04 مارچ 2009
نوشتۀ تمیم انصاری

تمیم انصاری[1]، نویسندۀ "غرب کابل، شرق نیویورک" و مدیر "کارگاه نویسندگان سانفرانسیسکو" است که قدیمی ترین کارگاه مستمر برای نویسندگان آزاد در آمریکا می باشد. او در مورد افغانستان، تاریخ اسلام، دموکراسی، فرآیند نگارش خلاق و موضوع های دیگرمطلب نوشته و تدریس می نماید.
وقتی به گذشته برگشته و در مورد "عوامل تأثیر گذار" بر نویسندگی خود فکر می کنم، در می یابم که منابع اولیۀ من شفاهی بوده اند. من در خانواده ای به دنیا آمدم که پیرو سنت شعر، داستان سرایی، عرفان و فلسفۀ خواجه عبدالله انصاری[2] هراتی بودند که هزار سال پیش می زیسته است. هر چند هیچ گاه در کودکی، آثار پیشینیان خود را نخواندم اما کلمه ها و روح آثار آنها را بارها در کلام پدرم و برادران و پسرعمو ها و دوستانشان می شنیدم. آنان هر روز دور هم جمع می شدند تا ضمن نوشیدن بی پایان چای، دو بیتی نقل کنند، ضرب المثل بسازند، و در مورد موضوع های ژرف گفتگو کنند. من هم در کنار پدرم روی زمین می نشستم و بدون این که کسی متوجه من باشد، به صحبت های آنها گوش می دادم.
و بعد، داستان سرایان خوش ذوق خانواده بودند که با آنها بزرگ شدم. مادربزرگم "کعکوه"[3] که حتی دقیقه ای را در مدرسه نگذرانده بود و حتی نمی توانست نام خود را بنویسد، سرآمد آنها بود. او دنیاهای کاملی را برای ما به تصور می کشید که غول ها و جادوگران و شیادان و پهلوانان در آن زندگی می کردند و در سرزمین هایی رؤیایی سیر می نمودند که در آنها، درختان می توانستند شکوفه هایی دارای کرۀ چشم به بار آوردند، اسبان پرواز کنند و سپس با انفجاری به شکل توپ هایی از آتش درآیند: او برای ما مانند صدایی در تاریکی بود و ما کودکان مانند سگ های کوچک، گرد او جمع می شدیم و با نفس هایی در سینه حبس شده، به او گوش می دادیم.
من هیچ گاه از شنیدن آن داستان ها سیر نمی شدم. واقعا این طور بود که بزرگسالان، مشغول تر از آن بودند که بتوانند اشتیاق مرا سیراب سازند. بنابراین خودم باید دست به کار می شدم و داستان می ساختم.
تا آن وقت، دیگر یاد گرفته بودم که بخوانم. با همین ابزار توانستم به گنجینۀ دیگری نیز دست یابم که در یک مجموعه کتاب 20 جلدی به نام "کتاب دانش" محبوس شده بود. این مجموعه، یک دائرة المعارف مصور کودکان بود. هر روز، پس از آن که بزرگترهایم به مدرسه یا محل کار می رفتند، من در لابلای آن کتاب ها پرسه زده و در مورد این که ستاره ها از چه ساخته شده اند، چه کسی اهرام را ساخته است، و چطور می شود فیل های هندی را از فیل های آفریقایی تشخیص داد تحقیق می کردم و وقتی دیگران به خانه باز می گشتند با اشتیاق، آن مطالب را برایشان بازگو می نمودم.
فکر می کنم که همان منابع اولیه، منشأ هر آنچه که امروز می نویسم هستند. امروز هم هنوز در میان کتاب های دانش، این طرف و آن طرف می روم و هنوز هم آن چه را آموخته ام مشتاقانه برای دیگران تعریف می کنم و هنوز هم در تلاش هستم تا آن صدایی را که از تاریکی در می آمد تا داستان های سفرهای اسطوره ای و تصاویر اسب های آتشین را تعریف کند بازسازی نمایم. من هنوز هم مجذوب صحبت های پدرم و دوستانش هستم. تنها چیزی که فرق کرده این است که اکنون یک درجه ارتقاء پیدا کرده و در کنار میز آنها می نشینم و این میز به سراسر جهان گسترش یافته است و آن صداها از طریق انواع رسانه ها منتقل می شوند. همۀ ما تلاش می کنیم تا معمای ماهیت این جهان را برای خود بگشاییم و آنچه را در مورد اسرار کشف کرده ایم به یک دیگر بگوییم.
1. Tamim Ansary
2. Khwadja Abdullah Ansary
3. K’koh