15 جولای 2009
در حالیکه مناقشات نژادی فروکش می کند، تنش ها احتمالاَ به سوی چالش های عمده جدید متوجه می شوند
آغاز متن
در گذاراز حالت آماری به ذکر نمونه ای داستان گونه: من متوجه رفتارهایی متفاوت در مورد مسائل نژادی و نژادگرايی در ميان دانشجويان، هم سن و سالان و همشهریان خود هستم
.روابط ميان سياه پوستان و سفيد پوستان از گذشته در اينجا يعنی در ميشيگان با تنش بسيار همراه بوده است، و هنگاميکه من تقريباً 15 سال پيش به اين دانشگاه آمدم، آن تنش در محوطه دانشگاه نيز محسوس بود: کمی در گيری ميان دانشجويان سياه پوست و سفيد پوست، اتهامات و ضد اتهامات شديد نژاد پرستی و نژاد پرستی متقابل به دنبال چند حادثۀ ناخوشایند.
روابط ميان سفيد پوستان و سياه پوستان در اينجا روابطی تمام عيار نيست، امّا من بطور محسوس زوج هایی بیشتر از يک نژاد، دوستی هایی بیشتر در میان يک نژاد، و تجمع هایی بیشتراجتماعی را شاهد هستم. چنين موضوعی در مورد دانشجويان]متعلق به اقلیت های] قومی نيز صادق است. حوادث ناخوشايند چندی، آنهم بيشتر بدنبال اتهامات نژاد پرستانه از سوی دانشجويان آسيايی-امريکايی رخداده، امّا اغلب، اين حوادث فرو کش کرده است.
تنشی که اخيراً در محوطه اصلی دانشگاه شاهد آن هستم ميان دانشجويان يهودی و امريکايی های عرب تباربر قرار است، که بر موضوع الزاماً حساس اسرائيل تمرکز دارد، امّا تلاشهای قابل توجهی نيز در کار بوده است تا جریان گفت و شنود حتی ميان مردمانی که به کلی نظرات متفاوتی دارند، حفظ شود .
تا آنجا که به ايالت ميشيگان مربوط می شود، فاصله ميان سياه پوستان و سفيد پوستان بر جای خود باقی می ماند، این شکاف در شهر (ديترويت) و در حومه آن، عميق، بنیانیی و علاج ناپذيراست. امّا سقوط صنايع اتومبیل سازی همه را، همه کس را از هر نژاد تحت تأثير قرار داده است، ؛ و بدين ترتيب، تنش هايی که زمانی وجود داشتند بنظر می رسد که اینک کمتر آشکار می شوند.
اين تغييرات در حد نژاد و قوميت برای آينده چه معنايی دارند؟ شکاف های عميقی در امريکا وجود دارد، و در حالي که آينده قومی-نژادی آشکارا يکی از اختلافات رو به رشد و يکی از قدرت های سياسی فزاينده مردم رنگین پوست، مهاجران و کودکان آنهاست، هنوز ما يک کشور کامل نيستيم، و بدون شک هرگز چنين نخواهيم شد. با وجود اين ، ما يک حکومت مردم سالار با بيش از 300 ميليون جمعیت هستيم، و مردم هم ذاتاً فرقه ای و متمایل به پراکندگی هستند.
با در نظر گرفتن تغييرات فعلی جمعيت، تصور می کنم، در آينده، اين تغييرات بگونه ای متفاوت نمايان شوند، مثلاَ به عنوان مناقشات ميان شيوه های زندگی (شهری در مقابل نيمه شهری و نیمه شهری در مقابل روستايی) و ميان منطقه ای تا در ميان نژاد ها و قوميت هاست (غرب دستور کاری متفاوت از شمال شرق؛ و ایالت های مرکزی دستور کارهایی متفاوت از جنوب خواهند داشت) .
ما قبلاً برخی از اين موارد ث.انوی را در نبرد بر سر نجات صنايع خود رو سازی امريکا از ور شکستگی ديده ایم. قانونگذاران سفيد پوست و سياه پوست از ایالت های مرکزی از هر دو حزب حمايت خود از اين صنايع را سازمان دادند چون اين عمل به اين صنايع در آن منطقه کمک می کرد. قانونگزاران سياه پوست و سفيد پوست در جنوب مخالف آن بودند زيرا توليد کنندگان خارجی کارخانه های جديدی را درآن نواحی احداث کرده بودند، و اين پشتیبانی مالی می توانست به رقابت در اين زمينه دامن زند.
ما شاهد تحقق پيش بينی های مأيوس کننده تری در مورد گرم شدن کره زمین و اختلالات بوم شناختی که بدنبال آن ايجاد خواهد شد، خواهيم بود. بعنوان مثال، غرب دوردست، از نظر آب فقير است؛ در حاليکه ایالات مرکزی و شمال شرقی از اين نظر غنی هستند. آنها در صورت افت سفره آبی در غرب تقاضا های مناقشه انگيزی بر سر بودجه فدرال که قبلاً کاهش يافته است خواهند داشت، که از هم اکنون شروع شده است.
به همين ترتيب، شهر های نيويورک و بوستون در سطح يا نزديک سطح دريا هستند -- در حقيقت آنها در ابتدا به عنوان بندر ساخته شدند. بالا آمدن شديد سطح دريا پيش بينی شده است و برخی از گزارشهای مصیبت بار در مورد گرم شدن کره زمین نيازمند پاسخ هايی است که ممکن است نجات نيو اورلئان در برابر آنها به صورت امری حقیر بنظر رسد؛ پاسخ ساکنان مناطق داخلی چه خواهد بود؟
نژاد پرستی و قوم پرستی بدون شک بخشی از فرهنگ مدنی باقی خواهد ماند امّا اهميت آن به مراتب کمتر خواهد شد چون مردم ما، مانند مردم ساير نقاط جهان، با چالش های بسيار متفاوت، امّا به همان میزان پر توان در قرن بيست و يکم روبرو هستند.
http://www.america.gov/st/peopleplace-english/2009/June/20090629165856fsyelkaew0.4546625.html
پايان متن