View Other Languages

We’ve gone social!

Follow us on our facebook pages and join the conversation.

From the birth of nations to global sports events... Join our discussion of news and world events!
Democracy Is…the freedom to express yourself. Democracy Is…Your Voice, Your World.
The climate is changing. Join the conversation and discuss courses of action.
Connect the world through CO.NX virtual spaces and let your voice make a difference!
Promoviendo el emprendedurismo y la innovación en Latinoamérica.
Информация о жизни в Америке и событиях в мире. Поделитесь своим мнением!
تمام آنچه می خواهید درباره آمریکا بدانید زندگی در آمریکا، شیوه زندگی آمریکایی و نگاهی از منظر آمریکایی به جهان و ...
أمريكاني: مواضيع لإثارة أهتمامكم حول الثقافة و البيئة و المجتمع المدني و ريادة الأعمال بـ"نكهة أمريكانية

28 اکتبر 2008

کمک های آمریکایی افغانی تبار به زادگاه خود

جوزف عثمان به منظور کارهای نوع دوستانه از کار شرکتی چشم پوشید

 

گزارشگران ویژه

واشنگتن- جوزف دیوید عثمان در طول 25 سال زندگی خود دستاورد های زیادی کسب کرده که بیشتر آن را مدیون سخت کوشی و عزم راسخ پدرافغانی اش می داند.

عثمان در دبیرستان دانش آموزی برتر بود و موفق شد دورۀ کالج خود را در سه سال به پایان برساند، او مدرک کارشناسی خود را در رشتۀ مدیریت بازرگانی (MBA) گرفت و کاری در شرکت شورون به دست آورد.

اما کار در این شرکتی گویا حرفۀ مورد علاقۀ او نبود، و عثمان به زودی به زادگاه پدر خود بازگشت تا در جهت کاهش فقر دست به فعالیت بزند.

از افغانستان تا کنتاکی

عثمان گفت والدینش در سال 1982، در پی دستگیری پدرش بعد از تهاجم اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان و مورد بازجویی قرار گرفتن او، افغانستان را ترک کردند. غفار عثمان، همسرش، که در آن هنگام باردار بود، به همراه چهار فرزند دیگرشان بعد از سه روز کوهپیمایی به پاکستان رسیدند و سپس راه خود را به مقصد هاوایی ادامه دادند. جوزف در آن جا متولد شد و برای ستایش از وطن تازه، نامی آمریکایی بر او نهاده شد.

پدرش که یکی از بورسیه های فولبرایت بود، برای ادارۀ خانواده، با حقوق ساعتی 4 دلار به ظرفشویی پرداخت و در عین حال، برای گرفتن مدرک کارشناسی ارشد خود در دانشگاه هاوایی به تحصیل مشغول شد.

در سال 1991، این خانواده به لوییزویل، کنتاکی نقل مکان کرد و درآن جا غفار در طرح گسترش فرودگاه به کار پرداخت. جوزف عثمان سال های اول زندگی در لوییزویل را سال هایی دشوار از لحاظ مالی به یاد می آورد. او می گوید، ما شش نفر در یک آپارتمان دو اتاق خوابه زندگی می کردیم. ما پولی برای خرید کتاب یا پرداخت بیمۀ سلامتی نداشتیم.

و عثمان بچۀ خیلی شیطانی بود. او گفت، نمره های من در دبستان و راهنمایی همیشه صفر بود. خیلی دردسر درست می کردم. من می خواستم خودم را با شرایط تازه تطبیق کنم و به همین خاطر خیلی شوخی می کردم و طالب توجه از سوی دیگران بودم.

الگوی پدر

عثمان خیلی دلش می خواست بسکتبال بازی کند، اما پدرش به او اجازه نمی داد وارد تیم مدرسه بشود. "برادر بزرگترم بسکتبال بازی کرده بود و نمرات درسی بدی آورده بود. به همین دلیل پدرم ورزش را برای من ممنوع کرد – او می خواست من تمام وقتم را صرف درس کنم."

غفار عثمان که از رفتار و نمرات بد پسرش نا امید شده بود، با پسرش به صحبت نشست و دربارۀ زندگی با اوحرف زد. او به من گفت اگر کوشش بیشتری نکنم، زندگیم چگونه خواهد شد. عثمان گفت، می دانستم که دیگر باید همه چیز را جدی بگیرم، در غیر این صورت دیگران هم مرا جدی نمی گرفتند. برای همین تصمیم گرفتم در تحصیلم کوشا باشم و بسکتبال هم بازی کنم، و اولین ترم در دبیرستان، همۀ نمراتم الف (A) شد.

وقتی عثمان کلاس یازدهم بود، پدرش به علت ابتلا به هپاتیت در پی تزریق خون آلوده در کابل، افغانستان، درگذشت. عثمان گفت، من بالاخره موفق شده بودم رضایت پدرم را جلب کنم و خیلی سخت بود که دیگر او نمی توانست شاهد موفقیت های بعدی من باشد. اما تأثیر غفار تا به امروز هم ادامه دارد، و پسرش یکی از ده خوانندۀ خطابه در کلاسی بود که فارغ التحصیل می شد.

بازگشت به افغانستان

دانش عثمان در زبان – او زبان پشتو را روان صحبت می کند – به زودی باعث شد که کاری در گروه توسعۀ آسیای میانه دست وپا کند.، این گروه یک سازمان غیر دولتی است که به فعالیت های نوع دوستانه در افغانستان اشتغال دارد. او به ایالت اوروزگان و شهر تارین کوت سفرکرد، و در آن جا به سرپرستی ونظارت کار های جاده سازی و ایجاد یک کانال برای تأمین آب آشامیدنی اهالی روستا، پرداخت. او به تنهایی  برای روستاییان پوشاک جمع آوری می کرد.

عثمان می گوید، من در یک کلبۀ گِلی زندگی می کردم، نه برق داشتم، نه آب لوله کشی ، درست مانند بقیۀ مردم. پدرو مادرم مرا به قدری خوب بار آورده بودند و فرهنگی به من آموخته بودند که من می دانستم در آن موقعیت باید چگونه زندگی کنم. در سه سال پس از آن، عثمان به بیش از 20 کشور اروپایی و آسیایی سفر کرد.

عثمان برای فراگیری حقوق در دانشکدۀ حقوق دانشگاه ویسکانسین ثبت نام کرده است و قصد دارد به فعالیت های نوع دوستانۀ خود ادامه دهد. او شرکت مشاوری نیز تأسیس نموده است که موسوم به جوز لایف سولوشنز[1] می باشد. این شرکت به آموزش افراد و توسعۀ سازمان ها می پردازد. قرار بر این است که این شرکت نیز مانند دیگر فعالیت های نوع دوستانۀ او اقدامی تأثیر گذار باشد.

اوگفت، من دوست دارم به مردم کمک کنم. کسی به یاد نخواهد آورد که ما چه چیزی داشته ایم، اما مردم این که چگونه به آن ها کمک کرده ایم را همیشه به خاطر می سپارند.

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟