01 مه 2009
آغاز متن
باز نگری در فعالیت های بازار مسکن در ايالات متحده، که اولين نشانه های آن در پاييز 2008 به بحران اقتصادی جهان تبديل شد، بايد واضح و روشن باشد. قيمت مسکن به بالاتر از حقوق بسياری از آمريکايي های معمولی افزايش يافته بود، ولی امکان رسیدن نتایج جديد و پر خطرتر وام های مسکن، شتاب برای خانه دار شدن را سرعت بخشيده بود. علاوه بر آن، تورم در ارزش های معاملات ملکی سبب شده بود تا بسياری از صاحب خانه ها احساس ثروتمندی کنند. از گذشته در ايالات متحده، قيمت مسکن هميشه سيری صعودی را پیموده است. پس اشتباه در چه بود؟ و چگونه شکست يکی از بخش های اقتصاد آمريکا موجب به وجود آمدن آن چيزی شد که بسياری آن را بزرگترين بحران اقتصادی دنيا پس از "رکود بزرگ" دهه 1930 نامیده اند؟ برای اين شماره از "يی ژونال يو اس ای" ، ما از شش تن از کارشناسان مالی خواسته ايم تا نظر های خود را در مورد چگونگی به وجود آمدن اين بحران جهانی و برخی از راه هايی که جهان می تواند نسبت به اين مشکل مشترک عکس العمل نشان دهد ابرازکنند. پژوهشگر سياسی مارک بليث با فهرستی از شش حادثه که در به وجود آوردن اين بحران نقش داشته اند شروع می کند. جان جوديس ، يکی از سردبيران ارشد "نيو ريپابليک" ، سپس با بررسی توافقنامه ها از زمان کنفرانس برتون وودز در سال 1944 تا مذاکر های کنونی بین ملت ها به تشريح پول رایج بين المللی می پردازد. چارلز گيست ، که مورخ مالی است، می نويسد که پيشرفت محاسبات، 24.7 داد و ستد در گوشه و کنار جهان، و سهولت تجارت به پيدايش چنين مشکلی کمک کرد. "خريداران در اواسط دهه 1990 قادر بودند با سرعتی غير قابل تصور برای معامله کالای خود عمل کنند. حجم کار و اشتياق برای انجام معاملات بی پايان بنظر می رسيد." به مجرد آن که ارزش ها شروع به پایین آمدن کرد، بحران بانکی و بيمه ای در عرض چند ماه به وجود آمد.
سرمايه گذار معروف جورج سوروس معتقد است که مقرراتی برای محدود ساختن رشد مازاد دارايی مورد نياز است. ولی سوروس همچنين در مورد افراط در اين زمينه نيز هشدار می دهد. " "مقررات بايد در سطح حد اقل مورد نياز برای حفظ ثبات نگهداری شود." ژوئل تراختمن که استاد رشته حقوق است از طرح مقررات بيشتر و همچنين بهبود اداره مشارکت حمايت می کند. در پايان، ريچارد ودر ، استاد رشته اقتصاد، به تشريح تاريخچه توافقنامه ها و سازمان های تجاری بين المللی و نقش کنونی آنها می پردازد.هيچ گونه کمبودی در زمينه کارشناسان جهان و اظهار نظر ايشان در مورد دلايل به وجود آمدن اين بحران و پيشنهادهای آنان برای رهايی از وضعیت کنونی وجود ندارد، و اين درست است که گروه دیگری از کارشناسان ممکن است نظراتی به مراتب بهتر از آن چه که دراينجا ارائه شده است ابراز کنند، آن چه که باعث تعجب است، احتمالا، اين است که گاه گاهی ايده های مشترک خاصی در اين مقالات ظهور می کنند: این که ماهيت بازارها دوره ای است، این که روابط تجارت جهانی به يک ديگر وابسته است، و اين که کمی مقررات در بازار چيز خوبی است.
-- ویراستاران
پايان متن