View Other Languages

We’ve gone social!

Follow us on our facebook pages and join the conversation.

From the birth of nations to global sports events... Join our discussion of news and world events!
Democracy Is…the freedom to express yourself. Democracy Is…Your Voice, Your World.
The climate is changing. Join the conversation and discuss courses of action.
Connect the world through CO.NX virtual spaces and let your voice make a difference!
Promoviendo el emprendedurismo y la innovación en Latinoamérica.
Информация о жизни в Америке и событиях в мире. Поделитесь своим мнением!
تمام آنچه می خواهید درباره آمریکا بدانید زندگی در آمریکا، شیوه زندگی آمریکایی و نگاهی از منظر آمریکایی به جهان و ...
أمريكاني: مواضيع لإثارة أهتمامكم حول الثقافة و البيئة و المجتمع المدني و ريادة الأعمال بـ"نكهة أمريكانية

25 جولای 2009

جایگاه من، هویت من

 

آغاز متن

نوشتۀ: آنگایوکاک اسکار کاواگلی

 

آنگایوکاک اسکار کاواگلی استاد ممتاز تعلیم و تربیت دانشگاه آلاسکا، واقع در فربنکس است، و سابقۀ علاقۀ او به علوم زیست شناسی به مدت ها قبل باز می گردد. او زادۀ یک خانوادۀ سنتی یوپیاک  در آلاسکاست و بعد از مرگ پدر و مادرش، مادر بزرگش او را از دو سالگی بزرگ کرد. مادربزرگ او تنها زبان یوپیاک را می دانست و به همین مناسبت اولین زبانی که کاواگلی فراگرفت، یوپیاک بود، و فرهنگ قبیله هم اولین فرهنگی بود که با آن آشنا شد. یوپیات  ها از جمله قبایل متعدد قطب شمال هستند که از آن ها با نام اسکیمو یاد می شود. استاد کاواگلی مدیریت اجرایی چندین سازمان غیرانتفاعی علمی، آموزشی، و بهداشتی را به عهده داشته است. او در حال حاضر در گروه کاری سرخ پوستان آمریکا و بومیان آلاسکا روی تغییرات جوّی  وابسته به دانشگاه هاسکل  مشغول به کار است.

 

اخیرا ً برنامه ای در تلویزیون مشاهده کردم که عنوانش "آلاسکا مال شماست" بود. اولین واکنش من این بود که این برنامه منافع سیاسی و اقتصادی را دنبال می کند. اما هرچه بیشتر درباره اش فکر می کردم، بیشتر موجب آزار جهان بینی من می شد. چطور ممکن بود آلاسکا "مال" کسی باشد؟ طبق سنت اجدادی من، این زمین است که ما را تصاحب می کند! و به این ترتیب بود که اندیشۀ من دربارۀ تفاوت میان جهان بینی یوپیاک و جهان بینی جامعۀ مسلط، شکل گرفت.

خاستگاه من با سرمای آن تعریف می شود. مامتریلک  (که حالا با نام بتل  در آلاسکا شناخته می شود) مرا به صورت آن کسی که امروز هستم، بار آورد. سرما، پدیده ایست که زبان، جهان بینی، فرهنگ، و فناوری مرا تعریف می کند. حالا این سرما با سرعت زیادی رو به نقصان است، و نتیجۀ آن تغییرات ایجاد شده در چشم انداز ها است. تغییر چشم انداز های طبیعی، به نوبۀ خود در تغییر چشم انداز های فکری و ذهنی یوپیات و دیگر مردم بومی هم تأثیر گذار است. بعضی پدیده های مام طبیعت، هماهنگی خود را با انواع گیاهان و جانوران از دست داده اند.

 

ما، یوپیات های رودخانۀ کوسکوکویم   ، وقتی درختان توسکا برگ می دادند، موعد ورود ماهیان اپرلان را به رودخانه تشخیص می دادیم و تورها را برای صید آماده می کردیم. وقتی درختان توسکا جوانه می زدند، شاه ماهی های آزاد از راه می رسیدند، و الی آخر. اما حالا که بهار از دو تا چهار هفته زودتر از موعد فرامی رسد،  دیگر نمی توان به این نشانه ها متکی بود.  این تنها یک نمونه از تغییراتی است که در دلتای یوکون- کوسکوکویم روی داده است.

چشم انداز و هویت

 

در گذشته ها، چشم انداز طبیعی به چشم انداز فکری و ذهنی ما شکل می داد، و آن هم به نوبۀ خود، تعیین کنندۀ هویت ما بود. من به منزلۀ بخشی جدانشدنی از طبیعت بزرگ شده ام. کار من "تصاحب" زمین یا دست آموز کردن گیاهان و جانورانی که غالبا ً بیشتر از من انسان قدرت داشتند، نبود.

می دانید که مام طبیعت، فرهنگی دارد، و آن فرهنگ بومی است.

 

به همین سبب، ما مردم بومی باید از آن تقلید کنیم. ما می دانیم که الام یوآ ، تن یا روح کیهان، در او می زید. و برای همین است که او راهنما، آموزگار، و مرشد ماست.

 

ما برای یکی شدن با "آگاهی کبیر" باید وقت بیشتری در طبیعت بگذرانیم. این کار به مردمان بومی تعادل می بخشد. مام طبیعت ما را تشویق به ایثار می کند، و ما با نشان دادن نهایت احترام به آن چه پیرامون ماست، از جمله گیاهان، جانوران، و همۀ پدیده های طبیعی – بادها، رود ها، دریاچه ها، کوه ها، ابرها، ستارگان، راه شیری، خورشید، ماه، و جریان های اقیانوس –  ایثارمی کنیم.  مام طبیعت هر چه من برای حل مشکلاتم به آن نیاز داشته باشم، در اختیار من می گذارد. اما زمانه تغییر یافته و زندگی هماهنگ با مام طبیعت را دشوار کرده است.

 

نخستین تأثیررا  نظام آموزشی و مبلغان مذهبی بر جای گذاشتند. در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم،  نظام مدارس توسط افراد وابسته به کلیسای مسیحی، که با دولت آمریکا قرارداد داشتند، به بومیان یوپیات تحمیل شد.

 

برای بومیان جوان آلاسکا مدارس شبانه روزی ساختند. هدف از آموزش هایی که داده می شد جذب مردم بومی به جهان بینی متکی بر فناوری مکانیکی و مصرف گرایی بود. تعلیم و تربیت نقش سرکوب گرِ و خاموش کنندۀ زبان و فرهنگ بومی را داشت. در این زمان، ایالات متحده در تأسیس و سازمان دادن به مدارس شبانه روزی جهت سرخپوستان آمریکایی کار کشته شده بود. کودکان بومی را از پدران و مادران و دهکده شان برای مدت های طولانی جدا می کردند. آن ها بعدا ً به زادگاه های خود باز می گشتند، اما دیگر با آن جا سازگار نبودند.

 

خواست ها و امیالشان با زندگی روستایی همساز نبود. جذب این کودکان به جامعۀ غیربومی چنان مؤثر واقع شد که غالب جوانان بومی از بومی بودن خود رویگردان بودند.

 

از اواخر دهۀ 1960 تا به امروز، مردم بومی با پشتکار کوشش می کنند نظام تعلیم و تربیت را تغییر دهند، تا با زبان، جهان بینی، فرهنگ، و فناوری آن ها تطبیق یابد. این روندی کند برای بهبود بخشیدن به روستاهاست. رسالت تعلیم و تربیت ما، پرورش انسان هایی است که در خانه و خاستگاه، محیط و دنیای خود باشند. این اقدامات به تدریج از طریق تلاش های مردم بومی و حمایت افرادی که طرز فکر مشابهی دارند، در حال  نتیجه دادن است.

 

تلفیق خرد سنتی با فناوری

یوپیات ها در جهت دادن به نظام آموزشی کودکان خود مبتکرو پیشتاز بوده اند، و اکنون نیز این ابتکار و پیشتازی را در مواجهه با اثرات تغییرات جوّی از خود نشان می دهند. آن ها به روش اجداد خود در رویارویی با تغییرات جوّی مراجعه می کنند و آن چه می آموزند را در زمان حال به عمل درمی آورند. وقتی راهکار ها را می یابند، برنامه ای تنظیم می کنند و از مهندسان، آب شناسان، جغرافی دانان و دیگر دانشمندانی که علم و مهارتشان می تواند راهگشا باشد، کمک می گیرند.

 

برای مثال، روستای نیوتاک  که دچار فرسایش زیادی شده بود، نقش رهبری جابجایی روستا را به عهده گرفته است. این اقدام یعنی جستجوی منابع مالی، جستجوی محل مناسبی برای نقل مکان  روستا، و کمک خواستن از افراد ارشد و زمین شناسان درمورد ارزیابی و تأیید انتخاب آن ها. پیشبرد این طرح و سازماندهی برای جابجا کردن همه چیز به عهدۀ خود روستاست: از خانه های مسکونی گرفته، تا فرودگاه، چاه های آب، و دیگر تسهیلات جامعه.

 

یوپیات ها در لایروبی محل تخم ریزی ماهیان آزاد هم پیشتاز بوده اند. آن ها هر از گاهی با کارشناسان ماهیگیری ایالات ملاقات می کنند و نگرانی های خود را با آنان در میان می گذارند و مواردی را که نیاز به کمک فنی دارند به اطلاع آنان می رسانند.

 

مردم بومی می دانند که روش های سنتی آن ها با بهره گیری از کمک های فناوری که از سوی شاخه های مختلف علمی تأمین می شود، در تحکیم و اجرای برنامه های آنان تأثیر مثبت دارد. همکاری میان شیوه های علمی و شیوه های سنتی بهترین راه برای اقدامات درست است. از طریق همین همکاری هاست که برخورد تاریخی میان این دو جهان بینی مانند جملۀ "آلاسکا مال شماست" می تواند تبدیل به نیرویی برای درک متقابل و یافتن راه حل بسیاری از چالش هایی که ما در کنار هم با آن مواجهیم باشد.

پايان متن

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟