05 جون 2008
بیشتر ساکنانی که در 1600 به مستعمره های انگلیس وارد شدند انگلیسی بودند. دیگران از هلند، سوئد، آلمان، فرانسه و بعدها از اسکاتلند و ایرلند شمالی وارد شدند. بعضی از آنها خانه های خود را برای فرار از جنگ، سرکوب سیاسی ، آزارهای مذهبی یا حکم حبس ترک کرده و به آنجا پناه آورده بودند. تعدادی به صورت خدمتکارانی باقی ماندند که برای به دست آوردن آزادی محکوم به کار بودند و سیاه پوستان آفریقایی نیز به عنوان برده فروخته شده و به آنجا برده شده بودند.
تا سال 1690، جمعیت حدود 250000 بود . کمتر از 100 سال بعد این مقدار به 2.5 میلیون افزایش یافت.
ساکنان دلایل بسیار متفاوتی برای آمدن به آمریکا داشتند و تدریجا 13 مهاجر نشین مختلف در آنجا شکل گرفت. تفاوت میان سه گروه منطقه ای این جوامع بسیار چشمگیر بود.
اولین محل های اسکان در طول سواحل آتلانتیک و در کرانه رودخانه های که به این اقیانوس می ریخت ساخته شد. در شمال شرقی ساکنان تپه هایی پیدا کردند که از درخت پوشیده شده بود و در خاک سنگ هایی بود که از ذوب شدن یخ ها در عصر یخی به جای مانده بود. مهار نیروی آب نیز آسان بود به همین دلیل " نیو انگلند" == شامل ماساچوست، کانکتیکت، و رودآیلند—اقتصادی را بر پایه محصولات چوب، ماهیگیری، ساخت کشتی، و تجارت ایجاد کردند. مهاجر نشین های میانی – شامل نیو یورک و پنسیلوانیا—از آب و هوای ملایم تر و مناطق متنوع تری برخوردار بودند. هم صنعت و هم کشاورزی در آنجا ایجاد شد و جامعه متنوع تر و جهانی تر بود. به طور مثال در نیویورک می توانستید اهل چک، دانمارکی، آلمانی ، انگلیسی ، فرانسوی، ایتالیایی ، ایرلندی ، نروژی ، لهستانی، پرتغالی ،اسکاتاندی ،و سوئدی پیدا کنید. مهاجر نشین های جنوبی – ویرجینیا و جورجیا و کارولینا—فصل برداشت طولانی و خاک حاصل خیزی داشتند و اقتصاد انها اساسا کشاورزی بود. در آنجا مزرعه داران کوچک و اشراف . صاحبان زمین وجود داشتند که قسمت اعظمی از مزارعی که بردگان آفریقایی در آنجا کار می کردند در اختیار آنان بود.
روابط میان این ساکنان و آمریکایی های بومی که سرخپوست نامیده می شدند ترکیب نا مشخصی از همکاری و درگیری بود. مناطق خاصی شاهد تجارت و تعامل تجاری بودند اما به طور کل به محض گسترش مهاجر نشین های جدید، سرخپوستان اغلب پس از شکست خوردن در جنگ ها مجبور به ترک آنجا می شدند.
ساکنان مهاجر نشینان آمریکایی مستقیما از سوی گروه های خصوصی و نه دولت انگلیس حمایت می شدند. تمامی آنها به جز جورجیا به صورت سهام دار بودند . بعضی سختگیرانه توسط رهبران کمپانی ها کنترل می شدند اما سرانجام همگی سیستمی از دولت مشارکتی بر اساس اصول حقوقی و سنت های انگلیس ایجاد کردند.
سالها اغتشاش سیاسی در انگلیس به انقلاب بزرگ 89 - 1688 منجر شد که کینگ جیمز دوم را معزول ساخت و به اعمال محدودیت بر حکومت سلطنتی و آزادی بیشتر برای مردم انجامید. مهاجرنشین های آمریکایی از این تغییرات منافع زیادی بردند. انجمن های آنان خواهان اعطای حق برای عملکرد به عنوان مجلس محلی شدند. آنها اقداماتی را تصویب کردند که قدرت حاکمان محلی را محدود و اختیارات آنان را گسترش می داد.
در طول دهه های بعدی ، درگیری های مجدد میان فرمانداران و انجمن ها باعث تحریک مهاجران به افزایش اختلاف میان مصالح انگلیس و آمریکا شد. اصول و روش های منشا گرفته از این درگیری ها به قانون اساسی نانوشته این مهاجر نشین ها تبدیل شد.
اوایل، تمرکز بر روی دولت خود مختار در حوزه منافع مشترک با انگلیس بود . مدتی بعد بود که درخواست برای استقلال مطرح شد.