06 اکتبر 2008

داستان خود آمریکا

 
فیلمسازان، دیتون دانکن (چپ) و کن برنز، در اتاق مونتاژ.

مصاحبه با کن برنز و دیتون دانکن

کن برنز ودیتون دانکن برای ساختن فیلم های مستند یک تیم  تشکیل داده اند، آن ها این تصمیم را در مراحل نهایی تولید یک فیلم 12 ساعته دربارۀ پارک های آمریکا گرفتند. آن ها هنگامی که در واشنگتن دی سی برای ارائۀ پیش نمایش فیلم به کارمندان خدمات پارک های ملی حضور داشتند، با آلکساندرا  عبود[1] از نشریۀ الکترونیکی آمریکا به صحبت پرداختند.

کن برنز یکی از معروف ترین مستند سازان آمریکا است که آثار او همیشه با استقبال زیادی روبرو بوده و غالب آن ها حول رویداد های تاریخی ساخته شده است. فیلم های او در سرویس پخش عمومی و شبکه  تلویزیون ملی پخش شده و بینندگان زیادی شاهد آثارش بوده اند. یکی از فیلم های ساختۀ او موسوم به جنگ های داخلی با استقبال بی سابقه ای در تاریخ تلویزیون ملی آمریکا روبرو گشت.

دیتون دانکن نویسنده و فیلمساز است؛ او مؤلف نه کتاب من جمله درغرب: سفری در آمریکای لوییس و کلارک، و مایل ها دورتر از ناکجا آباد: در جستجوی مرز آمریکا می باشد. او در فیلم های جنگ داخلی، بیس بال، و جاز با برنز همکاری داشته است.

پرسش: شما سابقۀ زیادی در ساختن فیلم هایی دارید که موضوعات برجستۀ تاریخ ملی و فرهنگی آمریکا را به نمایش گذاشته است: جنگ های  داخلی، جاز، لوییس و کلارک: سفر هیئت اکتشافی. آیا پارک ها هم موضوعی هستند که نشان از چیز قابل توجه تری در تاریخ ملی دارند؟

برنز: البته. آن چه ما در سوژه هایی که برای ساختن فیلم انتخاب می کنیم به دنبالش هستیم این است که کلیتی باشد  بزرگتر از جمیع بخش های آن . این موضوع باید بتواند تضاد ذاتی تاریخ آمریکا و در عین حال، پتانسیل آن را نشان دهد. فکر می کنم این چیزیست که ما در کل کارمان به آن توجه کرده ایم. ما به دنبال مسئلۀ فضا بوده ایم: روابط ما به عنوان شهروند با سرزمین آمریکا چگونه است. ما این را در تاریخ غرب کشف کردیم، این محل تلاقی شگفت انگیز، که همۀ فرهنگ ها در یک نقطه با یک دیگر برخورد می یابند. مابه همین مضمون  در لوییس و کلارک و سفر هوریشیو، فیلمی دربارۀ اولین مسابقۀ صحرایی اتومبیل، نیز برخورد کردیم. و در شش سالۀ اخیر، روی تاریخچۀ پارک های ملی کار کرده ایم، زیرا گمان می کنیم داستان خود آمریکا در داستان همین سرزمین های حفاظت شده است.

دانکن: مانند بیس بال و جاز، سیستم پارک های ملی هم یک اختراع آمریکایی است. زمانی که در سال 1872، پارک ملی یلواستون[2]  یک منطقۀ حفاظت شده اعلام شد، اولین بار بود که در تاریخ انسان ،  یک دولت فدرال تصمیم می گرفت که سرزمین پهناوری را، نه یک پارک شهری یا باغ ملی، دست نخورده برای نسل های بعد حفظ کند. این یک طرح و یک اختراع آمریکایی است. در فیلمی که ما ساخته ایم، سعی شده این داستان از آغاز آن دنبال شود. این طرح هم مانند اندیشۀ آزادی، تبدیل به یکی از بزرگترین صادرات آمریکا گشت. قصد ندارم شعار های تعصب در وطن پرستی بدهم، اما واقعا ً به آن افتخار می کنم.

پرسش:  سیستم پارک ها را "بهترین ایده  آمریکا" نام نهاده اند، زیرا اولین طرح حفاظت از پارک های ملی است که تا به حال در کشوری به عمل درآمده، هم برای تفریح عموم و هم به خاطر حفظ خودش. آیا شما این سیستم را به عنوان یکی از صادرات آمریکا تلقی می کنید؟

برنز: البته. ما معتقد هستیم که اندیشۀ آزادی و پیوند ملی، بهترین اندیشه است. اما اگر قرار بود دست خود را روی بهترین طرحی که از زمان شکل گیری این کشور تا کنون ارائه شده بگذاریم، می توانستیم با خیال راحت دست روی پارک های ملی بگذاریم. این موضوع که در حال حاضر نزدیک به 4000 پارک در 200 کشور وجود دارد، خودش دلیل بر موفقیت این طرح است. ما که اکنون این جا نشسته ایم و صحبت می کنیم، به عنوان شهروندان آمریکا، دارای دیدنی ترین رشته کوه ها، بزرگترین درۀ جهان، بزرگترین، بلند ترین، و کهن ترین درختان جهان هستیم – و این ها دارایی کمی نیست.

دانکن: این مطلب که این مکان های خاص فقط در اختیار افراد فوق العاده متمول یا آدم های اسم ورسم دار قرار ندارد، نشانۀ بارز دموکراسی است. این مکان های شگفت انگیز متعلق به همه هستند. همه کس مسئولیت آن ها را به عهده دارند و برای همه قابل دسترسی هستند. این یعنی دموکراسی در چارچوب مکان های طبیعی و چشم نواز – بلند ترین درختان، زیبا ترین آبشار ها، و عظیم ترین دره. ملتی که توانست این تصمیم را بگیرد، ملتی است که با اندیشۀ دموکراسی پا به عرصۀ وجود گذاشته است.

برنز: این موضوع بدون وجود انگیزۀ دموکراسی نمی توانست تحقق یابد.

دانکن: و این چیزیست که در فیلم ما مورد قدردانی قرارمی گیرد.

پرسش: پارک ها، بنا ها و محوطه هایی که جزئی از سیستم پارک های ملی هستند، حاکی از داستان هایی دربارۀ دموکراسی، طبیعت، و ماقبل تاریخ می باشند، و در تاریخ ملی نمادی از لحظات افتخار آمیز و لحظات ننگ آور هستند. شما قصد دارید کدامیک از این داستان ها را در فیلمتان نقل کنید؟

برنز: ما  کارمان را بر خلق  پارک های ملی متمرکز کرده ایم، که در حال حاضر تعدادشان به 58 عدد می رسد و داستان دراماتیک و پیچیدۀ چگونگی به وجود آمدن آن ها را نقل می کنیم. بیش از هر چیز، این داستانی است دربارۀ مردم: مردمی با انواع پیشینه های قابل تصور، که تا حدی دولت خود را مجبور کردند به مکان خاصی که می خواستند حفظ شود و غالبا ً زندگی خود را بر سر این کار گذاشتند، توجه کند.

بزرگنمائی عکس
کوه مک کینلی، با حدود 6,200 متر ارتفاع، بلندترین قله در آمریکای شمالی و برجسته ترین نماد پارک ملی دینالی در آلاسکا است.

شرح عکس: [قلۀ مک کینلی در پارک ملی دنالی آلاسکا، بلند ترین قله در آمریکای شمالی است.]

دانکن: اگر در هر یک از پارک های ملی، سنگی را پشت و رو کنید، نشانی از دموکراسی در عمل خواهید یافت.  پشت هر یک از پارک ها، داستانی از دموکراسی خوابیده: مردمی که متشکل می شوند، می گویند "این مکان را حفظ کنید"، و غالبا ً هم کنگرۀ بی تفاوت را متقاعد می کنند که آن را حفظ و حفاظت نماید. این یک اندیشۀ انتزاعی از دموکراسی است، اما همیشه فرد فرد آمریکایی ها، یا گروه های کوچکی از آن ها بوده اند که با استفاده از اهرم دموکراسی اقداماتی را انجام داده اند که به نفع آیندگان بوده است. اگرتوماس جفرسون [سومین رییس جمهور آمریکا و مؤلف اعلامیۀ استقلال] زنده بود، در واکنش به این افکارلبخند می زد.

برنز: ما شخصیت های بارزی چون جان موییر 1 و تدی روزولت 2 را به تصویر می کشیم اما چندین نفر دیگر از افراد استثنایی را هم به بینندگان معرفی خواهیم کرد که به گوناگون ترین پیشینه، قوم، نژاد، جنسیت، و کشور اصلی تعلق دارند. فیلم ما داستان فعالیت های آنان را بازگو می کند و این که چه طور اقدامات آن ها منجر به چیزی شد که ما درباره اش صحبت می کنیم.

دانکن: سیستم پارک ها تا دهۀ 1930، حفاظت از امکنۀ تاریخی را دربر نمی گرفت، زمانی که خدمات پارک های ملی – که یک آژانس نسبتا ً جدید التأسیس بود – نقش حفاظت از محل هایی را به عهده گرفت که در داستان ما به ترتیب زمان و تاریخ آمده، عهده دار مراقبت از میدان های جنگی، بنای یادبود لینکلن[3]، نشنال مال واشنگتن[4]، و مجسمۀ آزادی[5] نیز شد. با شمول این قبیل مکان های تاریخی، پارک ها به معنای وجود خود آمریکا بودند. یعنی پارک ها اندیشۀ آمریکا را دربر داشتند.

در این فیلم ما به این نکته در جای های خاصی اشاره می کنیم، مانند مکان تاریخی و ملی متعلق به میدان جنگ واشیتا[6]، یعنی محل قتل عام سرخپوستان شین[7]؛ محل بازداشت و نگهداری آمریکایی های ژاپنی تبار در محل تاریخی و ملی منزنر[8]؛ دبیرستان سنترال[9] در لیتل راک 3، و بعد بالا تر، در شهر اکلاهما سیتی 4 و شنکس ویل 5. این که این طرح – تعهد ملی به حفظ این مکان ها برای آیندگان – توانست این محل ها را هم شامل شود، برای به یاد داشتن آن ها و جلوگیری از وقوع مجدد چنین رویداد هایی است.

برنز: یکی از موضوعات یسیار مهم دربارۀ فیلم ما و تجربۀ پارک های ملی، پوشش زمانی آن است. ما پارک های ملی را به مثابۀ نماد های شگفت انگیزی از زمان تلقی می کنیم، چه در قالب رویداد های تاریخی و چه در قالب رویداد های  جغرافیایی، مانند گراند کانیون. اما همان طور که بسیاری از مردم در طول فیلم اشاره کرده اند، تنها مکان ها نیستند، بلکه مهم این است که این مکان ها در کنار چه کسانی  تجربه می شوند. تجربۀ شما از پارک ها معمولا ً از این تأثیر می پذیرند که پدر یا مادرتان شما را به آن جا برده اند، به همین جهت با روانشناسی شخصی هر فرد ارتباط دارد. و بعد شما  به عنوان بزرگسال، فرزندان خود را به آن جا می بریم و آن چه ویلیام کرونون "انتقال عمیق"می خواند، یعنی عشق به محل را که در پارک های ملی تجسم یافته، از نسلی به نسل دیگر منتقل می کنیم.

همان طور که به دیدن کلیسا های اروپا می روید و از این که سه قرن به طول انجامیده تا مردم آن ها را با دست بنا کنند، احساساتتان جریحه دار می شود، پارک های ملی هم این احساس را در شما زنده می کنند که فرد فرد مردم لایه ای به روایت آن ها اضافه کرده اند. و این داستان فوق العاده ای است.

سئوال: در طول ماه های فیلمبرداری چه محلی بیشتر مورد توجه شما واقع شد؟

برنز: ما به عنوان دوست و همکار، شانس زیادی آورده ایم و توانسته ایم تجربیات منحصر به فرد و استثنایی زیادی در جا های مختلف کسب کنیم. به یاد دارم که با دختر بزرگم از گراند کانیون صعود می کردیم و به بالای آن که رسیدیم به وجد آمده بودیم. یادم می آید بعد از چهار ساعت رانندگی از آنکوراژ، و بعد از سپری کردن 90 مایل دیگر (حدود 145 کیلومتر) در جاده ای خاکی به مرکز دنالی رسیدیم [محل بلندترین کوه آمریکای شمالی] . ما دوربین های خود را برای برداشتن عکس هایی با فاصلۀ زمانی تنظیم کردیم در حالی که قله در ابر فرو رفته بود، و نزدیک به سه ساعت منتظر بودیم، در حالی که دور و برمان پر از حشرات بود و چیزی به غیر از ساندویچ برای خوردن نداشتیم، تا این که یک باره دنالی نمایان شد. دیتون همراه با پسرش بود و فیلمبردار هم با ما حضور داشت. آن لحظه برای من مانند یک معجزۀ بزرگ بود.

دانکن: حسن بزرگ این پروژه برای ما این است که ما برای کار به دیدنی ترین مناطق کشور سفر می کنیم. ما باید 45 دقیقه قبل از بالا آمدن خورشید در محل حاضر باشیم تا انتقال شب به روز را ببینیم. این لحظات در طبیعت، لحظاتی جادویی هستند. ما منتظر هستیم که بتوانیم بهترین لحظه ها را ثبت کنیم و به همین خاطر مدتی را در سکوت و در انتظار بالا آمدن خورشید می گذرانیم. وقتی این نور جادویی پرتو افکن می شود، همه چیز آماده است، و همتایی ندارد.

سفر با خانواده، حاوی لحظاتی جادویی، فیزیکی و معنوی بیشتری است چون با فرزندان تان یا همسرتان در آن جا ایستاده ایم.  هیچ چیزی جای صعود از گراند کانیون با پسرم، در روز پدر را نمی گیرد. راه رفتن همراه با پسرم بر روی زمینی  پوشیده از لاوا های آتشفشان قبل از طلوع آفتاب و نظاره کردن خورشید که سر می زند، و دیدن آبشاری از گدازه ها که به دریا سرازیر است تا تبدیل به زمین های سخت دیگری شود – این ها چیز هایی است که هرگز فراموش نمی کنم، و امیدوارم او هم فراموش نکند.

پانوشت ها:

1- جان موییر (1914-1838) یکی از حامیان پیشتاز محیط زیست در زمان خود بود. او از طرفداران حفاظت از درۀ یوسمیتی [10] در کالیفرنیا، و بنیانگذار سیرا کلاب[11] بود، که تا امروز هم فعال و یکی از برجسته ترین گروه های طرفدارحفاظت از محیط زیست است.

2- تئودور روزولت از سال 1901 تا 1909 به عنوان رییس جمهور انجام وظیفه کرده است، در این دوره، دولت فدرال مناطق وسیعی از جنگل های ملی و بنا ها را به عنوان محل های حفاظت شده تعیین کرد، هر چند که دورۀ ریاست جمهوری او قبل از سال 1916، زمان شکل گیری خدمات پارک های ملی بود.

3- دبیرستان سنترال در لیتل راک، آرکانزاس  یکی از نقاط عطف در مبارزه برای حقوق مدنی در تاریخ آمریکاست، و امروز یکی از محل های تاریخی به شمار می رود. در سال 1957، مردمی متخاصم به ثبت نام نه تن از دانش آموزان سیاهپوست در این دبیرستان اعتراض کردند. پرزیدنت دوایت آیزنهاور به نیرو های ارتش دستور داد تا از این دانش آموزان محافظت کنند، و این نشانگر تصمیم دولت فدرال  برای درخواست از دیوان عالی جهت رأی دادن به نفع برچیده شدن تبعیض نژادی در مدارس بود.

4- بنای یادبود ملی  اوکلاهما سیتی به یادبود  و افتخار افراد و نیرو های امدادگر ساخته شد که در سال 1995، در حملۀ تروریستی به یک ساختمان فدرال در پایتخت ایالت، قربانی شدند. بمب گذاری در ساختمان آلفرد پ. مورا[12] منجر به کشته شدن 168 تن و زخمی شدن 800 تن گردید که یکی از جدی ترین حملات تروریستی در خاک آمریکا و قبل از 11 سپتامبر 2001 است.

5- شنکس ویل، پنسیلوانیا محل بنای یادبود پرواز 93 است که در دست ساخت ، و یاد آور سانحۀ یک هواپیمای مسافری در 11 سپتامبر 2001  می باشد. مسافران این پروازجان خود را فدا کردند تا  برهواپیما ربایان غلبه کنند که قصد داشتند به واشنگتن دی سی حمله کنند، این هواپیما در منطقۀ کشاورزی شنکس ویل سقوط کرد و 44 تن سرنشینان آن جان خود را از دست دادند.

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟