View Other Languages

We’ve gone social!

Follow us on our facebook pages and join the conversation.

From the birth of nations to global sports events... Join our discussion of news and world events!
Democracy Is…the freedom to express yourself. Democracy Is…Your Voice, Your World.
The climate is changing. Join the conversation and discuss courses of action.
Connect the world through CO.NX virtual spaces and let your voice make a difference!
Promoviendo el emprendedurismo y la innovación en Latinoamérica.
Информация о жизни в Америке и событиях в мире. Поделитесь своим мнением!
تمام آنچه می خواهید درباره آمریکا بدانید زندگی در آمریکا، شیوه زندگی آمریکایی و نگاهی از منظر آمریکایی به جهان و ...
أمريكاني: مواضيع لإثارة أهتمامكم حول الثقافة و البيئة و المجتمع المدني و ريادة الأعمال بـ"نكهة أمريكانية

03 ژوئن 2008

آموزش مناسب درباره حمایت گرایی

 

گری هاف بائر و کستاتینو پیشدا

 

اقتصاد آسیب دیده از جنگ شرق آسیا از سیاست های حمایت گرایی برای احیای اقتصاد خود استفاده کمی کرد. هرچند، امروزه کشورهای در حال توسعه نباید تاریخ را اشتباه تفسیر کنند،. تنها زمانی که ژاپن، کره جنوبی، و تایوان بازارهای خود را به روی واردات باز کردند متوجه گسترش سریع و متداوم اقتصاد خود شدند. موانع حمایت گرای باقی مانده ،تنها از طریق این موفقیت های بزرگ از بین می روند.

گری هاف بائر، همکار ارشد رجینال جونز در موسسه اقتصاد بین الملل پیترسون در واشنگتن و کستانتینو پیشدا دستیار تحقیقاتی موسسه پیترسون است.

 

بعد از جنگ جهانی دوم ، شرق آسیا از فقر مطلق به رفاه قابل ملاحظه ای رسید. در بازنگری ، ژاپن، کره جنوبی و تایوان به عنوان نماد های تاریخی افزایش رشد به وسیله حمایت گرایی به شمار می روند. در واقع، تمامی این کشورها با کمی اختلاف سیاست های حمایت گرایی را در دهه اول دوران ارتقا بعد از جنگ اتخاذ کردند. اگر این حمایت گرایی برای آنها موثر بود، منتقدان تجارت آزاد بر این عقیده اند که چرا فقیرترین کشورهای آفریقا، آسیا، آمریکای لاتین امروزه چنین رویکردی را در دستور کار خو دقرار نمی دهند؟

 

نظریه

 

اساس نظری حمایت تجاری بر اشتباهات بازار که می توانند با دخالت دولت درست شوند قرار دارد. چندین مثال در زیر آورده شده است:

 

  • اگر فعالیت های کارخانه الف باعث سود رسانی به کارخانه ب بدون هیچ هزینه ای شود، به طور مثال، با ایجاد نیروی کار آموزش دیده که کارخانه ب بتواند آنها را استخدام کند، کارخانه الف سرمایه گزاری کمی در آموزش کرده است. یارانه های دولتی برای پرداختن خدمات آموزشی کارخانه الف می تواند به نفع کل سیستم تولیدی باشد.

 

  • اگر یادگیری همراه با کار، امری ضروری برای رسیدن به موفقیت است، یک کارخانه تنها به وسیله تجربیات بالای تولیدی می تواند در سطح بین المللی رقابت کند. هرچند، در طول دوران آموزشی ، کارخانه ممکن است متحمل خسارت های مالی فراوانی شود. تا زمانی که بازار سرمایه آینده نگر، اعتبار مناسب را تامین نماید، کمک های دولت برای آغاز فعالیت های کارخانه ضروری به نظر می رسد.

 

  • کارخانه الف (شرکت مهندسی معدن) سودآور خواهد بود در صورتی که کارخانه ب ( مثلا شرکت راه آهن) تاسیس شده باشد و برعکس. دولت می تواند به هماهنگ سازی روابط تجاری دو کارخانه کمک کند.

 

 

این سه مثال، نشان دهنده شکست های بازاری است که دخالت سیاسی را توجیه می کند. هرچند، سوال واقعی این است که آیا چنین احتمالات نظری در عمل اهمیت دارند یا خیر. و در نهایت، نظریه های زیادی در روی دیگر این بحث حمایت وجود دارند : نظریه مزیت نسبی دیوید ریکادو ، قدرت تثبیت شده رقابت برای افزایش کارآیی، و خطر شناخته شده در مورد افزایش فساد مالی به وسیله حمایت گرایی.

نمونه: ژاپن

ژاپن در اولین مرحله بهبود اقتصاد خود، بین پایان جنگ جهانی دوم و جنگ کره (1945-1955) شاهد رشد سریعی بود. دولت از بخش های کلیدی به عنوان بخشی از سیاست صنعتی گسترده تر حمایت می کرد تا سطح صنعتی خود را در همان سطح قبل از جنگ حفظ کند. سیاست دولت بر روی صنایع سنگینی تمرکز داشت که به سختی آسیب دیده بودند ، مانند فولاد، مواد شیمیایی و تجهیزات حمل و نقل.

در بازنگری، بهبود اقتصاد ژاپن آسان بود زیرا تجربیات پیش از جنگ، مهارت های مدیریتی و شبکه های صنعتی دست نخورده باقی مانده بودند. اما ذخیره های داخلی و تبادلات ارزی برای بازسازی برای ذخیره سرمایه فیزیکی و خرید داده ها و تکنولوژی از دیگر کشورها دیگر در دسترس نبودند. دخالت دولت بدون شک باعث افزایش ذخیره و منظم شدن تبادلات ارزی شد. دستیابی به این اهداف به جای تولید ، باعث افزایش روند بهبود اقتصاد بعد از جنگ شد.

در مرحله دوم، ( اواسط 1950تا اوسط 1980) اقتصاد ژاپن به جز در کشاورزی دارای رشد سریعی بود و ژاپن در مدت کوتاهی توانست قدرت بین الملل تکنولوژی در دنیا باشد. محدودیت های تجاری نقش کوچکی در موفقیت با ثبات ژاپن ایفا کردند. در واقع، در سطح صنعتی، اقتصاد دانان می توانند رابطه منطقی میان حمایت کارآمد و صادرات ژاپن نشان دهند.

به همین صورت، در سال 1955 تا 1990، اقتصاددان شاهد رابطه ای منفی میان حمایت کارآمد و تغییر در تولیدات هستند.همین متخصصان مکار مثبتی میان سطح واردات و رشد تولید پیدا کرده اند . حداقل، 2 مکانیسم برای توضیح این یافته ها وجود دارد. واردات داده های واسطه جدید و مدرن باعث افزایش کارآیی کارخانه های داخلی می شود ، به علاوه، واردات کارخانه های داخلی را در معرض رقابت قرار داده و با تحریک مدیریت باعث بهبود عملکرد می شود. رشد ژاپن می توانست بهتر از آن چیزی که بود بشود در صورتی که دولت از کارخانه های داخلی حمایت کمتری می کرد.

نمونه : کره جنوبی

جنگ کره( 1950-1953) نیروگاه ها و تجهیزات کره را با آسیبی جبران ناپذیر مواجه کرد ، اما کارگران باقی مانده مهارت های خود را به دوران بعد از جنگ انتقال دادند. در همان دهه، دولت دیدگاه حمایت گرایی اتخاذ و نه تنها موانع تجاری شدیدی وضع کرد بلکه نرخ تغییری با قیمت بسیار بالا در پیش گرفت. ترکیبی از تجارت، مالیات ، اعتبار و سرعت تبادلات به اقتصاد کره تکانی به نفع صادرات کره داد.

در طول1961 تا 1980، صادرات کره تقریبا 24 درصد سالانه رشد داشت در حالی که صادرات در بازده اقتصادی کره از 5 درصد به 33 درصد افزایش پیدا کرد. هنگامی که مرحله اول توسعه صنعتی بر بخش های کاربر فعالیت داشت ، در اوایل 1970 کره به مرحله دوم تولید سرمایه بر و تکنولوژی بر وارد شد. البته امروزه، کره به صادر کننده اصلی الکترونیک ، ماشین آلات ، فولاد و ماشین تبدیل شده است.

اما حمایت مازاد از عملکرد کلی کره کاسته است. اطلاعات جمع آوری شده از 38 صنعت کره ای در سال های 1963-1983 نشان دهنده رابطه منفی میان حمایت و رشد تولیدی است. ژانگ وا لی، اقتصاد دان دانشگاه کره، در سئول می گوید: " اطلاعات کره نشان دهنده آن است که دخالت کمتر در تجارت با رشد تولیدی بیشتر رابطه دارد. " در واقع، منافع قدیمی، الگوی حمایت گرایی کره را بهتر از محاسبه منافع اقتصادی توضیح می دهند.

نمونه: تایوان

حیات دوباره اقتصاد تایوان را می توان به دو مرحله تقسیم کرد: در مرحله اول، به دنباله پایان جنگ های داخلی در چین در سال 1949 تا اواخر 1950 ، دولت تایوان تعرفه های زیاد و موانع غیر تعرفه ای را برای محدود کردن واردات و گسترش صنایع داخلی وضع کرد.

در مرحله دوم، طی سال های 1960 و 1970 رهبران تایوان به سیاست برون گرایی و آزاد سازی واردات و تصحیح پول گران قیمت روی آوردند. آنها به این مسئله پی بردند که دیدگاه درون گرای تایوان با در دست داشتن حجم کوچکی از بازار داخلی، افق های رشد کشور را محدود می کند.

در طول مرحله برون گرا ، صادرات تایوان رشد فزاینده ای پیدا کرد. حجم صادرات اقتصادی از 5/8 درصد در

سال 1952 به 5/44درصد در سال 1976 افزایش پیدا کرد. صادرات تولیدی مسئول کمتر از 8 درصد از کل صادرات در سال 1955 و بیشتر از 91 درصد در سال 1976 بوده اند.

در مرحله دوم،تایوان موانع تجاری به خصوص در مورد کشاورزی اعمال کرد اما حمایت مازاد امتیازی برای صاحبان منافع خاص و نه کمکی به رشد اقتصاد محسوب می شد. رشد تایوان علی رغم اقدامات محدودیتی و نه به دلیل آنها شکل گرفت. مطالعات مختلف نشان دهنده آن است که حمایت تجاری تایوان به جای اشتباهات بازار توسط ملاحظات سیاسی هدایت می شده است.

درس های فرا گرفته شده

درس هایی که از تجارب بعد از جنگ ژاپن ، کره جنوبی و تایوان گرفته شده ، مشخص هستند: دوران طولانی رشد به دلیل آزاد سازی تجارت و نه حمایت گرایی بوده است. بعد از مرحله اول دیدگاه درون گرا، هر سه کشور اقتصاد خود را به سوی رقابت خارجی باز کردند. با انجام این کار ،به میزانی از رشد اقتصادی دست یافتند که در تاریخ جهان کمتر دیده شده است. حمایت گرایی یک شبه حذف نشد و شواهد حاکی از آن است که حمایت مازاد از عملکرد مناسب کاسته است.

کسانی که از موانع تجاری استقبال می کنند ممکن است بگویند رشد شرق آسیا به دلیل سیاست های حمایت گرایی آغاز شده است. اما بخشی از این صحبت به دلیل عدم توانایی در تفاوت گذاری میان شروع روند رشد و تداوم آن در دوره ای طولانی درست نمی باشد. در هر سه نمونه، توسعه بعد از جنگ آغاز شده است. رشد اقتصادی در اولین مرحله به راحتی اقتصاد شرق آسیا را به سطح قبل از جنگ باز گرداند.

بلا بالاسا، از دانشگاه جان هاپکیینز، که طرفدار رشد از طریق صادرات است،به نقش مثبت جایگزینی واردات در سال های اول رشد کره و تایوان اشاره می کند. هر چند، نقش مثبت حمایت تنها محدود به دوره کوتاهی است که درآن تولید داخلی جایگزین واردات کالاهای مصرفی شده بود. زمانی که این پروسه تکمیل شود، اقتصاد شرق آسیا نیاز به بازگشایی به سمت بازار جهانی دارد تا بتواند از داده ای واسطه بهره مند شده و فروش بیشتری داشته باشد. در زمینه رشد سرانه در تولید اقتصادی، سالهای دوران برون گرایی عملکرد بهتری نسبت به دوران درون گرا دارد . در مورد کره، به طور مثال، رشد سالانه سرانه تولید اقتصادی بین سال های 1955 تا 1965 2/8 درصد در طی ده سال بعدی بوده است.

درس بر گرفته شده از تجارب شرق آسیا برای کشورهای در حال توسعه در سال 2006 (و نه 1946) این است که رشد با دوام نیازمند کاهش موانع برای تجارت جهانی است.

نظریات بیان شده در این مقاله بیانگر دیدگاه یا سیاست های دولت آمریکا ، بانک جهانی و یا موسسه اقتصاد بین الملل پیترسون نمی باشد.

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟