر فعالیت های یکدیگر تقسیم می شد.

منافع اقتصادی بر بحث های موجود تأثیر داشت ، اما تأثیر ایالت ها ، بخش ها ومنافع ایدئولوژیکی نیز کم نبود و مهم تر از همه آرمان های افرادی بود که آن را می نوشتند . آنها اعتقاد داشتند طرح دولتی را تدوین کرده اند که آزادی های فردی و خصلت های نیکو را ترغیب می کند.

در 17 سپتامبر 1787 بعد از 4 ماه بحث و گفتگو اکثریت نمایندگان قانون اساسی جدید را امضا کردند . انها توافق کردند که این قانون ، قانون آمریکا باشد و 9 ایالت از 13 ایالت آن را تصویب کردند.

فرآیند تصویب 1 سال طول کشید. مخالفان ابراز نگرانی می کردند که دولت مرکزی قوی ممکن است مستبد و سر کوبگر شود. این بحث ها به تشکیل دو حزب انجامید . فدرالیست ها که موافق دولت مرکزی قوی بودند و از قانون اساسی حمایت می کردند و ضد فدرالیست ها که از اتحاد نا منسجم ایالت ها حمایت می کردند و با قانون اساسی مخالف بودند .

حتی پس از تصویب قانون اساسی بیشتر آمریکایی ها احساس می کر دند که این قانون فاقد عنصری ضروری است . آنها اعتقاد داشتند که قانون اساسی، حقوق فردی را مشخص نکرده است . زمانی که اولین نشست کنگره در سپتامبر 1789 در نیویورک سیتی بر گزار شد ، قانون گذاران توافق کردند که این مفاد را اضافه کنند.  2 سال طول کشید تا 10اصلاحیه دیگر به نام لایحه حقوق بشر به قانون اساسی اضافه شود. اولین اصلاحیه از این 10اصلاحیه متضمن آزادی بیان ، مطبوعات ، مذهب ، حق اعتصاب ، اجتماع صلح آمیز و تقاضای تغییر بود. چهارمین اصلاحیه از دستگیری و تعقیب بدون دلیل مانعت می کرد و پنجمین ماده، خواستار به کار گیری کامل مراحل قانونی در پرونده های جنایی بود . اصلاحیه ششم حق برگزاری یک دادگاه عادلانه و سریع را اعطا می کرد و هشتمین اصلاحیه مانع از مجازات های غیر معمول و ظالمانه می شد.

از زمان اتخاذ لایحه حقوق بشر در 200 سال گذشته ، تنها 17 اصلاحیه دیگر به قانون اساسی اضافه شده است.

سال های اولیه ، گسترش به سمت غرب و تفاوت های مذهبی

جورج واشنگتن ، به عنوان اولین رئیس جمهور آمریکا در 30 آوریل 1789 سوگند خورد . او مسئول سازمان دهی نیروهای ارتش بود و اکنون او مسئول بنیان گذاری دولتی کارآمد شده بود .

او با کنگره برای ایجاد وزارت امو ر خارجه ، وزارت دارایی ، دادگستری و جنگ همکاری می کرد.

سران این وزارت خانه ها، مشاوران رئیس جمهور و کابینه بودند . و دیوان عالی شامل رئیس دیوان عالی و5 قاضی دیگر به همراه 3 دادگاه ناحیه ای و 13 دادگاه بخش بود . سیاست هایی برای نظارت بر اراضی غربی و وارد کردن آنها به آمریکا به عنوان ایالت های جدید اتخاذ می شد.

واشنگتن  دو دوره چهار ساله خدمت کرد و سپس این پست را ترک کرد و روشی را پایه ریزی کرد که به صورت قانون در آمد . 2 پرزیدنت بعدی ، جان آدامز و توماس جفرسون، نماینده دو مکتب فکری درباره نقش و وظیفه دولت بودند . این اختلاف منجر به تشکیل اولین حزب های سیاسی در دنیای غرب شد. فدرالیست ها که رهبر آنان آدامز و الکساندرهمیلتون، وزیر دارایی واشنگتن بودند نماینده منافع تولیدی و تجاری به شمار می آمدند. آنها از هرج و مرج می ترسیدند و به دولت مرکزی قوی اعتقاد داشتند که بتواند سیاست های اقتصادی ملی را ایجاد و نظم را برقرار کند . بیشترین حامیان آن ها در شمال حضور داشتند. جمهوری خواهان به رهبری جفرسون نماینده منافع کشاورزی بودند. انها مخالف دولت مرکزی قوی بودند و به حقوق ایالتی و خود مختاری کشاورزان عقیده داشتند . بیشترین حامیان آن ها در جنوب حضور داشتند.

برای حدود 20سال ، این کشور جدید در صلح نسبی به سر می بردو سیاست آن نسبت به کشورهای دیگر دوستانه بود. هر چند آنها از توسعه سیاسی در اروپا، به خصوص در انگلیس و فرانسه که در جنگ بودند، مصون  نبودند . نیروی دریایی انگلیس کشتی های امریکایی به سمت فرانسه و فرانسوی های کشتی های امریکایی به سمت انگلیس را توقیف می کردند. مذاکرات سیاسی مختلف از خصومت ها در دهه 1790 و اوایل 1800 جلوگیری می کرد، اما فقط اثری موقتی داشت زیرا پس از آن امریکا مجبور به دفاع از حقوقش شد.

جنگ با انگلیس در سال 1812 شروع شد . جنگ بیشتر در ایالت های شمال شرقی و سواحل شرقی برپا شد. یک گروه از نیروهای اعزامی انگلیس به پایتخت جدید، واشنگتن، رسید و به ساختمان اجرایی شلیک کرد و باعث فراری شدن پرزیدنت جیمز مدیسون شد . و شهر را غرق آتش کرد . اما چون نیروی دریایی و پیاده نظام آمریکا جنگ های بسیاری را پیروز شده بودند می توانست ادعای پیروزی کند. انگلیس بعد از 2 سال و نیم جنگ و با کم شدن بودجه و به دلیل جنگ با فرانسه، عهدنامه صلحی را با آمریکا امضا کرد. پیروزی های امریکا امید انگلیس برای نفوذ به جنوب مرزهای کارائیب را برای همیشه از بین برد.

زمانی که جنگ 1812 به پایان رسید بسیاری از مشکلات جدی جمهوری امریکا به پایان رسیده بود. اتحاد ملی براساس قانون اساسی، تعادل میان آزادی و قانون ایجاد کرد . میزان اندک  بدهی ها نشان دهنده صلح ، رفاه و پیشرفت اجتماعی بود . شاخص ترین حادثه در سیاست های خارجی اظهار نظری از رئیس جمهور جیمز مونرو در مورد همبستگی امریکا با ملت های مستقل جدید مرکزی و امریکای جنوبی بود. دکترین مونرو ، در مورد تلاش های بعدی اروپا برای استعمار در امریکای لاتین هشدار می داد . بسیاری از این ملت ها ی جدید با الگو قرار دادن قانون اساسی امریکای شمالی علاقه خود را به آمریکا نشان دادند.

امریکا با خرید لیوزیانا از  فرانسه در سال 1803 و فلوریدا از اسپانیا در سال 1819 اراضی  خود را دو برابر کرد . از سال 1816 تا 1821 شش ایالت جدید ایجاد شد. بین سال های 1812 تا 1852 جمعیت سه برابر شد. ابعاد این کشور جدید و تنوع آن تعمیم را مشکل می ساخت و تعارض را فرا می خواند.

امریکا کشوری بود که هم از شهر های متمدن براساس تجارت و صنعت ساخته شده بود و هم شامل نواحی مرزی ابتدایی بود  که در آن ها حاکمیت قانون اغلب نادیده گرفته می شد . جامعه ای بود که به آزادی علاقه داشت اما برده داری را مجاز می داشت. قانون اساسی شامل تمام این بخش های متفاوت در کنار یکدیگر بود . هرچند اختلافات شکل می گرفت.

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟