View Other Languages

We’ve gone social!

Follow us on our facebook pages and join the conversation.

From the birth of nations to global sports events... Join our discussion of news and world events!
Democracy Is…the freedom to express yourself. Democracy Is…Your Voice, Your World.
The climate is changing. Join the conversation and discuss courses of action.
Connect the world through CO.NX virtual spaces and let your voice make a difference!
Promoviendo el emprendedurismo y la innovación en Latinoamérica.
Информация о жизни в Америке и событиях в мире. Поделитесь своим мнением!
تمام آنچه می خواهید درباره آمریکا بدانید زندگی در آمریکا، شیوه زندگی آمریکایی و نگاهی از منظر آمریکایی به جهان و ...
أمريكاني: مواضيع لإثارة أهتمامكم حول الثقافة و البيئة و المجتمع المدني و ريادة الأعمال بـ"نكهة أمريكانية

25 فوريه 2009

تصوری مجدد از خود، تصوری مجدد از آمریکا

نویسنده ای که برای ایجاد هویت آمریکایی خود میان تجربه های ناهمگون آشتی برقرار می کند

 
اندرو لام می گوید که پرزیدنت اوباما در جهت پذیرش آمریکاییانی که دارای "شرح حال های پیچیده ای" هستند، اقدام می کند.

زمانی که اف اسکات فیتزجرالد نویسنده، پیشنهاد آزمایشی هوشمندانه و به یاد ماندنی را ارائه داد، یعنی در ذهن داشتن دو فکر متعارض و در عین حال ادامۀ کار ذهنی، منظورش امیدواری و یأس و وضعیت ذهنی شکنندۀ خودش بود. من آن آزمایش را یک راهکار عملی در بررسی جایگاه فرد، در جهانی که به سرعت تغییر می کند، و رویکردی به پرسش مداوم آمریکایی بودن یعنی چه، می یابم.

ما در زمانه ای به مراتب پیچیده تر از زمان پدربزرگ هایمان است زندگی می کنیم. فن آوری ارتباطات، تازه ترین دستاوردهای علمی، اقتصاد یکپارچۀ جهانی و جنبش بی سابقۀ توده ها، موجب از هم پاشیدن نهادهای کهنه، کم شدن فاصله ها، نفوذپذیری مرزها و تحول بنیادین شیوۀ درک ما از خود و جهان اطرافمان شده است.

اجازه دهید من به عنوان مثال، از زندگی خودم بگویم. من در بحبوحۀ جنگ ویتنام متولد شدم، و در پایان جنگ، به عنوان پناهنده به آمریکا فرار کردم، و در این کشور بزرگ شدم و نویسنده و خبرنگاری آمریکایی شدم. در همین جملۀ اول، سیلی از افکار متعارض به چشم می خورد. جهانی که در کودکی می شناختم، در قالب قبیله ای تعریف می شد، که وابسته به خصایل و خلقیات کشاورزی و آداب پرستش نیاکان بود – جامعه ای کم تحرک که مرز ها را موانعی واقعی و غیر قابل عبور می دید. لازمۀ جهانی که اکنون در آن زندگی می کنم، برقراری ارتباط میان منطقه های متفاوت ساعتی و نیمکره های مختلف، سفر از قاره ای به قارۀ دیگر، مذاکره به زبان های گوناگون، فرهنگ های نامتشابه و تمدن هایی است که زمانی از یک دیگر دور بودند.

اگر کودک ویتنامی تنها از موهبت نگریستن به خود برخوردار بود، و اعتقاد داشت که شالی کاری ها و زمین های اطراف آن، تنها چیزهای موجود بودند، برای بزرگسال آمریکایی، همۀ جهان وطن حقیقی محسوب می شود. من آمریکایی- ویتنامی هستم. من هم اهل سانفرانسیسکو هستم و هم شهروند جامعۀ جهانی. من بخشی از آوارگانی هستم که طی 30 سالۀ اخیر، در 50 کشور جهان پراکنده شده اند. در تارنمای فیس بوک، من دوستان و خویشاوندانی در چهار قارۀ جهان دارم. هر روز، از طریق تلفن دستی، تلفن اینترنتی، تالار گفتگو، ایمیل، یا پیام های کتبی مشغول ارتباط برقرار کردن با کسانی هستم که سرکوچه زندگی می کنند یا در طرف دیگر کرۀ زمین هستند.

بعید است که تنها بمانم. اگر مدت ها پیش، برج معروف بابل فروریخت، مطمئنا با خاک یکسان نشد. و در عوض، تبدیل به یک شبکۀ خارق العادۀ متشکل از صدا های زیادی شد. دختر همانگ در اوکلند به دوست پسر مکزیکی خود در سن حوزه پیام کتبی می فرستد که او نیز به نوبۀ خود از طریق تلفن اینترنتی با مادربزرگش در اوآکساکا مشغول حرف زدن است. دختر تکنیسین H1B اهل اتریش در حالی که توسط تلفن همراهش با دوستش در سنگاپور صحبت می کند، مشغول تبادل نظر اینترنتی با همکارانش در درۀ سیلیکون هم هست. نوجوانی که خود را بلاکسیکن می خواند – از پدر سیاه پوست و مادر مکزیکی – دست در دست دوست پسرش دارد که خود را یک جاپوریکن می داند – دو رگۀ ژاپنی و پورتوریکویی – آن ها کالسکۀ کودکی اهل دهکدۀ جهانی را به سوی آینده ای پیچیده می رانند .

در همین حال، جمعیت آمریکا به سوی واقعیتی می رود که در آن، گروه های غیر سفیدپوست دارای اکثریت هستند، و مبنای آن چه ما تا به حال و از روی سنت، اکثریت در برابر اقلیت، و جمعیت اصلی دربرابر جمعیت قومی می شناخته ایم را هر چه سست تر می کنند. در سانفرانسیسکو که من زندگی می کنم، چنان گوناگونی جمعیت وجود دارد که هیچ گروهی دارای بیش از پنجاه درصد اعضای اصیل نیست، و در هر روز،به بیش از 100 زبان در آن جا صحبت می شود.

البته گوناگونی پدیدۀ تازه ای نیست، مسئلۀ تازه این است که در آستانۀ قرن بیست و یکم، ما بر بیگانه هراسی خود، و بر ترس و عدم اعتماد به "دیگری"،فائق آمده ایم و موفق شده ایم از درهم بافتگی و گوناگونگی خود استقبال کرده و به شیوه ای حماسه آفرین آن را گرامی بداریم. ما باراک اوباما را انتخاب کرده ایم، فرزند سرزمین های مختلف، و اولین رییس جمهوری که دارای یک شرح حال جهانی است – او دارای پدری مسلمان اهل کنیا و مادری سفیدپوست است، خودش بزرگ شدۀ هاوایی و اندونزی با خواهری ناتنی است که یک رگ اندونزیایی دارد و با مرد چینی تبار وصلت کرده، خواهران و برادران ناتنی و مادربزرگی در کنیا و اقوامی هم در کانزاس دارد.

اوباما که قطعا معروفترین چهرۀ زمان مااست، در را به روی مردمانی گشود که آمریکایی و دارای پیشینه های مختلط و شرح حال های پیچیده هستند- مسلمان های لاتینی، بودایی های سیاه پوست، یهودی های کره ای همجنس گرا، فرزندان دو رگه- همۀ این ها می توانند با سربلندی پیشینۀ چند وجهی خود را پاس بدارند. اوباما مجوز گرامیداشت میراث متنوع، و آمریکایی خواندن خود را به ما داده است. اگر اف اسکات فیتزجرالد به ما گفته است که افکار متعارض را در ذهن نگه داشته و آن را وادار به فعالیت کنیم، اوباما همین کار را عملا انجام داده و موفق بوده است.

ما آموخته ایم که کثرت گرایی را به عنوان یک واقعیت بپذیریم، اما تازه می فهمیم که تنها جامعه نیست که غیرمتمرکز و کثرت گرا شده، بلکه فرد فرد انسان ها هم - که چند فرهنگی، چند قومی، به شدت مرتبط با هم، و غرق در تمدنی غنی از رسانه ها هستند- غیرمتمرکز و کثرت گرا شده اند.

اما چه چیزی موجب می شود که افکار متعارض یک جا جمع شوند؟ چه چیزی ارتباط آن ها را با یک دیگر حفظ می کند؟

نوعی فکر روشن و باز. قبول این که هویت در یک قالب سنگی محدود نیست، بلکه نامحدود است. سخنوری و قدرت تخیل، و میل به یافتن پیوند ها در میان تفاوت ها.

من گفتم که جهان وطن من هستم، اما نگفتم که دائم به اقصا نقاط جهان و هتل های پنج ستاره سفر می کنم. من کسی هستم که مدام در حال یادگیری بوده - یاد گرفته ام از طریق خواندن و نوشتن، زبان انگلیسی را دوست دارم؛ من با وجود نفرت از تمدن فرانسوی، آموخته ام که به موسیقی رمانتیک فرانسه عشق بورزم؛ از فرهنگ ژاپنی لذت می برم و برای آشنایی بیشتر با آن مشغول آموختن زبان ژاپنی هستم؛ و مجذوب ویتنام و تاریخ معاصر این کشور هستم و مبارزات آن پیوسته برایم مایۀ الهام بوده است. همۀ این ها روی هم، شاید عجیب به نظر برسد، اما از من یک آمریکایی می سازد.

لانس مورو که مقاله نویس است، خاطر نشان کرده که " تفسیر آمریکا همیشه نوعی کشف خود بوده است".

هر نسل باید خود از آغاز، تعریفی از آمریکایی بودن ارائه بدهد. شرح حال پرزیدنت اوباما به من جسارت می بخشد، زیرا شرح حال من نیز ریشه در جزئیاتی طولانی دارد و پیوسته از سادگی دور می شود.

برای اطلاعات بیشتر به تارنمای رسانه های جدید آمریکا مراجعه کنید:
http://news.newamericamedia.org/news

نظرهای بیان شده در این مقاله لزوما منعکس کنندۀ دیدگاه یا سیاست دولت آمریکا نیست.

 

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟