15 جولای 2009

ارزیابی دوباره کارشناسان از عقاید موجود پیرامون پیشرفت نژادی –قسمت اول

رفتار دور از انتظار رأی دهندگان، خوش بینان و بد بینان را در مسیر تازه ای قرار می دهد

 

آغاز متن

پیروزی باراک اوباما برای دانشجویان متعلق به نژادها و قومیت های گوناگون در آمریکا از اهمیت خارق العاده ای برخوردار است. این پیروزی بسیاری از عقاید پیشین جامعه شناسان، دانشمندان علوم سیاسی و پژوهشگران آمریکایی را به چالش می کشاند- و شاید هم درهم می ریزد.

 

دو خط فکری در نیم قرن گذشته پیشرفت نژادی آمریکا را متمایز ساخته است –یکی آن را به گونه ای می نگرد که ملت ما را به سوی تقسیم فرانژادی رهنمون می شود و دیگری اصرار دارد که با وجود پیشرفت غیر قابل انکار، آمریکایی های سفید پوست از لحاظ سیاسی و فرهنگی غالب باقی می مانند، شکل برتر قدرت و حاکمیت اجتماعی.

 

دو دیدگاه نادرست

این مجادله در دیدگاه های گوناگون آراء سیاسی آمریکا انعکاس یافت. یک دیدگاه قائل به آن بود که در برخی مسائل –بنا بر قول مشهور دبلیو. ای. بی دابویس - "نحله نژاد" همیشگی است، اینکه قدرت سیاسی واقعی هرگز به دست آفریقایی آمریکایی ها نخواهد افتاد.

 

خوش بینان با رد این اظهارات می گویند سیاستمداران سیاه پوست از طریق ایجاد وحدت میان سفیدپوستان لیبرال – سیاه پوستان و اهالی آمریکای لاتین در چندین مورد – در نیویورک، نیوارک  ، شیکاگو و گری ، ایندیانا - به مقام شهردار و در مواردی نیز به مقام فرماندار - در ویرجینیا و ماساچوست - نائل شده اند و این موارد احتمالا حاکی از نوعی ائتلاف جدید است.

 

بد بینان پاسخ می دهند که این ادعا بی مورد است. کارگران و طبقه متوسط، حاشیه نشینان و روستائیان سفید پوست- هیچ یک به نامزد سیاه پوست به آن تعداد که برای تصدی یک پست دولتی مورد نیاز باشد رأی نخواهند داد. درخواستی ظاهرا موفقیت آمیز برای حمایت از نژاد سفید در انتخابات ملی 1988 موجب تحکیم این عقیده شد.

 

بحثی مشابه، پیرامون قومیت وجود دارد. آمریکا هرگز یک رئیس جمهورمتولد خارج، یک رئیس جمهور یهودی، یک رئیس جمهور ایتالیایی-آمریکایی نداشته و فقط یک رئیس جمهور ایرلندی-آمریکایی کاتولیک در میان پروتستان های انگلوساکسون وجود داشته است. این انگاره غیرقابل تردید و نشانه ای از یک بومی گرایی نهان در پس تفاهم مشترک آمریکایی (حداقل از دهه 1960 به بعد) به عنوان "ملتی از مهاجران" به نظر می رسید.

 

بد بینان به نگرانی های دیگری هم اشاره کردند: موج احساسات ضد عربی و ضد اسلامی پس از واقعه 11 سپتامبر 2001، خصومت های برخاسته از تلاش های انجام گرفته در جهت اصلاح قوانین مهاجرت آمریکا و راه پیمایی های صورت گرفته در حمایت از مهاجران در سالهای 2006-2007؛ و همه پرسی هایی که برای تعیین زبان انگلیسی به عنوان زبان رسمی کشور برگزار شد.

 

خوش بینان اظهار داشتند که این سرکوبی بسیار خفیف تر از زمانی بود که آمریکایی های آلمانی تبار طی جنگ جهانی اول و آمریکایی های ژاپنی تبار پس از واقعه پرل هاربر  متحمل شدند. آنان با اشاره به نظر سنجی های صورت گرفته می گویند در حالی که بسیاری از آمریکایی ها به دلیل وجود مهاجران، اغلب به شیوه هایی نگران کننده، دچار مشکل می شدند- عقاید اغراق آمیز درباره این که وجود مهاجران به بهای از دست دادن شغل آمریکائیان تمام می شود – اکثریت مردم با نظر مساعد به آنها می نگریستند. خوش بینان همچنین به شکست بسیاری از همه پرسی ها برای محدود کردن حق مهاجران برای رأی دادن و تحصیل به زبان های بومی شان اشاره کردند.

 

اما عقاید آنان هرچه که بود هردو گروه در این مورد توافق داشتند که بومی گرایی یک حقیقت ماندگار حیات سیاسی آمریکاست اینکه تقریبا محال است که کسی به جز نژاد سفید انگلوساکسون به عنوان رئیس جمهور انتخاب شود.

 

سگی که پارس نکرد

این انتخابات هردوی این عقاید را به چالش کشید. پیش از روی آوردن به طریق مشهود – انتخاب یک آفریقایی آمریکایی – قابل ذکر است که معدودی از نامزدهای پیشرو با روش انتخابات پیشین موافق بودند. در جبهه جمهوری خواهان، یکی از نامزدهای پیشرو، میت رامنی  – یک مورمون ، اقلیتی مذهبی که تا همین اواسط قرن بیستم مورد آزار و اذیت قرار می گرفتند، بود. نامزد دیگر جان مک کین  ، متولد کشوری غیرازآمریکا بود – یعنی در منطقه کانال  پاناما. نامزد سوم مایک هوکابی  ، وزیری پروتستان است – که آن هم در جریان ریاست جمهوری بی سابقه بود.

 

در میان دمکرات ها، نامزد های پیشرو عبارت بودند از یک زن، هیلاری کلینتون  و بیل ریچاردسون  که با افتخار خود را از ریشه آمریکای لاتین، سرخ پوست و از اجداد مادری و پدری سفید پوست معرفی کرد. پیروزی مردی از نژاد مختلط از تبار نسبتا خارجی، پدیده سیاسی اجتماعی بزرگ تری را انعکاس می داد : تنوع فزاینده رأی دهندگان و عامه مردم.

 

ارقام، به خصوص ارقام نژادی، حیرت انگیزند. آمریکایی های سفیدپوست از هنگام نخستین سرشماری پائین ترین درصد را دارند و پیش بینی می شود که تا سال 2050 در اقلیت قرار گیرند و این مسأله در رأی دهندگان نمود یافته است. پژوهشگران علوم سیاسی، استفان آنسولابر  و چارلز استیوارت سوم  در بوستون ریویو  نوشتند، " سهم سفید پوستان در میان رأی دهندگان در حال کاهش است : 81 درصد در 2000، 77 درصد در 2004 و 74 درصد در 2008. برعکس، سیاه پوستان از 10 درصد در 2000 به 11 درصد در 2004 و 13 درصد در 2008 افزایش یافتند ؛ اسپانیایی ها  از 6 درصد در 2000 به 8 درصد در 2004 و 9 درصد در 2008 افزایش یافتند."

 

اگرچه اوباما سهم دمکرات ها را از کل رأی دهندگان، نسبت به سال 2004، 5 درصد افزایش داد اما تنها 2 درصد رأی سفید پوستان را بیش از جان کری  در 2004 با خود آورد – که برای تغییر نتیجه انتخابات کافی نبود. پیروزی وی ناشی از کسب سهم معتنابهی از آراء باقی مانده غیرسفیدپوستان و افزودن بر تعداد آنان بود.

 

شاید از آن عجیب تر عدم تغییر در واکنش سفید پوستان به اوباما در مقایسه با انتخابات پیشین باشد. در میان پیش بینی کنندگان، طی مبارزات انتخاباتی، این یک حقیقت بدیهی بود که بسیاری از رأی دهندگان مسن تر سفید پوست طبقه کارگر از یک آمریکایی با نژاد مختلط حمایت نخواهند کرد چه برسد به اینکه یک سیاه پوست تمام عیار باشد.

 

 این تا حدودی حقیقت داشت به خصوص در نواری جغرافیایی تقریبا از غرب نیویورک تا غرب پنسیلوانیا، ویرجینیای غربی، کنتاک?  ، تنسی ، آلاباما  و میسی سی پی تا آرکانزاس و لوئیزیانا- تنها مناطقی که ( به جز وطن مک کین یعنی ایالت آریزونا ) جمهوری خواهان درصد بیشتری از آراء را به خود اختصاص دادند. (طبق ارقام جدید از پروژه ایالتی سوئینگ ، اوباما بیشترین رأی برای دمکرات ها را در آرکانزاس از دست داد). این نوار، یعنی تقریبا آپالاچی  و دیپ ساوت  ، استثنا بود.

 

اوباما آراء دمکرات ها را در سراسر بقیه کشور افزایش داد، از جمله مناطقی که در آنها سفید پوستان از اکثریت برخوردارند : آیووا، مونتانا، حتی با کمال تعجب، یوتا  .سفید پوستان شاید در اصل بیش از آنچه به کری رأی دادند به اوباما رأی نداده باشند اما به جز آپلاچی و دیپ ساوت به تعداد انبوه علیه او نیز رأی ندادند. نژاد پرستی سفید پوستان سگی است که در این انتخابات پارس نکرد.

http://www.america.gov/st/peopleplace-english/2009/June/20090629170219fsyelkaew1.244754e-02.html

پايان متن

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟