29 جون 2009
آغاز متن

نوشتۀ آکیرا وای. یاماموتو
آکیرا وای. یاماموتو، که در ژاپن زاده شده است، زندگی حرفه ای طولانی خود را وقف حفظ زبان ها و فرهنگ های بومی در معرض خطر کرده است. وی که اکنون استاد مردم شناسی و زبان شناسی در دانشگاه کانزاس است، با جوامع زبانی مختلفی در سراسر جهان کار کرده است. وی رییس هیئت زبان های در معرض خطر و حفظ آنها در انجمن زبان شناسی آمریکا بود. وی که نویسندۀ پرکاری است، چندین کتاب در مورد زبان های هولاپائی و کیکاپو و هایکو نوشته است.
ناتالیا سانگاما، که یک مادربزرگ چامیکورو است، در سال 1999 این گونه سرود:
من به زبان چامیکورو رویا می بینم،
ولی نمی توانم رویاهایم را برای کسی تعریف کنم،
چرا که هیچ کس دیگری باقی نمانده است
که زبان چامیکورو را صحبت کند،
آخرین نفر، تنها است.
چامیکورو (یا چامیکلو) زبانی در لاگوناس در کشور پرو است. اصلس زبان های در معرض خطر یونسکو گزارش می دهد که تنها هشت نفر به این زبان صحبت می کنند و به شدت در خطر است. به گفتۀ اتنولوگ 2005، تعداد زبان های در معرض خطر 6912 مورد است. توزیع آنها را در شکل زیر می بینید:
http://photos.state.gov/libraries/amgov/3234/Week_3/indian_chart_400.jpg#popup
زبان های بسیاری در سراسر جهان در حال ناپدید شدن هستند
اطلس زبان های در معرض خطر ناپدید شدن یونسکو (که از این به بعد در اینجا از آن به عنوان اطلس یاد می شود) 2279 زبان را در دنیا ثبت کرده است که در مقیاس های متفاوتی در معرض خطر هستند: 538 زبان به شدت در معرض خطر هستند، جوان ترین گویش کنندگان آنها سالمندان هستند، و گفتگو به زبان مورد بحث غیرمعمول و یا نادر است. به این ترتیب، باید فرض کنیم که ظرف چند سال آینده و پس از مرگ این گویش کنندگان، این زبان ها ناپدید خواهند شد.
زبان ها به این دلیل ناپدید می شوند که مردم استفاده از زبان اجدادی شان را کنار می گذارند و در عوض شروع ب استفاده از زبان های دیگری می کنند که معمولا زبان سیاست، اقتصاد، ارتش، و یا مذهب غالب است.
دلایل عمدۀ ناپدید شدن زبان ها، جدای از فجایع انسانی و یا طبیعی، عبارتند از:
• زبان تحصیلات رسمی زبان اجدادی کودکان نیست بنابراین کودکان آن را خوب یاد نمی گیرند.
• رسانه های عمومی، سرگرمی ها، و دیگر محصولات فرهنگی همگی به زبان غالب تولید می شوند.
• زبان غالب از منزلت و احترام بیشتری نسبت به زبان اجدادی برخوردار می شود.
• شهری شدن، مهاجرت، و جابجایی برای کار منجر به از هم پاشیده شدن جوامع زبانی می شوند.
• بازار کار، به هزینۀ زبان های اجدادی، خواستار آشنایی به زبان غالب است.
• به چندزبانه بودن ارزشی داده نمی شود بلکه تنها آشنایی به زبان غالب کافی و مطلوب شمرده می شود.
• زبان غالب مطلوب دولت ها (یک کشور – یک زبان) و افراد است و آنها این باور را تقویت می کنند که کودکان باید میان یادگیری زبان اجدادی و زبان غالب یکی را انتخاب کنند.
سیاست های زبانی دولت ها یکی از عوامل خارجی هستند که بر جوامع زبانی تاثیر می گذارند. سیاست های زبانی که به اندازۀ کافی از حقوق بشر در زمینۀ زبان حفاظت نمی کنند می توانند جامعۀ زبانی را وادار سازند تا زبان اجدادی شان را کنار بگذارند. سیاست های حمایت گرانه جامعه را تشویق می کنند تا زبانش را حفظ و تقویت کند. سند زندگی و در معرض خطر بودن زبان ها متعلق به یونسکو، دیدگاه های دولت ها و تاثیرات آنها را خلاصه می کند. آنها گستره ای از سیاست هایی که به گوناگونی زبان ها ارزش می دهند و از برخی زبان ها حفاظت های ویژه ای به عمل می آورند تا سیاست هایی که یکپارچه سازی غیرفعال، فعال، و یا اجباری زبان غالب را ترویج می کنند، را شامل می شوند.
این عوامل خارجی، باورهای گویش کنندگان به زبان های اجدادی در مورد ارزش و نقش زبانشان را شکل می دهند. به گفتۀ پژوهشی که توسط یونسکو انجام شده است، اعضای یک جامعۀ زبانی معمولا نسبت به زبان خودشان بی تفاوت نیستند. "ممکن است که آنها زبانشان را به عنوان عنصری اساسی در جامعه و هویتشان ببینند و آن را ترویج کنند؛ ممکن است بدون ترویج زبانشان از آن استفاده کنند؛ ممکن است از آن احساس شرم کنند و به همین دلیل از آن استفاده نکنند؛ و یا ممکن است آن را مایۀ دردسر ببینند و فعالانه از استفاده از آن اجتناب کنند."
کشورها چه می کنند
در سراسر جهان جوامع زبانی بومی شاهد ناپدید شدن سریع زبان های اجدادی شان هستند. این بحران موجب آغاز تلاش هایی برای ثبت و احیای زبان ها در سطح جامعه و در سطح دولتی شده است. اگرچه هنوز زود است که شاهد تقویت و احیای چشمگیر زبان های بومی باشیم، ولی تلاش ها برای این کار در حال افزایش هستند.
حدود 600 جامعۀ ملت نخست، 50 جامعۀ اینوییت، و جامعۀ متیس در کانادا وجود دارد که حدود 3 درصدد جمعیت کانادا را تشکیل می دهند. ("ملت نخست" به قبایل بومی کانادا اطلاق می شود که اینوییت نیستند، برای مثال بومیان مناطق قطبی، یا متیس ها که نوادگان بومیانی هستند که با اروپاییان ازدواج کردند.) اطلس 86 زبان بومی در معرض خطر را شناسایی می کند که تنها انتظار می رود که سه مورد از آنها، یعنی کری، اینوکتیتو، و آنیشنابه، در جوامع بومی باقی بمانند و رشد کنند. در سال 1998 دولت برنامۀ زبان های بومی را ارائه کرد که از طرح های جامعه-نهاد که به حفظ زبان های بومی می پردازند پشتیبانی می کند. در سال 1989 روز ملی زبان های بومی اعلام شد. در سال 2008 استفن هارپر، نخست وزیر کانادا، از ملت نخست و اینوییت ها به خاطر بدرفتاری در مدارس شبانه روزی عذرخواهی کرد. در گذشته کودکان بومی پس از این که به زور از والدینشان جدا می شدند وادار می شدند که در این مدارس تحصیل کنند.

در استرالیا این اطلس 102 زبان بومی در معرض خطر را شناسایی می کند. در حال حاضر، وضعیت بسیار وخیم است چرا که بیشتر گویش کنندگان باقیمانده سالمند هستند و انتقال زبان به نسل های جدیدتر اندک و یا صفر است. نیوساوت ولز (NSW) "سیاست تحصیلات بومیان" را تصویب کرده است که مدافع حفظ، احیا و ترمیم زبان های بومی است. این سیاست با بیانیۀ دولت NSW در تعهد به مردم بومی تقویت شده است. این بیانیه می گوید: "زبان بخش مهمی از هویت و میراث فرهنگی است... اهمیت آموختن زبان های بومی به عنوان بخشی حیاتی از تجربۀ دانش آموزان بومی دیده می شود." کوین راد، نخست وزیر، در سال 2008 به طور رسمی از بومیان به خاطر بی عدالتی های دولت های گذشته عذرخواهی کرد.
تخمین زده می شود که حدود 24.000 بومی آینو در هوکایدو، شمالی ترین جزیرۀ ژاپن، باقی مانده اند. اگر تعداد افرادی که از ترس تبعیض هویت قومی خود را پنهان می کنند را به این عدد اضافه کنیم، این آمار احتمالا بیشتر خواهد بود. حدود 40 گویش کنندۀ مسلط به این زبان وجود دارد و تعداد رو به افزایشی از افراد این زبان را به عنوان زبان دوم یاد می گیرند. در سال 1869، پس از بازسازی میجی، هنگامی که دولت کایتاکوشی (هیئت توسعه) را برای حکومت و توسعۀ هوکایدو ایجاد کرد، یکپارچه سازی آینوها آغاز شد. ترویج زبان ژاپنی از جانب دولت موجب سقوط سریع زبان آینو شد. در ژوئن سال 2008، قطعنامۀ بی سابقه ای توسط دولت ژاپن تصویب شد که در آن رنج های آینوها مورد تصدیق قرار گرفت و تلاش های گروه های احیای فرهنگی و زبانی که از مردم برخاسته اند را تقویت کرد.
مکزیک کشوری چندفرهنگی و چندزبانه است که تخمین زده می شود در آن 144 زبان بومی در معرض خطر وجود دارد. در سال 2001، جوامع و حقوق بومیان با منظور معرفی شدن در قانون اساسی مکزیک به رسمیت شناخته شدند. در سال 2003 قانون عمومی حقوق زبانی مردم بومی به شکل امریه منتشر شد. سازمان های مردم نهاد بومی در حال همکاری نزدیک با متخصصان وتحصیل کرده برای ثبت و احیای زبان هایشان هستند. جنبش سوادآموزی بومیان در میان چندین جامعۀ زبانی در حال قدرت گرفتن است.
گینۀ نو پاپوا (PNG) در میان کشورهای جهان بیشترین گوناگونی زبانی را دارا است. در این کشور 823 زبان زنده توسط جمعیتی بالغ بر 5.2 میلیون نفر گویش می شود (سرشماری سال 2000 PNG). از سال 1870 تا 1950، بیشتر مدارس PNG توسط میسیونرها راه اندازی شدند. زبان های بومی به عنوان زبان تدریس مورد استفاده قرار می گرفتند. در دهۀ 1950 سیاستی مبنی بر استفادۀ انحصاری از زبان انگلیسی اتخاذ شد ولی پس از استقلال PNG در سال 1975 اصلاح شد. از سال 1979 تا 1995، برنامه های پیش دبستانی به زبان های بومی به شکل غیررسمی گسترش یافتند و در سال 1995 سیاست دولت اجبار می کرد که آموزش زبان بومی در اولین سال تحصیل کودکان گنجانده شود و کم کم به انگلیسی، به عنوان یکی از زبان های تدریس، بدل شود.
ونزوئلا دارای 34 زبان بومی در معرض خطر است. قانون اساسی فعلی، که در سال 1999 تصویب شده است، زبان اسپانیایی و زبان های محلی را به عنوان زبان های رسمی ونزوئلا اعلام می کند. برخی کارشناسان دانشگاهی به شدت در حال کار با جوامع بومی برای ثبت و احیای زبان هایشان هستند.
زبان های بومی در ایالات متحده
تخمین زده می شود که هنگام آغاز تماس اروپاییان با آمریکای شمالی، حدود 300 زبان بومی از 50 خانوادۀ مختلف زبانی در این قاره وجود داشته است. اولین طبقه بندی عمدۀ زبان های بومی آمریکا، که توسط جان وزلی (1891) تهیه شده است، 58 خانوادۀ زبانی را شناسایی می کند. به گفتۀ این اطلس، پیش از سال 1950، تعداد 192 زبان در ایالات متحده وجود داشت و از آن زمان تاکنون 53 مورد از آنها منقرض شده اند و 139 زبان که یک گویش کننده یا بیشتر دارند باقی مانده اند. یازده زبان به عنوان "ناایمن" طبقه بندی شده اند بدین معنی که بیشتر کودکان به آن تکلم می کنند ولی استفاده از آن محدود به حوزه های خاصی مانند داخل خانه است. بیست و پنج زبان "قطعا در معرض خطر" هستند، به این معنی که کودکان دیگر این زبان را به عنوان زبان مادری شان نمی آموزند. سی و دو زبان "بسیار در معرض خطر" هستند یا بیشتر توسط نسل قدیمی تر مورد استفاده قرار می گیرند. هفتاد و یک زبان " به شدت در معرض خطر" هستند چرا که جوان ترین کسانی که به این زبان ها گویش می کنند سالمندان هستند.
اقدامات محافظتی ایالات متحده
کارشناسان زبان، رهبران جوامع، و افراد عضو جوامع بومی همچنان به بالا بردن آگاهی در مورد سقوط سریع زبان های بومی در میان مردمشان، سیاست گذاران، و عموم مردم ادامه می دهند. فلوید جوردین جونیور، رییس ملت اوجیبوه، اخیرا به ملت اوجیبوۀ رد لیک گفت: "زبان اوجیبوۀ ما رسما در بحران است.... طبق تخمین های ما، کمتر از 300 نفر در قبیلۀ ما باقی مانده اند که به این زبان مسلط هستند. تعداد رسمی اعضای قبیلۀ ما 9397 نفر است" (بمیدجی پایونیر، 6 آوریل 2009).
مری اسمیت، آخرین فردی که به زبان ایاک گویش می کرد و در ژانویۀ سال 2008 فوت کرد، این تقاضا را داشت: "غم انگیز است که آخرین گویش کنندۀ زبان خودتان باشید. لطفا به زبان خودتان بازگردید و زبانتان را یاد بگیرید تا مانند من نشوید." (کودیاک دیلی میرور، 20 اوت 2006).
از دهۀ 1970، افراد و جوامع زبانی برنامه هایی را برای احیای زبان اجدادی شان در خانه های شخصی، جوامع و مدارس آغاز کرده اند. همانطور که جوامع گوناگونی وجود دارند، برنامه های زبان نیز گوناگون هستند. برخی ها زبان هایی را که چندین دهه است به آنها گویش نشده است را با استفاده از مطالب ثبت شده "احیا" می کنند؛ برخی به انتقال فرد به فرد زبان تکیه می کنند، به ویژه هنگامی که گویش کنندگان باقیمانده سالمند هستند؛ برخی زبان مورد نظر را دوباره به کودکان مدرسه ای و والدینشان معرفی می کنند؛ برخی برنامه های واسطه برای زبان اجدادی هستند؛ و بسیاری از آنها زبان را به عنوان یک مبحث تحصیلی تدریس می کنند. این برنامه ها یادگیرانی از همۀ سنین را مد نظر دارند.
رهبران بومیان آمریکا، اعضای جوامع زبانی، مدرسان، و زبان شناسان در کنفرانس مجلۀ زبان بومی آمریکا (NALI) در شهر تمپه در ایالت آریزونا شرکت کردند. در این کنفرانس، پیش نویس قطعنامه هایی در مورد زبان بومی آمریکا توسط شرکت کنندگان تهیه شد، مورد بحث قرار گرفت و تصویب شد. این قطعنامه ها به کمیتۀ منتخب سنا در امور سرخپوستان فرستاده شدند. این کار منجر به تصویب قانون زبان های بومی آمریکا در سال 1990 شد که با برجسته ساختن یکتایی فرهنگ ها و زبان های مردم بومی آمریکا و مسؤولیت دولت در همکاری با بومیان آمریکا برای حفظ آنها، رسما حقوق اساسی ایشان را تصدیق کرد. این قانون تایید می کند که زبان های سنتی بخشی جداناشدنی از فرهنگ های بومی آمریکا هستند و انتقال ادبیات، تاریخ، مذهب، و دیگر ارزش های لازم برای بقای یکپارچگی فرهنگی و سیاسی آنها را شناسایی می کند. این قانون تصدیق می کند که زبان ابزاری مستقیم و قدرتمند برای تقویت ارتباطات بین المللی میان افراد هم زبان است. از زمان اجرای این قانون، جوامع زبانی باانگیزه از نظر قانونی و مالی مورد حمایت قرار گرفته اند، اگرچه میزان کمک های مالی محدود است. انجمن زبان شناسی آمریکا (LSA) رهبری تلاش برای ثبت، احیا، و آگاه سازی عمومی در سطح کارشناسان را به عهده داشته است.
کجا هستیم و به کجا می رویم
در سال های اخیر ما شاهد تغییری آرام در نگاه به مسئۀ دوزبانه بودن بوده ایم: تحسین آن، اگر نه تشویق تحصیل دوزبانی. قابل توجه ترین تغییرات در نگاه جوامع بومیان آمریکا دیده می شود. شرم استفاده از زبان اجدادی شان به افتخار به زبانشان بدل شده است. جوانترها فعالانه علاقه مند به احیای زبان هستند و برنامه های زبانی بیشتری در حال ظهور است.
در سطح سازمانی، اقدامات فعال برای ترویج تحصیل به زبان های بومی در حال افزایش است. سازمان هایی نظیر انستیتوی زبان های بومی با کمک های مالی و پشتیبانی تخصصی از جانب دولت، سازمان های غیر دولتی و بین المللی به جوامع زبانی و افراد در تلاش برای ثبت و احیای زبان ها کمک می کنند (برای یافتن فهرست این سازمان ها از بخش منابع بیشتر دیدن کنید).
هر زبانی ارزشمند است. با زبان است که افراد، گروه را تشکیل می دهند. با زبان، انسان ها جهانی می سازند که در آن ارتباط آنها با محیطشان برقرار می شود، پرورش می یابد، و حفظ می شود. هنگامی که ما یک زبان را از دست می دهیم، دیدگاهی نسبت به جهان، هویتی بی همتا، و گنجینه ای از دانش را از دست داده ایم. گوناگونی و حقوق بشر را از دست می دهیم.
یک سالمند ناواجو گفت:
اگر چشمهایت را باز نکنی،
آسمانی نیست.
اگر گوش نکنی،
اجدادی وجود ندارد.
اگر نفس نکشی،
هوایی نیست.
اگر راه نروی،
زمینی نیست.
اگر سخن نگویی،
جهانی نیست.
(بازگو شده توسط یاماموتو از سخنان یک سالمند ناواجو، در سری برنامه های هزارۀ PBS-TV به نام خرد قبیله ای و جهان مدرن.)
نظرهای ابراز شده در این مقاله الزاما منعکس کنندۀ دیدگاه ها و یا سیاست های دولت ایالات متحده نیستند.
پايان متن