08 جولای 2009
اجتماعات روسی - آمریکایی تطبیق پذیر و مبتکر هستند
واشنگتن- موج اخیر مهاجران از شوروی سابق به آمریکا از نظر تنوع اجتماعی و فرهنگی منحصر به فرد است. بر اساس اعلام محققان و جامعۀ مهاجران، تلفیق انطباق زندگی آمریکایی با حس قوی هویت فرهنگی مستقل امکان پذیر است.
به دنبال کاهش تدریجی محدودیت های خروج از شوروی در اواخر دهه 1980، آمریکا با جریان بی سابقه ای از ورود مهاجران از آن کشور مواجه شد. آمار اداره مهاجرت آمریکا نشان می دهد که در مقایسه با حدود 65.000 نفر از زمان پایان جنگ جهانی دوم تا سال1989بیش از 433.000 مهاجر از روسیه و دیگر کشورهای شوروری سابق عنوان شهروندی دائم را بین سال های 1980 تا 1990 دریافت کرده اند.
ورا کیشینفسکی ، نویسنده "مهاجران روسی در آمریکا: تطابق با فرهنگ آمریکایی" می گوید: من از تفاوت در ساختار این گروه شگفت زده ام. در ابتدا بیشتر یهودیان و متخصصان بودند. امروزه شما قزاق ها را می بینید، تارتارها را می بینید، اوکراینی ها را می بینید و اساسا تمامی گروه های قومی را."
مارینا شرون ، نویسندۀ دو زبانۀ روسی آمریکایی از نیویورک، می گوید بیشتر افراد این گروه به دلیل فشار سیاسی به آمریکا نمی آیند بلکه در جستجوی فرصت های بهتر و تجارب جدید هستند. شرون که، به همرا دنیس ساشا ، یکی از نویسندگان کتاب "Red Blues: Voices From the Last Wave of Russian Immigrants " است می گوید بخش عمده ای از آنها "افرادی هستند که از روی اجبار مهاجرت نکرده اند، بلکه خود می خواستند این کار را انجام دهند."
پیشگامان و مخالفان
مهاجران از امپراطوری روسیه و بعدها از شوروی سابق از طریق چندین جریان بزرگ وارد آمریکا شدند. در نیمه دوم قرن نوزدهم، شهروندان فقیر ایالت های غربی این امپراطوری، اکثرا لهستانی ها، بلاروس ها و اهالی لیتوانی، در جستجوی زندگی بهتر به آمریکا آمدند. این گروه شامل تعداد زیادی یهودی و اعضای برخی از اقلیت های مذهبی ستمدیده، به همراه تعدادی از سیاستمداران تبعید شده بودند.
موج بزرگ دیگر مهاجرت پس از ناآرامی انقلاب اکتبر 1917 ( یا بلشویک ) آغاز شد. "روس های سفید" مشهور، شامل تعداد زیادی از اعضای روشنفکران و نخبگان هنری روس: مهندسان و مخترعانی نظیر ولادمیر زوریکین ، ایگور سیکورسکی و الکساندر ام پونیاتوف ، آهنگسازانی نظیر الکساندر پروکویف ، سرگی راشمینوف و ایگور استراوینسکی، و نویسندگانی چون ولادمیر نابوکوف و آلیسا زینووینا روزنبام که در آمریکا به نام آین راد شناخته می شود بودند.
پس از جنگ جهانی دوم، مهاجرت از جماهیر شوروی سابق عملا متوقف شد. و دوباره در دوران تنش زدایی در دهه 1970 شدت گرفت. رژیم شوروی به جای پذیرفتن خطر انتقادهای بین المللی برای زندانی کردن مخالفان برجسته، به برخی از آنان اجازه مهاجرت داد. در برخی از موارد، نظیر نویسندگانی چون الکساندر سولژنیستین و ژوزف برادسکی ، آنها مجبور به ترک این کشور شدند.
بر اساس قطعنامۀ هلسینکی در سال 1975، تعداد فزاینده ای از یهودیان شوروی توانستند این کشور را ترک کنند. مسافرت های انجام شده توسط هنرمندان شوروی به کشورهای غربی منجر به چندین تبعید اختیاری شاخص شد، نظیر مورد میخائیل باریشنیکوف ، که بعدها به عنوان کارگردان هنری تئاتر باله آمریکا در نیویورک فعالیت کرد.
در سرشماری سال 2000 آمریکا، حدود 2 میلیون آمریکایی اصل و نسب روسی به خود نسبت داده بودند، و تقریبا به همان تعداد "جماهیر شوروی" را به عنوان کشور پیشینه خانوداگی خود ذکر کرده بودند. روس ها، بعد از لهستانی ها (بیش از 6 میلیون نفر) امروزه بزرگترین گروه اسلاوی در آمریکا هستند.
هویت مستقل
بر اساس تعدادی از گزارش های رسانه ای و مصاحبه های اخیر، موج جدید مهاجران از روسیه و جماهیر شوروی سابق بسیار کارآفرین و قادر به تطابق با زندگی آمریکایی هستند. اما این موج هم چنین محیط پرتحرک روسی- آمریکایی را به وجود می آورد که شیوه زندگی و آرمان های هر دو فرهنگ را با هم در می آمیزد.
کیشینفسکی اشاره می کند که تعداد رویدادهای هنری، انتشارات، خدمات مختلف و حتی کودکستان های ایجاد شده در شهرهای اصلی آمریکا به زبان روسی نشان دهنده این است که هماهنگی کامل فرهنگی، دیگر هدف این گروه نمی باشد. اعضای آن تلاش می کنند تا برای فرزندان خود آموزش میان فرهنگی و دوزبانه را فراهم کنند و می خواهند آنها به حس هویتی مستقل درون جامعه بزرگتر آمریکا دست پیدا کنند.
پاول 30 ساله، که در سال 1988 با خانواده و پدربزرگ و مادر بزرگ خود به آمریکا آمد می گوید" ما چندین کتاب از اودیسه را با خود آوردیم." پس از مستقر شدن در منطقۀ واشنگتن، خانواده او به سرعت کتابفروشی روسی محلی مجهزی را پیدا کرد. امروزه، پاول روسی را به خوبی صحبت می کند و با دوستان اودیسه ای والدین خود، که بسیاری از آنها هنوز نزدیک واشنگتن زندگی می کنند در تماس است.
همچنین، او به یاد می آورد که خانواده اش هیچ گاه از سوی آمریکا احساس ترس نکرده است. نگرش خانواده او در مورد مکان جدید از روی کنجکاوی و امید بود. او می گوید:" آمریکا خوب است. متفاوت نیز هست، پس باید بدانیم که چرا متفاوت است. ما واقعا می خواستیم تا در آمریکا موفق شویم. "
از دهه 1990 تا کنون در آمریکا، الکساندرا تلاش می کند تا از پسر 9 ساله خود در برابر جنبه های منفی فرهنگ کلی آمریکا، "به خصوص تلویزیون"محافظت کند. او می گوید" او از حمایت کامل همسر آمریکایی خود برخوردار است. الکساندرا فرزند خود را به مدرسه بین المللی فرستاده و به او صحبت کردن هم زمان به سه زبان انگلیسی، روسی و آلمانی را آموخته است.
او می گوید:"من می خواهم او روشنفکر باشد و در خانه و یا هر جای دیگری، شهروند تمام جهاõ باشد."
شرون می گوید که فرزندان مهاجران نسل های جدید تمایل دارند تا خود را بیشتر روس های آمریکایی ویا روس بدانند. او می گوید:"آنها به هر چیزی از نوع روسی آن علاقه مند هستند، نام های روسی، نو?سندگان روسی آمریکایی،" و اضافه می کند در مورد نسل های پیشین تر همواره بدین صورت نبوده است.
تشابه بیشتر پیدا کردن
مهاجرت همچنان مشکلات خود را دارد: تلاش برای گذران زندگی در محیطی با زبان جدید، به دست آوردن شرایط لازم تخصصی، اتخاذ آداب اجتماعی جدید. اما مهاجرین جدید از روسیه و کشورهای اروپایی هم چنین می گویند که کشورهایشان شباهت بیشتری به هم پیدا کرده و شوک فرهنگی ناشی از آمدن به آمریکا در مقایسه با تجربه نسل های گذشته بسیار کمتر شده است.
مهم تر از همه، آنها می گویند، مهاجرت تاثیر خود را به عنوان تصمیم جبران ناپذیر، و اغلب ناخوشایندی که در زمان کمونیسم بود از دست داده است. کسانی که جماهیر شوروی را ترک می کردند اغلب تصور می کردند که کشور خود را هیچ گاه نخواهند دید.
کیشینفسکی، که حدود 30 سال پیش وارد آمریکا شده است، می گوید در زمان جوانی او،"روس ها، روسیه را به حالت زمانی که شخصی می مرد ترک می کردند،" قطع تمام وابستگی های احساسی به کشور قدیمی خود و مردمی که ترک می کردند. امروزه، او می گوید، آنها می توانند رفت و آمد داشته باشند، اقوام خود را ملاقات کرده و تلویزیون روسیه را تماشا کنند.
شرون موافق است. او می گوید"انجام این کار بسیار آسان تر شده است زیرا احساس نمی کنید که فرهنگ خود را ترک کرده، و وارد دنیای جدیدی می شوید."