07 آوريل 2008

كالاها و خدمات

آمريكايی ها آنچه را كه مورد نياز و خواست جهان است، تولید می کنند.

 

(مقاله زير از نشريه وزارت امور خارجه ايالات متحده،نگاهی اجمالی به اقتصاد ايالات متحده آمريكا، اقتباس شده است.)

يك اقتصاد ملی از توليد كالاها و خدمات توسط آن كشور تشكيل می شود. توليد ناخالص ملی (GDP) واقعی، اين چنين بازدهی را كه توسط نيروی كار و دارايی در ايالات متحده توليد می شود می سنجد.

كارگران از سرمايه و منابع طبيعی استفاده می كنند تا كالاها و خدمات را توليد كنند. منابع طبيعی آنهايی هستند كه توسط سياره زمين تأمين می شوند: هوا، آب، درختان، ذغال سنگ، خاك.

سرمايه شامل سرمايه فيزيكی است: ابزارها، دستگاه ها، فناوری (پيشرفته و ساده). سرمايه، دارايی فكری را نيز در بر می گيرد: حقوق نسخه برداري، حق ثبت اختراعات، علائم تجاری. اين دارايی، سرمايه انسانی را نيز شامل می شود: آموزش، مهارت ها، تجربه.

بخش اعظم منابع طبيعی در ايالات متحده از زمينی ناشی می شوند كه به صورت خصوصی در مالكيت افراد و شركت ها قرار داشته يا از دولت ها در سطوح مالی و ايالتي، اجاره شده اند. دولت ها، مقررات استفاده از منابع طبيعي، مانند كنترل آلودگي، را وضع می كنند.

ايالات متحده از نظر منابع معدني، غنی است، هر چند در مورد بعضی از آنها از جمله نفت، از نقطه اوج توليد فراتر رفته است. اين كشور، خاك حاصلخيز بسيار و آب و هوای معتدلی دارد. امريكا خطوط ساحلی بسياری در اقيانوس های اطلس و آرام و خليج مكزيك دارد. رودخانه ها از مسافت های دوردست در داخل قاره سرچشمه گرفته و پنج درياچه بزرگ در مرز كانادا دسترسی بيشتری را به دريانوردی با كشتی فراهم می آورند. راه های آبی، خطوط راه آهن، بزرگراه ها، و حمل و نقل هوايی بسيار گسترده، 50 ايالت مستقل را به يك واحد اقتصادی واحد تبديل كرده اند.

افراد و شركت ها، مالك بخش اعظم فن آوری و ديگر سرمايه های فيزيكی ايالات متحده هستند. اقتصاد ايالات متحده به ويژه از نظر فن آوری اطلاعاتي، غنی است كه عامل موفقيت های عمده ای در زمينه توليد در دهه گذشته بوده است. دولت ها مقررات خريد، فروش، و استفاده از سرمايه را وضع می كنند.

افراد، شركت ها، دانشگاه ها، و نهادهای پژوهشی ديگر، مالك دارايی فكری هستند. دزدی فيلم ها، سی دی های موسيقي، و نرم افزارهای مشمول حقوق نسخه برداری و همچنين طرح های مشمول حق ثبت ايالات متحده در سطح جهان به ميزان ميلياردها دلار در سال تخمين زده می شود.

از زمانی كه ايالات متحده بردگی را در جنگ داخلی سال 1863 از ميان برد، همه كاركنان ايالات متحده مالك كار خود بوده و آزاد هستند تا آن را در مقابل دستمزد، به كارفرمايان بفروشند يا برای خودشان كار كنند – شغل آزاد. دولت ها مقررات استخدام كاركنان را وضع می كنند.

برای توليد كالاها و خدمات، مديران بنگاه های اقتصادي، نيروی كار، سرمايه، و منابع طبيعی را در واكنش به علامت های بازار سازمان دهی و جهت دهی می كنند. در يك ساختار تجاری سنتي، مديريت در قالب يك زنجيره مديريتی از بالا به پايين كار می كند. به عنوان مثال، در يك كارخانه معمولي، اقتدار از مدير ارشد، كه در پی اداره كل بنگاه به صورت كارآمد است، سرچشمه گرفته و به سطوح پايين تر مديريت به سركارگران در كارگاه جريان پيدا می كند.

بعضی از بنگاه های اقتصادی از سازمان انعطاف پذيرتری برخوردارند، به ويژه در صنايع مربوط به فناوری پيشرفته كه كاركنان ماهر، محصولات را به سرعت طراحی و اصلاح كرده و به صورت سفارشی در می آورند. اين شركت ها سازمان های خود را "مسطح" كرده اند به اين معنی كه شمار مديران را كاهش داده و اختيارات بيشتری را به تيم های ميان بخشی از كاركنان واگذار نموده اند. غالبا تيم هايی برای اجرای يك پروژه تشكيل يافته و پس از تكميل شدن پروژه، منحل می شوند و اعضای آنها به چالش های جديدی با گروه های ديگر منتقل می شوند.

حال اقتصاد ايالات متحده واقعا چه چيزی توليد می كند؟

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟