View Other Languages

We’ve gone social!

Follow us on our facebook pages and join the conversation.

From the birth of nations to global sports events... Join our discussion of news and world events!
Democracy Is…the freedom to express yourself. Democracy Is…Your Voice, Your World.
The climate is changing. Join the conversation and discuss courses of action.
Connect the world through CO.NX virtual spaces and let your voice make a difference!
Promoviendo el emprendedurismo y la innovación en Latinoamérica.
Информация о жизни в Америке и событиях в мире. Поделитесь своим мнением!
تمام آنچه می خواهید درباره آمریکا بدانید زندگی در آمریکا، شیوه زندگی آمریکایی و نگاهی از منظر آمریکایی به جهان و ...
أمريكاني: مواضيع لإثارة أهتمامكم حول الثقافة و البيئة و المجتمع المدني و ريادة الأعمال بـ"نكهة أمريكانية

05 ژوئن 2008

مسائل جهانی در آموزش عالی

 

نویسنده: استیون هاینمن

 

استیون  هاینمن، استاد رشته "سیاست آموزشی بین المللی" در دانشگاه واندربیلت واقع در نشویل تنسی است.  وی که اغلب مقالاتش در نشریات تخصصی به چاپ می رسد دارای 22 سال تجربه کاری در بانک جهانی است و به کشورهای بسیاری سفر کرده است.

 

عوامل مؤثر جهانی بسیاری از جنبه های زندگی روزمره و در نتیجه آن سیاستهای ما را برای کنار آمدن با شرایط موجود تحت تأثیر قرار داده است. بعنوان مثال، در دهه 1970 اتکاء به منابع مالی دولت برای دستیابی به رشد اقتصادی موضوعی عادی بود. امروزه سرمایه گزاری خصوصی از کمکهای خارجی و همیاری عمومی نیز پیشی گرفته است.

 

زمانی نیز تصمیمهای صنعتی بر اساس نظرات تاَمین کنندگانی گرفته می شد که در نزدیکی همان محل سکونت داشتند و به همان زبان صحبت می کردند. امروزه تصمیمات صنعتی بر اساس مزایای تطبیقی جهانی اتخاذ می شود. یک کارخانه تولید یارانه ممکن است در نشویل تنسی؛ ایرلند شمالی و یا مالزی واقع شده باشد؛ یک کارخانه نساجی ممکن است در بنگلور هند و یا سورونا در مکزک باشد؛ و یک مزرعه میوه های زمستانی در فلوریدا، شیلی و یا مراکش باشد.

 

اهداف آموزشی

عوامل مؤثرجهانی آموزش عالی را نیز تحت تأثیر قرار می دهند. امروزه تقریباً هر کشورسه هدف را در زمینه آموزش عالی خود دنبال می کند. اوّل نیاز برای دستیابی گسترده تربه آموزش عالی چون دستیابی به آموزش عالی در هرگوشه از جهان بسرعت روندی صعودی را طی می کند. در دهه 1960 به ندرت کشوری در اروپای غربی پیدا می شد که نسبت گروه سنی آن در آموزش عالی (18 به 22) به بیشتر از 8 در صد می رسید؛ امروزه به ندرت می توان کشوری را در اروپای غربی سراغ گرفت که نسبت یاد شده در آموزش عالی آن پایین تر از 35 در صد باشد. ثبت نام در سطح جهانی بین 10 تا 15 در صد هر ساله افزایش می یابد که این رقم کشورهای طبقه متوسط و کم در آمد آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین را نیز در برمی گیرد.

 

نتیجه: نقاط انگشت شماری در جهان وجود دارد که آموزش عالی صرفاَ شامل آموزش "نخبگان" می شود، یعنی کشورهاییکه در آن آموزش عالی به پایین تراز 15 در صد گروه سنی می رسد. آموزش عالی به "آموزش جمعی" تبدیل شده است. تعداد ثبت نام شدگان در دانشگاه ملی اوتونوما  واقع در مکزیک، 269,000 نفر است؛ تعداد دانشجویان در دانشگاه دهلی 309,000 است؛ دانشگاه آناطولی (ترکیه) بیش از یک میلیون دانشجو دارد؛ و تعداد ثبت نام شدگان در دانشگاهی که ممکن است بزرگترین دانشگاه خصوصی جهان باشد، یعنی دانشگاه آزاد اسلامی ایران، با 145 شعبه،  850,000 دانشجو است.  تصویری که ممکن است از گذشته در باره مؤسسات آموزش عالی بعنوان خلوتگاه هایی که درانزوا بوده و به آموزش معدود افرادی برگزیده می پرداختند در اذهان وجود داشته باشد می باید تغییر کند. واقعیت آنست که امروزه آموزش عالی اغلب مقوله ای خشک و بی روح است -- صف های طولانی برای ورود به کلاسهای درس کهنه شده، کتابخانه هایی با کتب بیشمار مفقود شده، دیوار های ترک خورده، رنگهای ریخته شده، و شیرهای آبی که چکه می کنند.

 

هدف دوّم در هر کشور بهبود بخشیدن به کیفیت آموزش عالی است. طی دهه گذشته در معیاری که بتواند به تعریف کیفیت آموزش عالی کمک کند، انقلابی صورت گرفته است. آموزش عالی با کیفیت بالا اینک نیازمند نوگرایی الکترونیکی در کلاسهای درس، خوابگاه ها، کتابخانه ها، آزمایشگاه های علوم و سالنهای مطالعه است. سن دانشجویان اغلب بالاتر رفته،  بصورت نیمه وقت کار می کنند و محل زندگی آنان دوراز محوطه دانشگاه است. ملاک برای برخورداری ازکیفیت بالا، دیگر کتابهای درسی نیست بلکه اطلاعات کاملاً به روزشده ای است که از منابع چاپی یا الکترونیکی می توان بدست آورد. اطلاعات برای دانشجویان پویش شده و از طریق اتصال رایانه ای در دسترس آنان قرارمی گیرد. دانشجویان در هر نقطه که سکونت داشته باشند و یا بهنگام سفر می توانند به اطلاعات مربوط به برنامه آموزشی خود دسترسی پیدا کنند.

 

جالب تر اینکه، مقررات مربوط به کلاس درس نیز تغییر کرده است. زمان کلاس درس دیگر به جمع آوری اطلاعات برای دانشجویان اختصاص ندارد بلکه در عوض مختص تجزیه و تحلیل اطلاعاتی است که قبل از تشکیل کلاس درس جمع آوری شده است. اینترنت و سایر اشکال اطلاعات الکترونیکی کاربرد کتابخانه های سنّتی را تغییر داده و کیفیت آنرا افزایش داده است. اعضای هیأ ت علمی و دانشجویان دیگر نیاز کمتری به حضور فیزیکی در مکان دارند. زمانی معروفیت یک کتابخانه دانشگاهی به میزان منابع آن بود. امروزه معروفیت آن به میزان دستیابی آن به اطلاعات بستگی دارد. تفاوت بسیار زیاد است. هریک از کتابخانه های دانشگاههایی که از کیفیت بالا برخوردارند، باندازه کافی پول در اختیار دارند که بتوانند به "شبکه های اطلاعاتی" اختصاصی که در آن داده ها با یکدیگر مبادله می شوند، متصل شوند.

 

شبکه های کتابخانه های دانشگاهی شبکه هایی انتقالی بوده و کتابخانه های دانشگاه ها در اروپا، آسیا و امریکای شمالی را پوشش می دهند. دستیابی به اطلاعات همان چیزی است که کتابخانه های مجهز را از کتابخانه های عادی متمایز می سازد. تمامی خدمات دانشگاهی، هم آموزشی و هم کتاب شناسی، از طریق تسهیلات باند پهن اطلاعاتی ارائه می شود. در حقیقت درجه بندی دانشگاه ها در حال حاضر به اندازه پهنای باند اطلاعاتی یک دانشگاه بستگی دارد. دانشگاه هایی که پهنای باند کمتری دارند نمی توانند از نظر کیفیت با دانشگاه هایی که از پهنای باند بیشتری بر خوردارند رقابت کنند.

 

سوّمین هدف دانشگاه ها در سراسر جهان عبارتست از پیشبرد عدالت، یعنی اعطاء کمک هزینه تحصیلی به دانشجویان ممتازاز میان خانواده های مستمند و یا ازمناطق محروم. بسیاری از دانشگاه های درجه یک آنقدر منابع مالی در اختیار دارند که بتوانند از هر سه دانشجو به یک نفر کمک هزینه تحصیلی بپردازند و این بسیار فراتر از آن چیزی است که از طریق منابع دولتی امکان پذیر خواهد بود. 

 

منابع مالی

امّا رسیدن همزمان به هر سه هدف بسیار پر هزینه است و تنها چند کشور معدود میتوانند از عهده مخارج آن از طریق استفاده از منابع دولتی بر آیند. با در نظر گرفتن افزایش تعداد دانشجویان و بالا رفتن انتظارات آنان از نظر کیفی و کمّی، دیگر منابع مالی موجود کافی بنظر نمی رسند. کمبود منابع مالی دولتی احتمالاً همیشگی خواهد بود و این امر به معضلی جهانی تبدیل خواهد شد.

چگونه آموزش عالی می تواند با موفقیت از عهده هزینه اهداف خود، از جمله هدف همیشگی آن برای خدمت بهتر به جامعه، برآید؟ یک چنین معضلی هم مؤسسات دولتی و هم مؤسسات خصوصی را شامل می شود. بعنوان مثال، در ایالات متحده دانشگاه های دولتی تنها 15 تا 20 در صد بودجه های جاری خود را از مراجع قانونی ایالتی تاًمین می کنند؛ دانشگاه مسئول تأمین مابقی است و از اینرو دانشگاه های دولتی و خصوصی که از کیفیتی بالا برخوردارند، در مدیریت اهداف و سیاستهایشان یکسان خواهند بود. 

تا آنجا که من می دانم، تمامی دانشگاه ها می توانند در چهار گروه طبقه بندی شده حق گزینش داشته باشند و برای آنها تقاضای کمک مالی نمایند:    

·        آنها می توانند از راههای متداول (نظیر بالا بردن شهریه ها، دریافت اجاره بها برای تأسیسات و افزایش هزینه های ثابت ) به در آمد خود بیافزایند؛

·        آنها میتوانند منابع در آمد زای خود را متنوع سازند (مانند اجرای حق انحصاری اثر برای اختراعات و یا سرمایه گزاری در بازارهای سهام)؛

·        آنها می توانند منابع موجود را بگونه ای مؤثر تر اختصاص دهند (بعنوان مثال، تغییر جهت از سرمایه گزاری جزء به سرمایه گزاری کل، متمایز کردن حقوق اعضاء هیأت علمی و غیره)؛ و یا

·        آنها می توانند برنامه ها و خدماتی را که منسوخ شده است حذف کنند (بعنوان مثال علوم خانگی).

 

تمامی این گزینه ها بحث انگیزند. دانشگاه هایی که از کیفیت آموزشی بالایی بر خوردارند نه تنها در افزایش منابع موفق تر هستند، بلکه در اختصاص دادن مجدد منابعی که بدست آورده اند هوشیارانه ترعمل می کنند تا بدینوسیله عملکرد خوب و عامّه پسند آنها حفظ شود. البته مؤسسات مختلف در این مورد که تا چه حد می توانند در تأمین بودجه اهداف خود موفق باشند اختلاف نظر دارند. برخی کند تر حرکت می کنند زیرا هنوز متوجه نشده اند که برای آنکه دانشگاهها بتوانند از کیفیتی بالا بر خوردار باشند، اکنون باید همگی تأمین بودجه و مدیریت را در دست خود بگیرند.

بعضی امکان دارد چنین روندی را به "تجاری کردن" آموزش عالی تعبیر کنند. برخی دیگر ممکن است به آن بعنوان جهانی شدن "الگوی امریکایی" آموزش عالی بنگرند. من بگونه ای متفاوت آنرا بعنوان نیازی برای بهینه کردن منابع می بینم. من چنین روندی را نه بعنوان تجاری کردن بلکه بعنوان تخصصی کردن آموزش عالی درجستجوی بحق آن برای برتری توصیف می کنم، به آن نه بعنوان الگویی امریکایی بلکه بعنوان الگویی موفق می نگرم که در آن تمامی ارکان آموزش عالی باید مشارکت داشته باشند تا بتواند پاسخگوی آن چیزی باشند که اکنون بدلیل کمبود منابع دولتی از آن بعنوان یک معضل جهانی نام برده می شود.         

 

همبستگی اجتماعی

عامل جهانی دیگری نیز آموزش عالی را تحت تأثیر قرار می دهد که ارزش مطرح کردن را دارد و آن روشی است که از طریق آن آموزش عالی به همبستگی اجتماعی یک ملت کمک می کند (یا مانع آن می شود). آموزش عالی، چه در بخش دولتی و چه در بخش خصوصی، در ایجاد اطمینان پیرامون همزیستی مسالمت آمیز شهروندان با یکدیگر و با همسایگان خود، و اینکه فارغ التحصیلان دانشگاهها از لحاظ فنّی می توانند عملکردی در حد انتظار در بازار کار داشته باشند نقشی برای ایفا کردن بر عهده دارد.

 

اینکه هدف اوّلیه دانشگاهها آموزش است، تحقیق است و یا آمادگی حرفه ای، تمام آنها در تلاش اند تا همبستگی اجتماعی جامعه را از طریق دو سازوکار تحت تأثیر قرار دهند. یک سازوکار آنها از طریق برنامه آموزشی و حرفه ای در آموزش تاریخ، فرهنگ، زیست شناسی، فیزیک، مهندسی و بوم شناسی است. دانشگاه هایی که از کیفیتی آموزشی بالا برخوردارند در رابطه با سعه صدر و صداقتی که از خود در مقابل ادبیات و آثار ادبی جهان نشان می دهند –  که آزادانه و تا حد امکان تحت عناوین مختلف  در دسترس دانشجویان قرار گرفته است –  تعریف می شوند.    

  راه دوّم روشی است که از طریق آن یک دانشگاه الگویی از رفتار خوب و معیار های حرفه ای را به نمایش می گذارد. این روش نشان دهنده میزان اهمّیتی است که یک دانشگاه صادقانه و منصفانه برای عملکرد دانشگاهی قائل است، یعنی میزان طرفداری و پایبندی آشکار هیأت علمی و اجرایی آن به اصول اخلاقی، و میزان جانبداری آن از بحث آزاد و احترام به عقاید گوناگون. هر چه که یک دانشگاه این خصوصیات را بیشتر از خود بروز دهد امکان بیشتری برای دانشجویان آن در اثبات خود بعنوان سرمایه های انسانی ازطریق کسب دانش و مهارت فراهم خواهد آمد و آنان به سرمایه اجتماعی که سبب ایجاد تمایل برای فدا شدن در راه یک هدف مشترک و همچنین تحمل و درک اراء و عقاید دیگران می شود کمک بیشتری خواهند کرد .      

 

دانشگاه هایی که در صد بیشتری از سرمایه انسانی و اجتماعی را بنمایش می گذارند از کیفیتی بالا بر خوردارند، و این دانشگاه های با کیفیت بالای آموزشی می باشند که بیشترین اثر مثبت را در همبستگی اجتماعی ملتها خواهند داشت. این بدان معناست که دانشگاه هایی که در آن فساد بچشم می خورد و نمرات و تصمیم گیری در مورد پذیرش دانشجویان و پایان نامه ها را می شود با دادن رشوه عوض کرد، دانشگاه هایی هستند که همبستگی اجتماعی را به مخاطره می اندازند. یک دانشگاه فاسد بجای آنکه الگویی از رفتار خوب ارائه دهد، الگویی متضاد را بنمایش می گذارد یعنی رفتاری که آینده ملت را به مخاطره می افکند.

 

امروزه مبارزه با فساد در آموزش عالی مسئله ای است جهانی و مخاطرات در این راه بسیار زیاد است. روش بلونیا که از طریق آن اعضاء اتحادیه اروپا برای هماهنگ کردن نظام های آموزش عالی خود بمنظور ایجاد تحرک بیشتر در میان دانشجویان و کارکنان در تلاش اند و رهنمود های نوین یونسکو در مورد پایان نامه ها فرصتی را برای دانشگاه ها در نقاط مختلف جهان پدید می آورد تا از نظر کیفیت برنامه ها با یکدیگر مقایسه شوند. تمایل دانشگاهی که از کیفیتی بالا بر خوردار است برای مقایسه با دیگر دانشگاهها اغلب به این بستگی دارد که آن دانشگاه تا چه میزان بتواند ثابت کند که فساد در آن جریان ندارد.

 

بار سنگین اثبات چنین امری بر دوش بازرسی ها و بررسی های خود دانشگاه است. در صورتیکه دانشگاه نتواند صداقت خود را به اثبات برساند، دانشجویان آن دانشگاه مادام العمر از امتیازات بازار کار محروم خواهند شد و مردم مجاز به پرسیدن این سئوال خواهند بود که سرمایه ملی تا چه میزان بدرستی مصرف شده است.   

 

بطور خلاصه، "الگویی" موفق از آموزش عالی بگونه ای فزاینده در حال اجرا در تمامی مناطق جهان می باشد و آن الگویی است که بر طبق آن مؤسسات آموزش عالی خود قادر به تأمین نیاز های مالی برای اجرای اهداف خود باشند. بوضوح آشکار می شود که آموزش عالی نقشی بی همتا را برای ایفا در همبستگی اجتماعی یک ملت دارا است، امّا این نقش میتواند در قالب الگویی از رفتار غیر حرفه ای منفی یا با دستیابی به معیارهای بین المللی رفتار، نقشی مثبت باشد.

 

عقاید ابراز شده در این مقاله الزاماً منعکس کننده نظرات و یا سیاستهای دولت امریکا نمی باشد. منبع: شماره فوریه 2006  نشریه الکترونیک ایالات متحده.

 

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟