View Other Languages

We’ve gone social!

Follow us on our facebook pages and join the conversation.

From the birth of nations to global sports events... Join our discussion of news and world events!
Democracy Is…the freedom to express yourself. Democracy Is…Your Voice, Your World.
The climate is changing. Join the conversation and discuss courses of action.
Connect the world through CO.NX virtual spaces and let your voice make a difference!
Promoviendo el emprendedurismo y la innovación en Latinoamérica.
Информация о жизни в Америке и событиях в мире. Поделитесь своим мнением!
تمام آنچه می خواهید درباره آمریکا بدانید زندگی در آمریکا، شیوه زندگی آمریکایی و نگاهی از منظر آمریکایی به جهان و ...
أمريكاني: مواضيع لإثارة أهتمامكم حول الثقافة و البيئة و المجتمع المدني و ريادة الأعمال بـ"نكهة أمريكانية

07 دسامبر 2008

فرهنگ بر برنامه ریزی حرفه ای و زندگی تأثیر می گذارد

 

 

نوشتۀ: ریچارد بولز[1]

 

نحوۀ انتخاب زندگی حرفه ای در کشورهای گوناگون بسیار متفاوت است. یک متخصص در مسایل زندگی حرفه ای، چنین استانداردهای متنوعی را منحصراً برای eJournal USA مورد پژوهش قرار می دهد.

ریچارد اِن بولز نویسنده ی کتابی است با عنوان "چتر نجات شما چه رنگی است؟[2]" این کتاب راهنمایی برای دست یافتن به شغل و انتخاب حرفه می باشد که در طی 30 سال 10 بار به چاپ رسیده و به بیش از 20 زبان ترجمه شده است.

 

اجازه دهید با بیان یک داستان آغاز کنیم

تصور کنید که در یک دره ی زیبا مملو از انواع درختان میوه هستید. به شما گفته می شود که می توانید هر درختی را در آن دره انتخاب کنید و میوه‌ی آن درخت از آن شما خواهد شد. برای کمک به شما در انتخاب آن، میز کوچکی در قسمت ورودی این دره قرار داده شده  که در آنجا می‌توانید مزه‌ی میوه های مختلف را بچشید تا ببینید کدامیک را بیشتر می پسندید. زمانی که چشیدن شما تمام می شود، به یکی از میوها که تصمیم گرفته اید میوه‌ی دلخواهتان باشد، اشاره می کنید. آنها شما را به پائین دره راهنمایی می کنند تا این درخت زیبا را ببینید. آنها به شما می گویند: "این درخت شماست".

شما هیجان زده می شوید، اما در عوض دل شما می گیرد زیرا کم ارتفاع ترین میوه ای که از درخت آویزان است حداقل 20 فوت (7 متر) بالاتر از سطح زمین قرار دارد. هرچند ممکن است از لحاظ نظری میوه ای را که انتخاب کرده اید، در اختیار داشته باشید اما در عمل نمی توانید به آن دست یابید.

آیا شما تسلیم این یأس می شوید که میوه ی دلخواهتان فراتر از دسترس شما است، یا این که تدبیری می اندیشید تا آن را به دست آورید.

اول سعی می کنید که تعدادی از میوه ها را با پرتاب سنگ به سمت شاخه های پائین تر درخت، به دست آورید. زمانی که این روش موفقیت آمیز نبود، روش دیگر را امتحان می کنید. چند نفر از دوستانتان را جمع می کنید و آنها با ایستادن بر روی شانه های یک دیگر، یک هرم زنده تشکیل می‌دهند، بعد از آن شما را، مانند یک آکروبات، تا آخرین ارتفاع این هرم انسانی و تا جایی که دستتان به میوه برسد، بالا می برند. اما دوستان ثابت نمی‌مانند و هرم زیر پای شما به زودی شروع به فروریختن می کند. شما فکر دیگری را به کار می بندید. کتابی از کتابخانه امانت می‌گیرید و با مشورت و کمک عملی همان دوستان یاد می گیرید که یک نردبان 30 فوتی (9 متری) از چوب یا بامبو بسارید. زمانی که این نردبان را ساختید، می‌توانید آن را از یک نقطه به نقطه‌ی دیگر در زیر درخت ببرید و می توانید میوه دوست داشتنی و دلخواهتان را بچینید.

زمانی که میوه را در دست دارید، از طرف دیگر این دره خارج می شوید، و در آنجا بازرسی وجود دارد تا قبل از این که به شما اجازه داده شود میوه را پیش خود نگه دارید، مطمئن شود که میوه واقعا از آن شما است.

ممکن است حدس زده باشید که این، حکایت یا تمثیلی است که به منظور کمک به توصیف رویکرد جستجوی زندگی حرفه ای در آمریکا طراحی شده است، که چهار مرحله دارد:

1-       انتخاب حرفه ای که از آن خوشتان می آید. این موضوع با چشیدن مزه‌ی میوه در مکان ورودی دره نشان داده شده است.

2-       پیدا کردن شغل. این موضوع با این واقعیت نشان داده شده است که شما نمی توانید در مرحله ی اول به آن میوه دست یابید. حقیقت اصلی در این داستان در همین جا است: انتخاب حرفه بدون مهارت های دست یابی به شغل "بی ثمر" است. این دو، دو جزء از یک کل نامرئی می باشند. بدون مهارت های دست یابی به شغل، انتخاب حرفه فقط یک رویا است. بدون انتخاب حرفه، دست یابی به شغل چیزی بیشتر از سرگردانی نیست. سرگردانی یا رؤیا پردازی: اینها پیامدهای استادی در فقط یک سوی دست یافتن به حرفه است، همان طور كه در آمریکا جستجو می شود.

3-       روش های متنوع دست یافتن به شغل. این روش ها با پرتاب سنگ، ساخت هرم انسانی و نردبان نشان داده شد. روش های دست یافتن به شغل دلخواه در آمریکا عبارتند از فرستادن شرح حال حرفه ای (پرتاب سنگ به سمت درخت به امید انداختن چند میوه روز زمین)؛ شبکه سازی (ساختن هرم انسانی برای دسترسی به میوه)؛ و / یا قدرت بخشیدن، تبدیل شدن به یک جوینده ی شغل متبحر برای همیشه، با بازشناسی مهارت هایتان، آموختن شیوه‌ی نشان دادن آن مهارت ها، و سپس شناسایی نیازهای استخدام کنندگان مورد نظر (این امر با ساختن نردبان دائمی نشان داده شده است).

4-       گذراندن موفقیت آمیز مصاحبه با استخدام کننده‌ی آتی. در تمثیل، این امر با ایستگاه بازرسی در مکان خروجی دره در پایان راه نشان داده شده است.

با در نظر گرفتن این تمثیل در پیش زمینه به عنوان نظام حرفه ها در آمریکا، بیایید ببینیم چگونه فرآیند گزینش حرفه و دست یافتن به شغل (یک موضوع تفکیک ناپذیر) در سایر کشورهای جهان از این الگو دور می شود.

ریچارد ن. بولز، که در این عکس در کالیفرنیا دیده می شود، نویسنده کتاب چتر نجات شما چه رنگی است؟ می باشد.

به یاد داشته باشید که در هر کشوری این فرآیند شبیه رنگین کمان است. ما رنگ غالب را در آن کشور انتخاب یا از آن بحث می کنیم اما رنگ های دیگر همیشه به اندازه ای حضور دارند. از این رو، این ادعا که هر کشوری فقط یک روش برخورد با گزینش حرفه یا دست یافتن به شغل دارد، خنده دار است؛ معمولا به اندازه‌ی "قواعد" ، استثنا وجود دارد. ما فقط بر حسب فرضیه ها، تمایلات، یا گرایش های غالب صحبت می کنیم و اینها غالباً فقط در برخی از طبقات اجتماعی آن کشور مورد نظر رخ می دهند.

با به خاطر داشتن این موارد مهم، بیایید گوناگونی های موجود در سراسر جهان را به فهرست درآوریم. بیایید به رنگین کمان ها نگاه کنیم.

انتخاب حرفه: در سراسر جهان برخی افراد از روی تصادف درگیر در حرفه ای خاص "می شوند"، از این رو "انتخاب حرفه" چیزی نیست که بسیار ارزشمند شمرده شود یا بسیار مورد انتظار باشد؛ در چنین فرهنگ هایی جوانان نمی دانند چه می خواهند و دورنمایی نیز ندارند تا حتی سؤال هایی را برای خود طرح کنند. هرچند در انتهای دیگر رنگین کمان ما، در برخی از کشورها گزینش حرفه به طور قطع مورد انتظار است، اما کل خانواده انتخاب می کند که چه حرفه ای را دنبال خواهید نمود. این نوعی انتخاب جمعی است، نه فردی- که بر پایه ی آنچه که بیشترین آوازه ی اجتماعی یا "وجهه" را برای خانواده به عنوان یک کل به دست خواهد آورد. (در بسیاری از فرهنگ ها، "وجهه" به حیثیت یا جایگاه خانواده یا فرد در جامعه اشاره دارد). شایان ذکر است که جوامعی که از واژگان "وجهه" استفاده نمی کنند، غالباً نظام گزینش حرفه اشان بر پایه ی مفاهیم ، شکل می گیرد: آیا یک حرفه ی به خصوص به طور خودکار احترام کسب می کند و جایگاه تحسین برانگیز اجتماعی برای فرد یا خانواده به بار می آورد؟ در واقع، مهندس، دکتر و استاد در رتبه ی بالا قرار می گیرند در حالی که صاحب شغل آزاد و سیاستمدار در سطوح پائین. انتخاب فرد به وسیله ی چنین ملاحظاتی محدود می شود.

دست یافتن به شغل: در برخی از فرهنگ ها، یا حداقل در بین برخی از طبقات اجتماعی، در زمینه‌ی چگونکی برخورد با دست یابی به شغل انتخاب کمی وجود دارد. روش دست یابی به شغل تجویزی و حتی تشریفاتی است: "دستوری برای کارها وجود دارد؛ این راه انجام فلان کار است".  مثلا در ایرلند شمالی بر اساس قانون لازم است که برای شغل های دولتی خاصی هر نامزدی سؤال های یکسانی را به طور دقیق پاسخ دهد. در دیگر کشورها، تشریفات ممکن است تماما جایگاه قانونی نداشته باشند ، اما ممکن است شدیداً خواسته‌ی تجویز شده‌ای باشد. برای مثال در برخی از کشورهای آمریکای لاتین یا جنوبی از شما انتظار می‌رود که قبل از مصاحبه، بسته ای 10 صفحه ای یا بیشتر را برای شرکت های مورد علاقه اتان ارسال نمایید. این بسته باید شامل یک شرح حال حرفه ای 3 تا 5 صفحه ای (برخی اوقات طولانی تر)، سوابق آموزشی، گواهی ها، فتوکپی مدارک، نامه های تأیید صلاحیت از سوی کارفرمایان قبلی، و غیره باشد. هدف، تأیید وثاقت است- "من همانی هستم که می گویم هستم"- قبل از این که شرکت ها چنین گواهی‌ای را طلب نمایند. برخی از فرهنگ ها (همانند اروپا) این باور زوال ناپذیر را دارند که نظام دست یابی به شغل به روشی بسیار منظم و تجویزی عمل می کند - حتی زمانی که انبوهی از شواهد در دست است که اصلا  چنین نیست. حتی بخش عظیمی از آمریکا نیز از این توهم ایمن نیست.

روش های متنوع دست یافتن به شغل: در انتهای دیگر این رنگین کمان دست یابی به شغل، در آمریکا و کشورهای قرار گرفته در همان عرض جغرافیایی، شما می‌توانید هرگونه روش دست یابی به شغل را که دم دستتان است استفاده کنید. اگر روش جدید را فردا ابداع نمودید که هیچ کسی سراغی از آن نداشت، شما شانس بیشتری دارید. هیچ محدودیتی وجود ندارد، به غیر از پرهیز از عجیب و غریب بودن و طعم بد. در کتاب "چتر نجات تو چه رنگی است؟"، من 16 روش مختلف دست یابی به شغل را شناسایی نموده ام، اما سه روش رایج تر آنهایی هستند که قبلا در حکایتمان مورد اشاره قرار گرفتند: شرح حال ها، شبکه سازی، و قدرت بخشی. اما بر خلاف آن تمثیل، اینها غالباً قابل جایگزینی نیستند بلکه همگی به طور همزمان در تعقیب موفقیت در هر مورد به خصوصی مورد استفاده قرار می گیرند.

گذراندن موفقیت آمیز مصاحبه با استخدام کننده‌ی آتی: رنگین کمان در این جا با ابهت است. اما تفاوت برجسته حول این موضوع می گردد که آیا مصاحبه و شغل، گروهی یا فردی قلمداد می شود. در آمریکا ما عادت كرده‌ایم كه فرد مورد تأكید قرار بگیرد. فرد موضوع مصاحبه‌ی استخدامی است که در آن فرد باید بگوید که در مقایسه با دیگر جویندگان شغل با زمینه های مشابه، شایستگی هایش چیست. فرد باید نتایجی را که در شغل ها یا نقش های قبلی کسب نموده است، شرح دهد یا مستند سازد. فرد باید نهایتاً تقاضای کار نماید و بعداً تصمیم بگیرد که کدامیک از کارهای پیشنهادی را می‌پذیرد. 

در شمار بسیار زیادی از کشورهای سراسر جهان ، فرآیندی کاملا بیگانه وجود دارد، به خصوص در فرهنگ هایی که خانواده نیروی اجتماعی غالب است. در این کشورها، تأکید بر اهمیت اجتماع، گروه و تیم است، هم در کار و هم در مصاحبه.

برای تازه کارها، با آمدن کل خانواده به مصاحبه (در برخی از فرهنگ های آسیائی یا قبیله مائوری) این اجتماع ممکن است در مصاحبه حضور داشته باشد. نقش آنها، توضیح داوطلبانه ی مواردی است که ممکن است بیان آن را فراموش کرده باشید یا تواضع باعث شود که درباره ی خودتان حرف نزنید. با پیشرفت فرآیند مصاحبه، نقش اعضای خانواده این است که تصمیم بگیرند چه جایگاه یا شرکتی را باید قبول نمایید، بر این اساس که کدامیک بیشترین "وجهه" را برای خانواده کسب می نماید.

اجتماع موضوع مصاحبه است. این فرد نیست که موفقیت‌ها را كسب می کند- فقط گروه یا تیم است. در واقع در برخی از فرهنگ ها برای این که تیم بیشترین کارکرد را داشته باشد، استخدام کنندگان ممکن است فقط استخدام افراد متعلق به یک شهر یا اجتماع را مورد توجه قرار دهند تا از این طریق اطمینان یابند که آنها به خوبی با یک دیگر همکاری می نمایند.

به عنوان جوینده ی شغل، نقش شما در مصاحبه تأکید بر فعالیت مشارکتی شما برای تیمی است که در گذشته با آن کار کرده اید.  بیشتر از آن – یعنی تلاش برای سرآمد بودن نسبت به سایر اعضای گروه- تکبر تلقی می شود. این ضرب المثل در ژاپن مؤید همین ممنوعیت است: "ناخنی را که بلندتر از بقیه است، کوتاه کن، تا همه‌ی آنها یک اندازه شوند"؛ در حالی که در استرالیا و نیوزیلند به این موضوع این گونه اشاره می شود که "سگ بلند قد زودتراز همه گیر می افتد"!.

به شما نصیحت می شود که درباره‌ی امتیازهایتان فقط با اصطلاح "ارزش افزوده" صحبت کنید، اصطلاحی که تقریباً تمامی کارفرمایان می‌فهمند.

اکنون که دیدیم فرآیند "انتخاب حرفه و دست یابی به شغل" در کشورهای پیرامون جهان متفاوت است، من چهار درس را برای کسی که می خواهد در این راه قدم بگذارد در نظر دارم:

1-       سیاهه ای از خودتان تهیه کنید. تا آنجایی که می توانید به خوبی خودتان را بشناسید. (تمرین های کتاب "چتر نجات تو چه رنگی است؟" یا آثار مشابه را ببینید). تصمیم بگیرید که چه مهارت های قابل انتقالی دارید، به خصوص این که چه مهارت هایی را می توانید به تیم یا اجتماع کارکنان کمک نمایید.

2-       با استفاده از اینترنت، کتاب راهنمای تلفن، یا گفتگو با افرادی که در حوزه ی علاقه مندی شما کار می کنند، تا آنجا که می توانید درباره‌ی شرکت ها یا سازمان هایی که احتمالا علاقه مند به کار در آنها هستید، اطلاعات کسب کنید. اگر از سایر جویندگان شغل، درباره‌ی شرکت بیشتر بدانید، در حین مصاحبه تأثیرگذاری بیشتری خواهید داشت. شرکت ها دوست دارند که دوست داشته شوند.

3-       خودتان را با چگونگی دست یافتن به شغل در جایی که به دنبال کار می گردید، آشنا سازید. با افرادی که در آنجا شغل پیدا کرده اند گفتگو کنید و از آنها بپرسید چگونه آن کار را انجام داده اند. یادداشت بردارید.

4-       جلوتر بروید. از افرادی که از مسیر معمول پیش نرفته اند اما  کارپیدا کرده اند و به هر حال از آن کار لذت برده اند، بپرسید. اگر می توانید رو در رو با آنها گفتگو کنید، و از آنها بپرسید که چگونه آن کار را انجام داده اند. از تمامی جزئیات یادداشت بردارید، در نتیجه شما می توانید "طرح ب" را در موردی که مسیر عادی در آن کشور برای شما ثمربخش نیست، ایجاد نمایید.

5-       آنچه که می خواهید، بیشتر از هر شغلی، امید برای آینده و به زندگی اتان است . و در دست یافتن به شغل، همانند زندگی، امید زاییده‌ی داشتن همیشگی راه های بدیل برای پیش بردن جستجوی هدف و معنا درکره زمین است.

اطلاعات بیشتر درباره ی دست یافتن به شغل در تارنمای مؤلف قابل دسترس است.

نظرات ارائه شده در این مقاله لزوماً منعکس کننده ی دیدگاه ها یا سیاست های دولت آمریکا نیست.

 

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟