21 اوت 2009

چالش های حق مؤلف در عصر دیجیتال

 
خواننده رپ آمریکا لوداکریس (Ludacris) در حال مشاهده ترانه های خود بر روی یک تارنمای با قابلیت خرید و دانلود موسیقی می باشد (AP/WWP).

توسط : مری بت پیترز

 

قانون حق مؤلف از آغاز پیدایش به تغییرات فن آوری پاسخ داده است. امروزه، تغییراتی كه در تمامی عناوین مشاهده می شود مربوط به فن آوری دیجیتال و شبكه های ارتباطات دیجیتال مانند اینترنت و رایا نه های شخصی می باشند. این فن آوری ها به مانند دیگر اختراعات  برای گروه های علاقه مند به استفاده از كارهای نگارش شده، از فیلم و موزیك گرفته تا نوشته های رایانه ای هم امید بخش بوده و هم بالقوه مضر می باشند. شكی وجود ندارد كه موضوع های مرتبط با دستیابی به توازن صحیح بین علائق در سایه پیشرفت های اخیر دلهره آور هستند و به طور توجیه پذیری می تواند "جدید" و "منحصربه فرد" خوانده شود. اما در عین حال آنها صرفا" گامی در مسیر انطباق پی در پی و موفقیت آمیزی هستند كه تاریخچه قانون حق مؤلف را توصیف می نماید. این مقاله برخی از نشریات دیجیتال را كه امروزه با قانون حق مؤلف مواجه شده بررسی می نماید.

 

ویژگی های فن آوری های دیجیتال، با پیامدهای حق مؤلف

فن آوری هایی كه اكنون مسائلی برای قانون حق مؤلف به وجود می آورند آنهایی هستند كه به كارهای انتقال و ذخیره سازی دیجیتال مرتبط می باشند.

دیدگاههای متعددی در مورد فن آوری هایی كه پیامدهایی برای حق مؤلف دارند وجود دارند و از جمله شامل موارد زیر:

سهولت تكثیر

هنگامی كه یك كار به فرم دیجیتال ارائه می شود، می تواند به سرعت و باهزینه ای كم و بدون از دست دادن كیفیت تكثیر شود. هركپی نیز به نوبه خود می تواند اضافه براین تكثیر شود، بدون این كه كیفیت خود را از دست بدهد. بدین طریق تنها یك نسخه از كاری در فرم دیجیتال می تواند نیاز میلیون ها استفاده كننده را برآورده نماید. دیده ایم كه چگونه در دهه های  80 و 90 دیسك های فشرده حاوی نسخه های اصلی موزیك كه به صورت دیجیتال ضبط شده و به مشتریان فروخته شد، در این دهه به صورت نسخه ای اصلی درآمد كه از روی آن میلیارد ها كپی گرفته شده و برروی رایانه ها و اینترنت پخش شده است.

سهولت توزیع (انتشار)

ظهور شبكه های جهانی دیجیتال، انتشار سریع و جهانی كارهای دیجیتال را ممكن می سازد. به مانند پخش برنامه های رادیویی و تلویزیونی، شبكه های دیجیتال امكان پخش را برای بسیاری افراد از یك نقطۀ واحد مهیا می سازد. ( اگرچه برخلاف پخش برنامه های رادیو- تلویزیونی، در موارد دیجیتال نیازی به دسترسی همزمان اشخاص نمی باشد.)

گرچه، شبكه های دیجیتال به هرگیرنده برروی شبكه این اجازه را می دهند تا در اشاعه بعدی كار درگیر شوند، كه این عمل موجب پخش كار با تس?عد هندسی می شود. (برخی اوقات پخش ویروسی نامیده می شود).  این مورد (توزیع) با سهولت تكثر كارها تلفیق شده بدین معنا است كه تنها نسخه كپی از یك كار در كمتر از چند ساعت می تواند بیش از هزار بار درسراسر دنیا تكثیر شود. هنگامی كه كار ازطریق خطوط با سرعت انتقال بالا منتقل شد، مانند شبكه های كابل موازی و یا حتی خطوط كابل نوری، روند كار سریعتر شده و گنجایش انتقال كارها به همان اندازه افزایش می یابد.

 

سهولت ذخیره سازی

ذخیره سازی دیجیتال متراكم است و با گذرسال ها انبوه تر هم خواهد شد.

میزان روزافزون مطالب می تواند در یك فضای كوچك و كوچكتر ذخیره شود. در ابتدای دهۀ 90 دیسك هایی كه می توانست بیش از 600 مگا بایت اطلاعات ذخیره نماید، شاید عمده ترین فرم ذخیره سازی دیجیتال بود كه توسط دزدان (دزد انتشاراتی) تجاری برای ذخیره كامل كتابخانه هایی از برنامه رایانه ای یا صداهای ضبط شده با جمع ارزش خرده فروشی آنها به میزان میلیون ها دلار انجام می شد.  امروزه دستگاههای پرطرفدار پخش موسیقی  آی پاد[1]  می توانند حدودا 70 بار بیشتر ازآن مقدار (حدود 10000 قطعۀ موسیقی) را در وسیله ای به اندازه یك پاكت سیگار ضبط نمایند.

روش های جدید بهره برداری .... و رقابت غیرمجاز

انقلاب در مسیری  كه فن آوری جدید اطلاعات دیجیتال شامل كارهای حق مؤلف شده را می تواند تكثیر، توزیع و ذخیره نماید، به مانند شمشیری دو لبه برای نویسندگان و صاحبان حقوق است. چرا كه از یك جهت می تواند روش های جدید و مهیجی برای مولفان فراهم آورد تا كپی هایی از كارهایشان را به طرقی سهل تر و ارزانتر از قبل دراختیار بینندگانشان قرار دهند. برای مثال یك هنرمند در زمینۀ موسیقی، می تواند موسیقی اش را به روز در تارنما قرارداده تا توسط هوادارانش در سراسر كره زمین بدون سرمایه گذاری برای تولید، بسته بندی و حمل فیزیكی تولیداتش در چنین محل های دوری قابل دسترسی باشد. از طرف دیگر، این فن آوری های نوین  كار را برای دزدان ادبی كه می خواهند با كپی و پخش غیرمجاز اثر یك مولف با او به رقابت غیرمجاز بپردازند آسان می سازد.

چالش حق مؤلف در عصر دیجیتال، حمایت از انگیزه مولفان و صاحبان حقوق در جهت خلق كارها و فن آوری های  جدید و توزیع آنها بین كاربران و مشتریان و مقابله با چنین رقابت تهدیدآمیزی از استفاده غیرمجاز فن آوری  توسط متجاوزین می باشد. این چالش همچنین اطمینان می دهد كه استفاده های سودمند از كارها نباید به واسطه یك سیستم كپی رایت كه به علت پیشرفت فن آوری جدید ناكارآمد شده بی جهت سركوب شود. این مقاله توضیح می دهد كه ایالات متحده در گذشته  چه گونه با این چالش مواجه شده و در آینده چگونه با آن روبرو خواهند شد.

مطالب مشترك

این مقاله  به چندین مطلب مشترك در روشی كه قانون حق مؤلف ایالات متحده جهت گذر از تغییرات  فن آوری ها  برگزیده است و این كه چگونه چالش ها به وسیله فن آوری های نسل جدید كه به آنها اشاره شد جعل هویت می شوند، اشاره می نماید.

 

به کار گیری شکل های جدید بیان

در دو قرن گذشته، بارها موضوع اصلی حق مؤلف شکل های جدید تالیف را شامل شده است. كه عكس برداری، فیلم برداری، پایگاه داده های الكترونیكی و برنامه های رایانه ای برخی از نمونه های آن می باشند.

درهرمورد، سرانجام سیاستگذاران قادر به دیدی فراتر یا  حد وسط از فن آوری  خاص در جهت تشخیص وجه مشترك تالیف خلاقانه ای كه كل حق مؤلف را خلاصه می كرد شدند.

 

 

حمایت از ساختار حقوق مؤلف

یك توجه خاص به سیستم های ملی و بین المللی حق مؤلف این است كه مولفان و افراد مستحق حقوق مؤلف بیش از فعالیت های اصلی ( یعنی هم آوری، توزیع یا اجراء) دركارهای خلاقانه شان درگیرهستند. این حقوق به مولف اجازه می دهد تا علائق اقتصادی و غیراقتصادی خود دركارهای خلاقانه اش را حمایت نماید، كه در مقابل، خلاقیت هنری و ادبی را توسعه داده و باعث سودمندی منافع عمومی می شود. این اصل در یك تبصره از قانون اساسی ایالات متحده به تصویب رسیده است كه مجلس را محق به اعطاء حق مؤلف درجهت توسعه  پیشرفت علوم و هنرها ی مفید می داند. همان گونه كه فن آوری های جدید ابزاری را گسترش داده اند كه از طریق آن كارها باید استخراج (پالایش) شود، سیاستگذاران به طور مرتب حق مؤلف اعطاء شده به مولفان تحت عنوان حق مؤلف را مجدد ارزیابی كرده اند تا اطمینان یابند كه مولفان و صاحبان حق مؤلف به اعمال كنترل انحصاری بركارهایشان ادامه می دهند.

گاهی اوقات، راه حلی جهت تفسیر پیشرفته تر از حقوق موجود می باشد. برای مثال در ایالات متحده، یك حق نمایش عمومی كه ازقبل موجود بود، مجددا به گونه ای تفسیر شد تا مراكز پخش رادیو و تلویزیونی را نیز در برگیرد. درمناسبتی دیگر، حقوق جدید اضافه شده به مجموعه حق مؤلف، به مانند وقتی كه حقوق ارتباطات عمومی درجواب به ظهور مراكز پخش رادیو- تلویزیونی به پیمان الویه حق مؤلف بین المللی اضافه شد.

درعین حال قانونگذاران باید هدف و ماهیت معافیت ها از حقوق مؤلف را مورد بازبینی قراردهند. برای مثال معافیت های محدود برای تكثیر برنامه های رایانه ای كه در بخش 117 قانون حق انحصاری ایالات متحده لحاظ شده است وسیله ای مناسب جهت سازماندهی حقوق انحصاری مربوط به آن فن آوری  را تحت عنوان های  ن?از به كپی برداری جهت استفاده مجاز و نیاز به كپی بردای و پشتیبانی جهت حفاظت از اطلاعات به هنگام نقص مكانیكی و یا پاك شدن تصادفی اطلاعات مدنظرقرارداده است. در سال 2002، ایالات متحده معافیت های مربوطه را مورد تجدید نظر و تطبیق قرارداد تا استفاده تحصیلی از كارهایی با فن آوری های  جدید "یادگیری از راه دور"  این امكان را برای استادان فراهم آورد  تا با دانشجویانشان از طریق شبكه های ارتباطی مانند اینترنت تماس حاصل نمایند.

به اختصار می توان گفت ، فن آوری های جدید،  این بحث را سرعت می بخشند كه آیا این مجموعه از حقوق مؤلف اعطاء شده به مولفان و صاحبان حقوق باید اصلاح شود یا این كه معافیت ها و حقوق جدید و گسترده ای درجهت خدمت به هدف حق مؤلف باید ادامه داشته باشد.

 

راه حل های ارائه شده توسط بازار

یكی از دلایلی كه یك سیستم حقوق انحصاری مثل حق مؤلف رادرطول تاریخ موفق ساخته است تا اسبابی جهت حمایت از فعالیت مبتكرانه را فراهم آورد این است كه این سیستم به صاحبان حق مؤلف اجازه می دهد تا با اعتماد به بازار از تلاش های مبتكرانه اشان حمایت مالی بنمایند. خصوصا درجایی كه تغییرات فن آوری بسیار سریع می باشد، انعطاف بازار اغلب راه كارآمدی در جهت اعتمادسازی به این صورت است كه  كارهای جاری باید ساخته شده و بین عموم توزیع شود.

هر بازاری، ناکارآمدی های خاص خود را دارد ولی این چالشی است كه كشورها باید سعی كنند آن را موردهدف قراردهند. برای مثال، حق انحصاری ضرورتا یك صاحب حق رامنتفع نمی سازد، اگر ناکارآمدی در بازار اجرا این حق را غیرعملی سازد. سوء استفاده از حقوق اجرای عمومی دركارهای موزیكال یكی ازنمونه های بارز در ایالات متحده است. برای مثال اجرای عمومی یك كارموزیكال به تنهایی، کاری جزئی می باشد. گروه كاربران شامل، گویندگان (رادیویی و تلوزیونی)، بارهای فروش مشروب، رستوران ها، سوپرماركت ها و نظایر آنها بسیار گسترده است. درمجموع، ارزش این گونه از بهره برداری قابل توجه می باشد. چرا كه هزینه اداره كردن حقوق در چنین گسترۀ وسیعی ازكاربران بسیار زیاد می باشد.

درایالات متحده از طریق راه حلی منتج از بازار، بر ناكارآمدی بازار تا حد زیادی فائق آمده اند: ادارۀ جمعی حقوق اجرای عمومی. در این سیستم اجتماعات گردهم آمده حق الزحمه های مجوز هر كاربر را جمع آوری كرده، سپس این پرداخت ها را بین نویسندگان و انتشارات ها توزیع می نمایند. برای مثال در ایالات متحده انجمن های اجرای حقوق مانند انجمن آهنگ سازان، مولفان و ناشران (ASCAP) و شركت پخش موسیقی آمریکا(BMI) ، مجوزهای نامحدود اجرای عمومی را میان بسیاری از مراكز پخش (كنسرت و ...) اعطاء كرده و درآمد حاصل از این مجوزها را بین اعضاء خود توزیع می نمایند.

روشی مشابه، مبادرت برنظارت موفقیت آمیز بر حقوق تولید مجدد - فتوكپی، كپی الكترونیك - می باشد. برای مثال در این حیطه، مركز مجوز حق مؤلف خلاءهای موجود در بازار و قانون را به مثابه واسطه ای كه مجوز استفاده در سطح وسیع را صادر می كند پركرده است. مجوز اجباری  درجاهایی كه دولت مجوز برای استفاده كارهای حق مؤلف شده را ایجاد و مدیریت می نماید، روش دیگری است برای ناكارآمدی هایی كه از بازار گزارش شده است. برای مثال درایالات متحده بخش های 111 و 119 قانون حق مؤلف مجوزهای اجباری را برای ارسال مجدد و پخش سیگنال های تلویزیونی اعطاء می نماید به این علت كه هزینه های معاملاتی مربوط به كسب اجازه ضروری برای چنین پخش مجددی بسیار بالا می باشد.

تجربۀ آمریکا در این محدود نشان داده است كه بهترین فرم اجرای جمعی حق مؤلف روش هایی هستندكه بیشترین حد ممكن از مشخصه های بازار حقوق مؤلف را حفظ می نمایند. لازمه این روش آن است كه هرسیستم مدیریت جمعی، داوطلبانه، غیرانحصاری و جوابگو به عوامل موثر در بازار باشد. (شامل نیروهای بازار كه به خاطر تغییر فن آوری پیش می آیند) هرسه این عوامل اشاره به سوی عملكرد نهادهای خصوصی كه در محدوده ای رقابتی برای اجرای جمعی حقوق اقدام می نمایند، دارد. به علاوه، سومین عامل اشاره به این موضوع دارد كه مدیریت جمعی حقوق باید غیر متمركز شود تا شرایط گوناگون بازار را دركشورهای مختلف توجیه نماید.

ازاین گذشته، تحمیل مجوزاجباری كه توسط دولت اداره می شود می تواند هزینه گزافی به اجتماع تحمیل نماید. اولا، یك مجوز اجباری، تعدی قابل توجهی ازمعیارحقوق مؤلف می باشد.

دوم این كه یك مجوز اجباری ازآنجائی كه وظیفه كنترل قیمت ها را به دوصورت مستقیم از طریق سیستم های وضع نرخ حق تالیف و غیرمستقیم از طریق كنترل عرضه به عهده دارد می تواند اغتشاش چشمگیری را در بازارسبب شود. سوم این كه، هنگامی كه یك مجوز اجباری تصویب می شود، رشته ای از علایقی  برپایه اعتماد را در حوزه  خود به وجود می آورد، كه به طور فوق العاده ای آن را مشكل ساخته است و حتی پس از آن که شرایط توجیه و تصدیق توقف پذیرش موجودیت آن را حذف شده باشد.

 

به خاطر تمام این دلایل، مجوزهای اجباری تحت معاهدات حق مؤلف بین المللی با مزایده اجازه داده می شوند و باید باهوشیاری و دقت بسیار به سطح ملی برسند. ناتوانی بازار، مثل بازار انتقال كابلی و ماهواره ای جایی كه هزینه های معاملاتی بسیار بازدارنده است، ممكن است توجیهی  برای استفاده از مجوز اجباری شود.

چالش های اولیه

ظهورفن آوری دیجیتال چالش هایی را?ه جامعه بین المللی حق مؤلف تحمیل كرد.

نگهداری از ساختار حقوق مؤلف

به خاطر میزان پیشرفت های فن آوری دیجیتال، تكثیر گسترده و توزیع كارهای گسترده به سرعت تسیهل شده است، و جامعه بین الملل در سال های اخیر توجه چشمگیری به نیاز تنظیم ساختار موجود حقوق انحصاری با مد نظرقراردادن موضوع های فن آوری جدید نموده است. نتیجه گیری بین المللی این بوده است كه ساختار موجود عموما جهت تطبیق فن آوری های  جدید تكافو می نماید و تنها نیازمند تجدید نظرهای كوچك می باشد تا پیاده سازی عمده داخلی. درطرح مهم نهایی و واقعی معاهده حق چاپ سازمان WIPO كه دقیقا بعد از رواج فن آوری دیجیتال منعقد شده، به صورت عادی منعكس شده است.

 

WCT  كشورهای عضو را ملزم می نماید تا حقوق انحصاری اصلی برای فعالیت هایی را كه برروی شبكه های ارتباطی دیجیتال مانند اینترنت رخ می دهد تشخیص دهند. مضافا، این معاهده مولفان را ملزم می سازد که  ازحق ارتباط با عموم، شامل حق دردسترس قراردادن كارهایشان، مانند  بارگذاری از یك تارنمای اینترنتی بهره مند شوند. هنگامی كه بسیاری از قوانین موجود حق مؤلف یك چنین حقی را از طریق حقوق بسیار سنتی از تكثیر و اجراء فراهم می نماید، WTC مشخص كرد كه چنین حقی به هرشكلی بایستی به مولفان اعطاء شود.

 

 ضمیمه های فن آوری به حفاظت از حق مؤلف

با اینکه WCT ساختار موجود حقوق انحصاری را دست نخورده باقی می گذارد، این ساختار مقررات مربوط به تفاهم نامه های مربوط به حق مؤلف بین المللی بر ضمیمه های فن آوری مربوط به حفاظت از حق مؤلف راشامل می شود. این ضمیمه ها برای  پیشرفت توسعۀ شبكه های دیجیتال ازطریق اطمینان سازی بدین صورت كه حق مؤلف به طور معنی داری می تواند به صورت آن لاین مجوزگرفته و به اجراء درآید، طراحی شده اند.

بر اساس معاهدۀ WCT، كشورها  باید راه حل های قانونی موثری را در مقابل پیشدستی مقیاس های فن آوری كه مالكان درجهت حفاظت از حقوقشان استفاده می كنند قراردهد. كشورها همچنین باید راه حل هایی قانونی فراهم نمایند در مقابله با اشخاصی كه اقدام به عوض كردن یا از بین بردن حقوقی می نمایند كه  توسط صاحبان حق مؤلف برای مدیریت اطلاعات به كارشان الحاق شده است. درایالات متحده تغییر عمده  در قانون آمریکا دراجراء و تدوین قانون WCT یك ماده اضافی از مقررات برروی ضمیمه های فن آوری  به حفاظت حق مؤلف صورت پذیرفت.

اولین سرفصل  قانون حق مؤلف درهزاره دیجیتال، فرم جدیدی از مستولیت را ایجاد نمود تا محدود كننده های فن آوری  كه دستیابی به كارهای محافظت شده را محدود می كرد و یا تكثیر، توزیع، اجراء عمومی ونمایش عمومی كارهای محافظت شده را كنترل می نمود از سر راه بردارد.

ازاین رو، WCT  تشخیص می دهد كه مالكان نمی توانند تنها برمحدوده های فن آوری جهت حفاظت از كارهایشان اتكاء نمایند، چراكه هر وسیلۀ فنی می تواند توسط شخصی كه مصمم به دستیابی به كار می باشد، خراب شود. به عبارت دیگر، تاهنگامی كه ساختار موجود حقوق مالكیت به صورت مناسب ادامه دارد، استعمال معنادار این حقوق درزمینه كاربردهای جدید، مانند كارهای روی اینترنت نیازمند حمایت تكمیلی آنها با احكام قانونی است كه از كشف رمز فن آوری هایشان جلوگیری می نماید.

 

بازارها و مدیریت حقوق

باتوجه به بحث فوق، مدیریت جمعی حقوق جوابی است كه از سوی بازار به ناكارآمدی حقوق مجوز انفرادی، به آثار و كاربران داده می شود. جایی كه ارزش هر استفاده شخصی نسبتا كم است. مرسوم است كه، نتیجه صدور مجوز فردی برای چنین كارهایی هزینه های معاملاتی را منتج می شود که ارزش مجوز را بالا می برد. 

در وهله نخست، به نظر می رسد مدیریت جمعی حقوق، لااقل برروی برخی از كارهای روی شبكه دیجیتال روشی جالب در مدیریت حقوق باشد. اما واضح نیست كه در شرایط یكسان به چه اندازه صدق نماید. اطلاعات زیربنایی كه توزیع ارزان كارها را به سرعت مجوز می دهد ممكن است توانایی صاحبان حقوق در مدیریت حقوق فرد یشان را افزایش دهد بخش خصوصی اخیرا درحال اقدام به ایجاد فن آوری هایی درجهت تسهیل معاملات فردی بین كاربران وصاحبان حقوق می باشد. استفاده شدید از اتوماسیون (خودكاركردن سیستم) می توانست هزینۀ چنین داد و ستدهایی را به سطحی كاهش دهد كه مدیریت حقوق فردی را به طور اقتصادی عملی نماید.

متناوبا یا مكررا، چنین فن آوری هایی می تواند به واسطه یك ساختاری از مدیریت جمعی به عنوان پوششی كمكی برخلاء مجوزهای سنتی استفاده شود. برای دسترسی به توان كامل این گونه فن آوری ها در بازار، باید به آنها اجازه داده شود تا با كمترین دخالتی گسترش یابند. نیروهای بازار – نه دولت ها – لازم است تصمیم بگیرند كه آیا مدیریت جمعی حقوق، مدیریت فردی حقوق و یا تلفیقی از آنها حاكم شود یا خیر.

 

چالش های آینده

تعیین گسترۀ مناسب مسئولیت فرعی در عصر دیجیتال

نكته جالب دیگر سیرتكاملی سریع فن آوری های  دیجیتال دردهۀ گذشته این است كه این فن آوری جدید ماهیتی با كاربرد شخصی یافت. یك شخص واحد با سرمایه گزاری خیلی كم می تواند میلیون ها نسخه از اثرش را از طریق اینترنت كپی برداری و توزیع كند به ویژه آثاری كه به راحتی بتوانند دیجیتالی شوند همچون موسیقی یا عكس یا تصاویر سینمائی. درایالات متحده شركت هایی وجود دارند كه با توسعۀ فن آوری شبكه محلی، سود زیادی را نصیب خود می كنند، در اصل از طریق آن میلیون ها مصرف كننده در این شبكه ثبت نام می كنند و درمقیاسی كه هرگز قبلا وجود نداشت به حقوق مولف تعرض می كنند. این حقیقت كه افراد زیادی بدین گونه عمل می كنند باعث می شود كه این گونه تعرضات و تخلفات در مقیاس وسیعی افزایش یابد كه بررسی و تحقیق جدی را در مورد این اقدام می طلبد. برای دارندگان حق تالیف، این یك مشكل واقعی است كه باید درجهت مقابله با این متخلفین درخصوص آثار آنها با تشخیص هویت آنها و تعیین محل آنها اقدامات جدی به عمل آورند. بعید نیست كه متخلفین در شرحی كه قبلا آمد سعی كنند نظریه هایی را كه مبین مسئولیت فرعی این شبكه های معتبر مورد این گونه تخلف است دگرگون كنند. 

در پی تلاش ممتد در جهت نظارت موثر بر تخلفات در این موارد، مولفان در آمریکا به اصول مسئولیت ثانوی روی آورده اند تا تسهیل کنندگان این شبکه ها را به علت تخلف محکوم کنند.  این شركت ها مثل نیستر قدیم،  ایمستر، گروکستر،  مورفس، کازا ، با تهیه نرم افزارها و خدماتی كه به كاربرانشان ارائه می دهند پول هایی را از طریق آگهی های تبلیغاتی خود به دست می آورند كه میزان آن بسته به میزان جذابیت عمل تخلف برای دریافت كنندگانشان است. اصول نظریه مسئولیت ثانوی این شبكه ها، بخش هایی از قوانینی عمومی حق تالیف در ایالات متحده هستند. این قوانین معنی مفید و موثر را از اقدام مسئولیت پذیری این شبكه ها ارائه می دهند. بطوری كه در شرایطی آنها می توانند كنترل یا مهارشوند درحالی كه عده ای با تخلف از طریق آنها سود می برند.

این نظریه ممكن است كه در راستای قوانین حق تالیف در آینده نقش مهمتری را ایفا كند به همان اندازه هم توسعه روزبروز و بیش ازحد فن آوری به شركت ها این اجازه را می دهد كه با فعالیت هایی كه منجر به تخلف می شوند سودهای كلانی را به جیب بزنند.

موارد متعددی كه در مقابله با این گونه شركت ها رخ داد، این فكر را به وجود آورد كه دادگاه ها باید به كشف مشكل استاندارد مناسب جهت مسئولیت ثانوی در عصر دیجیتال بپردازند. به طور سنتی در ایالات متحده چشم انداز مسئولیت ثانویه  برای تخلف در حق تالیف یك عامل امنیتی مهم بود برای كسانی كه در امرخرید و فروش آثاری همچون طراحی با مجوز حق انتشار  اشتغال داشتند، نسبت به افرادی كه این مجوز را نداشتند.

دیوان عالی ایالات متحده بیش از 20 سال پیش درموردی مربوط به شرکت سونی آمریکا  بر علیه یونیورسال استودیوز اینک  این موضوع ها را مورد توجه قرارداد. از آن زمان به بعد، چنین موردی دادگاه ها را  درخصوص كاربرد صحیح نظریه عوامل تخلف راهنمائی نمود. شركت سونی شروع به فروش دستگاههای ضبط و پخش ویدئو بتامکسی كرد به طوری كه مصرف كنندگان را قادرمی ساخت به صورت نوبتی از برنامه استفاده كنند به این معنی كه برنامه های تلویزیونی پخش شده درزمان خاصی را ضبط كنند و آنها را درزمان دیگری تماشا كنند. دادگاه باتوجه به این كه نتوانست عامل اصلی این گونه مسئولیت ها را بیابد، عنوان كرد كه  درخصوص چنین مسئولیت هایی یك محصول می تواند در عرض هم یا از نظر تجاری قابل توجه باشد یا كاربردهایی ذاتا غیرقابل تخلف داشته باشد. و به این خاطر دادگاه دریافت كه كاربرد عمده دستگاه ویدئو Betamax غیرقابل تخلف بود، بنابراین دیگر نیاز نبود كه كاربرد ذاتی غیرقابل تخلف آن مشخص شود. بدین ترتیب دیوان عالی تائید كرد كه دارندگان حق تالیف استحقاق یك قانون موثر و قابل اجرا درخصوص حق تالیف را البته نه به صورت نمادین دارند.

اخیرا در پروندۀ قضایی ام جی ام استودیوز علیه گروکستر،  دیوان عالی ایالات متحده عنوان كرد كه آیا تهیه كنندگان نرم افزار یكسان (درعرض یك دیگر) می توانستند تحت تئوریهای ثانوی الزام به مسئولیت حق مؤلف محكوم شوند. دیوان به اتفاق آراء حكم كرد كه چنین تهیه كنندگانی می توانستند محكوم شوند آگر آنها وسیله ای را با هدف ترویج كپی غیرمجاز ازكارهای حق مؤلف شده توزیع کنند. به عبارت دیگر، اگر تهیه كنندگان فن آوری خاص سبب شوند كه مشتریانشان حق چاپ انحصاری را نقض نمایند، این امر می تواند یك محكومیت برای جرم كپی برداری غیرمجاز را در پی داشته باشد. دیوان عالی به دادگاه های سطح پائین تر دستور داد تا كلیه واقعیت ها و شرایط را مورد آزمایش قراردهند تا تصمیم بگیرند كه چه انگیزه ای باعث انجام آن شده است و تشخیص دهند كه قانون در پروندۀ سونی از تخلف جلوگیری نكرده جایی كه مدافع  آشكار ساخت به كپی برداری غیرمجاز وادار شده است. این قانون باید به صاحبان حق مؤلف اجازه می داد تا ابزار موثری از حق چاپ انحصاری شان به دست آورند تا در مقابل تهیه كنندگان نرم افزار و خدمات كه مشغول به ترغیب و بهره برداری از كپی برداری غیر مجاز هستند، استفاده كنند.

مفسرین بسیاری قبلا این مورد رایكی از مهمترین قوانین حق مؤلف ایالات متحده نامیده اند.

 به عنوان یك موضوع بین المللی عدم آگاهی خیلی كمی در بین قوانین بین المللی وجود دارد به مانند مسئولیت (تخلف) ثانوی، كه برای یك شركتی كه از فن آوری یکسان جهت ترغیب به كپی برداری غیرمجاز استفاده می كند یا همان گونه كه در سرفصل دوم DMCA آمده، یك تهیه كننده خدمات اینترنتی كه تسهیلات استفاده شده توسط دیگران را جهت كپی برداری غیرمجاز  فراهم می آورد، متخلف است. این ممكن است فضایی باشد كه آزمایش درخصوص استانداردهای بین المللی رابرای چنین تخلفی (مسئولیتی) توجیه می نماید، مخصوصا هویت ?هانی دادن به اینترنت، جایی كه یك شركت می تواند عملیات بسیار آسانی جهت كپی برداری غیرمجاز برپا نماید و از یك كشور به مشتریان درسراسر دنیا خدمت ارائه نماید. نگهداری و حفاظت موثر از كپی رایت در عصر دیجیتال نیازمند چنین استانداردهای بین المللی می باشد.

 

كاستن ناكارآمدی برای کاربران آتی

 

همان طوری كه در دهۀ گذشته شاهد بودیم، اینترنت این امكان را به افراد می دهد  تا به منبع گسترده ای از هرگونه اطلاعاتی كه بخواهند دسترسی یابند از متون مختلف، عكس، موسیقی تا آثار سمعی- بصری. علاوه براین، فن آوری دیجیتال همچنین این امكان را به افراد می دهد تا با خلق و انتشار آثارش به عنوان یك مولف به همه معرفی شود.

اغلب نویسنده ها مایلند از موضوع هایی كه  در اطرافشان روی می دهد برای خلق یك اثر استفاده كنند درحالی كه شرایط (وضعیت) حق تالیف و انتشار آن اثر و همینطورفردی كه خواستار آن مجوز است اكثرا برای آنها نامشخص است. همان طوری كه دربالا هم توضیح داده شد می توان با ایجاد مكانیزم های موثر و كارا برای ارائه مجوزهای جامع و كامل به آثار مولفان، به آنها كمك كرد  تا به راحتی بتواند برای استفاده آثارشان مجوز لازم را به دست آورند.

هرچند گاهی ممكن است نویسنده نتواند برای برخی آثارش، فرد یا موسسه ای را بیابد كه به جمع آوری و نظارت برآثار او اقدام كند و كارهای لازم را برای نشر آن انجام دهد. دراین گونه موارد نویسنده نمی تواند پی به قوانین حق چاپ یا ممنوعیت ببرد  كه آنها چه هستند تا درهنگام خلق اثرش آنها را مد نظر داشته باشد. بنابر این او دچار مشكلاتی می شود. با این توصیفات دراین خصوص چالشی وجود دارد كه باید برای آیندگان مد نظرداشت و آن عبارت از این است که چگونه قانون را می توان اصلاح كرد تا تالیفات  بدون استفاده و متروكه یك مولف به بایگانی سپرده نشود. ‌اگر این موضوع محقق شود، دارنده حق تالیف و چاپ یك اثر درمورد استفاده های بعدی آن نگرانی خاصی نخواهد داشت. آنگاه دیگر استفاده ازآن اثرصرفا به خاطر این كه نسبت به شرایط حقوقی آن اطمینانی نیست، توقیف نمی شود. پیامد این قضیه محرومیت عامه مردم از دسترسی به یك اثر جدید و پر بار خواهد بود.

در ایالات متحده، سازمان اعطای حق تالیف وچاپ، تحقیقی را درخصوص تالیفات بدون استفاده و متروك آغاز كرد تا ماهیت و حیطۀ مشكلات مربوط به آن را تعیین كند و این كه چه قانون یا راه حل مشخصی برای دسترسی عموم به آن اثر مورد نیاز می باشد. البته لازم به ذكر است كشورهایی همچون كانادا قبلا درخصوص این گونه تالیفات بی نام و نشان كه  یك جا و بدون استفاده مانده، مكانیزمی را ایجاد كردند. بخشی از چالش های مرتبط با چنین مشكلی، حصول اطمینان از نامتناقض بودن كامل آن و كاستن علائق مشروع نویسندگان است كه با قوانین بین المللی حق چاپ موافقت دارد كه این قوانین مالیات های قانونی (عوارض تشریفاتی) را كه خود شرایطی برای اجرا و بهره مندی از حق چاپ هستند، تحریم می كند.

Merybeth Peters ثبت كننده حق مؤلف در دفتر حق مؤلف ایالات متحده، کتابخانه کنگره است. 

قانون مؤلف در ایالات متحده و در کشورهای دیگر به سراغ پیشرفت هایی همچون اینترنت و

گروه راک ترانسماتیک (Transmatic) پس از آن که در اینترنت به وجود آنها "پی برده شد یا کشف شدند"، با شرکت نوارهای ویرجین ایمورتال (Virgin Immortal) قرار دادی امضا نمود .

دوربین دیجییتال ساخت شرکت کداک، یکی از چندین شرکتی که چنین محصولات و خدماتی ارائه می کنند.

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟