28 آوريل 2009
یک ناشر موفق می گوید، بلند پروازی چیزی از زندگی خانوادگی کم نمی کند
واشنگتن- وقتی کورنلیا والتر در سال 1842 به نخستین زن سردبیر یک روزنامه عمدۀ ایالات متحده تبدیل شد، بسیاری از مردم به اینکه یک زن بتواند از عهده این کار برآید شک داشتند. اما او وقتی پس از پنج سال روزنامه بوستون ترانسکریپت را ترک کرد، مورد تمجید تمام کشور قرار گرفت. صاحبان روزنامه گفتند که هر چند انتصاب او به عنوان سردبیر یک "تجربه" و یک "اقدام جسورانه" به شمار می رفته، موفقیت او پیروزمندانه بوده است.
امروزه، زنان در حالی که شرکت ها را به موفقیت می رسانند و شروع به کسب درآمدهای یکسانی با همتایان مرد خود کرده اند، گام های منظم تری در دنیای انتشارات بر می دارند. زنان به عنوان مصرف کنندگان مهم نشریات نیز شناخته شده اند. به گزارش مجله فولیو در سال 2008، پنج مجله از ده مجله ای که در ایالات متحده در شمار پر فروش ترین نشریات قرار دارند، به موضوعات مورد علاقه زنان اختصاص دارند.
کاتلین بلاک، که روزنامه فایننشالتایمز لقب "بانوی اول مجله ها" را به او داده است، مدیریت انتشارات هرست را به عهده دارد ، شرکتی که بسیاری از مجله های مشهور زنان آمریکایی، از جمله خانه داری خوب و کاسموپولیتن را منتشر می کند. بلاک از اشتغال در بخش فروش به مقام ریاست چندین شرکت رسید. او برخی از این شرکت ها را از مرز سقوط به موفقیت قابل توجهی رساند. بلاک صعود خود را به عنوان نخستین ناشر آنچه که به پرفروش ترین روزنامه ایالات متحده، یعنی USA Today تبدیل شد، به نیرو و بلند همتی خود نسبت می دهد. بلاک به الیزابت مک براید، نویسنده روزنامه کرینز نیویورک بیزنس گفت: "پیام من به زنان این است که شما براستی باید آنچه را که می خواهید مشخص کنید."
یک بلندپروازی برای ایجاد تعادل
امروزه، بسیاری از زنان آمریکایی هم خواستار یک زندگی شغلی موفق هستند و و هم خانواده. در یک رشته رقابتی و پرزحمت مانند چاپ مجله، برآوردن این خواست ممکن است کار بسیار دشواری باشد. ولی کری انصاری و جین اوتنبرگ، ناشران نشریاتی که از جایگاه مستحکمی برخوردارند، می توانند شهادت دهند که این کاری انجام شدنی است.
انصاری که اخیراً در یک گفتگوی اینترنتی با America.gov شرکت کرد، کار خود را در صنعت چاپ به منظور پر کردن خلائی که او فکر می کرد در رسانه های آمریکا وجود دارد، آغاز کرد.
به متن گفتگوی اینترنتی او مراجعه کنید.
http://www.america.gov/st/washfile-english/2009/March/20090313172222eaifas0.8560755.html
پس از حملات تروریستی 11 سپتامبر 2001، او و همسرش، مسلمانانی که فرایض مذهبی خود را به جا می آورند، از توجه منفی رسانه ها که به مسلمانان و اسلام، از جمله تعریف مسلمانان در مقالاتی که توسط مسلمانان برای مسلمانان نوشته می شد، احساس سرخوردگی می کردند. این زوج می خواست که یک مجله "غیر سیاسی" برای جامعه مسلمان ایجاد کنند که به طور انحصاری بر آنگونه مسائل اجتماعی که خانواده های مسلمان از قشر متوسط آمریکا را تحت تاثیر قرار می دهند تمرکز داشته باشد.
آنها در 2003 به انتشار یک مجله رایگان در منطقه واشنگتن دست زدند. آنها این مجله را همراه با سه فرزند خود به مساجد و کار و کسب های متعلق به مسلمانان در ایالت های آمریکا در ساحل اقیانوس اطلس توزیع می کردند.
انصاری گفت، زمانی که کار خود را در اوایل سال های دهۀ 1980 آغاز کرد، زنان موفق در رشته های کاری تحت تسلط مردان را در مد نظر داشت. ولی اکنون، او بیشتر به زنانی که در حرفه خود موفقند و بر خانواده خود نیز تمرکز می کنند توجه می کند. زنانی مانند میشل اوباما، بانوی اول که خود را "مادر فرمانده" می نامد.
به مقالات مربوط مراجعه کنید.
http://www.america.gov/multimedia/photogallery.html#/4110/michelle_obama
http://www.america.gov/st/econ-english/2009/January/20090126163119BErehelleK0.5277063.html
اوتنبرگ زن دیگری که در صنعت چاپ در مقام رهبری قراردارد معتقد نیست که موفقیت کاری و زندگی خانوادگی با هم ناسازگارند. او و همسرش پس از به راه انداختن چندین نشریه محلی در منطقه واشنگتن، گروه مجله، یک شرکت چاپ را که به مجله های ویژه و رسانه های دیجیتالی اختصاص دارد بنیاد نهادند.
اوتنبرگ حرفه خود را در سال های دهۀ 1970 در سیاست آغاز کرد، دورانی که در آن اکثر زنان یا شغل داشتند یا خانواده، ولی هر دو را نداشتند. شپی آبراموویتس، همسر یک سفیر آمریکایی که خود نیز سیاستمدار بود، به اوتنبرگ کمک کرد تا نخستین کار خود را در کنگرۀ آمریکا به دست آورد. اوتنبرگ، آبراموویتس را به خاطر تعهدش به شغل و خانوادۀ خود تحسین می کرد. اوتنبرگ به یاد می آورد که فکر می کرد "می خواهم این طور باشم." اوتنبرگ گفت، در حالی که می داند هم یک مادر نمونه و هم یک مدیر نمونه بودن کاری غیر ممکن است، همیشه خواسته است از این موضوع که خانواده اش احساس اهمیت می کند اطمینان یابد. او گفت: "هر بار یکی از فرزندانم با من تماس می گرفت، من به تلفن او جواب می دادم."