View Other Languages

We’ve gone social!

Follow us on our facebook pages and join the conversation.

From the birth of nations to global sports events... Join our discussion of news and world events!
Democracy Is…the freedom to express yourself. Democracy Is…Your Voice, Your World.
The climate is changing. Join the conversation and discuss courses of action.
Connect the world through CO.NX virtual spaces and let your voice make a difference!
Promoviendo el emprendedurismo y la innovación en Latinoamérica.
Информация о жизни в Америке и событиях в мире. Поделитесь своим мнением!
تمام آنچه می خواهید درباره آمریکا بدانید زندگی در آمریکا، شیوه زندگی آمریکایی و نگاهی از منظر آمریکایی به جهان و ...
أمريكاني: مواضيع لإثارة أهتمامكم حول الثقافة و البيئة و المجتمع المدني و ريادة الأعمال بـ"نكهة أمريكانية

24 جولای 2009

مراسم

 

آغاز متن

نوشتۀ: جوزف بروچک

جوزف بروچک با الهام از میراث سرخپوستی آبناکی  خود، تبدیل به داستان سرایی بومی گشت و زندگی خود را به توصیف رسوم قبایل مختلف بومی آمریکایی اختصاص داد. آبناکی ها یکی از پنج قبیلۀ تشکیل دهندۀ کنفدراسیون واباناکی  در شمال شرق آمریکا بودند. بروچک نویسندۀ بیش از 70جلد کتاب شعر، داستان، و ادبیات غیر داستانی برای بزرگسالان وکودکان است و جوایز متعددی، از جمله جایزۀ آمریکن بوک ، جایزۀ کتاب های علمی کودکان، جایزۀ نثر ملت چروکی، و جایزۀ هوپ اس دین  را برای موفقیت های چشمگیر در ادبیات کودکان دریافت کرده است . او مؤسس نشریۀ گرینفیلد  است. در سراسر ایالات متحده و خارج از کشور به طور گسترده ای به فعالیت داستان سرایی اشتغال داشته است.

گام می زنم و زیبایی پیش روی من است

گام می زنم و زیبایی زیر پای من است

گام می زنم و زیبایی در پیرامون من است

در زیبایی همه چیز از نو احیا می شود

در زیبایی همه چیز کمال می یابد ...

- از "راه شبانه" دینه

30 سال قبل دیوآسنتا ، زن ارشد قبیلۀ اونونداگا  به من گفت "هر روز صبح که از خواب بیدار می شوم تا از شیر آشپزخانه آب بنوشم، همیشه به یاد دارم که از آب سپاسگزاری کنم." این حرف همیشه وجود یک رابطۀ مقدس میان همه چیز و مسئولیت ما انسان ها را در سپاس از این رابطه به من یاد آوری می کند. 

یکی از شیوه های بیان روابط در آمریکا از طریق آن چیزیست که اروپاییان آن را مراسم می خوانند. در فرهنگ لغات، واژۀ مراسم به معنی تشریفات یا یک سلسله آیین ها و مناسک قبیله ای آورده شده است.

هر چند این معنی کاملا ً درست است، اما می توان گفت که برای مردمان بومی آمریکایی این تشریفات، خود به معنای زندگی است. تام پورتر، از اعضای ارشد قبیلۀ موهاک، به من گفت یکی از دلایلی که ما مراسم و تشریفات زیادی داریم این است که انسان ها فراموشکار هستند. اگربه یادمان می ماند که هر روز شکر به جای آوریم و رفتاری احترام آمیز و شاکرانه در پیش بگیریم، همان می توانست کفایت کند. اما هر بار که این امور را فراموش می کنیم، باید طی مراسم وتشریفات بیشتری آن را به خاطربسپاریم.

 

مناسک و آیین های سرخپوستی آمریکا ممکن است به سادگی تعارف تنباکو همراه با خواندن دعا ، و یا مانند مناسک مداوا در میان مردم دینه، پیچیده تر باشد. این رسوم، که به آن "روش ها"  اطلاق می شود، باید توسط hataaXii، یا فردی به اجرا درآید که در تلاوت دعا بسیار مجرب است و این مستلزم سال ها صرف وقت در به خاطر سپردن کلمات و اصول تشریفات یک یا چند "روش" است که برای اهداف شفا بخش به کار برده می شود. رایج ترین "روش آمرزش" معمولا ًبرای احیای جسمی و ایجاد تعادل روحی فرد به کار می رود. "روش دشمن" برای آن دسته از اعضای دینه به کار برده می شود که با دشمن در جنگ بوده و با او تماس یافته اند، و به همین علت دچار عدم تعادل روحی شده اند. برای مداوای آن ها، با استفاده از ماسۀ رنگی و پوست درختان، طرحی روی زمین نقاشی می کنند. این نقاشی ماسه ای صحنه هایی از داستان آفرینش دینه ، مانند پیروزی قهرمانان دو قلو بر دیو را به تصویر می کشد. شخص مورد نظر، هنگامی که hataaXii دعا های "روش مداوا" را تلاوت می کند، روی نقاشی می نشیند. برای تکمیل این "روش ها" شاید به چند روز وقت نیاز باشد. از آن جا که حضور دیگران و آرزوی خوب آن ها به "روش مداوا" سرعت می بخشد، از افراد زیادی برای حضور در این آیین دعوت می شود.

 

حتی رویداد هایی که تنها به عنوان بازی تلقی می شوند نیز غالبا ً بخشی از آیین های بومی به شمار می روند. یکی از نمونه های آن یک بازی سرخپوستی آمریکایی است که به نام لاکراس  معروف است. این بازی در زبان موهاک Tewaarrathon نامیده می شود و "بازی بزرگ" یا "بازی خالق" است. گاهی بزرگی زمین بازی به چند مایل می رسیده و بازیکنان  را کلیۀ اهالی یک یا دو روستا تشکیل می داده اند. این بازی ها را برای بازگرداندن سلامتی فرد مورد نظر برگزار می کردند.هنگامی که هندسام لیک  [دریاچۀ زیبا]، پیامبر ایروکی ها در آخرین دیدار خود از ملت اوناونداگا در سال 1815 بیمار شد، بلافاصله برنامه ای برای بازی لاکراس و بازگرداندن سلامت این عضو ارشد سالخورده ترتیب یافت. (هر چند او معالجه نشد، باز برای قدردانی از افتخاری که نصیبش شده بود گفت، "من به زودی به سرای تازۀ خود خواهم شتافت. به زودی به جهانی تازه قدم خواهم گذاشت، زیرا راهی روشن مرا به آن سو هدایت می کند.")

در مورد تعدادی از آیین های بسیار شناخته شدۀ مردمان بومی، یا جنجال به راه انداخته شده و یا این که آنها را بد تعبیر کرده اند. مردم شناسان، آیین های پاتلاچ  را که میان بسیاری از ملل بومی شمال غرب پاسیفیک برگزارمی شد "مبارزه با دارایی" نامگذاری کردند، در این آیین ها، شخصیتی برجسته برای از میدان به دربردن رقیب،  مایملک شخصی خود را می بخشید ویا آن را نابود می کرد. دولت کانادا و دفتر امور سرخپوستان آمریکا چنان از اجرای این آیین ها نگران و وحشت زده شده، و آن را اسراف کارانه تلقی می کردند که این آیین در بخش اعظم قرن بیستم غیر قانونی اعلام شد. هرچند آیین های پاتلاچ برای حفظ وجهه مبالغه آمیز بود، اما معنای آن بیش از درکی بود که اروپاییان از آن داشتند. پاتلاچ از کلمۀ پاتشاتل  در زبان نوتکا  مشتق شده، که به معنای "دادن" است. می توان گفت، در حالی که جمع آوری و انباشت دارایی در فرهنگ اصلی آمریکا یک روال عادی محسوب می شود، در فرهنگ های سرخپوستان آمریکایی، درست عکس این امر صادق است. سیتینگ بول  [گاو نشسته]، رهبر بزرگ لاکوتا، می گفت مردم او را دوست دارند زیرا او فقیر است.

سنتِ دادن و بخشیدن به عنوان آیین شکرگزاری و نشان دادن سخاوت، در میان بومیان آمریکای شمالی رواج زیادی دارد. من خانواده ای را می شناسم که متعلق به قیبلۀ شین  ومقیم مونتانا بودند، آن ها برای بازگشت فرزندشان از جنگ ویتنام نذرکرده بودند که همۀ دارایی خود را ببخشند. در طول مدتی که پسرآن ها در جبهه می جنگید، آن ها مشغول جمع آوری چیز هایی بودند که بعد از بازگشت اوبتوانند ببخشند- پتو، قوطی های کنسرو، وانواع چیز های دیگر. وقتی اوسالم به خانه برگشت، بخشش آنان شروع شد. آن ها نه تنها هرچه را جمع آوری کر¤ه بودند بخشیدند، بلکه به قدری از بازگشت او خوشحال بودند که تلویزیون، یخچال، ضبط صوت، رادیو، وانت بار، وحتی لباس هایشان را نیز بخشیدند. و نهایتا ً قبالۀخانه شان را هم برای بخشیدن امضا کردند. آن ها با این کار، نه تنها عظمت عشق خود را نسبت به فرزند?ان نشان دادند، بلکه سپاس خود از ماهیو ، راز بزرگ، را نیز از این طریق بیان داشتند ونام نیکی از خود در جامعه به جای نهادند. آن ها با وجود فقرشان، در نظر جامعه ومردم ثروتمند بودند.

در بهترین شرایط، پاتلاچ راهی بود برای توزیع مجدد دارایی های مادی، به جای گذاشتن آنها در اختیار افراد معدود. عدم توازن پاتلاچ ها در اواخر قرن نوزدهم، که به جای بخشیدن پتو یا کالا های دیگر آن ها را می سوزاندند، گویا ناشی از سیل کالا های اروپایی و قدرت انباشت دارایی های اضافی از سوی افرادی بود که با سفیدپوستان مناسبات تجاری داشتند. امروز، پاتلاچ در بسیاری از قبایل شمال غرب به عنوان آیینی برای بخشش وشکرگزاری، و کسب نام نیک احیا شده است.

این آیین ها از طریق آواز، رقص، داستان سرایی و البسه، و از طریق اجرای مراسم  قربانی به ما یادآور می شوند که ما با هرچه در اطرافمان هست، یکی هستیم. این راه درست وطبیعی حفظ توازن خود و جهان پیرامونمان است. از طریق آیین ها می توانیم   توازن را قدر بشناسیم  وهم آن را احیا کنیم.

داستان های ما یادآوران ما هستند، نوشتۀ جوزف بروچک

حقوق انحصاری اثر 2003، انتشارات فولکروم. کلیۀ حقوق محفوظ است.

پايان متن

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟