18 اوت 2009
رویکرد آمریکا

تمركز برحقوق مالكیت معنوی
رویکرد آمریکا: منابع ژنتیکی، دانش سنتی، و فرهنگ عامه
نوشتۀ: جین هولدن[1]
سازمانی در ایالات متحده در صدد مذاکره جهت همكاری با یك سازمان تحقیقاتی دانشگاهی دربرزیل است تا گیاهانی را درآن كشور كه منبع بالقوه داروهای ضد سرطان هستند مورد مطالعه قراردهد.
جمعی از قبیله ای بومی در آمریکا، یك پایگاه اطلاعاتی را تدوین می کنند كه كل اطلاعات فرهنگ جامعه، تاریخ، آداب و رسوم و هنرشان را ثبت كند.
یك سازمان تحقیقاتی در ایالات متحده كه در مورد میكروارگانیزم های پارك ملی یلواستون[2] مطالعه می كند، توافقی با دولت آمریکا برای ایجاد یک مرکز همکاری تحقیقاتی و توسعه به عمل آورده و اعلام کرده که در منافع تجارتی شدن با یک دیگر سهیم خواهند کرد.
اگرچه این وضعیت ممكن است نامرتبط به نظر رسد، اما آنها وجه مشتركی دارند بدین صورت كه همه آنها مكانیزم های هدفداری هستند درحمایت از ارزش منابع وراثتی ( تكوینی ) - دانش و اطلاعات سنتی و آداب و رسوم قدیمی یعنی سه عنصری كه غالبا با زندگی جوامع بومی گره خورده است. به طورمثال برای معالجه بیماری ها به روش سنتی، نحوۀ آماده سازی گیاهان منطقه طبق دستورالعمل استفاده آن از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است و حتی ممكن است دربرخی از مراسم فرهنگی مصرف شده باشند.
خانم لیندا لوری[3]– وكیل مدافع در اداره روابط بین المللی دفتر علامت تجارتی و ثبت اختراعات ایالات متحده می گوید ایالات متحده اهمیت حفظ و نگهداری منابع موروثی، دانش سنن و آداب و رسوم قدیمی را تشخیص می دهد و با امكان تسهیل در منافع مشاركتی یكسان، حذف حق انحصاری ناصحیح، زدودن هرگونه دستبرد دردانش سنن و محافظت از معتقدات و آداب و رسوم گذشتگان، نسبت به آنها توجه و اكرام قائل است.
کشور آمریکا – درمقام کشوری که از افرادی از همه جای كره خاكی تشكیل شده و با وجود بیش از 560 گونه قبیله آمریكایی، ناگزیر است صدها واحد اقتصادی را در ارتباط با این مسائل پیچیده سر و سامان دهد. خانم لوری بیان می كند "ما این مسئله را درسطح كلی حل كرده ایم." برخی از این راه حل ها در قوانین حقوقی دارائی های معنوی ایالات متحده وجود دارد، درحالی كه درسایر كشورها این گونه نیست. برای مثال درخصوص داد و ستدهای بین اقوام مختلف، مطالبی در قوانین حقوقی دارائی های معنوی عنوان شده، همین طور آثÃر و هنرهای اقوام بومی آمریكایی ضمن قوانین، برنامه ها و حتی در موزه ها مورد حمای? واقع شده اند.
درعرصه بین المللی، ایالات متحده دربین كشورهای مختلف طلایه دار گسترش فعالیت های مشاركت درمنافع از طریق منابع موروثی آنها می باشد. او اظهار داشت: "ما بدون تناقض در این گونه برنامه ریزی ها سرآمد دنیا هستیم و ما مطمئنا درجهت این كه كشورهای دیگر این گونه عمل كنند مشوق آنها خواهیم بود."
او می گوید: "ایالات متحده به عنوان یك پیشكسوت در این زمینه، علاقمه مند است تجربیات خود را درعرصۀ بین الملل در اختیار سایر كشورها قرار دهد. "اما، او متذكر می شود: "هركشور مسائل متفاوتی دارد كه نیاز دارد به طور متفاوت نیز حل شود. به همین دلیل هم نمی توان یك الگوی یكسان برای همه بكار برد"
مسائل مطرح چه هستند؟
در سال 1993 كنوانسیون تنوع زیست شناختی[4] شروع به کار کرد. این كنوانسیون نمایانگر تعهد ملت ها به این كه از تنوع زیست شناختی شان حفاظت كنند، از منابع بیولوژیكی حفاظت شده بهره برداری كنند و در بهره برداری از منابع ژنتیک به طور مساوی بهره مند شوند. ماده 8 بند J كنوانسیون توجه همگان را به پیوستگی بین دانش سنتی، آداب و رسوم قدیمی و منابع ژنتیک، برای فراخواندن ملتها جلب می کند تا آنها نسبت به دانش خودشان توجه و اكرام داشته باشند از آن نگهداری كنند، نوآوری داشته باشند و شیوه كاركرد جوامع بومی و محلی را بكار برند و درخصوص ترویج بیشتر و نامحدود از این گونه علوم و شیوه های عملی با طرح تصویب نامه هایی از آنها حمایت كنند.
ازسال 1993 جامعه بین المللی دربین سایرارگانها و سازمان ها جهت فهم و اجرای بهتر ماده (J)8 در چهار چوب، سازمان تجارت جهانی[5] و سازمان دفاع از حقوق دارائی های معنوی جهانی اقداماتی را انجام داده اند. درخصوص این گونه مباحث، چندین كشور در حال توسعه از طرح مطالب جدیدی درقوانین حمایتی منابع مذكور درسازمان WIPO دفاع كردند. درپی این واكنش، اعضای سازمان WIPO درمورد رابطۀ بین حقوق دارائی های معنوی، منابع ژنتیک، دانش سنتی و آداب و رسوم قدیمی، یك كمیته بین دولتی[6] تشكیل دادند.
اما معنای این سه واژه چیست؟ درتعاریف آنها نهایتا هیچ شباهت و همسانی وجود ندارد.
واژۀ "منابع ژنتیک"، در ماده 2 کنوانسیون تنوع زیست شناختی به این صورت تعریف شده است:
" عناصر و مواد ژنتیک كه دارای ارزش بالفعل یا بالقوه می باشند "منظور از عناصر ژنتیک هرنوع عنصرگیاهی، حیوانی، میکروبی و یا هر چیزی كه واحدهای كاركردی وراثتی داشته باشد، است.
براساس تعاریف سازمان بین المللی WIPO، "دانش سنتی" اشاره می كند به سیستم اطلاعاتی كه عموما از نسلی به نسل دیگر منتقل شده، متعلق به عموم مردم یا همه قلمروی كشورها است و شامل خلاقیت ها، ابداعات، نوآوری واصطلاحات فرهنگی می شود. با این تعریف مشخص می شود كه نوعی دانش سنتی برای مدت زمان طولانی وجود داشته است. گرچه، این اطلاعات ثابت نیستند و می توانند دائما با توجه به تغییرات محیط رشد و توسعه یابند. اطلاعات سنتی ممكن است بر عناصر طبیعی، همچون ذخایر معدنی، آبگیرهای ماهی های آزاد، خواص درمانی گیاهان محلی، شیوه های كشت و زرع زمین یا فن آوری كشاورزی، تمرکز کنند.
سازمان WIPO همچنین واژه صور بیان فولکلور را باهدف تشریح مطالب آن بدین صورت تعریف می كند كه این واژه اشاره دارد به ویژگی های میراث هنری سنتی که جامعه یا افرادی که طرفدار این سنت ها بوده اند، از آنها نگهداری کرده و آنها را توسعه داده اند و انتظارات جامعه را در مورد این هنر های باستانی منعکس کرده اند. این آداب و رسوم قدیمی ممكن به صورت شفاهی باشند، به طور مثال در افسانه های قومی و داستان های ملی؛ گاهی به شکل موزیكال هستند مثل ترانه ها و سرودها؛ و ممكن است به صورت عملی باشند مثل رقص های ملی و سرگرمی و بازی ها ؛ یا ممكن است به صورت آداب دینی و آیین پرستش باشند؛ و یا ممكن است به صورت فعالیت های حسی باشند همچون طراحی، نقاشی، منبت كاری، پیكرتراشی، سفالگری، نجاری، فلزكاری، جواهرسازی، سبدبافی، گلدوزی، پارچه بافی، قالی بافی، خیاطی، ساخت ابزارآلات موسیقی، معماری و موارد دیگر.
نگرانی های افرادی كه از این اطلاعات ودانش سنن قدیمی در ایالات متحده و كشورهای دیگر حمایت می کنند از این قبیل است: خسارات وارده به این دانش؛ عدم توجه و اكرام آنها؛ دستبرد در آنها درقالب استفاده از آنها بدون درنظرگرفتن منافع عمومی و استفاده غیرمجاز، همچنین نیاز به محافظت و ترویج استفاده از دانش سنتی و جوامع بومی نیز درخصوص جلوه های هنرمندانه گذشتگان شان.
حامیان منابع موروثی نیز در سراسر دنیا درخصوص مسائلی چون "حفظ و حراست"، "نگهداری" و "تساوی حقوق" تاكید دارند. گرچه حتی این واژه ها هم به طور یكسان تعریف نشده اند.
اخیرا نیاز به خلق قوانین بین المللی حمایتی جدیدی برای این منابع بیشتر حس شده است، اما هنوز سؤال های زیادی وجود دارد كه بدون جواب مانده اند. از جمله این سؤال ها: چه کسانی بهره بردار و ذینفع هرگونه اقدام حفاظتی که جهت منابع موروثی،دانش سنن و آداب و رسوم گذشتÉان برداشته می شود، خواهند بود؟ نه هیچ کشوری، و نه هیچ سازمان نیمه دولتی بین المللی ونه هیچ فردی، هیچ یک نتوانسته اند اقدام پیشگیرانه حمایتی برای استفاده كنندگان مشخص كنند. به طور مشابه هیچ تصمیمی هم درخصوص این كه گسترۀ این اقدامات حمایتی و محافظتی چقدر می تواند باشد، اتخاذ نشده است. یا محدودیتها و استثنائات استفاده از این منابع چقدراست؟ یا حتی چه مكانیزم اجرائی می تواند در این راستا به كار گرفته شود؟ یا چطور مهاجرت از یك جامعه بومی به یك كشور دیگر می تواند درجهت استفاده صحیح و به جا از این سه منبع یاد شده، برای محل اقامت جدید مزیتی باشد؟ یا اینكه چطور باید از مجموعه سنن ملی گذشتگان محافظت كرد؟ درخصوص سنت ها یا دانش كه به طور فراگیر یا درمحدوده حریم خاصی بكارگرفته می شوند چطور؟
برخی از كشورها اجازه نمی دهند كه دیگران از آداب وسنن گذشته شان استفاده كنند درحالیكه آنها می خواهند آن را به صورت تجارتی تبدیل كنندواز آن سود ببرند. اما چطور یك سیستم قادر است به همه این موارد رسیدگی کند؟ و این كه چگونه حتی این مسائل می توانند یك مشكل جدی و بزرگ را به وجود آورند؟ در این خصوص باید گفت هیچ اطمینانی وجود ندارد كه بتوان یك آسیب جدی را با یك روش جدید محافظتی درمان كرد.
آقای اریک ویلسون[7] به عنوان یك تحلیلگر برنامه های بین المللی در وزارت امور داخلی ایالات متحده، عنوان می كند: در ایالات متحده بنگاه های اقتصادی قومی، قوانین حمایت از حقوق دارائی های معنوی را به نفع خودشان جهت می دهند. برای مثال گروه چاکتا می سی سی پی[8] هرساله برای دولت های قومی و مدیران صنایع قومی درخصوص حقوق دارائی های معنوی سمینارهایی را برگزار می كند. او می گوید: این بنگاه های اقتصادی قومی كه دراغلب كارخانه ها سرمایه گذاری كرده اند، قادرند از حقوق وابسته به دارائی های معنوی (IPR) سود ببرند.
ویلسون اظهار داشت: قوانین جاری حقوق دارائی های معنوی همه اقوام و طایفه ها را شامل نمی شوند. همین طور این قوانین به تنهایی نمی تواند همه انتظارات را برآورده كند. این دارائی ها كه گاهی اوقات "ارزشهای قومی" نامگذاری شده اند و دربین جوامع مذكور نیز بسیار گسترده و متنوع اند، به سهمی اطلاق می شود كه متعلق به همه یك طایفه یا خاندان یا یك فرد می باشد.
آقای ویلسون برای حفظ این سهم از دارائی های معنوی پیشنهاد کرد كه خود جوامع قومی راه حل هایی را ارائه كنند. او همچنین گفت كه درخصوص این مسئله اقتضا می كند که دولت های ملی به قوانین طایفه ای مرسوم خود، شناسایی حقوقی اعطا کنند.
دانش سنتی
خانم لیندا لوری[9] می گوید: یك نگرشی كه حامیان دانش سنتی به آن واكنش نشان دادند این است كه حق انحصاری فقط محدود به كالاها، محصولات و فرایندها نباشد بلكه باید شامل اطلاعات سنتی هم بشود.
حق انحصار، امتیازی است كه دولت ملی به یك مخترع می دهد برای این كه دیگران را از ساختن، استفاده و یا فروش آن محروم كند. در اغلب كشورها برای واجد شرایط شدن در حفاظت از حق انحصاری، یك اختراع باید جدید باشد، باید كاربردی باشد و همین طور نباید تفاوتی جزیی با چیزی که قبلا شناخته شده داشته باشد. برخی از دارندگان این دانش نگرانی دارند که عده ای امتیازحق انحصار دانش سنتی آنان را برای مدتی برای خود ثبت كنند و از این طریق سود ببرند.
خانم لوری می گوید: اما كسانی كه به دنبال انحصاری كردن دانش سنن قدیمی هستند نمی توانند آن كاری را كه دوست دارند انجام دهد چون سه شرط الزام مذكور، برای به دست آوردن این امتیاز را ندارند. چرا كه دانش و رسوم اجدادی قبلا شناخته شده اند، مستندسازی شده اند و در آخر این كه قدمت زیادی دارند و جدید نیستند.
بر اساس قوانین اعطای حق انحصار در ایالات متحده (سند 35، قانون متحده بخش 102) اگر یك اختراع الف) درایالات متحده توسط افرادی شناخته و استفاده شود یا پیش از آنكه آن اختراع به متقاضی حق انحصار وابسته شود یا در جراید عمومی دراین كشور یا كشورهای دیگر عنوان شود، یا ب) ثبت شود یا درجراید عمومی دراین كشور یا كشورهای دیگر مطرح شود یا درایالات متحده به استفاده عموم گزارده شود یا به فروش رود، برای اعطای حق انحصار بیش از یك سال قبل از تاریخ استفاده در ایالات متحده، دیگر آن استحقاق داشتن حق انحصار را ندارد.
خانم لوری بیان می كند: به هرحال اگر اعطا كنندگان حق انحصاری ما در ویرجینیا، نسبت به روش های اجرائی سنتی در كشورهای دیگر آگاهی نداشته باشند، نمی توانند آنها را حفظ کنند.
فقدان اطلاعات درمورد درمان های سنتی باعث شد كه در سال 1995 با یك مشكل مواجه شویم و آن دقیقا زمانی بود كه ایالات متحده حق انحصاراستفاده از گیاه زردچوبه را كه دردرمان زخم ها بكار می رود اشتباها به شهروندان اهل هند از مرکز پزشکی و دانشگاهی می سی سی پی واگذار کرد. این گیاه برای سال های متمادی درهند جهت معالجه زخم ها استفاده می شد، و در مطبوعات هندوستان کاملا درج شده بود. تا این كه شورای تحقیقات علمی و صنعتی هند تقاضای بررسی مجدد این حق انحصاری شد كه درهمین راستا دفتر علامت تجارتی و حق مؤلف ایالات متحده، این حق انحصار را به دلیل این كه دانش اثردرمانی این گیاه مورد تازه و جدیدی نیست، برای كشور هند لغو كرد. پس به خاطر نیاز اتفاقی به اعطای مجدد این امتیاز و لغو حق مطالبه شده در زمانی كه یك اشتباهی رخ داده بود، نشان داد كه سیستم حق مؤلف جاری درجهت اصلاح خودش درست عمل می كند.
خانم لوری می گوید: اهمیت نشر دانش سنتی و قابل دسترس قرار دادن آن به اعطا كنندگان بین المللی حق مؤلف را باید بیش از حد مورد تأکید قرار داد. در همین راستا "اگر اطلاعات سنتی دریك كشور مستند سازی شود ممكن ?یست درخصوص آنها حق انحصاری به كسی اعطا شود حتی اگر در كشورهای پیشرفته صنعتی به خوبی شناخته نشده باشند".
ایالات متحده كشورهای دیگر را به این كه پایگاههای اطلاعاتی دیجیتالی ایجاد كنند تا اطلاعات سنتی قدیمی شان را به صورت داده های دیجیتالی و فهرست وار تدوین كنند و از تلاش برای به انحصاردرآوردن آنها محافظت كنند، تشویق می كند. پایگاه های اطلاعاتی دیجیتالی به اعطا كنندگان حق انحصار درسراسر دنیا، اجازه تحقیق و تفحص درخصوص اطلاعات سنتی را می دهد. در همین خصوص برخی از كشورهای در حال توسعه درجهت رسیدن به این جریان اقداماتی را انجام می دهند. خانم لوری می گوید: كشورهای چین و هند در خصوص ایجاد و گسترش آزمایشگاه های تحقیقاتی دیجیتالی جهت اطلاعات سنن گذشتگان شان اقدامات بسیاری را انجام داده اند. شایان توجه است كه اعطاكنندان حق انحصار درایالات متحده نیز مرتبا داده های بین المللی را كه قبلا درخصوص اعطای این امتیاز بكار برده می شدند، کنترل و بررسی می كنند.
خانم لوری تصدیق می كند كه برخی از دارندگان حق مؤلف ممکن است بخواهند جنبه های معینی از این اطلاعات و اسرار تجاری را حفظ كنند یا اعضاشان را به گروه ها و دسته ها و یا حتی افراد خاصی محدود كنند. او می گوید: در این صورت آنها ممكن است بخواهند درجهت حفظ اطلاعاتشان به عنوان یك تجارت (حرفه ) محرمانه گام هایی را بردارند. درهمین راستا درایالات متحده نیز تخلف از اسرار تجاری به عنوان یك رقابت غیرمنصفانه تلقی شده است.
درداخل ایالات متحده برخی از بومی های آمریكا، ارزش های قومی شان را به صورت فهرستی تدوین كرده اند تا درخصوص عدم دسترسی بیگانگان به این اطلاعات و همچنین مستند سازی آنها اقداماتی را انجام داده باشند. براساس تحقیقات آقای اریک ویلسون برای مثال قبائل تولالیپ[10] در ایالت واشنگتن ایالات متحده به سیستم رایانه ای دیجیتالی پیشرفته ای مجهزشدند بنام "داستان های فرهنگی" كه مشخص می كند چه كسی به کدام رده از اطلاعات در مورد دانش، تاریخ و فرهنگ آنها می تواند دسترسی داشته باشد. حتی شیوۀ عمل شان باشد. البته برخی از كاربران این اطلاعات به صورت نامحدود به آن دسترسی دارند درحالی كه برخی دیگر همچون اعطاكنندگان حق انحصار درایالات متحده ممكن است دردسترسی محدودیت داشته باشند.
برخی ازدارندگان حق مؤلف دانش سنتی می خواهند كه اطمینان حاصل کنند كه با هركشف جدیدی از این دانش، سهم وسود مساوی به صورت مشاركتی برای همه درنظر گرفته می شود، این حامیان می خواهند درطی مذاكرات درخصوص محصولات و فرایندهای جدیدی كه با تحقیقات بر روی اطلاعات سنن قدیمی به دست می آید، قراردادهایی را درجهت منافع مشاركتی به توافق برسانند. خانم لوری متذكر می شود: به هرحال این یك اشتباه است كه سود باد آورده ای را از چنین قراردادهایی انتظار داشته باشیم چراكه معمولا در طی مدت معینی سود مالی بسیاركمی از تجارتی كردن این دانش و اطلاعات به دست خواهد آمد.
آداب و رسوم اجدادی
درایالات متحده به روش های متفاوتی از آداب و رسوم اجدادی محافظت می شود. ازجمله تدوین و تنظیم استاندارد قوانین حقوق دارائی های معنوی به قوانین و برنامه هایی كه به ویژه برای حفاظت و نگهداری فرهنگ موروثی مردم بومی طراحی شدند.
درسال 1935 قانون حرفه ها و هنرهای سرخپوستان (آمریکائیان بومی) وضع گردید كه مربوط به مكانیزمی می شد درخصوص فعالیت های هنری وصنعتی، كه البته این قانون در سال 1990 اصلاح گردید. این قانون "حقیقت- در –بازاریابی"، تبلیغات کالاهایی را که به عنوان ساخت آمریکائیان بومی قالب می شود، ممنوع سازد. این موضوع تمام فعالیت های هنری و صنعتی سرخ پوستان كه با روش سنتی و معاصر عرضه می شود دربرمی گیرد، مثل سبدبافی، جواهرسازی، روبند سازی(نقاب) و قالی بافی. پیرو این قانون هر موسسه تجاری یا شخص حقیقی از این عمل تخلف كند با یك جریمه مدنی یا جزائی (كیفری) یا هردو روبرو می شود.
درسال 2001 درسازمان USPTO در پاسخ نگرانی های آمریکائیان بومی در مورد حفاظت از آداب و رسوم اجدادی، پایگاه اطلاعاتی چهارچوب قبایل بومی آمریکائیان تأسیس شد. این چهارچوب ها مارك تجاری نیستند. بلكه آنها نشانه هایی (علامت هایی) هستند با گستردگی واحد و شرایط مشخص كه برای اقوام آمریكایی بومی به عنوان نشانه های رسمی قبیله ای شناسایی شدند. گنجاندن چهارچوب رسمی در پایگاه اطلاعاتی به یک نماینده حقوقی دادگستری این اطمینان را می دهد که هرگونه از آنها را تشخیص دهد و با اطمینان از ثبت علائم تجاری كه براساس روابط غیرقانونی و ناصحیح پیشنهاد شدند، ممانعت به عمل آورد .
علاوه برآن، تمام درخواËت های مارك تجاری شامل نام های اقوام، شباهت های قابل تشخیص آمریكای بومی، سمبل های نژاد های اصیل آمریكایی و هردرخواست دیگری كه سازمان USPTO براساس اصول اعتقادی اش پیشنهاد می دهد، توسط یك نماینده حقوقی درسازمان مذكور كه هم از لحاظ كارشناسی و هم درخصوص آشنایی با منطقه تخصص دارد، بررسی می شوند.
قابل ذكر است كه دولت ایالات متحده درخصوص حفظ و نگهداری از آداب و رسوم و معتقدات مردمانش اقدامات متفاوتی را انجام داده است. یكی از این اقدامات این است كه درسال 1976 مرکز آثار بومی آمریکا[11] در کتابخانۀ کنگره آمریکا جهت "حفظ و معرفی زندگی طایفه ای آمریكایی" از طریق تحقیق، مستند سازی،بایگانی، حفاظت، ارائه شیوه زندگی ، به نمایش گذاردن، اجرای برنامه ها ی همگانی و آموزشی، تاسیس شد. درسال 1928 این مركز كه درواقع محل نگهداری آثار فرهنگ و تمدن اقوام گذشته بود به عنوان یك محل ذخیره (بایگانی) موسیقی سنتی آمریكایی تعیین گردید، كه درآن بیش از یك میلیون عكس، نسخه خطی، صفحه های گرامافون و عكس های سینمایی نگهداری می شود.
همچنین اقدام دیگر این كه دولت ایالات متحده جهت ترویج فرهنگ و تمدن موروثی و زندگی قومی و همچنین ترویج فرهنگ و تمدن ریشه ای درداخل وخارج از كشور، مركزمیراث فرهنگی و اجدادی اسمیت سونیان[12] را تأسیس نمود. این مجموعه شامل هزاران دیسك تجاری، نواركاست، دیسك رایانه ای، تصاویرساكن، نوارهای ویدیویی و تصاویر فیلم ها می باشد. همچنین این مركز جشنواره سالیانه فیلم های سنتی، نمایشگاه ها و كارگاههای آموزشی را برگزار و نیز صفحه های موسیقی و فیلم های مستند را تولید می كند .
جدیدترین كوشش ایالات متحده برای حفظ و حمایت از فرهنگ و تمدن آمریكائیان بومی تاسیس موزه ملی آمریكایی- سرخپوستی اسمیت سونیان می باشد كه در واشنگتن دی. سی در 21 سپتامبر سال 2004 افتتاح گردید. این اولین موزه ملی درایالات متحده است كه به حفظ و نگهداری، مطالعه، نمایش زندگی سنتی، زبان، تاریخ و هنر نژاد بومیان آمریکا اختصاص داده شده است.
منابع موروثی
بسیاری از جوامع در سراسردنیا تاكید برتوزیع عادلانه منابع نسبت به حمایت، حفظ و نگهداری آن دارند. این گونه جوامع نگرانی شان را درخصوص كشورهای صنعتی این گونه ابراز می كنند كه شركتهایشان می توانند منابع طبیعی كشورهای ماخذ را برای مصارف دارویی و زراعتی مورد استفاده قراردهند و در عین حال با قاطعیت از شكایات و اعتراض های مربوط به مالكیت دارائی های معنوی دفاع كنند.
خانم لیندا لوری می گوید: البته اغلب كشورها اعتقاد دارند كه درخصوص این قبیل نگرانی ها مبالغه شده است. از آنجائی كه دولت ایالات متحده، از جمله موسسۀ ملی سرطان[13] (NCI)، در زمینۀ تحقیقات منابع موروثی دركشورهای دیگر تحقیق و پژوهش انجام داده است، توافق های مشاركت منافع با آن كشورها، جهت دستیابی عادلانه به منابع موروثی و یا دانش سنتی با آنها دارد.
داستان های موفقیت بسیاری وجود دارند كه شامل توافق های گروهی و قراردادهایی در زمینۀ همكاری پرثمر دوجانبه می باشد.
دكتر گوردون کرگ به عنوان یك دانشمند می گوید: موسسه ملی سرطان درحدود سه یا چهارسال از سرپرست همایش تنوع زیستی زمینه مذاكره توافق با كشورهای ماخذ درخصوص منابع شان پیشی جسته بود.
ایشان به عنوان رئیس برنامه محصولات طبیعی و درمان در موسسه NCI ، بیان می دارد كه در دهۀ 1980، موسسه ملی سرطان (NCI) سیاست های خودش را برای همكاری و تشریك مساعی با كشورهای ماخذ بر روی استفاده از منابع موروثی در زمینه تحقیق و پژوهش متمركز كرد تا درمان های موثری در زمینه سرطان بیابد. چنین توافق هایی، منافع كوتاه مدتی را برای كشورهای منبع مهیا نمود كه بدون انتظار داشتن و رسیدن به دست آوردهای امید بخشی كه از منابع آنها ناشی می شود، این منافع حاصل گردیده است. او می گوید: این منافع، تعلیم و آموزش دانشمندان كشورماخذ و انتقال فن آوری توسط آنها را در آزمایشگاه های موسسه NCI یا آزمایشگاههای دانشگاه های ایالات متحده را به دنبال داشت.
دكتر Cragg می گوید: معمولا شانس این كه این دستاورد به یك محصول تجاری تبدیل شود یك در ده هزار است. او اضافه می كند: من فكر می كنم این حالت خوش بینانه آن است.
موسسه NCI به عنوان بخشی از موسسه های بهداشت ملی ایالات متحده، یكی از بازوان وزارت بهداشت و خدمات انسانی ایالات متحده است. كه اهدافی همانند شركت های دارویی بدون منفعت را دنبال می كند. موسسه NCI که در سال 1937 تاسیس گردید، تا دهه 1950 مركز توسعه و پژوهش دارویی بود و عمدتا به جمع آوری گیاهان در ایالات متحده، مكزیك، كانادا، و بخشی از قاره آفریقا و اروپا اشتغال داشت. در دهۀ 1980 موسسه NCI به اجرای برنامه جمع آوری گیاهان و جانوران دریایی درمناطق گرمسیری روی آورد.
آقای بجارن گابریلسن[14] – مشاور ارشد شعبه انتقال فن آوری موسسه NCI در زمینۀ بسط و توسعه دستاوردهای داوریی – اعلام می دارد كه این برنامه ای بود كه این موسسه اولین سیاست های گسترش خود را در زمینه مشاركت در سود با كشورهای ماخذ (منبع) به اجرا درآورد. "ما اجازه انعقاد قرار داد هÃی گوناگون به سازمان های پژوهش های معتبر و با كیفیتی برای جمع آوری اطلاعات درخارج از مرزهای این كشور دادیم." او می گوید: باغ گیاه شناسی میسوری[15] گیاهانی را در آفریقا جمع آوری کرد و باغ گیاه شناسی نیویورک [16] همین کار را در آمریكای لاتین و دانشگاه ایلی نویز در شیكاگو در آسیای جنوبی گیاهانی را جمع آوری كرد. "درواقع مجموعه ای عمدتا از مناطق گرمسیری و شبه گرمسیری و اساسا دركشورهای درحال توسعه گردآوری شد".
دراین مرحله، برنامه دكتر کرگ این بود كه شروع به استفاده از توافق نامه وصول یا اجماع توافق ها درمیان موسسه NCI، یكی از سازمان های پیمانكاری آمریكا و سازمان جمع آوری كننده در كشور ماخذ نمود.
آقای گابریل سن می گوید: پیمانكار ایالات متحده برای به دست آوردن مجوزهای لازم و جمع آوری گیاهان و جانوران دریایی به همراه سازمان های كشور ماخذ به خاطر ما، به درون منطقه می رود سپس موسسۀ NCI عمل استخراج و آزمایش های لازم را انجام می دهد و علاوه بر منافع كوتاه مدت، درخواست می كند كه اگر داروی نوید بخشی، مجوز لازم را از شركت های دارویی دریافت كرده باشد، شركت باید موافقتنامه ای برای آن منافع را مورد بحث و بررسی قراردهد كه این به عنوان بخشی از حق الامتیاز به آن كشور برمی گردد.
در طول زمان، در واكنش به توافقنامه تنوع زیستی با اطلاعات كاملتری درخصوص كشورهای ماخذ در مورد ارزش منابع شان، سازمانهای تحقیقاتی و شركت های دارویی به طور روز افزونی سیاست های موازنه وتعادل و همكاری را پذیرفته اند و بر سر آن توافق دارند.
از این حیث، همچنین موسسه NCI به عنوان رهبر و راهنما برگزیده شده است. در دهۀ 1990 این موسسه در ارتباط با گسترش همكاری نزدیكتر با دانشمندان واجد شرایط كشور مأخذ تحت توافق هایی كه تفاهم نامه[17] ذكر می شوند، بر مجموعه هایش درخصوص برنامه كشف داروهایی كه از گیاهان مشتق شده اند تاكید کمتری دارد.
دكتر کرگ می گوید: در سازمان های كشور ماخذ كه دارای دانش، تخصص و مهارت و زیربنای اقتصادی معقول و منطقی در آزمایشگاه هایشان می باشند، ما با برنامه های آتی كه درخصوص تحقیق و پژوهش در زمینه کشف داروهایشان داریم از آنها حمایت می كنیم. به عنوان مثال او می گوید: برنامه درمانی رو به گسترش موسسه NCI یك سازمان پژوهشی در دانشگاه فدرال سیرا در فورتالزا ی برزیل تاسیس كرده است كه آموزش را در زمینه سلول سرطانی برای به دست آوردن برنامه كشف داروی سرطان آنها در آنجا به راه انداخته است. این گروه هم اكنون بر اساس برنامه های تحقیق و پژوهش دركل كشور برزیل درحال آزمایش مواد هستند.
دكترکرگ می گوید: ما پنج مورد از این قبیل توافق ها (معاهدات) را دركشور برزیل داریم. همان طور كه این گونه همكاری ها را با سازمان هایی دراسترالیا، بنگلادش،چین، كاستریكا، فیجی،ایسلند، كره جنوبی، مكزیك، نیوزلند، نیكاراگوا، پاكستان، پاناما، آفریقای جنوبی، زیمبابوه و گینه بیسائو نیز داریم.
او اعلام می دارد به خاطر این نوع همكاری سازمان های كشورهای در حال توسعه ممكن است به دستاوردهای امیدواركنندهای دركشورخودشان برسند. حتی اگر آنها نمونه ای برای آزمایش جامعتر برای موسسه NCI ارسال نمایند، او اضافه می كند که امری عادی است و این موسسه هیچ گونه ادعایی در زمینۀ مالكیت معنوی نمی تواند داشته باشد. "نتایج آن به آنها برمی گردد و كشور ماخذ نمی تواند آن را به عنوان یك حق انحصار ( امتیاز) از آن خود بداند."
دكتر کرگ تاكید دارد كه به نظر ما این یك فرایند ایده آل می آید...... اگر یك شركت دارویی بخواهد از دستاورد سازمان های كشورهای ماخذ كه این انحصار را دراختیار دارند استفاده كند، باید بر سر یك توافق مجاز و قانونی مذاكره نماید و سازمان كشور ماخذ می تواند هر شرایطی را كه بخواهد دیكته كند.
کرگ می گوید: با برقراری این گونه همكاری های نزدیك كه به درمان های نوید بخشی در حال توسعه درآمریكا و جمعیت سرطان جهانی منجر گردیده، ما به ماموریت و هدف NCI نائل شدیم و همچنین به اهداف كنوانسیون تنوع زیستی نیزمی رسیم. "كشورماخذ دائما منافع قابل توجهی را به بیرون ارسال می نماید."
خانم لیندا لوری خاطرنشان ساخت كه دولت ایالات متحده همچنین زمانی كه شركت ها تصمیم دارند منابع موروثی را از زمین هایی که دولت صاحب آنها است جمع آوری كنند، ویا از تقریبا 56 میلیون هکتار سرزمین هایی كه متعلق به قبایل و بومیان آمریكا که در دست دولت است، درخواست اتخاذ قرارداد می کند. برای مثال اومی گوید: به منظور مطالعه جانوران كوچك میكروسكوپی منحصربه فرد که در دمای زیاد زیست می کنند، در چشمه های آبگرم پارك ملی یلو استون[18] كه تحت مالكیت دولت آمریكاست، محققین باید توسط سازمان توسعه و پژوهش مشترك (CRADA) با دولت آمریكا قرارداد گزارند که شامل تسهیم سود و منفعت تحقیقات می شود و اگر نتایج تجاری و پرثمری را در پی داشته باشد باید پرداخت هایی منظم را در بر می گیرد.
خانم لوری می گوید: دیدگاه ایالات متحده درخصوص حمایت از منابع موروثی این است كه كشورهای دیگر را تشویق كند تا شرایط تسهیم سود، دسترسی به آنها را در کشورهای خود تدبیر کنند تا تسهیم سود براساس شرایط توافق شده دوجانبه باشد. دكتر کرگ می گوید: برخی از كشورها سیاست های توسعه دستیابی های محدود را بكار می گیرند، كه با ایجاد حصارها و محدودیت های بیشتر تقریبا مانع از همكاری می شوند و تقریبا خودشان را از منافع بالقوه و ذخیره شده این همكاری ها تحریم می كنند.
نتیجه گیری
ایالات متحده آمریكا، طیف وسیعی از مكانیزم های گوناگون را توسعه و گسترش داده است تا پاسخی در خور نگرانی های مربوط به حمایت از دانش كهن، معتقدات و آداب و رسوم سنتی و منابع موروثی داشته باشد. از دیدگاه ایالات متحده قوانین مالكیت معنوی باید باشد و تداوم یابد تا به طور طبیعی در دسترس افراد و مردمی كه با این قبیل حمایت ها ی قانونی روبرو می شوند قرار گیرد.
دولت ایالات متحده از دیدگاه های گوناگون در زمینه دانش كهن، آداب و رسوم قدیمی و منابع موروثی در عرصه بین المللی، حمایت می كند، به ویژه در سازمان WIPO كه از تخصص و منابع مورد نیاز و ضروری كه از عهده پیچیدگی ها و تكنیك های این موضوع هایی برمی آید، برخورداراست. فعالیت های سازمان WIPO شامل ماموریت های حقیقت یابی، تحقیق و مطالعات موردی، نمونه یاب? شرایط قراردادی و نمونه های داده های اساسی (پایگاه داده ها ) می باشد
كارشناسان ایالات متحده عقیده دارند كه حمایت از دارائی های معنوی راه حلی برای تمامی موضوع های كه شامل حمایت، محافظت و نگهداری، ترویج و استفاده از دانش سنتی، آداب و رسوم اجدادی و منابع موروثی گسترده است، ارائه نمی دهد. اما از دیدگاه ایالات متحده راه حل رضایتبخش این گونه موضوع های اتخاذ دیدگاه راه حل یابی است كه ریشه در دیرینه ملی هر كشور داشته باشد.
جین هولدن، نویسنده غیروابسته ای است که در اقتصاد و موارد مالکیت معنوی تبحر دارد.