View Other Languages

We’ve gone social!

Follow us on our facebook pages and join the conversation.

From the birth of nations to global sports events... Join our discussion of news and world events!
Democracy Is…the freedom to express yourself. Democracy Is…Your Voice, Your World.
The climate is changing. Join the conversation and discuss courses of action.
Connect the world through CO.NX virtual spaces and let your voice make a difference!
Promoviendo el emprendedurismo y la innovación en Latinoamérica.
Информация о жизни в Америке и событиях в мире. Поделитесь своим мнением!
تمام آنچه می خواهید درباره آمریکا بدانید زندگی در آمریکا، شیوه زندگی آمریکایی و نگاهی از منظر آمریکایی به جهان و ...
أمريكاني: مواضيع لإثارة أهتمامكم حول الثقافة و البيئة و المجتمع المدني و ريادة الأعمال بـ"نكهة أمريكانية

02 مارچ 2009

اهمیت لینکلن برای من

 
کمیسیون بزرگداشت دویست سالگی آبراهام لینکلن که توسط کنگره ایجاد شده است، زندگی و میراث شانزدهیم رئیس جمهوری این کشور را گرامی می دارد.

این مقاله گزیده ای است از آبراهام لینکلن: میراث  آزادی، که توسط دفتر برنامه های اطلاعات بین الملل منتشر شده است. برای مطالعۀ کتاب کامل مراجعه کنید به:

 

http://www.america.gov/media/pdf/books/lincoln.pdf

 

نوشتۀ ایلین مکویچ

 

در میان قهرمانان تاریخ، آبراهام لینکلن به عنوان اصیل ترین قهرمان آمریکا شخصیتی برجسته است. او از والدینی فقیر و در نزدیکی مرز که معیشت در آن جا بسیار دشوار بود پا به عرصۀ وجود گذاشت اما پیشرفت سریع او همیشه مایۀ الهام بوده است. لینکلن به رشدش ادامه داد و در طول زندگی، شخصیت خود را ارتقا داد. ما بعد از 200 سال، هنوز در جستجوی رهنمودهای او هستیم. در واقع ما کاری بهتر از همچشمی با شانزدهمین رییس جمهورمان نمی توانیم انجام دهیم: او مردی سرسخت، به تمام معنا آمریکایی و بلند پرواز بود که عزم وارادۀ قاطعش لطمه ای به صداقت شخصی او وارد نمی کرد.

لینکلنِ ما هرگز ملال آور نبود. او مردی ساده و در عین حال پیچیده بود، کارگری ساده، آدمی گوشه گیر، مردی اهل عمل، و شخصی ژرف نگر بود. درست زمانی که فکر می کنیم او را درک کرده ایم، او ما را غافلگیرمی کند. او مردی نیست که به دست فراموشی سپرده شود. او مردی برای تمامی فصل ها و اندیشه ها بود.       

متخصصان در همۀ ابعاد شخصیت لینکلن، زمینه های مساعدی یافته اند. آن ها جوهر زندگی و معنای گسترده تر مرگ تأسف بار او را به بحث می گذارند. دیدگاه او دربارۀ نژاد چگونه تحول یافت؟ چرا درمورد آزادی بردگان تا این حد محتاطانه حرکت می کرد؟ آیا تنها انگیزه اش اجبار پیروزی در میدان جنگ و نیاز متعاقب به جلب حمایت کشورهای خارجی بود؟ در چه زمانی نظریۀ شهروندی تمام و کمال برده های سابق را اتخاذ کرد؟ آیا برنامۀ او مبنی بر بازسازی، می توانست شمال و جنوب را بار دیگر متحد کرده و متضمن برابری کامل حقوق برای برده های سابق باشد؟

تنها لینکلن بود که می توانست راهنمای ما در جریان مناسبات تأسف بار نژادی باشد که بعد از مرگش به وقوع پیوست. به گفتۀ جان هوپ فرانکلین، دانشمند آفریقایی آمریکایی که غالبا پیش کسوت تاریخ نگاران آمریکا خوانده می شود، در میان همۀ رؤسای جمهور آمریکا، تنها لینکلن بود که شب ها بیدار مانده و نگران سرنوشت ملت من بود.

در حالی که لینکلن امروزه از ستایش و احترام فراگیر هموطنانش برخوردار است، در طول زندگی اش به سختی مردی برای تمام فصول و انگیزه ها بوده است. بسیاری از جنوبی ها و طرفداران الغای برده داری او را دوست نداشتند. فردریک داگلاس، یکی از برده های سابق، که بعدها نویسنده، ناشر و اصلاح گرای سیاسی طرفدار الغای برده داری ( و یکی از ستوده ترین مردان در انگستان) شد، از لینکلن به دلیل اقدام نکردن سریع برای آزادی بردگان، ایراد می گرفت. داگلاس احساس می کرد لینکلن بیش از حد نگران و مراقب ایالات مرزی برده دار بود که به شورشیان جنوب نپیوندند. اما بعدها داگلاس متوجه شگرد سیاسی لینکلن گردید: او فهمید که رییس جمهور، سیاستمداری عمل گرا بود که خوب می دانست تا چه اندازه می تواند آمریکاییان را درمورد آزادی برده ها در فشار قرار دهد.

لینکلن همیشه اشتیاق به آموختن داشت، او افراد رک گو را به کاخ سفید دعوت می کرد. و برای صداقت آنان احترام قایل بود. داگلاس یکی از همین افراد بود. دیگری، آن دیکینسون بود، یک کویکر و از طرفداران فعال الغای برده داری، حقوق زنان، و یکی از ستایش کنندگان لینکلن. اما او با لینکلن اختلاف پیدا کرد زیرا لینکلن حاضر نشد از اتهام خیانتی که به ژنرال جورج بی مک کللان متکبر وتوطئه گر سیاسی، وارد کرده بود، حمایت به عمل آورد. لینکلن با دقت به حرف های مردم آمریکا متعلق به هر قوم و نژاد گوش فرا می داد، از سیاه پوستان طرفدار الغای برده داری تا فعالان کویکر، و افراد با استعداد و پر نفوذی که در کابینۀ خود داشت و همین طور رقبای سیاسی اش – اما مهمترین تصمیم ها را به تنهایی اتخاذ می کرد. لینکلن در نقش رهبری، همیشه جریان های برتر سیاسی را مورد بررسی قرار می داد. او اغلب فکرش را تغییر می داد. در چهارچوب واژگان جدید جیمز هورتون، تاریخ نگار برجسته، او برترین "فلیپ-فلاپر"[سیاستمداری که مرتب تغییر عقیده و رأی می دهد] بود. اما شاید دبلیو. ای. بی. دوبوا، عالم اجتماعی بزرگ، با گفتن جملۀ "او آنقدر بزرگ بود که فاقد انسجام می شد" او را به بهترین وجه توصیف کرده باشد.

جذابیت لینکلن برای من در اصالت شخصیتش خلاصه می شود، "خود ساخته" بودنش در معنای قرن نوزدهمی که جان استافر تاریخ نگار توصیف کرده است. از آن جا که افکارش از اعتقاد او به آزادی منشأ می گرفت، می توان انتظار همه چیز را از لینکلن داشت. او می توانست مسئلۀ نژادی را حل کند؛ او شاید تضمین کنندۀ حق رأی برای زنان هم می توانست باشد. او بیش از هر کس دیگری یک قهرمان آمریکایی است.

لینکلن و همسرش مری تاد لینکلن، در یک روز بهاری قبل از کشته شدنش سوار بر درشکه به گردش رفتند. جنگ تمام شده بود. خوشبینی حاکم بود. ابی به آینده می نگریست. لینکلن به همسرش گفت امیدوار است در پایان دورۀ ریاست جمهوری به اروپا و حتا دورتر از آن سفر کنند. این اتفاق رخ نداد. اما به معنایی وسیع تر، آبراهام لینکلن به دور دنیا سر زده است- اعتقاد او به این که انسان های عادی می توانند خود را از نو بسازند، مایۀ الهام همگی ما بوده است.

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟