29 جون 2009
آغاز متن

نوشتۀ گابریل تایاک
گابریل تایک، مورخ و سرپرست موزۀ ملی سرخ پوستان آمریکا (NMAI) در واشنگتن است. او یکی از اخلاف قبیلۀ پیسکاتاوی است که در منطقۀ خلیج چزاپیک سکونت داشته اند. پدربزرگش، رییس تورکی تایاک (1978-1895)، یکی از شفا دهندگان سنتی بود. بحث تایاک در این مقاله پیرامون اهمیت ارائۀ توصیفی دقیق از تاریخ و فرهنگ مردم بومی است.
"زمین و من ذهنیت مشابهی داریم."
- رییس جوزف
رییس جوزف (1904-1840) متعلق به گروه نیمیپو از قبیلۀ نه پرس بخش اعظم عمر خود را در میان دست اندازی های سفید پوستانی سپری کرد که بعد از تب طلا، به غرب ایالات متحده هجوم آورده بودند. دولت آمریکا قول داده بود که از سرزمین های نِز پِرس، ازجمله زمین های اجدادی این قبیله که اکنون ایالات اورگان، واشنگتن، و آیداهو رادربر می گیرد، حفاظت به عمل آورد. به هر جهت، در سال 1863 این زمین ها به میزان 6 میلیون جریب فرنگی (2.4 میلیون هکتار) یعنی به یک دهم ابعاد اصلی آن کاهش یافت. رییس جوزف با اکراه راضی شد به سرزمین های محافظت شده نقل مکان کند، اما متعاقب واکنش خشونت باری از سوی جنگجویان جوان، ارتش آمریکا قبیلۀ نه پرس را تحت تعقیب قرار داد. رییس جوزف علی رغم استراتژی درخشان جنگی خود به دلیل ضعف افراد قبیله در پی بیماری و گرسنگی و سردی هوا،در سال 1877 مجبور به تسلیم شد. او جمله ای را که در بالا آورده شده در هنگام تسلیم خود به زبان آورد. او هرگز اجازۀ بازگشت به سرزمینی که به آن عشق می ورزید، یعنی درۀ والووا را نیافت. امروز، مردمان نیمیپو نه تنها پابرجا مانده اند، بلکه در فعالیت های نوین اقتصادی مانند ماهی گیری، چوب بری، آموزش و تجارت هم مشارکت می کنند. گروهی از ما که در موزۀ ملی سرخ پوستان آمریکایی (NMAI) در واشنگتن مشغول به کار هستیم، فکر کردیم که روایت رییس جوزف و احساس او نسبت به سرزمینش باید اولین نمودی باشد که بازدیدکنندگان هنگام ورود به این بنا مشاهده می کنند.
برای درک وضعیت گذشته و حال مردمان بومی باید با چهار اندیشۀ عمده آشنا شد. اول این که آن ها دارای فرهنگ های متفاوت هستند که در نظریۀ انسان به عنوان حافظ جهان، اشتراک دارند. دوم این که، تعریف فرد به عهدۀ جامعه و قبیلۀ اوست و باید به آن پاسخگو باشد. سوم این که، مصائب ناشی از برخوردهای مخرب با مستعمره نشینان اروپایی، آنان را آن طور که هستند شکل داده. و بالاخره این که، خلاقیت های گذشته و حال مردمان بومی، کماکان در زمینۀ فرهنگ و علم جهان نقش دارد.
پل چات اسمیت (کومانچی) ، سرپرست NMAI ، جهان بومیان آمریکا را با این جمله توصیف کرده است، "کهن و در عین حال نوین، و همواره متغیر."
حدود 4 میلیون نفر خود را سرخ پوست آمریکایی و یا دارای تبار سرخ پوست آمریکایی می دانند. سرخ پوستان آمریکایی در سراسر کشور زندگی می کنند و 70 درصد از آنان در مناطق حفاظت شده، که طبق پیمان هایی به قبایل اختصاص داده شد، ساکن نیستند. تعداد زیادی از آنان با افرادی از نژادهای دیگر و پیشینه های نژادی متفاوت وصلت کرده اند، که بیشترین میزان ازدواج های میان- نژادی آمریکا را تشکیل می دهند. علی رغم بهره برداری های اخیر از منافع اقتصادی، مخصوصا از طریق مجاز بودن قمار در محدوده ای که قبایل حق حاکمیت دارند، سرخ پوستان آمریکا هنوز بیشتراز دیگر بخش های جمعیت درگیر مشکلات بهداشتی و فقرهستند و دسترسی کمتری به فرصت های تحصیلی دارند.
در میان این قبایل با فرهنگ سنتی، زبان، تاریخ، و نوع حکومت متفاوت، گوناگونی فراوانی وجود دارد. غالب مردم بومی در پی ایجاد توازن میان فرهنگ اجدادی خود و محیطی هستند که به طور فزاینده ای جهانی می شود.
سال های سال به دلیل وجود تبعیض ها و سوء تعبیرها در جامعۀ بزرگتر، ارزش بومیان آمریکا درک نشد و فرهنگ ما رو به زوال گذاشت. اما در 30 سالۀ اخیر، به لطف کوشش مردمی با پیشینه های متفاوت، این قبایل توانستند با ابراز وجود، جان تازه ای بیابند. موزۀ ما که در سال 2004 افتتاح شد، ثمرۀ این کوشش ها است. این موزه که در پی مصوبۀ سال 1989 کنگره ایجاد شد، مجموعه ای خصوصی شامل 800.000 اثر را در مؤسسۀ اسمیتسونی گرد آورده و تحت محافظت قرار داده است. مهمتر این که، NMAI اجازه داد مردم بومی با زبان خودشان به بیان تاریخ، فلسفه، و هویتشان برای جهان بپردازند.
موجودیت NMAI نشانگر تغییری عمیق در بها دادن به فرهنگ های بومی است. یکی از نقش های اساسی این موزه، امکان ابراز نقطه نظر بومیان در مورد خود است. مشکل می توان باورهای کلیشه ای را در بزرگسالان تغییر داد، اما امید واقعی ما شکل دادن به دیدگاه آیندۀ کودکان است. بچه های مدرسه ای از بازدید کنندگان اصلی این موزه هستند، و بخش آموزشی موزه برای تولید موادی که مناسب کار در کلاس های درس باشد، با دانش پژوهان همکاری دارد. منابع اینترنتی هم در دسترس است، و از آن جا که بیشتر مردم کشور فرصت گذراندن وقت زیادی را در موزه ندارند، می توان از طریق اینترنت به نمایش گوناگونی فرهنگ های بومی در زمینه های هنری و علمی پرداخت. به طور مثال، بسیاری از افرادی که با فرهنگ آمریکا آشنا هستند، از رسم شکرگزاری که وعده غذایی خاص در ماه نوامبر است و برپایۀ تبادلی صلح آمیز میان بومیان آمریکا و مستعمره نشینان پوریتن در قرن هفدهم به وجود آمده، با خبر هستند. با این حال حتا در ایالات متحده هم کم هستند کسانی که بدانند اندیشۀ روز شکرگزاری به یک سنت بومی روزانه باز می گردد که برای قدردانی از وفور نعمت به جا آورده می شد. در فصول مختلف مراسم شکرگزاری متفاوتی برگزار می شود، مانند "شکرگزاری برای توت فرنگی" که هر ساله در ماه ژوئن و میان قبایل شمالی برگزار می گردد.
جهان های زنده

" من با زیبایی حرف می زنم، و در صلح و هماهنگی هستم."
- - دعای خیر ناواهو
آموزه های عمیق فرهنگ های مختلف بومی "تعلیمات اولیه" خوانده می شود، به معنی انتقال روش های زندگی از سوی خالق یا موجودات معنوی به انسان. این اندیشه ها و افکار در قالب روایات، ترانه، و رقص، به طور شفاهی از نسل به نسل منتقل شده است، زیرا بومیان آمریکایی ساکن در شمال مکزیک تا قبل از گرفتن خط از اروپاییان، از سیستم نوشتن بی بهره بوده اند. فلسفه ای که خاص بومیان باشد، وجود ندارد، آنان صد ها فلسفه دارند. زیستن در هماهنگی با قلمرو طبیعت و نیرو های معنوی، احترام به نقش انسان در جهان، و پذیرفتن مسئولیت خانوا?ه و جامعه، ارزش هایی فرهنگی هستند که مردمان بومی در آن اشتراک داشته و آن ها را راهنمای مردم در جهان امروز محسوب می کنند.
برای مثال، قبیلۀ ناواهوکه دعای خیرشان در بالا به آن اشاره شد، خود را Dine` یا مردم می خوانند. آن ها در منطقۀ حفاظت شده ای به مساحت 7 میلیون هکتار(26.000 مایل مربع) و پوشیده از زمین های خشکی درمیان مرز ایالات آریزونا، نیو مکزیکو و یوتا، زندگی می کنند. جمعیت 300.000 نفری آن ها بزرگترین قبیلۀ بومی در ایالات متحده را تشکیل می دهد. دینه ها عموما گله داری و نساجی می کنند، با این حال افراد این قبیله در قاره های مختلف جهان به مشاغل مختلف نیز مشغولند. یکی از اصول فلسفۀ آن ها هوزو است که در زبان ساده شدۀ انگلیسی معادل "زیبایی" است. اما هوزو معنایی پیچیده تر دارد. در آن ارزش هایی چون تمامیت، توازن و ترمیم نهفته است. بسیاری از مراسم دینه ها به ترمیم و بازسازی هماهنگی در انسان، جامعه، و جهان اختصاص دارد. به همین خاطر زمانی که کسی می گوید "من با زیبایی حرف می زنم" منظوری بسیار عمیق تر را بیان می کند- یعنی افکارش سازنده، جامع و متوازن است. در دهه های گذشته، دینه ها سیستم آموزشی و دولتی خود را در اختیار گرفتند و این فلسفه را به عنوان محور اصلی ادارۀ مدارس، دادگاه ها و اقتصاد خود به کار می گیرند.
نظریه های فلسفی بومی، غنی و گوناگون است. مردم با پیشینه های مختلف هر روز بیشتر به آشنا شدن با این نظریه های کهن علاقه پیدا می کنند. متأسفانه در بخش اعظم تاریخ آمریکا، مذاهب و نظریات فلسفی بومی مورد بی توجهی قرار گرفته و غیرقانونی اعلام شده است. اکنون، تعداد زیادی از مردمان بومی برای جبران سنت های از دست رفتۀ خود و حفظ آن چه باقی مانده، سخت کوشش می کنند.
جامعه
"سرخ پوست بودن به معنای جدا بودن از چیزی نیست؛ به معنای بخشی از چیزی بودن است." آنجلا گونزالس (هوپی)، 2007
هستۀ اصلی هویت بومی را روابط افراد با یک دیگر تشکیل می دهند. معنی خانواده گسترده تر از آن است که در زمان معاصر در ایالات متحدۀ مشاهده می کنیم که غالب خانواده ها از نقش هسته ای برخوردار هستند، به ویژه والدین و فرزندان. در فرهنگ های سرخ پوستی آمریکا، خانواده نه تنها شامل خویشاوندان هم خون است، بلکه روابط قبیله ای یا اجتماعی را هم در بر می گیرد. عضویت در قبیله هم تعیین کنندۀ هویت فرد است که برحسب میزان میراث سرخ پوستی یا "حداقل میزان خون" برای برخورداری از صلاحیت عضویت در قبیله سنجیده می شود. سرخ پوست آمریکایی بودن تنها به معنی عضویت در یک گروه قومی یا نژادی نیست، بلکه به معنی تعلق به جامعه ای خاص است که عضویت در آن، شرایط خاص خود را دارد. برخی قبایل تبار اعضا را از طرف مادر تعیین می کنند و برخی از طرف پدر، و بعضی هم قوانینی را در پیش گرفته اند که در قرن بیستم از سوی دولت آمریکا تعیین شده. اما هر قبیله منحصر به فرد است.
بومیان آمریکا و آمریکایی های آفریقایی تبار به لحاظ این که هر دو دستخوش سیاست های تبعیض نژادی بوده اند، دارای نقاط مشترکی هستند. قرن ها،هر دو گروه به لحاظ زیست شناختی و فرهنگی، از سوی اروپایی- آمریکایی ها فرو دست محسوب می شده اند. قوانینی وجود داشت که سفید پوستان را از وصلت با آنان منع می کرد، قوانینی که در مورد آمریکایی های آفریقایی تبار با شدت بیشتری اعمال می شد. جالب این جا است که بومیان آمریکایی و آفریقایی ها در سبک زندگی بومی مشترک بودند و همین موضوع باعث می شد در اولین تماس با یک دیگر، ایجاد رابطه کنند. در آغاز تاریخ استعمار، ازدواج های زیادی در سواحل آتلانتیک میان این دو گروه صورت گرفته است. تلاش آن ها در راه از میان برداشتن تبعیض هم مشابهت هایی داشته است. بسیاری از سرخ پوستان آمریکایی که با شکل گیری جنبش حقوق مدنی دهۀ 1960تشویق شده بودند، برای کسب حقوق خود، دست به تشکیل نهضت های اجتماعی زدند. یکی از موضوع هایی که میان خود سرخ پوستان آمریکایی بسیار مورد بحث قرار می گیرد، هویت سرخ پوستی آمریکایی است. تنش موجود میان تعهدات فرد به جامعۀ قبیله ای و زندگی در جهانی متغیر، باعث می شود آن ها احساس کنند که دائم دو جهان متفاوت را باید با هم هماهنگ کنند. با این حال، و با تغییر سیاست ها و تلقی جامعه در قبال فرهنگ های سرخ پوستی آمریکایی، جوانان بومی درمی یابند که با حفظ هویت قبیله ای خود که می تواند با هر شرایطی تطبیق یابد، درواقع در یک جهان واحد زندگی می کنند.
بازنمایی
"راه سرخ پوستان همانا سُنت فکر کردن است."
--جان موهاک ، حدود 1900
فرهنگ های بومی برجستگی های متعدد دارند. می توان در نوآوری آن ها در زمینۀ کشاورزی، شاهد نبوغ و خلاقیت آنان بود، یا در هنرهای معاصر، در مفاهیم حکومتی، یا سنن محافظت از محیط زیست. مردمان بومی، حتا با یکی کردن هویت قبیله ای خود با واقعیات جهان معاصر، چیز های زیادی برای ارائه به جهان دارند.
آرا بیان شده در این مقاله لزوما منعکس کنندۀ دیدگاه ها و یا سیاست های دولت آمریکا نیست.
پايان متن