24 فوريه 2009
در بارۀ این شماره

500 سال است که مهاجرانی با فرهنگ های گوناگون در جایی که اکنون ایالات متحدۀ آمریکا نام دارد، در پی آزادی و فرصت بوده اند. در میان آنها نویسندگانی بوده اند که تجارب خود را در نامه ها، مجله ها، اشعار و کتاب هایی که از روزهای اول دوران استعمار تا کنون بر جای مانده ثبت نموده اند. ماری آرانا[1] در مقالۀ خود می نویسد: «ما ملتی دارای صداهای متفاوت هستیم.» همین مسئله، موضوع این شماره از نشریۀ "مجلۀ الکترونیکی ایالات متحده"[2] در مورد نویسندگی چند فرهنگی را تشکیل می دهد: نشان دادن این مسئله که چگونه صداهایی با پیشینۀ قومی گوناگون، جامعۀ آمریکایی را از طریق هنر و مبادلۀ فرهنگی که دعوت به تفاهم می نماید، غنی بخشیده اند.
شاید تازه واردها در مورد تنهایی نوشته باشند، مانند آن مهاجر گمنام چینی به "سرزمین پرچم گلدار" که در اوایل قرن بیستم، شعری سرشار از آرزو را بر روی دیوار آسایشگاهی در ایستگاه مهاجرت جزیرۀ انجل نزدیک سانفرانسیسکو حک کرد:
باد غربی، در لباس نازکم موج می اندازد.
روی تپه، ساختمان بلندی است با اتاقی از تخته های چوبی.
ای کاش می توانستم سوار بر ابری به دوردست ها سفر کنم و دوباره نزد همسر و پسرم برگردم.
زمانی که مهاجران خود را با زندگی در یک کشور جدید و با یک زبان جدید تطبیق می دهند و با همسایگان جدید آشنا می شوند، بروز مشکلاتی اجتناب ناپذیر است. مقاله های این شماره به بررسی همین فرآیند تطبیق متقابل و تعاملی که دیدگاه ها را، صرفنظر از پیشینۀ قومی، وسعت می بخشد می پردازند.
ها جین[3] ، ایمکوله ایلیبارگیزا[4] و لرا واپنیار[5] مهاجران نسبتاً جدیدی هستند که انگلیسی، یعنی زبان دوم خود، را برای نوشتن در مورد وطن های خود و کشوری که خانۀ جدید شان است انتخاب نموده اند. اوفلیا زپدا[6] و سوزان پاور[7] ، نوادگان ملت های بومی آمریکا، به تشریح سنت های کهن قبیله های خود می پردازند.
جرالد ارلی[8] که مقاله ای را تحت عنوان "ادبیات آفریقایی آمریکا چیست؟" نوشته است، به توصیف صدها سال خلاقیت در قالب داستان عامیانۀ هیپ هاپ می پردازد که در طی دوران برده داری و جنبش حقوق مدنی تا کنون تکامل یافته است. ارلی معتقد است که «ادبیات اولیه، دامنه و محتوای ادبیات آفریقایی-آمریکایی را دموکراتیک نموده و وسعت بخشیده است.» تایاری جونز[9] و رندال کینان[10] ، نویسندگان آمریکایی آفریقایی تبار، در جستجوی منطقه ای خاص آثارشان، از ریشه های مستحکم خود در جنوب آمریکا مدد می جویند.
آکیل شارما[11] در این مورد می نویسد که چگونه زندگی دو فرهنگی وی و ارنست همینگوی[12] به شکل دهی نویسندگی او کمک کرد. او می نویسد: «چون این موج مهاجران آسیایی، کنجکاویی را در مورد مفهوم دقیق زندگی کردن در خانواده های آسیایی در جامعۀ آمریکا ایجاد نموده است، من شانس آورده ام که کتاب هایم خوانده می شوند.» پرسیس کریم[13] و دایانا ابو جابر[14] ، که اولی نیمه ایرانی و دومی نیمه عرب هستند، از زمانی یاد می کنند که سعی می کردند تا با دو فرهنگ در خانواده های خود کنار بیایند. جنیفر لی[15] نیز تطبیق دادن فرهنگ ها در آمریکا را به صورت داستانی پیچیده شده در شیرینی های شانسی توصیف می نماید. این نویسندگان و چند نویسندۀ دیگر در مورد راه های تعلق یافتن به آمریکا و در عین حال حفظ ویژگی های انحصاری پیشینه های اصلی شان قلم زده اند.
آمریکایی ها بیش از پیش، خواهان مشارکت در این تجربۀ چند فرهنگی هستند، چه این مشارکت از طریق ستایش موسیقی و هنر باشد و یا به صورت لذت بردن از نمونه هایی از هریک از غذاهای قومی، و از این رهگذر، ایجاد دوستی با رستوران دارهای عرب، کره ای و یا گواتمالایی. آنها اغلب فقط خود را در فرهنگ های پرتحرکی که بین دو جلد یک کتاب توصیف شده اند شناور می سازند.
-- ویراستاران
.1 Marie Arana
.2 eJournal USA
.3 Ha Jin
.4 Immaculee Ilibargiza
.5 Lara Vapnyar
.6 Ofelia Zepeda
.7 Susan Power
.8 Gerald Early
.9 Tayari Jones
.10 Randall Kenan
.11 Akhil Sharma
.12 Ernest Hemingway
.13 Persis Karim
.14 Diana Abu-Jaber
.15 Jennifer Lee