20 جولای 2009
من در دسامبر 2008 از غنا به شمال بنین سفر کردم تا درباره وضعیت دوچرخه در این منطقه اطلاعاتی کسب کنم. به ناتیتینگو رسیدم. شهرکی در محاصره تپه ها یا به قول محلی ها " مونتاگنس". ناتیتینگو قطب تجاری بنین در شمال غرب سر راه جاده اصلی کوتونو، شهر بندری مهم بنین، به بورکینافاسو واقع شده است. تعداد زیادی تانکرهای بزرگ با پلاک مالی هر روز از این جاده عبور می کنند. فکر می کنم نفت خام حمل می کنند. سفر آنان که بیش از هزار مایل {1600 کیلومتر} طول مسافت آن است بی نهایت کم بازده، گران و خطرناک است.
موتور سیکلت ها در ناتیتینگو به تعداد چهار به یک بیش از تعداد دوچرخه ها است با قیمت هایی که از حدود 600 دلار شروع می شود. بسیاری از مردان زندگی خود را از طریق راندن "موتوتاکسی" تأمین می کنند. من شاهد دو شیوه حمایتی حکومت از موتورها در بنین هستم. نخست این که ظاهرا هیچ گونه ثبت رسمی وجود ندارد: من روی هیچ یک از موتورها پلاکی ندیدم. دوم این که مقامات چشم خود را بر روی قاچاق سوخت از کشورهمسایه، نیجریه می بندند. درآن کشور بهای سوخت پائین است. احتمالا دهها هزار تن از اهالی بنین مقادیر کمی از گازوئیل را هر روز می بلعند، زیرا بیشتر گازوئیل به فروش رسیده در بنین از یک جا به جای دیگر فرستاده می شود. دو طرف بزرگراه خارج از بنین را ردیف بطری های 20 لیتری گازوئیل فروشی پوشانده است. پمپ بنزین کمیاب است.
بیشتر دوچرخه هایی که من می بینم الگوهای دست دوم اروپایی هستند. تعدادی دوچرخه ژاپنی دست دوم فروشی به قیمت 90 دلار دیدم که تقریبا دو برابر قیمت آن در غنا است.
تنها 3یا 4 تعمیرکار در ناتیتینگو پیدا کردم. آنها علاقه مند به ابزار من بودند و دستمزد آنها حدود 25 درصد کمتر از غنا بود. با تعمیر کاری به نام ابل آشنا شدم. او به من گفت که بیشتر دوچرخه های انبار شده در مغازه او نیاز به لاستیک و تیوپ دارند. او تا 30 دستگاه دوچرخه در آنجا و در خانه داشت که برخی از آنها را حتی تا 5 سال نگاه داشته بود. او گفت لاستیک ها و تیوپ های ساخته شده در آسیا غیر قابل استفاده هستند زیرا یک تیوپ نو هوا را نگاه نمی دارد و شما اغلب در لای درزها قطرات آب پیدا می کنید.
همین شکایت را در غنا هم شنیدم البته نه به این شدت. دوچرخه سواران غنایی برای تیوپ های پنچر آمریکایی بیشتر پول می دهند تا تیوپ های نو چینی. ظاهرا در آفریقا به تعداد بسیار بیشتری تیوپ و تایر نیاز هست.
من سالیو را هم ملاقات کردم که یک فروشنده لوازم یدکی است و در روزهای بازار به مناطق اطراف سفرمی کند. او به رغم تعداد فزاینده دوچرخه های کوهستان به طور عمده قطعات یدکی اتومبیل های اسپرت کروکی را جمع می کند. سالیو گفت برای خرید قطعات به لومه، توگو سفر می کند. از آنجا که لومه فاصله زیادی از آکرا ندارد (171کیلومتر) من به فکر یک شراکت احتمالی افتادم.
وقتی به غنا برگشتم بوی بد پیراهن های خاکی که در طول سفرم با دوچرخه به توگو و بنین پوشیده بودم، به مشام می رسید. از تنفس بوی دود از پا در آمده بودم. شهرک ها مملو از دسته های خشمگین موتور سیکلت ها هستند. تصور این که مردم از چه مشکلات تنفسی رنج می برند مشکل است.