05 آگوست 2009

برخورداری از حمایت دادگاه ها در مبارزه برای حقوق مدنی

 

نام ترگود مارشال  در خارج از آمریکا ممکن است به اندازه نام مارتین لوتر کینگ جونیور  رهبر حقوق مدنی , شناخته شده نباشد. با وجود این دستاورد های مارشال در تخریب بدنه با ثبات تبعیض نژادی در جنوب آمریکا به همان اندازه تظاهرات صلح آمیز لوتر کینگ , باعث پیشرفت جریان حقوق مدنی شده است.

همکار او قاضی دیوان عالی لوئیس پاول   گفته است: " هیچ کس بیشتر از مارشال برای هدایت آمریکا از میان بیابان تبعیض نژادی کاری انجام نداده است."

ترگود مارشال در دوم ژوئیه 1908 در بالتیمور مریلند به دنیا آمد. پدر او باربر ایستگاه قطار و مادرش معلم دبستان بود. مارشال در کلاس دوم نامش را کوتاهتر کرد و به " ترگود" تغییر داد. او از دبیرستان سیاه پوستان بالتیمور فارغ التحصیل شد و به دانشگاه لینکلن رفت که به عنوان اولین موسسه ای بود که در سراسر جهان امکان تحصیلات بالاتر را برای جوانان افریقایی در رشته های هنری و علمی فراهم میکرد. دانشگاه لینکلن شخصیت های برجسته ای همچون لنگستن هیوز   همکلاسی مارشال , یکی از اعضای برجسته ادبی هارلم رنسانس  , کوام کرومه  اولین رهبر مستقل غنا و همتای نیجریه ای او نمدی ازیکیوه  را به جامعه تحویل داده است.

مارشال خیلی سریع توانست خود را به عنوان یک مناظره کننده ماهر از دیگران متمایز کند.  این صفت اوکه  به عنوان یکی از خصوصیات لازم برای یک وکیل دادگاهی به شمار می رفت باعث شد تا مارشال کار خود را در رشته حقوق ادامه دهد . تصمیم گرفت تا در دانشکده حقوق دانشگاه مریلند که در زادگاهش بود ثبت نام کند , اما این دانشگاه دانشجویان سیاه پوست را نمی پذیرفت .مارشال برای ثبت نام اقدام نکرد اما این کار درس تلخی در مورد تبعیض نژادی بود و باعث شد تا فرصت های کمی برای سیاه پوستان آمریکا وجود داشته باشد و مانع از پیشرفت آنان شود. اما بر عکس این موضع گیری دانشگاه مریلند باعث شد تا دری به سوی فرصتی غیر منتظره برای مارشال گشوده شود.

مارشال به جای آن در یک موسسه سیاه پوستان , دانشکده حقوق دانشگاه هاوارد   در واشنگتن دی سی ثبت نام کرد. مادرش حلقه های نامزدی و ازدواج خود را برای پرداختن شهریه گرو گذاشت. مارشال در درس خواندن از همه پیشی گرفت و در سال 1933 به عنوان شاگرد اول در کلاسش فارغ التحصیل شد. در دانشگاه هاوارد , مارشال یکی از شخصیت های اصلی تاریخ آمریکا به نام , همیلتون هیوستن  معاون رئیس دانشگاه چارلز را ملاقات کرد.

این هیوستن بود که طرح استراتژی حقوقی را پایه ریزی کرد که مارشال بعد ها از آن در دادگاه ها استفاده کرد _ از دادگاه های جنوب آمریکا تا دیوان عالی آمریکا_ تا تبعیض نژادی یعنی قانونی را که همچنان باعث عقب ماندگی سیاه پوستان میشد از بین ببرد.

ریشه این تبعیض نژادی به جنگ های داخلی 1861 تا 1865 باز میگردد که باعث آزادی برده های سیاه پوست در جنوب آمریکا شد. بعد از این پیروزی دولت آمریکا چهاردهمین اصلاحیه قانون اساسی را تصویب کرد که  طبق آن تمامی ایالت ها از محروم کردن هر شخصی در حوزه قضایی خود از پوشش مساوی برای قانون منع می شدند. اما چند سال پس از جنگ سفید پوستان مناطق جنوبی دوباره تبعیض نژادی را از سر گرفتند و این کار را جیم کرو   نامیدند. ( این اصطلاح از یک آهنگ در سال 1828گرفته شده است که در آن یک سفید پوست برای اولین بار با صورت سیاه کرده، آهنگی را اجرا کرد.)

هیوستن و مارشال سعی کردند رای دادگاه آمریکا در مورد پلسی  را با نشان دادن این که در دنیای واقعی تبعیض هیچ گاه برابر تساوی نیست , تغییر دهند و این کار نیازمند جمع آوری تمامی حقایقی بود که آنها برای حمایت از این استراتژی به آن احتیاج داشتند. آنها همچنین این موضمع را درک کرده بودند که برای رهایی از پلسی به زمان احتیاج دارند تا بتوانند تبعیض نژادی را پرونده به پرونده از مشروعیت خارج کنند.

در سال 1993 هیوستن شروع به کار برای انجمن ملی برای پیشرفت سیاه پوستان   (NAACP)  کرد. (NAACP) گروهی میان نژادی بود که در سال 1909 برای لغو و بر اندازی تبغیض نژادی تاسیس شد. او به سراسر جنوب مسافرت کرد تا از وضعیت رقت انگیز مدارس سیاه پوستان برای (NAACP) مدارکی جمع آوری کند. مارشال که برای خودش دفتر حقوقی خصوصی در بالتیمور باز کرده بود اغلب در این سفرها او را همراهی می کرد.

در سال 1935مارشال و هیوستن که به عنوان مشاور او کار می کرد در پرونده Murray v. Pearson به اولین پیروزی خود در مورد تبعیض نژادی دست یافتند. این پیروزی برای مارشال شیرینی مخصوصی داشت , زیرا متهم همان دانشکده حقوق دانشگاه مریلند بود که از پذیرفتن آمریکایی های سیاه پوست خودداری می کرد. وکیلان این دانشکده در دادگاه ادعا کردند که این دانشگاه به شرایط " جداگانه اما مساوی "  با اهدای بورسیه  به دانشجویان سیاه پوست متقاضی برای ثبت نام در دانشکده های خارج از این ایالت , عمل کرده است. در مورد پرونده Murray v. Pearson دادگاه ایالتی این ادعا را رد کرد. زمانی که دادگاه هنوز حکمی در مورد تبعیض در مدارس دولتی صادر نکرده بود اعلام کرد که فرصت های جایگزین ارائه شده توسط دانشکده حقوق دانشگاه مریلند از تساوی برخوردار نبودند به این دانشکده دستور داده شد تا به دانش جویان سیاه پوست آمریکایی واجد شرایط اجازه وارد شدن به دانشگاه داده شود.

بعد از پیروزی در این پرونده مارشال زیر نظر هیوستن به عنوان وکیل (NAACP) شروع به کار کرد. در سال 1940 و در سن 32 سالگی او صندوق دفاع حقوقی   را تاسیس و به عنوان سرپرست آن شروع به کار کرد, این صندوق وقف کمک حقوقی به سیاه پوستان آمریکایی فقیر بود. در ان سال مارشال اولین پیروزی خود در دیوان عالی را به دست آورد , رایی در مورد پروسه چهاردهمین متمم که استفاده از اعتراف نامه های اجباری را منع می کرد.

در طول دو دهه بعد از پرونده موری , مارشال , هیوستن و تیم وکیلان حقوقو مدنی او یکی پس از دیگری پایه های نژاد پرستی را از بین بردند :

  • در سال 1938 در پرونده  Missouri ex rel. Gaines v. Canada که هیوستن دفاع از آن را به عهده داشت، دیوان عالی کشور این قانون را در تمام کشور تعمیم داد که حتی اگر ایالتی یک دانشکده حقوق یا دانشکده دیگری داشته باشد دسترسی به آن نباید محدود به نژا? خاصی شود.
  • در پرونده Smith v. Allwright در سال 1944, مارشال رای دیوان عالی در مورد منع رای دادن انحصاری سفید پوستان در انتخابات مقدماتی را که در آن گروه های سیاسی کاندیداهای خود در انتخابات عمومی را انتخاب می کنند به نفع خود به اتمام رساند. نویسنده زندگینامه او جوان ویلیامز   توضیح می دهد که چگونه مارشال این پرونده را بزرگترین موفقیت دوران زندگی خود می داند: آنها از کاندیداهای خود می خواستند تا با حمایت از تبعیض نژادی باعث پیروزی حزب خود شوند و زمانی که سیاهان , هیسپانک ها   و در بعضی موارد زنان به پای صندوق های رای انتخابات عمومی می رفتند , انتخابی نداشتند و به یکی از این افراد تبعیضگر رای می دادند.
  • در سال 1946 در پرونده Morgan v. Virginia مارشال رای دیوان عالی را مبنی بر منع تبعیض در ایستگاه های اتوبوس داخل شهری را به دست آورد. در پرونده بعدی Boynton v. Virginia در 1960 مارشال دادگاه را متقاعد به دستور در مورد منع تبعیض در ترمینال های اتوبوس و دیگر امکانات موجود برای مسافران داخل ایالتی کرد . این پرونده منجر به آغاز حرکت "freedom ride" در دهه 1960شد.
  • در Patton v. Mississippi سال 1947, دیوان عالی دفاعیه مارشال را در مورد این که هیئت منصفه هایی که در آن سیاه پوستان آمریکایی به طور برنامه ریزی شده از آن کنار گذاشته شده اند نمیتوانند متهمان سیاه پوست آمریکایی را محکوم کنند , پذیرفت.
  • مارشال  در پرونده Shelley v. Kraemer در سال 1948 توانست دیوان عالی رامتقاعد به صدور حکمی کند مبنی بر اینکه دادگاه های ایالتی نمی توانند از لحاظ قانون اساسی مانع از فروش مستغلات به سیاهان شوند حتی اگر آن مستغلات تحت پوشش قرار داد تحدید کننده نژادی باشند. این قرار دادها یک تکنیک حقوقی رایج برای منع صاحبان خانه ها از فروش اموال خود به سیاهان , یهودیان و دیگر اقلیت ها بود.

به طور کلی مارشال توانست 29 پرونده از 32 پرونده ای که دفاع از آنها را در دیوان عالی برعهده داشت با پیروزی به پایان برساند. این رکورد شگفت انگیز نشاندهنده مجموع  استعداد حقوقی او در صندوق دفاع حقوقی و هوشمندی مارشال در انتخاب پرونده هایی که به استراتژی طولانی مدت تیم در مورد تضعیف پایه های تبعیض نژادی کمک می کردند و توانایی های حقوقی خیره کننده او بود. طبق گزارش بعدی UPI، وی

...یک انسان با سیاست با توجه استثنایی به جزئیات ,با توانایی برای تمرکز بر روی هدف بود، همراه صدایی که اغلب به عنوان به بلند ترین صدا در دادگاه شنیده میشد.او دارای جاذبه ای عجیب بود که حتی سرسخت ترین کلانتر های جنوب که طرفدار تبعیض نژادی بودند نمی توانستند در مقابل داستان ها و جوک های او مقاومت کنند.

با استفاده از این توانایی ها مارشال در سال 1946 توانست هیئت منصفه ای را که همگی سفید بودند متقاعد کند تا 25 سیاه پوست را از اتهام شورش مبری کنند. حتی زمانی که ترگود مارشال عذر و بهانه هایی را که تبعیض نژادی را توجیه می کردند از بین برد، مشغول جمع آوری تجربه و اطلاعاتی بود که او را به سوی پرونده مهم  , Brown vs. Board of Educationو فراتر از آن می بردند.

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟