26 فوريه 2009
آغاز متن
کاخ سفید
دفتر وزیر مطبوعات
__________________________________________________________________
24 فوریه 2009
سخنان پرزیدنت اوباما در برابر اجلا س مشترک کنگره
سه شنبه 24 فوریه 2009
خانم رئیس، آقای معاون رئیس جمهوری، بانوی اول ایالات متحده:
امشب من برای این که تنها مردان و زنان برجستۀ این مجلس بلندپایه را مورد خطاب قراردهم به اینجا نیامده ام، بلکه آمده ام تا بی پرده و مستقیم با مردان و زنانی که ما را به اینجا فرستاده اند سخن بگویم.
من می دانم برای آمریکاییانی که امشب ما را تماشا می کنند، وضع اقتصادی ما یک مایۀ نگرانی، بالاتر از نگرانی های دیگر است. و حق نیز همین است. اگر شما شخصا از رکود اقتصادی آسیب ندیده اید، احتمالا کسی را- یک دوست، یک همسایه، یک عضو خانودۀ خود- را می شناسید که رکود اقتصادی بر او تأثیر گذاشته است. شما به شنيدن فهرست دیگری از آمارها برای آگاهی از این که اقتصاد ما در بحران به سر می برد نیاز ندارید، زیرا هر روز با آن زندگی می کنید. این یک نگرانی است که شما با آن از خواب بیدار می شوید و شبها خواب را از چشمان شما می گیرد. این همان کاری است که شما فکر می کردید در آن بازنشسته می شوید و حالا ازدست رفته است؛ فعالیت اقتصادی است که شما رؤیای خود را بر آن بنا کردید و حالا به موئی بسته است؛ نامۀ پذیرش دانشگاه است که فرزند شما مجبور شد دوباره آن را در پاکتش بگذارد. تأثیر این رکود اقتصادی واقعی است و در همه جا حضور دارد.
اما در حالی که اقتصاد ما ممکن است ضعیف و اعتماد ما متزلزل شده باشد، و هرچند که ما دورۀ دشوار و نامطئنی را می گذرانیم، من میل دارم که هر آمریکایی از مراتب زیر آگاه شود:
ما به باز سازی دست خواهیم زد، ما به بهبود خواهیم رسید و ایالات متحدۀ آمریکا نیرومند تر از پیش قد خواهد افراشت.
سنگینی بحران سرنوشت این کشور را رقم نخواهد زد. پاسخ های مشکلاتمان از دسترس ما فرا تر نیستند. آنها را در آزمایشگاه و دانشگاه های ما؛ در مزارع و در کارخانه های ما؛ در نیروی تخیل کارآفرینان ما و در غیرت سخت کوش ترین مردم روی زمین می توان یافت. ما همچنان به میزان کافی صاحب همان ویژگیهایی هستیم که آمریکا را به بزرگترین نیروی پیشرفت و رونق اقتصادی در تاریخ بشریت تبدیل کرده است. آنچه اینک این کشور به آن نیاز دارد دست نهادن در دست یکدیگر، رویارویی جسورانه با چالش های پیش روی ما و یکبار دیگر به عهده گرفتن مسؤولیت برای آیندۀ ما است.
اکنون اگر ما با خودمان صادق باشیم، اذعان خواهیم کرد که ما مدت درازی، به عنوان دولت و مردم، همواره به این مسؤولیت ها عمل نکرده ایم. من این سخن را برای ملامت کردن یا نگریستن به پشت سر نمی گویم، بلکه از این جهت آن را عنوان می کنم که ما تنها با درک این که چگونه به این لحظه رسیده ایم قادر خواهیم بود خود را از این وضع ناگوار رهایی بخشیم.
واقعیت این است که اقتصاد ما یکشبه رو به انحطاط ننهاد. و همۀ مشکلات ما هم در هنگام از هم فروپاشیدن بازارمسکن یا سقوط بورس اوراق بهادار آغاز نشدند. ما از دهه ها پیش می دانیم که بقای ما به یافتن منابع تازۀ انرژی وابسته است. با این همه امروز ما بیش از هر زمان دیگری نفت وارد می کنیم. هزینۀ مراقبت های بهداشتی هرروز مقدار بیشتری از پس اندازهای ما را می بلعد، با اینهمه ما به عقب انداختن اصلاحات ادامه می دهیم. فرزندان ما برای یافتن کار در یک اقتصاد جهانی شده مشغول رقابت هستند، حال آنکه بسیاری از مدارس ما آنها را برای چنین رقابتی آماده نمی کنند. و با آنکه همۀ آن چالش ها حل ناشده باقی ماندند، ما حتی بیش از گذشته به خرج کردن بیشتر پول و انباشتن بیشتر وام ها، هم به عنوان افراد و هم از طریق دولتمان، ادامه دادیم.
به عبارت دیگر ما در عصری زندگی کردیم که غالبا منافع کوتاه مدت بر رونق اقتصادی بلند مدت ترجیح داده شدند، در عصری که نگاهمان از محدودۀ پرداخت بعدی، سه ماهۀ بعدی، یا انتخابات بعدی فراتر نرفت. مازاد بودجه به جای این که به عنوان فرصتی برای سرمایه گذاری به خاطر آینده مغتنم شمرده شود، به بهانه ای برای انتقال ثروت به توانگران تبدیل گردید. مقررات به خاطر سود آنی و به بهای از ازدست دادن یک بازار سالم از محتوا تهی شدند. مردم از بانکها و وام دهندگان خانه هایی خریدند که می دانستند نمی توانند از عهدۀ پرداختشان بر آیند، با وجود این بانکها و وام دهندگان گرفتن آن وامهای بد را تشویق کردند. با تمام این احوال، بحث های انتقادی و تصمیمات دشوار به زمانی دیگر و روزی دیگر موکول شدند.
خوب، اینک روز حساب و زمان آنکه ما مسؤولیت آیندۀ خود را به عهده بگیریم فرا رسیده است.
اکنون زمانی است که باید با جسارت و خردمندی عمل کرد – نه تنها به خاطر احیای مجدد اقتصاد، بلکه به خاطر پی افکندن بنیان تازه ای برای رونق اقتصادی پایدار. اکنون زمان آن فرارسیده که به ایجاد کار تحرک بخشیم، دادن وام را از سر گیریم و در حوزه هایی مانند انرژی، مراقبت بهداشتی و آموزش سرمایه گذاری کنیم که موجبات رشد اقتصاد ما را حتی در حالی که ما برای پایین آوردن کسری بودجه ناگزیر از انتخاب های دشواری هستیم، فراهم خواهد ساخت. این آن چیزی است که دستور کار اقتصادی من برای به انجام رساندنش طراحی شده است و این آن چیزی است که من می خواهم امشب در پیرامون آن با شما سخن بگویم.
این دستور کاری است که با مشاغل آغاز می شود
من به محض این که دورۀ تصدی خود را آغاز کردم، از کنگره خواستم که تا "روز رؤسای جمهوری" یک برنامۀ بهبود که مردم را به کار بگمارد و پول در جیب آنها بگذارد برای من بفرستد. این نه به آن سبب بود که من به دولت بزرگتر اعتقاد دارم. من چنین اعتقادی ندارم. و به این سبب نبود که من متوجه وام بزرگی که ما به ارث برده ایم نیستم. من به این نکته آگاهی دارم. من خواستار اقدام شدم ، زیرا خوددداری از این کار برای ما به بهای از دست رفتن مشاغل بیشتر و دشواری های فراوان تر تمام می شود. در واقع ناتوانی در دست زدن به اقدام، کسری بلند مدت بودجه را به سبب ضعف رشد اقتصادی طی سالیان دراز وخیم تر خواهد کرد. به این سبب من خواستار اقدام بی درنگ شدم. و امشب من نسبت به این کنگره، به خاطر این که کار را به انجام رسانید احساس قدردانی می کنم و خرسندم بگویم که اکنون لایحۀ بهبود و سرمایه گذاری مجدد آمریکا به صورت قانون در آمده است.
این برنامه طی دو سال آینده 3.5 میلیون کار ایجاد خواهد کرد. بیش از 90 % این مشاغل در بخش خصوصی ایجاد خواهند شد- کارهایی برای بازسازی جاده ها و پلهای ما؛ ساختن توربین های بادی؛ صفحه کلید های خورشیدی؛ نصب باند پهن و گسترش نقل و انتقال انبوه.
به دلیل وجود این برنامه معلمانی هستند که اکنون می توانند کار خود را نگهدارند و کودکان را آموزش دهند. متخصصان بهداشت و درمان می توانند از بیماران ما مراقبت کنند. 57 مامور پلیس امشب همچنان می توانند در خیابانهای مینیاپلیس باقی بمانند، زیرا این برنامه از برکنار کردن آنها که توسط دستگاه مربوطه شان در شرف انجام بود جلوگیری به عمل آورد.
به خاطر وجود این برنامه 95 درصد از خانواده های آمریکایی از تخفیف مالیاتی برخوردار خواهند شد، تخفیفی که شما اثر آن را از اول آوریل در چک حقوق خود ملاحظه خواهید کرد.
به سبب این برنامه، خانواده هایی که برای پرداخت شهریه [مدارس فرزندان خود] در زحمت هستند برای همۀ دوران چهارسال دانشگاه 2,500 دلار معافیت مالیاتی خواهند گرفت. و آمریکاییانی که در این دوران رکود کار خود را از دست داده اند قادر خواهند بود برای مدت بیشتری مزایای بیکاری دریافت دارند و پوشش درمانی آنها برای کمک به از سرگذراندن این طوفان تمدید خواهد شد.
من می دانم که کسانی در این مجلس و نیز در میان آنهایی که از خانه های خود ما را تماشا می کنند کسانی هستند که نسبت به کارآیی این برنامه بدبین اند. برای من بدبینی قابل درک است. اینجا در واشنگتن همۀ ما دیده ایم که چگونه نیّات خوب به وعده های نقض شده و مصارف اسراف آمیز تبدیل شده اند. و با برنامه ای در این مقیاس مسؤولیت عظیمی هم برای اجرای درست آن همراه است.
به همین سبب من از بایدن، معاون رئیس جمهوری خواسته ام که کوششی سخت و بی سابقه را در زمینۀ نظارت بر کار هدایت کند – زیرا هیچکس یارای درافتادن با جو را ندارد. من به اعضای کابینۀ خود و همچنین فرمانداران و شهرداران در سراسرکشور گفته ام که برای هردلاری که خرج می کنند در برابر مردم آمریکا مسؤول خواهند بود. من یک بازرس کل کار آزموده و جسور تعیین کرده ام تا هر آمریکایی بتواند پی ببرد که پول او در کجا و چگونه به مصرف می رسد.
بنا بر این برنامۀ بهبودی که ما از تصویب گذرانده ایم نخستین گامی است که برای انداختن اقتصادمان در مسیر درست برداشته ایم. زیرا اگر حتی ما این برنامه را بدون هیچگونه نقصی اداره کنیم، باز هم تا هنگامی که به بحران اعتبار که بشدت موجب ضعف نظام اقتصادیمان شده است پایان ندهیم، از بهبود واقعی برخوردار نخواهیم شد.
من میل دارم امشب در بارۀ این موضوع به طور ساده و بی پرده صحبت کنم، چون هر آمریکایی باید بداند که این برنامه در وضع بهزیستی شما و خانوادۀ شما تاثیر خواهد گذاشت. شما همچنین باید بدانید پولی که در سرتاسر آمریکا به بانکها سپرده اید در جای امنی قرار دارد؛ و شما می توانید به تداوم کارنظام مالی ما متکی باشید. از این بابت جای نگرانی وجود ندارد.
نگرانی در آنجا است که ما نتوانیم دادن وام را در این کشور از سر بگیریم؛ بهبود ما حتی پیش از شروع دچار خفگی خواهد شد.
شما می بینید، جریان یافتن اعتبارات مایۀ حیات اقتصاد ما است. توانایی شما در گرفتن وام عاملی است که شما را به خریدن هرچیزی، از خانه گرفته تا اتومبیل و آموزش در دانشگاه قادر می کند؛ به این وسیله است که مغازه ها قفسه های خود را از کالا پر می کنند، مزارع به خرید تجهیزات دست می زنند و صاحبان کسب ها و مشاغل حقوق کارکنان خود را می پردازند.
اما جریان اعتبارات به صورتی که می بایست باشد نیست و متوقف شده است. وامهای بد بسیاری راه خود را به دفترهای حساب تعداد بیش از اندازه ای از بانکها گشوده اند. با این مقدار زیاد وام و این مقدار کم اعتماد، بانکها از وام دادن پول بیشتری به خانواده ها، صاحبان کسب وسرمایه و نیز به یکدیگر بیم دارند. هنگامی که وامی در کار نباشد، خانواده ها نمی توانند خانه یا اتومبیل بخرند. در نتیجه صاحبان فعالیت های اقتصادی مجبورند کارمندان خود را بی کار کنند. اقتصاد ما حتی دچار دشواری بیشتری می شود و سرچشمۀ اعتبارات حتی بیشتر می خشکد.
به همین دلیل است که این دولت دست به کار یک حرکت سریع و جسورانه برای در هم شکستن این دور ویرانگر، بازگرداندن اعتماد و از سرگرفته شدن جریان وام ها است.
ما این کار را از چندین راه انجام خواهیم داد. نخست، ما در حال ایجاد یک صندوق جدید وام هستیم که نمایانگر بزرگترین کوششی است که تاکنون برای تأمین وام های اتومبیل، وامهای دانشگاهی و وام به کسب و کارهای کوچک و وام به مصرف کنندگان و کار آفرینان صورت گرفته است. آنان هستند که این اقتصاد را فعال نگه می دارند.
دوم، ما یک برنامۀ تهیه مسکن به راه انداخته ایم که به خانوده های مسؤولی که با خطر مصادرۀ خانه های خود [به وسیلۀ باتک] روبرو هستند برای پایین آوردن پرداخت های ماهانه خود و تجدید رهن هاشان کمک می کند. این برنامه به سفته بازان یا آن همسایه ای که در پایین خیابان خانه ای خرید که هرگز امید نداشت ازعهدۀ پرداخت قیمتش بر آید، کمک نخواهد کرد، ولی به یاری میليونها خانواده ای که به سبب پایین آمدن ارزش خانه هاشان دچار زحمت شده اند– آمریکاییانی که اکنون قادر خواهند بود از نرخ های پایین تر بهره که هم اکنون در اثر این برنامه عرضه می شود استفاده کنند- خواهد شتافت. در واقع خانواده های متوسطی که امروز رهن خود را تجدید می کنند قادرند سالانه از بابت رهنی که می پردازند 2000 دلار صرفه جویی کنند.
.
سوم، ما با استفاده از قدرت کامل دولت فدرال دست به اقدام خواهیم زد تا مطمئن شویم که بانکهای عمده ای که آمریکاییان به آنها وابسته اند از اعتماد و پول کافی برای دادن وام، حتی در زمانهای دشوارتر برخوردارند. وقتی ما می شنویم که یک بانک عمده با مشکلات جدی دست به گریبان است، ما کسانی را که مسؤول چنین بانکی هستند پاسخگو می دانیم، آنها را به تغییرات لازم وادار می کنیم، پشتیبانی خود را برای پاکیزه کردن ترازنامه های آنها عرضه می داریم و تداوم یک نهاد نیرومند و دوام پذیر را که می تواند به مردم و به اقتصاد کمک کند تضمین می کنیم.
من می دانم که وال استریت [محل استقرار بورس اوراق بهادار در نیویورک] در هر روزی که باشد، ممکن است از رویکردی که بر اساس آن ضمانت دیون بانکها بدون قید وشرط باشد و هیچکس را به خاطر تصمیمات غیرمحتاطانه اش پاسخگو نداند، بیشتراحساس راحتی می کند. اما چنین نحوۀ برخوردی مشکل را حل نخواهد کرد. و هدف ما تسریع فرارسیدن روزی است که بتوانیم وام دادن به مردم آمریکا و به صاحبان کسب و کارهای آمریکایی را از سربگیریم و به این بحران یک بار برای همیشه پایان دهیم.
من در نظر دارم که بانکها را در قبال کمکی که دریافت می دارند مسؤول بشمارم و این بار آنها باید نشان دهند که چگونه دلارهای حاصل ازدلارهای مالیات به دادن وام بیشتری به مالیات دهندگان آمریکایی منجر می شوند. این بار دیگر مدیران عامل شرکتها نمی توانند از پول پرداخت کنندگان مالیات برای چرب کردن حقوق خود یا خریدن پرده های تجملی و یا ناپدید شدن در یک هواپیمای جت خصوصی استفاده کنند. آن روزها دیگر سپری شده اند.
با این همه، این برنامه به منابع هنگفتی از جانب دولت فدرال نیازمند است – بله احتمالا بیش از مقداری که ما تا کنون کنار گذاشته ایم. اما من می توانم به شما اطمینان دهم که هرچند بهای دست زدن به اقدام ممکن است سنگین باشد، بهای دست روی دست گذاشتن حتی ممکن است سنگین تر باشد؛ چون ممکن است به اقتصادی منجر شود که نه تنها ماهها و سالها، بلکه طی یک دهه دچار پریشانی باشد. چنین وضعی هم برای کسربودجه، هم برای صاحبان کسب و سرمایه، هم برای شما و هم برای نسل آینده بدتر خوهد بود. و من نخواهم گذاشت که چنین امری اتفاق بیفتد.
من متوجه هستم که وقتی دولت قبلی از کنگره برای بانکهای دست به گریبان با دشواری تقاضای کمک کرد، دموکراتها و جمهوریخواهان به یک میزان از سوء مدیریت [در آن بانکها] و نتایج برخاسته از آن به خشم آمدند. پرداخت کنندگان آمریکایی مالیات نیز به همان میزان خشمگین شدند. خود من هم به خشم آمدم.
بنا بر این من می دانم که در حال حاضر کمک به بانکها، بویژه هنگامی که هرکسی تاحدی از بابت تصمیمات آنها دچار رنج است، از چه محبوبیت ناچیزی برخوردار است. به شما قول می دهم. من این موضوع را درک می کنم.
اما من این را هم می دانم که در هنگام بحران، نمی توان با خشم حکومت کرد، یا به سیاست بازیهای وقت تسلیم شد. وظیفۀ من – وظیفۀ ما – این است که مشکل را حل کنیم. وظیفۀ ما این است که با احساس مسؤولیت حکومت کنیم. من حتی یک سنت برای پاداش دادن به یک نفر از مدیران وال استریت خرج نخواهم کرد، ولی من هرچه را که لازم باشد برای کمک به کسب و کارهای کوچک که نمی توانند حقوق کارگران خود را بپردازند یا خانواده ای که پس انداز کرده است، با وجود این قادر به تامین یک رهن نیست، انجام خواهم داد.
این همان موضوعی است که این برنامه به آن مربوط می شود. این برنامه برای کمک به بانکها نیست – برای کمک به مردم است. چون وقتی که اعتبارات دوباره در دسترس قرار گیرند، آن خانوادۀ جوان می تواند خانۀ جدیدی خریداری کند، سپس شرکتی برای ساختن آن خانه کارگرانی استخدام می کند. و سپس آن کارگران برای خرج کردن صاحب پول می شوند، اگر آنها هم بتوانند وامی بگیرند، در دست آخر اتومبیلی خواهند خرید یا کسب و کار مخصوص خود را به راه خواهند انداخت. سرمایه گذاران به بازار بازخواهند گشت و خانواده های آمریکایی خواهند دید که باردیگر بازنشستگی شان تامین شده است. اعتماد آهسته ولی به طور مطمئن بازخوهد گشت و اقتصاد ما بهبود خواهد یافت..
بنا بر این من از این کنگره می خواهم تا برای انجام آنچه که ضروری است به من بپیوندد. زیرا ما نمی توانیم کشور خود را به رکود بدون پایان گرفتار کنيم. و برای حصول اطمینان از این که بحرانی در این حد از عظمت دوباره روی نخواهد داد، من از کنگره می خواهم تا به سرعت برای گذراندن قوانینی که به نظام منسوخ ما در زمینۀ نظارت و اجرای مقررات پایان دهد اقدام کند. زمان آن فرارسیده است که ما مقررات سختگیرانه و معقولی را برای راهی که در پیش داریم به موقع اجرا بگذاریم که بر اساس آن بازار مالی ما به تحرک و نو آوری پاداش دهد و سوء استفاده و تلاش برای رفتن از راه های میان بُر را مجازات کند.
برنامۀ بهبود و برنامۀ تثبیت گامهایی هستند که ما بی درنگ برای احیای مجدد اقتصادمان بر می داریم. اما تنها راهی که نیروی اقتصاد ما را به طور کامل باز خواهد گرداند، سرمایه گذاری های بلند مدتی است که به ایجاد مشاغل، صنایع جدید و توانایی تجدید شده برای رقابت با بقیۀ دنیا بیانجامد. تنها راهی که موجب می شود که این قرن باردیگر یک قرن آمریکایی باشد این است که ما به رویارویی با وابستگی خود به نفت و هزینۀ گزاف مراقبت های بهداشتی برخیزیم؛ به چاره جویی برای مدارسی که از آماده ساختن فرزندان ما ناتوانند و کوه وامهایی که آنها به ارث خواهند برد بپردازیم. این مسؤلیتی است که به ما تعلق دارد.
طی چند روز آینده من بودجه ای به کنگره تقدیم می کنم. غالبا ما به این گونه اسناد به عنوان ارقامی بر یک صفحه یا فهرست های برای برنامه ها می نگریم. من به این سند به گونه ای متفاوت نگاه می کنم. من به آن به منزلۀ دورنمایی برای آمریکا- برنامۀ راهنمایی برای آینده مان نگاه می کنم.
بودجۀ پیشنهادی من همۀ مسائل آمریکا را حل نخواهد کرد و به تمامی مشکلات نخواهد پرداخت. این بودجه بازتاب دهندۀ یک واقعیت سخت از آن چیزی است که به ما به ارث رسیده است – یک تریلیون دلار کسر بودجه، یک بحران مالی و یک رکود اقتصادی پرهزینه.
با توجه به این واقعیت ها، هر کسی در این مجلس- چه دمکوکرات و چه جمهوریخواه- باید برخی از اولویت های ارزشمند را که به آنها دلاری اختصاص داده نشده فداکند. و این موضوع خود مرا هم شامل می شود.
اما این به معنای آن نیست که ما می توانیم چالش های بلند مدت خود را نادیده بگیریم. من نظری را که می گوید مسائل ما خود به خود حل می شوند رد می کنم؛ این به معنای آن است که دولت نقشی برای پی افکندن رونق اقتصادی بلند مدت ما ندارد.
زیرا تاریخ داستان متفاوتی برای ما می گوید. تاریخ به ما می گوید که به هر لحظه ای از تلاطم و دگرگونی اقتصادی، این کشور با عمل و با اندیشه های بزرگ پاسخی جسورانه داده است. در بحبوحۀ جنگ داخلی ما راههای آهن را از ساحلی به ساحل دیگر کشيدیم که به رونق بازرگانی و صنعتی دامن زد. از اغتشاش ناشی از انقلاب صنعتی یک نظام مربوط به دبیرستانهای عمومی بیرون آمد که شهروندان ما را برای عصر جدید آماده ساخت. به دنبال جنگ و رکود اقتصادی لایحۀ مربوط به تامین آموزش و تامین وام (GI Bill) برای سربازان، نسلی را به دانشگاه فرستاد و بزرگترین طبقۀ متوسط را در تاریخ به وجود آورد. و تلاش بینابین برای آزادی کشور را به شبکۀ شاهراهها مجهز ساخت و به انفجار فن آوری که هنوز در حال شکل دادن جهان است انجامید.
در هریک از این موارد دولت جای بخش خصوصی را نگرفت؛ بلکه کارآفرینی خصوصی را تسهیل کرد. دولت شرایطی به وجود آورد که هزاران کار آفرین و صاحب کسب و سرمایه بتوانند خود را با اوضاع و احوال تطبیق بدهند و موفق شوند.
ما آن کشوری هستیم که در وسط مهلکه نویدی را تشخیص داده و از میان رنج به فرصت دست یافته است. اکنون ما دوباره باید چنان کشوری بشویم. به همین سبب، بودجۀ پیشنهادی من در همان حال که برنامه های زائد را حذف می کند، در سه حوزه که از نظر آیندۀ اقتصادی ما مطلقا جنبۀ حیاتی دارند: انرژی، مراقبت های بهداشتی و آموزش، سرمایه گذاری می کند.
با انرژی آغاز می شود
ما می دانیم کشوری که بتواند انرژی پاکیزه و تجدید شدنی را مهار کند در قرن بیستم در مقام رهبری قرار خواهد گرفت. و با این همه، این چین است که به بزرگترین کوشش ها در تاریخ برای کار آمد کردن اقتصادشان از نظر انرژی دست زده است. این ما بودیم که انرژی خورشیدی را اختراع کردیم ولی اینک از کشورهایی مانند آلمان و ژاپن در کار تولید آن عقب مانده ایم. از خطوط تولید و مونتاژ ما اتومبیل های جدیدی با سوخت دوگانه خارج می شود ولی آنها با باتریهایی که در کره ساخته شده اند کار می کنند.
من آینده ای را که در آن مشاغال و صنایع فردا در آن سوی مرزهای ما ریشه داشته باشند نمی پذیرم - و می دانم برای شماهم پذیرفتنی نیست. زمان آن که آمریکا باردیگر پیشگام باشد فرارسیده است.
ما در پرتو برنامۀ بهبودمان، عرضۀ انرژی تجدید شدنی را طی سه سال آینده دوبرابر خواهیم کرد. ما همچنین به بزرگترین سرمایه گذاری برای تامین هزینۀ پژوهش های اساسی در تاریخ آمریکا دست زده ایم – یک سرمایه گذاری که نه تنها به اکتشافات تازه در زمینۀ انرژی دامن خواهد زد، بلکه به موفقیتهایی نیز در قلمرو پزشکی، علوم و فن آوری نیز خواهد انجامید.
ما بزودی هزاران مایل خطوط انتقال برق دایر می کنیم که می توانند انرژی را در سراسر این کشور به به شهرها و شهرستانها برسانند. و ما آمریکاییان را به کار می گماریم و خانه ها و ساختمانهای خود را از نظر انرژی کار آمدتر می سازیم تا بتوانیم میلیاردها دلار از بابت صورتحسابهای انرژی صرفه جویی کنیم.
اما برای متحول ساختن حقیقی اقتصادمان، پاسداری از امنیتمان و نجات کره زمینمان از آسیب های تغییرات جوی، ما مآلا باید انرژی تجدید شدنی را به نوعی انرژی سودبخش تبدیل کنیم. بنابر این من از این کنگره می خواهم تا قوانینی که محدودیت برای میزان انتشار کربن تعیین می کنند و به تولید بیشتر انرژی تجدید شدنی در امریکا دامن می زنند، برای من بفرستند. و برای پشتیبانی از این نو آوری، ما سالانه 15 میلیارد دلار سرمایه گذاری می کنیم تا به فن اوری هایی مانند نیروی باد و نیروی خورشید، سوخت زیستاری پیشرفته، ذعال سنگ پاکیزه و شمار بیشتری از اتومبیلها و کامیونهایی که از نظر سوخت کارآمد هستند و در همین آمریکا تولید شده اند، دست یابیم.
تا آنجا که به صنعت اتومبیل سازی ما مربوط می شود، هرکسی می داند که سالها تصمیم گیریهای نامناسب و رکود جهانی، اتومبیل سازان ما را به لبۀ پرتگاه کشانده است. ما نباید آنها را در برابر شیوه های بد کارشان حمایت کنیم و این کار را هم نخواهیم کرد. ولی نسبت به هدف ایجاد یک صنعت اتومبیل سازی مجهز به ابزار نو و طرز فکری نو که بتواند در سطح جهانی رقابت کند و برنده شود، متعهد هستیم. میلیونها شغل و دهها جامعه به این صنعت وابسته اند. و به اعتقاد من، کشوری که اتومبیل را اختراع کرد نباید از آن کناره گیری کند.
هیچیک از این کارها بدون هزینه نخواهد بود. اما این آمریکا است، ما به دنبال چیزی که آسان باشد نمی رویم. ما به آن کاری که برای پیش بردن این کشور لازم است دست می زنیم.
به همین دلیل ما باید چاره ای نیز برای هزینۀ خرد کنندۀ مراقبت های بهداشتی بیابیم.
این هزینه در هر سی ثانیه موجب یک ورشکستگی در آمریکا می شود. در پایان سال ممکن است سبب شود که یک میلیون و نیم نفر از آمریکاییان خانه های خود را ازدست بدهند. در هشت سال اخیر، بیمۀ درمانی با سرعتی چهار برابر دستمزدها رشد داشته است. و در هر یک از این سالها میلیون دیگر از آمریکاییان بیمۀ درمانی خود را از دست داده اند. این یکی از علل عمده ای است که کسب و کارهای کوچک درهای خود را می بندند و شرکتهای بزرگ کارها را به آن سوی دریاها می فرستند. و این یکی از بزرگترین و سریع الرشد ترین بخشهای بودجۀ ما است.
با توجه به این واقعیت ها ما نمی توانیم بیش از این اصلاح مراقبت بهداشتی خود را به تعویق اندازیم.
ما در همین سی روز گذشته برای پیشبردن آرمان مراقبت درمانی بیشتر از آنچه که در تمامی دهۀ گذشته انجام شده است کارکرده ایم. هنگامی که هنوز چند روزی از آغاز کار ما نگذشته بود کنگره قانونی را ازتصویب گذراند که برای یازده میلیون کودک آمریکایی که پدران و مادرانشان کار تمام وقت دارند بیمۀ درمانی تدارک می کند. برنامۀ بهبود اقتصادی ما در بایگانی درمانی الکترونیکی و یک فن آوری تازه که اشتباهات را کاهش خواهد داد، هزینه را پایین خواهد آورد، حریم خصوصی را حفظ می کند، و جانها را نجات می دهد، سرمایه گذاری خواهد کرد. کوشش تازه ای برای غلبه بر یک بیماری که تقریبا بر هر فرد آمریکایی تاثیر گذاشته، به جستجوی درمان برای سرطان در روزگار ما، دست خواهد زد. و به بزرگترین سرمایه گذاری برای 8 درمان پیشگیرانه مبادرت خواهد ورزید، زیرا این یکی از بهترین راه ها برای تندرست نگهداشتن مردم و مهار کردن هزینه هاست.
این بودجه بر سه رشته اصلاحات استوار است. در برگیرندۀ تعهدی تاریخی نسبت به اصلاح مراقبت های درمانی است – این پیش قسطی در راه اجرای این اصل است که ما باید از مراقبت های درمانی باکیفیت، کم هزینه برای هر آمریکایی برخوردار باشیم. این تعهدی است که هزینۀ بخشی از آن با ایجاد کار آیی هایی در نظام درمانی ما که مدتها به تعویق افتاده اند تامین شده است. و این گامی است که ما اگر بخواهیم کسر بودجۀ خود را در سالهای آینده پایین بیاوریم، باید برداریم.
اکنون در بارۀ این که اصلاحات چگونه باید صورت گیرد عقاید و نظرهای بسیار متفاوتی وجود دارد و به همین دلیل است که من صاحبان کسب و سرمایه، کارگران، پزشکان و تدارک کنندگان خدمات درمانی را، ازدموکرات و جمهوریخواه، گرد هم آورده ام تا هفتۀ آینده روی این موضوع آغاز به کار کنند.
من در مورد این که این یک فرایند آسان خواهد بود توهمی ندارم. این کار دشواری خواهد بود. اما این را هم می دانم که یک قرن بعد از اینکه تدی روزولت برای نخستین بار خواستاراصلاح در این زمینه شد، هزینۀ مراقبت های درمانی بر اقتصاد ما و بر وجدان ملت ما مدتی به اندازۀ کافی دراز سنگینی کرده است. پس بگذارید شکی باقی نماند که اصلاح نمی تواند منتظر بماند، نباید منتظر بماند و برای یک سال دیگر منتظر نخواهد ماند.
چالش سومی که ما باید با آن مقابله کنیم نیاز فوری به گسترش نوید آموزش برای آمریکا است.
در یک اقتصاد جهانی که ارزشمندترین مهارتی که شما می توانید بفروشید دانش شما است، یک آموزش خوب دیگر تنها یک راه دستیابی به فرصت نیست، بلکه یک پیش شرط به شمار می رود.
در حال حاضر سه چهارم مشاغل رو به رشد به چیزی بیشتر از دیپلم دبیرستان نیاز دارند. و با وجود این، بيش از نیمی از شهروندان ما آموزشی در این سطح دارند. ما دارای یکی از بالاترین نرخهای ترک تحصیلات دبیرستان نسبت به هر کشور صنعتی هستیم. و نیمی از دانشجویانی که تحصیل دانشگاهی را آغاز می کنند هرگز آن را به پایان نمی رسانند.
این خود نسخه ای برای انحطاط اقتصادی است، زیرا ما می دانیم کشورهایی که امروز در زمینۀ آموزش از ما پیشی گرفته اند، فردا در میدان رقابت از ما پیش خواهند افتاد. به همین سبب تضمین این که هر کودک – از روزی که به دنیا می آید تا روزی که حرفۀ شغلی خود را آغاز می کند- به آموزش کامل و رقابتی دسترسی داشته باشد، هدف این دولت خواهد بود.
ما از هم اکنون از طریق برنامۀ بهبود به یک سرمایه گذاری تاریخی در آموزش دست زده ایم. ما به طرزی چشمگیر آموزش نخستین سالهای کودکی را توسعه داده ایم و به بهتر ساختن کیفیت آن ادامه خواهیم داد، زیرا می دانیم که سازنده ترین آموزش ها در نخستین سالهای زندگی صورت می پذیرند. ما دانشگاه را برای نزدیک به هفت میلیون دیگر از دانشجویان از نظر هزینه امکان پذیر کرده ایم. و ما منابع لازم را برای جلوگیری از حذف دردناک [بودجه های آموزشی] و برکناری معلمان که پیشرفت فرزندان ما را با مانع مواجه خواهد کرد، تدارک دیده ایم.
ولی ما می دانیم که مدارس ما تنها به منابع بیشتر نیاز ندارند. آنها نیازمند اصلاحات بیشتری هستند. به همین سبب این بودجه انگیزه های تازه ای برای عملکرد معلمان، راههای ترفیع و جایزه و پاداش برای موفقیت ایجاد کرده است. ما در برنامه های نوآورانه که هم اکنون به مدارس برای تطبیق خود با معیارهای بالا و کم کردن فاصله از نظر دست آورد کمک می کنند، سرمایه گذاری کرده ایم. و ما تعهد خود را به مدارس ویژه (Charter) گسترش خواهیم داد.
این وظیفۀ ما به عنوان قانونگذار و مربی است که موجبات کارآیی این نظام را فراهم سازیم. اما در مسؤولیت هر شهروندی هم هست که در این کار مشارکت کند. بنا بر این من امشب از هر آمریکایی می خواهم تا خود را به یک سال بیشتر آموزش دبیرستانی یا آموزش شغلی متعهد سازد. این کار می تواند در یک کالج محلی یا یک مدرسۀ چهارساله ، به صورت آموزش حرفه ای، یا کار آموزی صورت گیرد. اما آموزش هرچه باشد، هر آمریکایی به این که تا بالاتر از دیپلم دبیرستان پیش رود نیاز خواهد داشت. و نیمه کاره رها کردن دورۀ دبیرستان دیگر یک انتخاب نیست. زیان این ترک تحصیل تنها متوجه شما نیست بلکه متوجه کشورتان هم هست – این کشور به استعداد هر آمریکایی نیاز دارد و برای آن ارزش قائل است. به همین دلیل است که ما حمایت لازم را برای تکمیل دورۀ کالج و رسیدن به هدفی جدید در اختیار شما می گذاریم. تا سال 2020، آمریکا باردیگر از نظر نسبت فارغ التحصیلان دانشگاه در بالاترین مقام جهانی جای خواهد گرفت.
من می دانم که میزان شهریه دانشگاه ها از هر زمانی دیگری بالاتر است، به همین سبب اگر شما آمادۀ کار داوطلبانه در محلۀ خود باشید یا چیزی به جامعۀ خود باز پس دهید و یا به کشور خود خدمت کنید، ما تضمین خواهیم کرد که شما بتوانید از عهدۀ هزینۀ تحصیلات عالی بر آیید. و برای تشویق روحیه تازه خدمت ملی برای این نسل یا نسل آینده، من از این کنگره درخواست می کنم که قانونی با پشتیبانی هر دو حزب به نام سناتور اورن هچ یا آمریکایی دیگری که هرگز از پرسیدن این که چه می تواند برای کشورش انجام دهد باز نایستاده است، یعنی سناتور ادوارد کندی، برای من بفرستد.
این سیاستهای آموزشی درهای فرصت را بر روی فرزندان ما خواهد گشود. اما تضمین این که آنها این مراحل را طی کنند به عهدۀ ما است. در پایان، هیچ برنامه یا سیاستی نیست که بتواند جانشین مادر یا پدری شود که در نشست های اولیاء و معلمان شرکت می جوید یا بعد از شام به انجام تکلیف مدرسه فرزندش کمک می رساند، یا تلویزیون را خاموش می کند، ویديو را کنار می گذارد و برای فرزند خود کتاب می خواند. من وقتی می گویم که مسؤولیت برای تربیت کودکان باید از خانه آغاز شود، با شما نه به عنوان یک رئیس جمهوری، بلکه به عنوان یک پدر سخن می گویم.
این البته مسؤولیت دیگری است که ما در قبال فرزندان خود داریم. این مسؤولیت عبارت از این است که وامی را که نمی توانند از عهدۀ پرداختش بر آیند به آنها منتقل نکنیم. با توجه به کسر بودجه ای که ما به میراث برده ایم، بهای بحرانی که با آن مواجهیم و چالش های دراز مدتی که در انتظار ما نشسته اند،اهمیت پایین آوردن کسری بودجه به هر قیمت، به موازات بهبود اقتصادمان، هرگز از این هنگام بیشتر نبوده است.
من از این که ما برنامۀ بهبود اقتصادی را بدون اختصاص بودجه به مقاصد خاص گذراندیم احساس مباهات می کنم و من میل دارم سال آینده بودجه ای را از تصویب بگذرانم که در آن هردلاری که خرج می شود بازتابی از مهمترین اولویت های ملی باشد.
دیروز من نشستی را در بالاترین سطوح برگزار کردم و طی آن به تقلیل کسر بودجه به میزان نصف را تا پایان نخستین دوۀ تصدیم متعهد شدم. دولت من همچنین بررسی خط به خط بودجه را برای حذف برنامه های اسراف آمیز و غیر موثر آغاز کرده است. همانگونه که می توانید تصور کنید، این جریانی است که وقت می گیرد. ولی ما با بزرگترین خطوط شروع کرده ایم. ما هم اکنون دو تریلیون دلار صرفه جویی را طی دهۀ آینده مشخص ساخته ایم.
در این بودجه ما به برنامه های آموزشی ناکارآمد پایان خواهیم داد و پرداخت به واحد های کشت و صنعت را که نیازی ندارند قطع خواهیم کرد. ما به قراردادهای بدون مزایده که موجب اتلاف میلیاردها دلار در عراق شده اند خاتمه خواهیم داد و بودجه دفاعی خود را اصلاح خواهیم کرد تا مجبور به هزینه کردن برای نظام تسلیحات دوران جنگ سرد که مورد استفادۀ ما نیست نباشیم. ما اسراف و تقلب و سوءاستفاده را در نظام درمانی "مدیکر" [نظام درمانی برای سالخوردگانی که در آمریکا کار کرده اند] که به تندرستی سالخوردگان ما کمکی نمی کند ریشه کن خواهیم ساخت و منطق انصاف و توازن را بر قانون مالیات خود با پایان دادن تخفیف های مالیاتی برای شرکتهای بزرگی که مشاغل ما را به آن سوی دریاها می فرستند حاکم خواهیم کرد.
به منظور نجات آیندۀ فرزندانمان از قرض، ما همچنین تخفیف های مالیاتی را برا ی ثروتنمند ترین آمریکاییان که 2 درصد جمعیت را تشکیل می دهند پایان می دهیم. اما بگذارید مطلب را کاملا روشن کنم، چون شما همان ادعای کهنه را دایر بر این که عقب برگرداندن تخفیف مالیاتی به معنای افزایش عظیم مالیات برای مردم آمریکا است می شنوید: اگر در آمد سالانۀ خانوادۀ شما از 250,000 دلار کمتر باشد، شما حتی افزایش ده سنت را هم بر مالیات خود شاهد نخواهید بود. در واقع برنامۀ بهبود اقتصادی برای 95 در صد از خانواده هایی که به کار اشتغال دارند، بله این درست است، کاهش مالیاتی فراهم می سازد. و چکها در راهند.
برای حفظ سلامت مالی بلندمدت خود ما همچنین باید به هزینه های روز افزون "مدیکر" و بیمۀ اجتماعی رسیدگی کنیم. اصلاحات فراگیر مراقبت های درمانی بهترین راه تقویت "مدیکر" برای سالهای آینده است. و ما همچنین در عین ایجاد حسابهای پس انداز معاف از مالیات برای همۀ آمریکاییان در یک سطح فراگیر، باید بحث را برای پی بردن به این که چگونه همان کار را برای بیمه های اجتماعی می توانیم انجام دهیم آغاز کنیم.
و دردست آخر، از آنجا که ما همچنین به کمبود اعتماد دچاریم، من خود را به احیای منطق درستکاری و پاسخگویی در بودجه خودمان متعهد می کنم. به همین سبب است که این بودجه به دهسال آینده می نگرد و حساب مصارفی را که بقایای مقررات پیشین هستند پس می دهد – و برای نخستین بار، هزینۀ کامل جنگ در عراق و افغانستان را نیز در بر دارد. برای مدت هفت سال ما کشوری درحال جنگ بوده ایم. ما بیش از این هزینۀ آن را پنهان نخواهیم کرد.
در حال حاضر ما به دقت مشغول بازنگری در سیاست های خود در هردو جنگ هستیم و من بزودی راه پیش رو را در عراق که آن کشور را به مردمش می سپارد و مسؤولانه این جنگ را پایان می دهد اعلام خواهم داشت
و ما به اتفاق دوستان و متحدان خود برنامۀ راهبردی تازه ای برای افغانستان و پاکستان به منظور شکست دادن القاعده و نبرد با افراط گرایی تدوین خواهیم کرد، زیرا من اجازه نخواهم داد که تروریست ها از پناهگاه های امن خود در آن سوی دنیا، علیه مردم آمریکا توطئه بچینند.
در همین زمانی که ما امشب گرد هم آمده ایم، مردان و زنان یونیفورم پوش ما مراقب ایستاده اند و تعداد بیشتری از آنها برای اعزام آماده می شوند. به هریک از آنها، و به خانواده هایی که بار غیبتشان را بی سر و صدا تحمل می کنند، آمریکاییان در فرستادن این پیام متحدند: ما از خدمات شما تجلیل می کنیم، فداکاری شما به ما الهام می بخشد، و شما از پشتیبانی تزلزل ناپذیر ما برخوردارید. برای سبک کردن فشاری که بر نیروهای ما وارد می آید، بودجۀ پیشنهادی من تعداد سربازان و تفنگداران دریایی را افزایش می دهد. و برای حفظ اعتماد مقدس ما به کسانی که در حال خدمت هستند، ما برمیزان حقوق آنها می افزاییم، و مراقبت های درمانی و مزایایی را که سربازان پیشین ما به دست آورده اند تمدید می کنیم.
برای غلبه بر افراط گرایی، ما همچنین باید ارزش های دفاعی سربازان خود را تقویت کنیم – زیرا در جهان نیرویی قدرتمند تر از سرمشقی که آمریکا ارائه می دهد وجود ندارد. به همین سبب من فرمان بسته شدن بازداشتگاه خلیج گوانتانامو را صادر کرده ام و در صدد اجرای سریع عدالت نسبت به تروریستهای دستگیر شده هستم – زیرا عمل کردن به ارزشهای ما، ما را ضعیف تر نمی کند، بلکه از امنیت بیشتری برخوردار می سازد و ما را نیرومند تر می کند. و به همین دلیل است که امشب من می توانم در اینجا بایستم و بدون استثناء و ابهام بگویم، آمریکا شکنجه نمی کند.
ما چه در گفتار و چه در عمل در حال نشان دادن این نکته به دنیا هستیم که عصر تازه ای از برقراری ارتباط آغاز شده است. زیرا ما می دانيم که آمریکا بتنهایی قادر به رویارویی با تهدیدهای این قرن نیست، ولی دنیا هم بدون آمریکا نمی تواند با آنها مقابله کند. ما نمی توانیم به میز مذاکره پشت کنیم و نیز نمی توانیم دشمنان یا نیروهایی را که قادرند به ما آسیب برسانند نادیده بگیریم. در عوض ما به حرکت به سوی جلو با احساس اطمینان وصداقتی که زمان اقتضا می کند فرا خوانده شده ایم.
برای پیشرفت در جهت یک صلح پایدار میان اسراییل و همسایگانش، ما فرستاده ای برای دنبال کردن کوشش هایمان تعیین کرده ایم. برای رویارویی با چالشهای قرن بیست و یکم –از تروریسم تا گسترش سلاح های هسته ای؛ از بیماریهای فراگیر و تهدیدهای برخاسته از فضای اینترنت تا از میان برداشتن فقر- ما اتحادهای کهن را تقویت خواهیم کرد، اتحادهای تازه ای را پی می افکنیم و همۀ عناصر قدرت ملی خود را به کار می گیریم.
وبرای پاسخ دادن به بحران اقتصادی که دامنۀ آن جهانگیر است، ما به منظور اجتناب از تشدید سیاستهای حمایتی و بالابردن تقاضا برای کالاهای آمریکایی در بازارهای جهانی با کشورهای گروه بیست (G-20) در حال همکاری هستيم. زیرا جهان برای برخورداری از یک اقتصاد نیرومند به ما وابسته است، درست به همان مقیاس که اقتصاد ما به نیرومندی [اقتصاد] جهانی وابستگی دارد.
درهمین اثنایی که ما بر سر چهار راه تاریخ ایستاده ایم، چشمان همۀ ملتها و کشورها به ما دوخته شده است – آنها در حال تماشا هستند تا ببینند ما با این لحظه چه کار می کنیم؛ و انتظار رهبری ما را می کشند.
کسانی از ما که امشب در اینجا گرد آمده ایم برای ادارۀ دولت در یک زمان خارق العاده فرا خوانده شده ایم. این یک بار بسیار سنگین، ولی در همان حال امتیازی بزرگ است – امتیازی که به نسل های معدودی از آمریکاییان واگذار شده است. زیرا در دستان ما توانایی شکل دادن جهانمان به صورت خوب یا بد نهفته است.
من می دانم که نادیده گرفتن این حقیقتت –تبدیل شدن به افرادی ناباور، مردد و گرفتار مسائل حقیر و ناچیز- آسان است.
ولی من در زندگی ام آموخته ام که امید را می توان در مکانهایی که انتظارش نمی رود یافت، که نیروی الهام غالبا نه از قدرتمندترین و مشهور ترین اشخاص بلکه از رؤیاها و آرزوهای آمریکاییانی بر می خیزد که فقط افرادی عادی هستند.
من به لئونارد ابس، رئیس بانکی در میامی می اندیشم که بنا به گزارش، شرکت خود را فروخت، 60 میلیون دلار پاداش خود را برداشت و آن را میان 399 نفری که برای او کار می کردند، به اضافۀ 72 نفری که کارمندان سابق او بودند تقسيم کرد. او در این باره به کسی چیزی نگفت، ولی وقتی روزنامه های محلی به این موضوع پی بردند بسادگی به آنها گفت: "من بعضی از آن اشخاص را از هنگامی که هفت ساله بودم می شناختم. من حس نمی کردم که پول را فقط خود من باید بردارم."
من به گرینزبرگ، شهری در کانزاس می اندیشم، شهری که به طور کامل در اثر گردباد ویران شد، اما به وسیلۀ ساکنان آن به عنوان نمونه ای از این که چگونه انرژی پاکیزه می تواند به تمامی افراد یک جامعه قدرت بخشد – چگونه می تواند کار و فعالیت اقتصادی را به جایی که توده های آجر و قلوه سنگ روی هم انباشته شده اند بیاورد- در دست بازسازی است. یکی از مردانی که آنها را در کار ساختن کمک می کرد گفت: "فاجعه وحشتناک است. ولی در عین حال مردم در اینجا می دانند که همان فاجعه فرصتی باور نکردنی به وجود آورد."
و نیز من به "توشیما بیتیا" ، دختر جوانی از دانش آموزان مدرسۀ دیلون در کارولینای جنوبی که مورد بازدید من قرار گرفت فکر می کنم. در اینجا سقف چکه می کرد، رنگ دیوار ها در حال ور امدن بود و آنها می بایست درس را شش بار در روز متوقف کنند، چون قطار راه آهن با سرعت برق از کنار کلاسشان می گذشت. به او گفته شده بود که امیدی به مدرسه اشان نیست، اما یک روز او به کتابخانۀ مدرسه رفت و نامه ای خطاب به مردمی که اینک در این مکان نشسته اند تایپ کرد. او حتی از مدیر مدرسه برای خریدن تمبر تقاضای پول کرد. او چنین گفت: "ما فقط دانش آموزانی هستیم که می کوشیم حقوق دان، پزشک، مثل خود شما عضو کنگره و یک روز رئیس جمهوری بشویم، تا نه تنها در ایالات کارولینای جنوبی، بلکه در تمامی دنیا تغییر به وجود آوریم. ما دست از تلاش خود برنمی داريم."
ما دست از تلاش خود برنمی داريم
این کلمات و این داستانها به ما از مردمی که ما را به اینجا فرستاده اند، چیزی می گوید. به ما می گوید که حتی در اوج دشوارترین زمانها، در بحبوحۀ اوضاع و احوال سخت، سخاوت، مقاومت و بزرگواری و عزم و پشتکار و آمادگی برای عهده دار شدن مسؤولیت برای فردای ما و رفاه اقتصادی ما وجود دارد.
عزم راسخ آنها باید الهام بخش ما باشد. نگرانیهای آنها باید ما را برانگیزد. و ما باید به آنها و به همۀ مردم خود نشان دهیم که از عهدۀ کاری که در پیش روی خود داریم بر می آییم.
من می دانم که ما تا اینجا در مورد همۀ مسائل به اتفاق نظر نرسیده ایم و بی شک اوقاتی فرا خواهد رسید که راهمان را از یکدیگر جدا خواهیم کرد. اما همچنین می دانم که هر آمریکایی که امشب در اینجا نشسته است کشور خود را عاشقانه دوست دارد و خواستار موفقیت آن است. این می بایست در ماههای آینده برای هر بحثی که داریم و جایی که بعد از انجام بحثها بر می گردیم، سر آغاز قرار گیرد. این شالوده ای است که مردم آمریکا انتظار دارند که ما بر فراز آن زمینۀ مشترک خود را بنا نهیم.
و اگر ما چنین کاری بکنیم، و برای بیرون کشیدن این کشور از اعماق بحران گرد هم آییم؛ اگر مردم خود را به سر کار بر گردانیم و موتور رونق اقتصادی خود را بار دیگر به کار اندازیم؛ اگر بدون واهمه با چالش های زمان خود روبروشویم و آن روحیۀ مقاوم آمریکایی که کوشش را ترک نمی کند فراخوانیم، در آن صورت سالها بعد یک روز فرزندان ما می توانند به فرزندان خود طبق واژه هایی که در همین مجلس نقش شده اند؛ بگویند این زمانی بود که ما به "چیزی که شایستۀ به یاد آوردن است" تحقق بخشیدیم. از شما سپاسگزارم، خدا یار شما باد، و خدا یار و نگهدار ایالات متحدۀ آمریکا باد.
##
پايان متن