View Other Languages

We’ve gone social!

Follow us on our facebook pages and join the conversation.

From the birth of nations to global sports events... Join our discussion of news and world events!
Democracy Is…the freedom to express yourself. Democracy Is…Your Voice, Your World.
The climate is changing. Join the conversation and discuss courses of action.
Connect the world through CO.NX virtual spaces and let your voice make a difference!
Promoviendo el emprendedurismo y la innovación en Latinoamérica.
Информация о жизни в Америке и событиях в мире. Поделитесь своим мнением!
تمام آنچه می خواهید درباره آمریکا بدانید زندگی در آمریکا، شیوه زندگی آمریکایی و نگاهی از منظر آمریکایی به جهان و ...
أمريكاني: مواضيع لإثارة أهتمامكم حول الثقافة و البيئة و المجتمع المدني و ريادة الأعمال بـ"نكهة أمريكانية

19 مارچ 2009

یافتن همراهان از میان کتاب ها

 
بیچ مینه نگوین خاطرات خود را دربارۀ بزرگ شدن در یک خانوادۀ ویتنامی در غرب میانۀ آمریک در کتاب سرقت شام بودا، نوشته است.

نوشتۀ بیچ مینه نگوین

زمانی که خانوادۀ بیچ مینه نگوین قبل از سقوط سایگون در سال 1975 از ویتنام  فرار کرد، او کودکی بیش نبود. اولین کتاب این زن نویسنده، سرقت شام بودا، دربارۀ بزرگ شدن در یک خانوادۀ ویتنامی در غرب میانۀ آمریکا، در سال 2005 برندۀ جایزۀ پن/جرارد گردید. کتاب دیگر او با عنوان دختران کوتاه قد، در سال 2009 منتشر خواهد شد. نگوین به تدریس نویسندگی خلاق در زمینۀ آثار داستانی و غیر داستانی، و ادبیات آسیایی آمریکایی در دانشگاه پردو در وست لافایت، واقع در ایندیانا مشغول است.

من به عنوان فردی ویتنامی آمریکایی در یکی از شهرهای کوچک میشیگان که بیشتر سفیدپوست نشین بود، بزرگ شدم، و بهترین دوستانم را در کتاب ها پیدا کردم. آن ها راه فراری از تلاش های روزانۀ من برای ایجاد پیوند میان فرهنگ داخل و فرهنگ خارج از خانه بودند. این کتاب ها برای من آموزنده هم بودند: در مدتی کوتاه آموختم که از چیزهایی بگذرم و در این کشور به جلو به پیش روم، و برای این کار باید هر چه بیشتر با زبان آشنا می شدم و از آن بهره می جستم. به همین دلیل، هرچیزی را که پیدا می کردم می خواندم:  مجلات، پشت قوطی های برشتوک، راهنمای استفاده از وسایل، و بیشتر از هر چیز، کتاب، که از کتابخانه می گرفتم. من که همیشه بچه ای اهل ادبیات بودم، به این نتیجه رسیدم که ادبیات انگلیسی می تواند در آموختن زبان کمک مؤثری برای من باشد. جین آستن، چارلز دیکنز، و خواهران برونته از جملۀ اولین نویسندگان "بزرگسالی" بودند که به خواندن آثارشان پرداختم و سخت به آن ها علاقمند شدم. شیوۀ استفادۀ آن ها از شخصیت ها، پیرنگ، گفتگوها، صور خیال، و جمله بندی ها هنوز تا به امروز با من باقی مانده و بر ترکیب این عناصر در آثار داستانی و غیر داستانیم تأثیر زیادی داشته است. آن ها مرا به سوی آثار کلاسیک و علاقه به این آثار هم رهنمون شدند – از تراژدی های یونانی تا ادیت وارتون و ویلیام فاکنر.

تا زمانی که کالج را آغاز و شروع به گرفتن واحدهای مختلف ادبیات  کردم، نمی دانستم که دیدگاه هایی تا این حد متنوع وجود دارد- و متوجه شدم که من هم می توانم دربارۀ تجربیات شخصی خودم به عنوان یک ویتنامی آمریکایی قلم بزنم. یکی از کتاب هایی که دنیایی تازه را برای من گشود، جنگجوی زن، نوشتۀ ماکسین هونگ کینگستون بود که عنوان فرعی آن "خاطرات دوران دختری در میان ارواح" است. یکی از دلایلی که نویسندگان پیوسته به خواندن اشتغال دارند، این است که به امکانات مختلف در متون متفاوت دست پیدا کنند، و درمورد استفاده از نوعی زبان ادبی خاص، از آن بیاموزند. جنگجوی زن، امکانات زیادی در برابر من قرار داد؛ و چشم مرا به روی مسایلی از قبیل هویت و نژاد باز کرد، و به من نشان داد که می توانم در بارۀ دیدگاه خود و موضع فکری خودم بنویسم. بعد از کینگستون، به آشنایی با نویسندگان آسیایی آمریکایی و خواندن آثار آن ها پرداختم، من جمله گیش جن، چانگ- ری لی، جسیکا هیجدورن، هیسایه یاماموتو، براتی موکرجی، ساندرا سیسنورس، ادویج دانتیکات، جومپا لاهیری، و جونوت دیاز. آثار این نویسندگان، همراه با آثار نویسندگان کلاسیک، هنوز هم برای من مایۀ الهام است، و به من یادآوری می کند که ادبیات قادر است روشنگر پیوند میان گذشته و حال بوده، و برای درک تجارب ادبی و انسانی میان فرهنگ های مختلف پلی ارتباطی ایجاد کند.

 

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟