03 جون 2008

ژوزت شيران شاينر(Josette Sheeran Shiner)
معاون وزير امور اقتصادی، بازرگانی و کشاورزی آمریکا

ژوزت شيران شاينر، معاون وزير امور اقتصاد، بازرگانی و کشاورزی آمریکا، به بحث پيرامون رابطۀ ميان تجارت و رشد اقتصادی می پردازد. چرا برخی از کشورها از رشد اقتصادی قوی تری برخوردارند در حالي که ديگران چنين نيستند؟ در طول سال های 1975 تا 2003 بيش از نيمی از کشورهای جهان از رشد سرانل توليد ناخالص داخلی کمتر از 1 در صد بر خوردار بودند. حدود يک سوم از کل کشور ها عملاً فقير تر شدند. اين رقم در صورتی که بتوان داده های مربوط به بيش از 35 کشور ديگر را با نهادهایی آنقدر فقير که قادر به جمع آوری آمار موثق نمی باشند ادغام نمود، حتی از اين هم فراتر خواهد رفت.
اقتصاد دانان و کارشناسان توسعه که به دنبال جواب می گردند به شکلی فزاينده در حال يافتن ارتباط آن تجارت می باشند. اگر کسی به دقت به رویدادهای جهان در قرن اخير بنگرد، در می یابد که به سختی می توان به مدارکی قانونمند در مورد مزايای حمايت از محصولات داخلی دست يافت. با وجود اين، نمونه هايی از درک نا درست از سياست های حمايت از محصولات داخلی همچنان موجود است: انزوا گرائی آمريکا به دنبال سقوط بازار بورس در سال 1929 سبب به وجود آمدن "رکود اقتصادی بزرگ" در جامعه شد؛ برنامه های وارداتی کشورهای در حال توسعه در دهه های 1960 و 1970 سبب تضعيف روند رشد اقتصادی شد؛ و کمونيسم سبب عقب ماندگی و توقف بهره وری، ابتکار، و آزادی اقتصادی شد. حمايت از محصولات داخلی منافع پايداری در بر ندارد. از طرف ديگر، آزاد سازی تجارت به شکلی چشمگير به رشد اقتصادی، کاهش فقر و ثبات در سر تا سر جهان کمک می کند. بررسی های اقتصادی اثبات می کند کشور هايی که از تجارت بازتری بر خوردارند نقش بيشتری در تجارت جهانی ايفا می کنند و از ضریب رشد بالاتری بهره می برند تا کشورهايی که اقتصاد بسته تری دارند. در ميان کشورهای در حال توسعه، کشور هایی که در دهۀ 1990 نقش بيشتری در تجارت جهانی ايفا کردند از ضریب رشدی سه برابر بيشتر از کشورهايۀ که نقش اقتصادی کم تری داشتند بهره مند شدند. چين و هند، دو نمونۀ کاملاً بارز از قدرت آزاد سازی تجارت می باشند. سی سال پيش هر دوی اين کشورها از فقر مفرط رنج می بردند. امروزه نيز آنان عمدتاً از همان منابع اصلی آن زمان بر خوردارند. و نظام های سياسی اين کشور ها تقريباً در طول سال ها دست نخورده باقی مانده است.
با وجود اين، امروزه هر دو کشور در ميان کشورهايی قرار دارند که از رشد اقتصادی بالايی در جهان بر خوردارند. چه چيز تغيير کرده است؟ آنها بازارهای خود را به روی جهانیان گشودند، که بيشترين تأثير را در کاهش فقر در تاريخ جهانی داشته است. بر اساس گزارش “Oxfam” که سازمانی غير دولتی است، اگر آفريقا، آسيای شرقی، آسيای جنوبی و آمريکای لاتين هر يک سهم خود را در صادرات جهانی تنها 1 در صد افزايش می دادند، دست آوردهای حاصله در درآمد ملّی اين کشور ها می توانست 128 ميليون نفر را از فقر نجات دهد. ايالات متحده نقش رهبری را در افزايش فرصت های اقتصادی از اين قبيل در گوشه و کنار جهان و از طريق پيشبرد روش های نو و ابتکاری در سياست های اقتصادی که سبب ارتباط میان تجارت، دريافت کمک و توسعه می شود ايفا می کند. کاندوليزا رايس وزير امور خارجه بر قدرت تجارت و رشد در تغيير جوامع بدين گونه تأکيد کرده است: "شايد برای ايالات متحده ابزاری مهمتر از اين نباشد چرا که ما به فکر گسترش مردم سالاری و آزادی برخوردار از ثبات می باشيم تا این که به فکر استفاده از سیاست های اقتصادی، مزايای تجارت آزاد، مزايای کمک به توسعۀ... خود."
کاستن از موانع تجاری
از طريق برگزاری مذاکرات پيرامون تجارت بين المللی در سازمان تجارت جهانی (WTO)، ما در حال ارائه پيشنهاد های متهورانه ای در خصوص حذف تعرفه ها، سهميه ها، و يارانه هايی که سبب پيچيدگی تجارت می شود می باشيم. و در حال چالش با ديگران هستيم تا آنان را متقاعد سازيم که آنها نیز چنين رويه ای را در پيش گيرند. بخش عمدۀ توان اقتصادی آمريکا را می توان به کاهش موانع تجاری از سوی ايالات متحده و شرکای تجاری عمده آن نسبت داد.
در مورد کالاها، ميانگين نرخ تعرفه ها در ميان کشورهای عضو OECD (سازمان همکاری و توسعه اقتصادی) از 40 در صد در زمان جنگ جهانی دوم به کمتر از 4 در صد در زمان حال رسيده است. تعرفه های پايين تر سبب تشويق رقابت، ابتکارعمل و اختصاص مفید منابع، تبادل آراء و عقاید و فن آوری، و سرمايه گزاری خارجی می شود. تعرفه های تقليل يافته همچنين سبب کاهش هزينه های توليد صنايع شده و در توانمند ساختن آنها برای رقابت جهانی کمک می کنند. کشورهای در حال توسعه از فرصت بی نظيری برای بهره برداری از دست آوردهای تجارت آزاد بر خوردارند زيرا ميانگين تعرفه ها در اين کشورها به مراتب بيشتر از تعرفه ها در جهان توسعه يافته است و 70 در صد تعرفه هايی که در کشورهای توسعه يافته پرداخت می شود برای اقلامی است که از ساير کشور های در حال توسعه وارد می شود.اصلاح تجارت محصولات کشاورزی به عنوان قدمی حائز اهمیت در جهت گسترش توسعه اقتصادی کاملاً شناخته شده است و دستيابی به بازارهای کشاورزی از طريق مذاکرات جاری در WTO می تواند مليون ها نفر را از فقر برهاند. بر اساس گزارشی که از سوی بانک جهانی منتشر شده است، دلیل دستيابی بيشتر به بازار 93 در صد به خاطرمزايای حاصله از اصلاحات تجارت کشاورزی جهانی می باشد. در مورد کشورهای در حال توسعه، تقريباً تمامی مزايا در نتيجه کاهش تعرفه واردات آنان حاصل خواهد شد. امّا، تجارت به خودی خود منجر به رشد، ايجداد فرصت های شغلی و کاهش فقر نمی شود. در صورتي که کشورها مايلند در تجارت آزاد سرمايه گذاری کنند و موجب تشويق رشد اقتصادی شوند، آنها بايد به نوبۀ خود سياستهای سالم ملّی را اعمال کنند: مدیریت رضايت بخش، اجرای قوانين، ایجاد نهادهای قدرتمند، سياست های درست پولی و کلان اقتصادی، و تعهد برای سرمايه گزاری در مورد افراد از جمله این سیاست ها می باشند. پايداری اين نوع سياست های صحيح حتی در بهترين شرايط کاری، بس مشکل است. با وجود اين، بسياری از کشورهای در حال توسعه با اعمال سياست هايی که موجب ممانعت از کار آفرينی می شود به اقتصاد خود لطمه زده اند. در صحرای آفريقا به طور متوسط شروع يک حرفه به بيشتر از 63 روز زمان و بيش از 200 در صد در آمد سرانه سالانه برای ثبت آن نياز دارد. اين ارقام در استراليا 2 روز و 1.9 در صد است. به موازات قدم هايی که کشور ها در جهت ايجاد اقتصاد های پايدار بر می دارند، سرمايه گزاران نيز برای تجارت با آنان و سرمايه گزاری در اين کشورها احساس اطمينان بيشتری می کنند. محيطی که با تجارت سازگاری بيشتری داشته باشد می تواند به جلب سرمايه های مستقيم خارجی کمک بیشتری کرده و فرصت های شغلی، در آمد و رشد اقتصادی بيشتری ایجاد کند.
شرح چالش هزاره
با درک اين موضوع، جورج بوش رئيس جمهوری آمریکا، برنامه ای جديد و ابتکاری را برای کمک به توسعه پيشنهاد کرد که به "شرح چالش هزاره" (MCA) معروف است. "مؤسسه چالش هزاره" (MCC) که دست اندر کار اجرای شرح چالش هزاره می باشد، به جمع آوری تجارب کسب شده در زمينۀ توسعه در طول 50 سال گذشته مبادرت می ورزد -- تا سياست های صحيح اقتصادی را با فرصت های نوين برای تجارت و سرمايه گزاری ارتباط دهد. .MCC عمدتاً به عنوان برنامه ای برای ارائه کمک عمل می کند ولی از ايجاد محيطی که از مزايای تجارت آزاد حمايت کند نيز پشتیبانی می کند. ايالات متحده همچنين در اجرای برنامه هايی که در کنار هم گذاشتن ابتکار عمل برای تقويت ظرفيت تجاری (TCB) به ابتکارات تجاری منجر می شود پيشقدم بوده است و TCB را به عنوان جزء جدایی ناپذیر برنامۀ تجارت جهانی، منطقه ای و دو جانبه خود قرار داده است -- ابزاری را که ملت های در حال توسعه در بهره گيری از تجارت آزاد به آن نيازمندند، در اختيار آنان قرار داده است. در حقيقت، دفتر نمايندۀ تجاری ايالات متحده، اداره ويژه ای را مخصوص رسيدگی به امور مربوط به تقويت ظرفيت تجاری ايجاد کرده است. اين اقدامات، ايالات متحده را به بزرگترين اعطاء کننده کمک های TCB تبديل کرده است که رقم اين کمک ها در سال 2005 بالغ بر 1.3 ميليارد دلار بود و سعی بر آن است که اين مبلغ تا سال 2010 به 2.7 ميليارد دلار در سال برسد.
نو آوری آمريکا در ايجاد ارتباط ميان تجارت، اعطاء کمک و توسعه، در حال حاضر نتايجی را در بر داشته است. موافقت نامۀ تجارت آزاد (FTA) ایالات متحده با آمريکای مرکزی برای اولين بار ثابت کرد که TCB جزء جدایی ناپذیر مذاکرات FTA است. در يک مورد، ايالات متحده به کشاورزان ال سالوادور کمک کرد تا از طريق بهبود روش های خود در زمینۀ بازاريابی، معيارهای مربوط به مواد غذايی، بهره وری و خدمات حمايت از محصولات خود، به بازارهای جديد وارد شوند. ميانگين در آمد آنان به بيش از دو برابر افزايش يافت. از آن زمان به بعد، اين الگو در مذاکرات آمريکا در چهارچوب FTA با کشورهای منطقه آند، اتحاديه گمرکات آفريقای جنوبی، تايلند و ديگر کشورها استفاده شده است. مؤسسه چالش هزاره (MCC) پا را از اين هم فراتر نهاده است. از زمان ايجاد آن در سال 2004، اين مؤسسه برنامه های کمک بالغ بر 900 ميليون دلار را با پنج کشور ماداگاسکار، هندوراس، کيپ ورد، نيکاراگوئه و گرجستان منعقد کرده است. کمی بيش از دو سال بعد از اعلام شاخص های MCA در فوريه سال 2003، متوسط تعداد روز ها برای شروع يک حرفه جديد در کشورهای واجد شرايط از نظر MCA تقليل يافت. به گفتۀ مقامات بانک جهانی، به دليل تأثير مشوق های MCA، پاراگوئه در سال 2004 دست به اصلاحات بسیاری در سياست های خود زد که هم امتياز اين کشور را در شاخص "روز های انتظار برای شروع يک حرفه" در MCA بهبود بخشيد و هم سبب افزايشی تقريباً 20 در صدی در ثبت شرکت ها نسبت به گذشته شد.آزاد سازی تجارت از اجزاء مهم و ضروری يک برنامۀ موفق برای رشد اقتصادی است. ايالات متحده خود را به کمک به دیگر کشور ها برای بر خورداری از شکوفائی اقتصادی و کاهش فقر جهانی متعهد می داند. و ما برای افزايش يک چنين فرصت هايی در خط مقدم قرار گرفته ايم و در اين باره با جامعه بين المللی و هر يک از کشور ها همکاری بسیار نزدیکی داریم. سفارتخانه ها و کنسولگری های ما در 135 کشور جهان به شکلی فعال در پيشبرد اين سياست در تلاش اند. اکنون بسياری از کشور ها به نقش حياتی ارتباط میان آزاد سازی تجارت و رشد اقتصادی واقف شده اند. از اين رو، طرح برنامه هايی که از اين تلاش حمايت کنند از اهميت فزاينده ای بر خوردار است. اطمينان داريم که در حرکت به سوی جلو در قرن بيست و يکم از طريق همکاری با يکديگر می توانيم به رونق اقتصاد جهانی بيافزاييم.
برگرفته از شماره فوريۀ سال 2006 نشريۀ الکترونيکی ايالات متحده آمريکا.