30 سپتامبر 2008

مذهب به روایت جمعیت

 
یک اجتماع در کلیسای کرایست پرسبیترین در شهر ادینا در ایالت مینه سوتا.

نوشتۀ: برایان ج. گریم و دیوید ماسی

انبوهی از گروه های مختلف مذهبی در ایالات متحده زندگی می کنند، که همگی تحت حمایت قانون اساسی آمریکا، از حق پیروی از باور هایشان برخوردار هستند.

برایان ج. گریم عضو ارشد تحقیقات در زمینۀ مذاهب و امور جهانی، و دیوید ماسی، عضو ارشد تحقیقات در زمینۀ مذاهب و قانون است که هر دو با فوروم پیو دربارۀ مذهب و زندگی اجتماعی همکاری می کنند. فوروم، پروژۀ مرکز تحقیقاتی پیو، سازمانی مستقل در واشنگتن دی سی است که تأمین کنندۀ اطلاعات در مورد مسائل، طرز تلقی، و گرایش هایی می باشد که در ایالت متحده و در جهان تأثیر گذار هستند.

ایالات متحده یکی از چندگونه ترین کشور های جهان به لحاظ مذهب است. این کشور با حضور پیروان عمده ترین ادیان، کشور اقلیت های مذهبی است. هر چند پروتستان ها کماکان اکثریت مسیحیان در ایالات متحده را تشکیل می دهند، اما سنت پروتستان به ده ها فرقۀ بزرگ تقسیم می شود که هر یک باور ها، تکالیف مذهبی، و تاریخ خاص خود را دارد . به علاوه، برتری مسیحیت پروتستان در ایالات متحده، در سال های اخیر سست تر شده است. در واقع، طبق یافته های یک نظر سنجی همگانی توسط فوروم پیو درموردمذهب و زندگی اجتماعی،

http://photos.state.gov/libraries/amgov/3234/week_3/082008_Chart1_500.jpg#popup

ایالات متحده برای اولین بار در آستانۀ تبدیل شدن به کشوری با اقلیت پروتستان قرار دارد. تعداد آمریکایی هایی که خود را عضو فرقه های مختلف پروتستان می خوانند، در حال حاضر به سختی به 51 درصد بالغ می شود، که از 60 درصد مربوط به دهه های 1970 و 1980 کمتر است.

کاتولیک های پیرو کلیسای رم حدود یک چهارم از بزرگسالان آمریکایی را دربر می گیرند، و اعضای سایر شاخه های مسیحیت 3.3 درصد از جمعیت هستند. روی هم رفته، حدود 8 تن از هر 10 تن آمریکایی، به فرقه ها و شاخه های گوناگون مسیحیت اعتقاد دارند. سایر ادیان – من جمله یهودیت، اسلام، هندوییسم و بوداییسم – دارای پیروانی در میان 5 درصد از بزرگسالان آمریکایی هستند. تقریبا از هر شش آمریکایی، یک تن به دین خاصی تعلق ندارد، این تعداد در سال های اخیر افزایش یافته است.

عوامل زیادی در ایالات متحده موجب چندگونگی مذهبی هستند، از جمله مهاجرت. چندگونگی مذهبی در آمریکا نشان از حمایت قانون اساسی کشور از آزادی مذهب و اعتقادها و عمل به شعائر دینی است. نه تنها مهاجران آزاد هستند که باور ها و اعمالی مذهبی خاص خود را همراه بیاورند، بلکه بسیاری از آمریکایی ها هم دست کم یک بار در زندگی خود، تغییر دین می دهند. البته طبق یافته های نظرسنجی فوروم که در اواسط سال 2007 برگزار شد، بیش از یک چهارم از بزرگسالان آمریکایی ایمان مذهبی خود را برای گرویدن به دینی جدید و یا کلا بی دینی، تغییر داده اند؛ و این تعداد شامل افرادی که مذهب خود را در چهار چوب گرایش های  پروتستان تغییر می دهند، نمی گردد.

اختیارات و محدودیت های دینی در ایالات متحده

طبق قانون اساسی آمریکا، اقلیت های دینی تحت حمایت قرار دارند و عمل به تکالیف مذهبی برای همۀ ادیان به طور کلی آزاد است. این موارد، در بند های مربوط به آزادی عمل به تکالیف مذهبی و کلیسا، در اولین متمم قانون اساسی تصریح شده است. متمم اول که متضمن آزادی بیان و آزادی اجتماعات هم هست، همراه با نه متمم دیگر که به آن ها منشور حقوق بشر گفته می شود، در سال 1791 به تصویب رسید.

مؤلفان اولین متمم، به ویژه جیمز مدیسون (یکی از تدوین کنندگان اصلی قانون اساسی و چهارمین رییس جمهور آمریکا)، کاملا آگاه بودند که اختلافات مذهبی در اروپا موجب درگیری جنگ های زیادی میان کشور ها شده است. آن ها با سیاست بعضی ایالات آمریکا مبنی بر تحمیل محدودیت هایی بر برخی فرقه های مذهبی به نفع کلیسا هایی که از سوی ایالت به رسمیت شناخته می شد، به مخالفت برخاستند. مخصوصا مدیسون اعتقاد داشت که محدود کردن آزادی های دینی و تلاش دولت برای ایجاد یكپارچگی مذهبی، به معنای نقض اساسی ترین حقوق بشر است. او این طور استدلال می کرد که ایمان مذهبی تنها در محیطی شکوفا می شود که در آن دولت از آزادی دینی مردم حمایت کند، اما از نهاد های دینی حمایت به عمل نیاورد. این دو هدف، مبنای بند مربوط به دین در متمم اول قانون اساسی هستند.

 حتی در دوران مدیسون هم در مورد معنای بند های مربوط به دین و مذهب، اختلاف نظر وجود داشت، و قید شده است "کنگره مجاز به تصویب قوانینی که ایجاد و ثبات دین خاصی را موجب و عمل آزادانه به تکالیف دین دیگری را محدود کند، نمی باشد. در نتیجه تعبیر درست از ایجاد و تثبیت و عمل آزادانه، به دادگاه ها سپرده شده است.

همه بر روی این مسئله که در متمم اول ایجاد کلیسایی که مورد حمایت دولت باشد، ممنوع اعلام شده، توافق دارند. اما این توافق به همین موضوع محدود می شود. بعضی به عنوان مثال، معتقدند که مراد از بند تثبیت، جلوگیری از هر نوع درگیری دولت با دین است. آن ها اعتقاد دارند، همان طورکه توماس جفرسون، یکی از بنیانگذاران جمهوری نوشت، دیواری مجزا کننده میان کلیسا و دولت وجود دارد. دیگران این طور بحث می کنند که دولت مادامی که دینی را برتر از دیگری نشناسد، می تواند ازنهاد ها و فعالیت های دینی حمایت کند. هنگامی که مباحثات درمورد عمل به تکالیف دینی وارد سیستم قضایی گشت، دادگاه ها خطی متمایز کننده میان این دو طرز تلقی کشیدند. دادگاه ها عموما  به این رأی داده اند که دولت می تواند ادیان را کاملا به رسمیت بشناسد – مثلا در مورد رواج آن ها و سوگند خوردن وقبول تعهد به شرط آن ها – اما قوانین مربوط به تشویق دین، مانند تدریس کتاب مقدس در مدارس را تصویب نکرده اند.

بند آزادی عمل به تکالیف دینی نیز موضع مباحثات و اختلاف نظر های زیادی بوده است. در حالی که دادگاه ها دائما بر این مورد تأکید کرده اند که این بند از همۀ اعتقادات مذهبی حمایت می کند، آن ها برخورد های مختلفی با فعالیت های دینی و انجام تکلیف مذهبی داشته اند. دادگاه ها به طور کلی بر این عقیده هستند که متمم اول به آنانی که دارای ایمان مذهبی هستند، آزادی عمل برای ندیده گرفتن قانون نمی دهد. با این حال، بعضی از احکام دادگاه ها برای گروه های مذهبی، من جمله گروه های اقلیت، بخشودگی هایی منظور کرده اند. به عنوان مثال، در سال 1943 دیوان عالی آمریکا حق شاهدان یهوه برای عدم شرکت آن ها در مراسم اجباری ادای احترام به پرچم، طبق معتقدات دینی را به رسمیت شناخت.

دورنمای مذهب در آمریکا

عبادت کنندگان کلیسای پنتکوست در نیویورک. مهاجرت منجر به تاسیس کلیساهای انجیلی بیشتری شده است.

در این چهارچوب حقوقی، چندگونگی دینی در آمریکا شکوفایی زیادی یافت. در مورد تعداد گروه های مذهبی موجود در ایالات متحده، ارقام رسمی موجود نیست، زیرا از اواخر دهۀ 1950، ادارۀ آمار آمریکا از شهروندان در مورد اعتقادات دینی و یا عضویتشان در گروه های مذهبی سئوالی نکرده است. یکی از منابع موثق اطلاعاتی در مورد مذهب در آمریکا، به فوروم پیو موسوم به بررسی دورنمای مذهبی در آمریکا تعلق دارد. این بررسی که مبتنی بر نظرسنجی از 35.000 تن از شهروندان آمریکایی است، چندگونگی عظیم مذهبی را در آغاز قرن بیست و یکم در آمریکا نشان می دهد.

گروه های بزرگتر مذهبی در ایالات متحده

در این بررسی مشاهده شد که نزدیک به هشت نفر از هر 10 تن بزرگسال آمریکایی، به کلیسای مسیحی یا یکی از فرق آن تعلق دارد. اعضای کلیسا های پروتستان دارای اکثریت اندکی (51.3 درصد) در میان بزرگسالان هستند. اما پروتستانتیسم در ایالات متحده یک دست نیست؛ بلکه به سه سنت دینی متمایز، تقسیم شده است، کلیسا های پروتستان انجیلی (دارای 26.3 در صد از کل جمعیت بزرگسال و بیش از یک سوم تمامی پروتستان ها)؛ کلیسا های پروتستان عمده (18.1 درصد از جمعیت بزرگسال و بیش از یک سوم از تمامی پروتستان ها)؛ کلیسا های پروتستان تاریخی آفریقایی-آمریکایی (6.9 درصد از کل جمعیت بزرگسال و کمی کمتر از یک هفتم تمامی پروتستان ها). پروتستانتیسم شامل تعداد متعددی فرقه نیز هست (مانند باپتیست ها، متدیست ها، و پروتستان های معتقد به عید خمسین) که در یکی از سه دستۀ بزرگ بالا جای می گیرند.

تعداد کاتولیک های پیرو کلیسای رم تقریبا یک چهارم (23.9 درصد) از جمعیت بزرگسال را تشکیل می دهند، و به طور تقریبی از هر 10 آمریکایی مسیحی، سه نفر به این مذهب معتقد هستند. به طور کلی پروتستان ها تعدادشان از کاتولیک ها بیشتر است (55 درصد پروتستان دربرابر 21 درصد کاتولیک). اما در میان بزرگسالانی که متولد خارج هستند، تعداد کاتولیک ها تقریبا به نسبت دو به یک (46 درصد کاتولیک در برابر 24 درصد پروتستان) بیشتر از پروتستان ها است.

اقلیت های کوچکتر مذهبی

بر طبق نظر سنجی سراسری سال 2007 مرکز تحقیقاتی پیو که علاوه بر انگلیسی، به زبان های عربی، اردو و فارسی انجام شد، سهم مسلمان جمعیت بزرگسال آمریکا به 0.6 درصد بالغ است. تقریباً دو سوم از مسلمانان آمریکایی را مهاجران تشکیل می دهند. با این حال، بر اساس این تحقیق، آن ها به لحاظ ظاهر، ارزش ها و دیدگاه های خود، قطعا ً از اصلی ترین اعتقادات برخوردار هستند. مسلمانان آمریکایی معتقد هستند که سخت کوشی نتیجۀ خود را نشان خواهد داد، این اعتقاد به این معنی است که سطح تحصیلی و درآمد مسلمانان آمریکایی، منعکس کنندۀ وضعیت کلی آمریکا است. مسلمانان آمریکا از چندگونه ترین نژاد ها تشکیل شده اند. از هر سه نفر آن ها، یک تن سفیدپوست است، و از هر چهار نفر، یکی سیاهپوست می باشد، از هر پنج نفر، یکی آسیایی، و یک در پنج آن ها از نژاد های دیگر هستند.

بر اساس یافته های بررسی پیو در مورد دورنمای مذهبی، هندو ها تقریبا 0.4 درصد از جمعیت بزرگسال آمریکا را تشکیل می دهند. از هر 10 هندوی آمریکایی، هشت تن متولد خارج هستند و منحصرا اهل آسیای جنوبی و مرکزی می باشند. نزدیک به نیمی از هندو های ساکن آمریکا دارای مدارک تحصیلی بالا تر از مقطع کارشناسی هستند، و این در مقایسه با یک در 10 کل جمعیت بزرگسال کشور می باشد. هندو ها در مقایسه با سایر گروه ها از درآمد بالاتری هم برخوردار هستند، و از هر 10 نفر آنان، 4 تن سالیانه بالای 100.000 دلار درآمد دارند.

بودایی ها 0.7 درصد از جمعیت بزرگسال را تشکیل می دهند. بر خلاف اسلام و هندوییسم، بودایی های ایالات متحده در وهلۀ اول متولد همین کشور هستند. تنها یک نفر از هر سه پیرو بوداییسم از نژاد آسیایی است، و نزدیک به سه بودایی از هر چهار نفر آن ها، به این مذهب گرویده اند. یک چهارم از بودایی ها دارای مدرک تحصیلی بالاتر از کارشناسی هستند، و این درصد بیش از بقیه در میان جمعیت بزرگسال است.

در این بررسی، مشاهده شده که غالب یهودیان آمریکا به یکی از سه گروه عمدۀ یهودیان تعلق دارند: اصلاح طلبان (43 درصد)، محافظه کاران (31 درصد)، و ارتدکس ها (10 درصد). از هر 10 تن یهودی، هشت تن به طور سنتی بار آمده اند و حدود هفت نفر از هر 10 نفربا افرادی ازدواج کرده اند که آن ها نیز یهودی بوده اند. بیش از یک سوم از یهودیان دارای تحصیلات بالاتر از مقطع کارشناسی هستند، و مانند هندو ها، از سطح درآمد بالاتری نسبت به کل جمعیت برخوردار می باشند.

تعداد زیادی از آمریکایی ها به شاخۀ سوم مسیحیت، یعنی ارتدکس ها تعلق دارند و پیروان این مذهب، 0.6 در صد از جمعیت بزرگسال را تشکیل می دهد. به علاوه، مسیحیت در آمریکا دارای تعداد قابل ملاحظه ای هم مورمون و شاهدان یهوه است. مورمون ها 1.7 درصد از جمعیت بزرگسال هستند. حدودا از هر ده تن مورمون، شش نفرشان دارای تحصیلات دانشگاهی می باشند، و این در مقایسه بانیمی از کل جمعیت آمریکا است. سطح درآمد مورمون ها کمی بیشتر از حد متوسط است و درآمد سالانۀ اکثریت آن ها (58 درصد) بیش از 50.000 دلار است. شاهدان یهوه 0.7 درصد از جمعیت را تشکیل می دهند. بیشتر از دو سوم از پیروان این مذهب افرادی هستند که از مذاهب دیگر به آن گرویده، و یا در کودکی پیرو مذهبی نبوده اند.

طبق یافته های این نظرسنجی، 16.1 درصد از جمعیت بزرگسال خود را پیرو هیچ مذهبی نمی داند، و به این ترتیب، این گروه به لحاظ بزرگی، چهارمین گروه "مذهبی" در ایالات متحده است. اما مشاهده شده که چندگونگی زیادی در این گروه اخیر وجود دارد و شاید دقیق نباشد که آن ها را به سادگی غیر مذهبی یا سکولار نامید. در واقع، علی رغم عدم پیروی آن ها از مذهبی خاص، بخش عظیمی از این گروه عقیده دارد که مذهب دارای نقشی مهم، یا خیلی مهم در زندگی آنان است.

تنها 1.6 درصد از جمعیت بزرگسال ایالات متحده وجود خدا را قبول ندارد، و در این گروه تعداد مردان بیشتر از زنان است. جوانتر ها (افراد زیر سی سال) گرایش بیشتری نسبت به جمعیت بزرگسال، به نفی وجود خدا دارند.

تقسیم جغرافیایی گروه های مذهبی

در این نظرسنجی مشاهده شده که هر منطقۀ ایالات متحده دارای الگوی مذهبی متفاوتی است. غرب میانه، یا بخش مرکزی کشور، بیشتر به ترکیب کل جمعیت کشور شباهت دارد. حدود یک چهارم (26 درصد) از ساکنان غرب میانه عضو یک کلیسای پروتستان انجیلی هستند، از هر پنج نفر، یک تن (22 درصد) عضو یک شاخۀ اصلی پروتستان می باشد، نزدیک به یک چهارم (24 درصد) کاتولیک هستند، و 16 درصد از ساکنان این منطقه نیز دارای مذهب خاصی نیستند. این تناسب ها تقریبا مانند آن چه در این همه پرسی در مورد کل جمعیت مشاهده شده، است.

در شمال شرق کشور، تعداد کاتولیک ها بیشتر(37 درصد) از سایر مناطق، و دارای کمترین تعداد پیروان کلیسا های پروتستان انجیلی می باشد. تعداد یهودیان در میان ساکنان شمال شرق (4 درصد) بیشتر از سایر مناطق کشور است. و درست نیمی از پیروان کلیسای پروتستان انجیلی در جنوب ساکن هستند، این در مقایسه با تنها 10 درصد در شمال شرق و 17 درصد در غرب کشور است. اکثریت قریب به اتفاق مورمون ها (76 درصد) در غرب ساکن هستند، و بیشترین تمرکز را در ایالت یوتا دارند. در غرب نیز نسبت افرادی که پیرو مذهب خاصی نیستند، بالاست (21 درصد)، و شامل بیشترین تعداد افرادی که خدا را قبول ندارند و لاادری ها هم می شود.

دین در آمریکا: چندگونه و غیر جزمی

شاید با مشاهدۀ چندگونگی وسیع مذهبی در آمریکا، غالب آمریکایی ها موافق باشند که بسیاری از ادیان – نه فقط دین خود آن ها – راه به زندگی ابدی می برند. در این بررسی دیده شد که بیشتر آمریکایی ها، زمانی که نوبت به تعبیر اصول معتقدات مذهبی شان می رسد، رویکردی غیر جزمی دارند. به عنوان مثال، بیش از دو سوم از بزرگسالانی که به مذهبی عقیده دارند، می گویند برای تعبیر آموزه های مذهبشان بیش از یک راه حقیقی وجود دارد. فقدان جزم اندیشی مذهبی در آمریکا، در کنار حمایت قانونی که همۀ گروه های مذهبی از آن برخوردارند، به این معناست که اقلیت های مذهبی همیشه منزلی سرشار از مهربانی و صمیمیت در ایالات متحده خواهند یافت.

نظرات بیان شده در این مقاله ضرورتا منعکس کنندۀ دیدگاه و سیاست دولت آمریکا نیست.

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟