03 مارچ 2009

جنیفرایت. لی نویسندۀ "وقایع نگاری شیرینی شانسی: ماجراهایی در دنیای غذای چینی" (2008) و صاحب "بلاگ وقایع زنده" است که با کتاب وی همراه است، و تاریخ شیرینی شانسی را دنبال می کند. وی یکی از گزارشگران نیویورک تایمز است.
آمریکایی ها عاشق "شیرینی شانسی" هستند

ما شیرینی شانسی های کریسمس، شیرینی شانسی های ازدواج، شرینی شانسی های روز والنتاین و شیرینی شانسی های هانوکاه را داریم. حتی سگ ها هم شیرینی شانسی سگی خودشان را دارند.
این شیرینی ها -- که ویفر های کره ای وانیل دار منحنی شکل اند با یک ورقه کاغذ که در داخلشان جا سازی شده است -- برای آمریکایی ها کشش احساسی شدیدی دارد. نانوایی ها کیک های لقمه ای شرینی شانسی می فروشند. جواهرات شیرینی شانسی هم وجود دارد. شیرینی شانسی های الماس نشان که از طلای 14 عیار ساخته شده است به قیمت 1100 دلار در فروشگاه بزرگ و درجه یک نیمن مارکوس موجود است. لوازم جانبی کامپیوتر به شکل شیرینی های شانسی نیز وجود دارد: شما حتی می توانید سخت افزارهای شیرینی شانسی را خریداری کنید. و آلبوم های شرینی شانسی هم وجود دارد، که شکل آلبوم های عکس است، با این تفاوت که از آنها برای نگهداری کاغذ های کوچکی که داخل شرینی ها پیدا می شوند استفاده می شود.
آمریکایی ها قویاً به آن چیزی که بر روی این کاغذ های کوچک نوشته شده اعتقاد دارند، تا جایی که آنها به اعداد شانسی که اغلب برروی این کاغذ ها چاپ شده است بی دلیل معتقد اند. در ماه مارس 2005، 110 نفر در سرتاسر این کشور به دلیل آن که با شماره های نازکی که در ته شیرینی های شانسی شان نوشته شده بود بازی کردند در مجموع مبلغ 19 میلیون دلار را در بخت آزمایی بردند. دو ماه بعد، یک گروه 84 نفره دیگر در یک روز و اکثراً به همان دلیل برنده شدند. موضوع خنده دار: اکثر آمریکایی ها تصور می کنند شیرینی های شانسی از چین می آیند چون آنها را از رستوران های چینی می خرند. من زمانی یکی از همین افراد بودم. بالاخره، من در نیویورک به دنیا آمدم و شیرینی شانسی را در رستوران های چینی که تا زمان بزرگسالی مان به آنجا می رفتیم، می گرفتیم. من متوجه چه چیزی شدم؟ من تا 20 سالگی هنوز پایم را داخل چین نگذاشته بودم. در دوران تحصیلات راهنمایی ام بود، یعنی زمانی که داستان معروف "کلوپ خوش اقبالی" نوشته امی تن را می خواندم، که فهمیدم شیرینی شانسی ها اصلا چینی نیستند چون زنان داخل داستان، که مهاجرین چینی بودند، بعد از دیدن آنها در یک کارخانه شیرینی شانسی سازی در سان فرانسیسکو آنها را مسخره می کردند. دنیای من به یکباره ازحرکت ایستاد. شیرینی شانسی ها چینی نبودند؟ مانند این بود که بفهمم من یک فرزند خوانده هستم و همزمان به من گفته شود بابانوئلی وجود ندارد. این موضوع عقیده من را نسبت به دنیا متزلزل ساخت. یک چنین شوکی، بذر کنجکاوی را در باره شیرینی شانسی در ذهن من کاشت. مسافرتی که، بیش از یک دهه بعد انجام دادم، مرا به سراسر آمریکا و به نقاطی دور تر از جهان -- به پرو، برزیل، هندوستان، چین و ژاپن کشاند. من می خواستم راهی را که به این شیرینی اسرار آمیز ختم می شود پیدا کنم. آنچه که آموختم: شیرینی های شانسی به طور کلی در ایالات متحده رسمیت می یابند، اما در چین مردم را دچار سر درگمی می کنند. اگر شما شیرینی شانسی ها را به چینی ها بدهید، آنها کاملا مات و مبهوت می شوند. اول از شما می پرسند که "اینها چه هستند؟" هنگامی که شما به آنها می گویید که اینها مربوط به آمریکا است، بعداً سری تکان می دهند. سپس شیرینی را گاز می زنند و هنگامی که تکه کوچک کاغذ را درون دهان خود یا در داخل شیرینی پیدا می کنند یکه می خورند. آنها از شما می پرسند که آن تکه کاغذ چیست. شما به آنها می گویید، "این یک شانسی است". آنها زیر لب خواهند گفت، "آمریکایی ها خیلی عجیب و غریب اند. چرا تکه کاغذی را داخل شیرینی هایشان می گذارند." پیگیری داستان شیرینی شانسی مانند کشیدن یک تکه نخ خیلی بلند بود. من از ابتدای قرن بیستم، شیرینی شانسی را تا نانوایی های ژاپنی های مهاجر در کالیفرنیا، که بعضی از آنها امروزه نیز همچنان مشغول به کار هستند، رد یابی کردم. اما آنچه که بیش از این تعجب آور است، این است که من توانستم شیرینی شانسی ها را تا ژاپن، یعنی جایی که هنوز آنها را در نانوایی های کوچک خانوادگی در کیوتو درست می کنند، دنبال کنم. حتی یک نقاشی ژاپنی از اواخر صده 1800 باقی مانده است، یعنی چندین دهه قبل از آن که اثری از آثار شیرینی شانسی در ایالات متحده وجود داشته باشد، که مردی را در لباس کیمونو نشان می دهد که در حال درست کردن چیزی است که به شیرینی شانسی شباهت دارد. شیرینی های ژاپنی که به "تسوجیورا سنبه ای" و "سوزو سنبه ای" معروف اند بزرگتر و قهوه ای تر از پسر عموهایشان در ایالات متحده هستند. آنها طعم کنجد و "میسو" را، که طعمی آجیلی تردارد، دوست دارند. بنابر این چگونه آنها از چیزی که ژاپنی بود به چیزی تبدیل شدند که در رستوران های چینی سرو می شدند؟همانطوری که این طرف و آن طرف را زیر و رو می کردم، حساب دو دو تا چهار تا کردم. در خلال جنگ جهانی دوم، دولت ایالات متحده بسیاری از ژاپنی ها را، از جمله آنها که شیرینی شانسی درست می کردند، از ترس ارتکاب به خیانت زندانی کرد. دو سوم آنهایی که در داخل اردوگاه های بازداشت قرار گرفتند شهروندان آمریکایی بودند، و چندین دهه بعد دولت امریکا سرانجام از آنان عذر خواهی کرد. سه سال طول کشید تا من به ریشه های علاقه خودم دسترسی پیدا کردم. کاوش من برای درک شیرینی شانسی در حقیقت کاوشی برای فهمیدن خودم بود. چین بزرگترین کشور تولید کننده مهاجر در تاریخ جهان است. آمریکا بزرگترین کشور مهاجر پذیر در تاریخ جهان است. من، مثل غذای چینی که با آن بزرگ شده ام، در سر راه جریان مخالف آنها نشسته ام. شیرینی شانسی نمادی از پذیرش مهاجرین چینی در کشور پذیرنده آنان است. آمریکایی ها همگی بسیار مایل بودند باور کنند این شیرینی های شانسی خارجی از پادشاهی شرق دورآمده اند، گر چه پیام های کوچک داخل این شیرینی ها توسط راهبان چینی نوشته نشده بود، و چینی ها خوشحال بودند که منت گذاشته و میلیونها شیرینی شانسی -- و به زودی میلیارد ها – از آن را تولید کنند. اشکالی نداشت که برای چندین دهه، مردم در چین با تعجب به شیرینی شانسی ها نگاه کنند گر چه اشکال هلالی و چیپس مانند آنها به طور کلی به وسیله آمریکایی ها به رسمیت شناخته شود.مردم در ایالات متحده به شیرینی شانسی نگاه می کنند و به "چین" فکر می کنند. امّا، در حقیقت، شیرینی شانسی ها توسط ژاپنی ها معرفی شدند، توسط چینی ها شناسانده شدند، ولی در نهایت توسط آمریکایی ها مصرف می شوند. در آمریکا، ما اغلب می گوییم، "به همان اندازه که "پای سیب" آمریکایی است، آنهم آمریکایی است". اما باید از خودمان بپرسیم، در صورتی که معیار ما برای آمریکایی بودن پای سیب است، آمریکایی ها هر چند وقت یکبار پای سیب می خورند؟ حالا هر چند وقت یکبار شیرینی شانسی می بینند؟ هر ساله 3 میلیارد شیرینی شانسی ساخته می شود -- 10 عدد برای هر مرد، هر زن و یا هر بچه در این کشور. به همین ترتیب، بعضی اوقات مردم به من نگاه می کنند، و فکر می کنند که کسی را می بینند که چینی است. آنها می پرسند، "شما اهل کجا هستید؟" (پاسخ این است نیو یورک سیتی. من در آنجا به دنیا آمدم و بزرک شدم، و الان هم در آنجا زندگی می کنم.) اما اگر قرار بود آنها چشمان خود را ببندند، صدای شخصی را می شنیدند که بدون هیچ تردیدی یک آمریکایی است.