06 اکتبر 2008

نوشتۀ: دیانا ل. اک
دو اصل بنیادی در ایالات متحده، آزادی مذهب و جدایی کلیسا از دولت است. در زمانی که این جمهوری بنیان گذاشته شد، یعنی بیش از دویست سال قبل، اکثریت قریب به اتفاق آمریکایی ها مسیحی بودند. از آن هنگام، همان طور که نویسندۀ این مقاله در کتاب خود، آمریکای مذهبی نوین، به طور مستند آورده است، ایالات متحده تبدیل به چندگونه ترین کشور جهان به لحاظ دینی شده است، به ویژه در طول چند دهۀ اخیر.
دیانا ل. اک استاد ادیان تطبیقی و مطالعات سرخپوستی در دانشکدۀ علم و هنر، و عضو هیئت علمی دانشکدۀ الهیات دانشگاه هاروارد در کیمبریج، ماساچوست است.
گنبد عظیم یک مسجد همراه با مناره های آن از میان مزارع ذرت در خارج شهر زادگاه او، اوهایو، نمایان است. در هنگام رانندگی در بزرگراه میان ایالتی می توان آن را دید. یک معبد بزرگ هندو با فیل هایی که در ورودی آن حکاکی شده روی تپه های حومۀ غرب نشویل، تنسی قرار دارد. یک معبد بودایی کامبوجی و صومعۀ مربوط به آن با نشان هایی از خطوط سقف که معرف معماری جنوب شرقی آسیا است، در کشتزار های جنوبی مینیاپولیس، مینه سوتا واقع است.
در 40 سال اخیر، دورنمای مذهبی آمریکا به طور اساسی متحول شده است، تحولی د تدریجی و در عین حال عظیم. این تحول با "مهاجرت جدید"، در پی تصویب مصوبۀ مهاجرت و تابعیت سال 1965 حاصل شد، زمانی که مردم از سراسر جهان به ایالات متحده آمدند و تبعۀ این کشور شدند. سنن مختلف مذهبی جهان هم به همراه آنان آمد – مسلمان، هندو، بودایی، جایینی، سیک، زرتشتی، آفریقایی، و آفریقایی-کاراییبی. مردمان معتقد به این مذاهب، به تدریج در محله های آمریکا جای گرفتند، اول با کمرویی و ترس و لرز، محل های عبادت خود را در جلوی مغازه ها و ساختمان های اداری، زیر زمین ها و گاراژ ها بنا کردند که تقریبا ً برای همۀ ما نامرئی بود. اما از دهۀ 1990، حضور آن ها نمایان شده است. همۀ آمریکایی ها مسجد تولدو یا معبد نشویل را ندیده اند، اما شاهد مکان هایی مشابه در جوامع خود هستند. این ها نشانه های معماری یک ساختار نوین مذهبی در ایالات متحده است.
به طور مثال، آمریکایی ها می دانند که بسیاری از بهیاران، جراحان و پرستاران، دارای اصل و نسب هندی هستند، و این را هم درنظر دارند که این افراد شاغل در حرفۀ پزشکی، ممکن است مواقعی در صبح کارشان را برای دعا کردن در منزل متوقف کنند،زیرا که آن ها گل و میوه به معبد محلی شیوا-ویشنو می برند، وآنها تنها بخشی از جمعیت بیش از یک میلیونی متفاوت هستند. ما کاملا با مهاجرت لاتینی ها از مکزیک و آمریکای مرکزی آشنایی داریم، و همین طور با جمعیت زیادی که در شهر های ما به زبان اسپانیایی صحبت می کنند، اما هنوز نمی دانیم که این موضوع چه تأثیر عمیقی می تواند بر مسیحیت آمریکایی، چه کاتولیک و چه پروتستان، از خواندن سرود های مذهبی گرفته تا فستیوال ها، داشته باشد.
کثرت گرایی گسترده
تاریخ شناسان عقیده دارند که ایالات متحده همیشه سرزمین گوناكونی ادیان بوده است. کثرت گرایی متنوع وگسترده ای در میان اقوام بومی – حتی قبل از ورود مستعمره نشینان اروپایی به کرانه های این کشور، وجود داشته است. چندگونگی گستردۀ مذاهب بومی هنوز هم ادامه دارد، از پیسکاتاوی درمریلند، تا بلک فیت در مونتانا. مردمانی که از راه اقیانوس آتلانتیک و از اروپا آمدند نیز دارای سنن مذهبی گوناگونی بودند – کاتولیک های اسپانیایی و فرانسوی، آنگلیکن ها و کویکر های انگلیسی، مسیحیان اصلاح طلب یهودی و هلندی – چندگونگی را با خود آوردند که با گذشت قرن ها دامنۀ آن وسیع تر می شود. تعداد زیادی از آفریقایی هایی که از طریق تجارت برده به کشور وارد شدند، مسلمان بودند. چینی ها و ژاپنی هایی که در پی پول و ثروت، و برای کار در معادن و زمین های کشاورزی غرب آمدند، آمیزه ای از سنت های مذاهب بودایی، تائوییستی، و کنفسیوسی را همراه خود آوردند. مردمانی از اروپای شرقی، یهودیان و ایرلندی ها و ایتالیایی های کاتولیک هم دسته دسته در قرن نوزدهم وارد کشور شدند. مهاجران مسلمان و مسیحی، هر دو، از خاور میانه می آمدند. اهالی پنجاب، از شمال غرب هند در اولین دهۀ قرن بیستم به آمریکا آمدند. اغلب آن ها سیک هایی بودند که در کالیفرنیا مستقر شدند، و اولین گوردوارا های آمریکا [محل عبادت سیک ها] به دست آنان ساخته شد، و با زنان مکزیکی وصلت کردند، و یک زیر مجموعۀ فرهنگی سیک-مکزیکی ایجاد نمودند. شرح حال همۀ این مردمان، بخش مهمی از تاریخ مهاجرت آمریکا را تشکیل می دهد.
مهاجران دهه های اخیر ، چندگونگی مذهبی را به طور تصاعدی افزایش داده اند. بودایی ها از تایلند، ویتنام، کامبوج، چین، و کره آمدند؛ هندو ها از هند، شرق آفریقا، و ترینیداد؛ مسلمانان از اندونزی، بنگلادش، پاکستان، خاور میانه، و نیجریه؛ سیک ها و جایینی ها از هند؛ و زرتشتیان از هند و ایران، هر دو. مهاجران هاییتی و کوبا سنت های کاراییبی را با خود به همراه آوردند، که ترکیبی از نماد ها و تصاویر آفریقایی و کاتولیک است. مهاجران جدید یهودی از روسیه و اوکراین می آیند، و چندگونگی یهودیت در آمریکا، از هر زمانی بیشتر است. چهرۀ میسحیت آمریکایی هم با وجود جوامع پرجمعیت لاتینی، فیلیپینی، و کاتولیک های ویتنامی دستخوش تغییرات زیادی گشته است؛ جوامع چینی، هاییتی، و پنته کوستی برزیلی؛ پرسبیتر های کره ای، مار توماس های هندی، و قبطی های مصری. در هر شهر این کشور، تابلو های کلیسا ها زمان گرد همایی فرقه های کره ای یا لاتینی را اعلام می کنند که در چهار دیواری کلیسا های پروتستان یا کاتولیک برگزار می شود.

در چند دهِۀ گذشته، جنبش های عظیم مردم، چه مهاجران و چه پناهندگان، چهرۀ جهان را به لحاظ جمعیت شناختی متحول کرده است. به گفتۀ سازمان بین المللی مهاجران، در سال 2005، تعداد مهاجران جهان به بیش از 190 میلیون تن بالغ بود که 45 میلیون تن از آنان به آمریکای شمالی آمدند. تصویر دینامیک جهان در زمان ما، برخورد تمدن ها نیست، بلکه در هم تنیده شدن مردم و تمدن هاست.همان طور که پایان جنگ سرد موجب پدید آمدن یک وضعیت تازۀ ژئوپولیتیکی گردید، جنبش جهانی مردم هم موجب پیداشدن یک واقعیت ژئومذهبی نوین شده است. اکنون هندو ها، سیک ها، و مسلمانان جزئی از دورنمای مذهبی بریتانیا هستند؛ در پاریس و لیون مساجد زیادی به چشم می خورد، معابد بودایی در تورونتو، و گوردوارا های سیک در ونکوور. اما در هیچ کجا، حتی با وجود مهاجرت های انبوهی که در جهان صورت می گیرد، طیف تنوع مذاهب به گستردگی ایالات متحده نیست. این واقعیت تازه و بسیار حیرت آوری است. ما هرگز چنین تجربه ای را قبلا ً نداشته ایم.
چالش جامعه
دوران جدید مهاجرت، به لحاظ عظمت و پیچیدگی، و تحرک خاص خود، با دوره های قبلی تفاوت دارد. تعداد زیادی از مهاجرانی که امروزه به آمریکا می آیند، پیوند های محکمی با وطن خود دارند، و این تماس را از طریق سفر، ایمیل، تلفن دستی، و اخبار تلویزیون های ماهواره ای، حفظ می کنند. آن ها از عهدۀ زندگی کردن در این جا و آن جا بر می آیند. با این میزان چندگونگی که سوغات تبعه های جدید و قدیم است، آمریکا به چه شکلی درمی آید؟ وقتی به یاد اولین جملۀ قانون اساسی خود می افتیم، "ما، مردم ایالات متحدۀ آمریکا" منظورمان کدام مردم است؟ این "ما" چه کسانی هستند؟ این چالش برای افرادی است که تبعه می شوند، آن ها باید مطمئن باشند که جزئی از جامعه ای هستند که در آن زندگی می کنند. چالشی در مقابل ایمان هم هست، برای مردمی که به غیر از اعتقادهای مذهبی خود، در ارتباط با اعتقادهای دیگری هم در جامعه، یعنی جامعۀ جهانی و جامعۀ طرف دیگر خیابان زندگی می کنند.
وقتی دوست های صمیمی کودکان ما بچه های مسلمان هستند، یا زمانی که یک هندو برای عضویت در کمیتۀ مدرسه تلاش می کند، همۀ ما به همسایگان خود توجه تازه ای پیدا می کنیم، هم به عنوان عضو جامعه و هم به عنوان افراد مؤمن.
با آغاز قرن جدید، آمریکایی ها باید به وعدۀ خود در مورد آزادی مذهب وفا کنند، وعده ای که مهمترین نشانۀ اندیشه و تصویر ایالات متحده است. آزادی مذهب همیشه راه را برای چندگونگی مذهبی هموار کرده است، و پدیدۀ چند گونگی هرگز به شدت امروز نبوده است. این امر مستلزم این است که ما به ژرف ترین معنای اصولی که به آن اعتقاد داریم بازگردیم و جامعه ای واقعا کثرت گرا ایجاد کنیم که در آن، نه تنها با این چندگونگی عظیم مدارا شود، بلکه همین پدیده، تبدیل به نقطۀ قوت ما گردد. برای رسیدن به چنین هدفی، ما باید بیش از آن چه امروز می دانیم، در بارۀ یک دیگر یاد بگیریم، و به طرز بیان "ما" ی افرادی که تازه آمریکایی شده اند گوش فرا دهیم، و در جان و روح آمریکا با یک دیگر مشارکت داشته باشیم.
تدوین کنندگان قانون اساسی و منشور حقوق بشر حتما قادر به تصور گسترۀ چندگونگی مذهبی در آغاز قرن بیست و یکم، نبوده اند. اما اصول مورد تأکید در آن اسناد، یعنی "عدم تثبیت" یک مذهب خاص و آزادی عمل همۀ مذاهب، مانند سکان محکمی طی دو قرن گذشته، کشور را با وجود این میزان چندگونگی مذهبی، هدایت کرده است. ایالات متحده بر آن چه تدوین کنندگان قانون اساسی تصور نمی کردند، اما پیش بینی روبرو شدن کشور با آن را نموده بودند، تأکید می كند.
دین هرگز یک محصول تمام شده محسوب نمی شود که بتوان آن را بسته بندی کرد و از نسل به نسل منتقل نمود. بعضی ها مذهب خود را این گونه می پندارند، و ادعا می کنند که همه چیز به طور کامل در کتاب مقدس، اصول عقاید، و سنن آنان آورده شده است. اما سفری ساده در طول تاریخ نشان می دهد که حق با آن ها نیست. سنن مذهبی ما دارای پویایی هستند، و دائما در تحول می باشند، آن ها بیشتر به رودخانه شباهت دارند تا یک بنای ثابت. ایالات متحدۀ امروز، محل مناسبی برای تحقیق دربارۀ تاریخ پویایی ادیان است، همان طور که بوادییسم تبدیل به یک مذهب آمریکایی می شود، و مسیحیان و یهودیان با بودایی ها روبرو می گردند و در اثر آن رویارویی، ایمان خود را در قالبی تازه به زبان می آورند و خود را به نوعی متعلق به این هر دو سنت احساس می کنند. انسان مداران، سکولار ها و حتی افرادی که وجود خدا را قبول ندارند باید در چهار چوب واقعیت های پیچیده تر مذهبی، شاید در جهان بینی خود تجدید نظر کنند. با حضور هندو هایی که به چند خدا اعتقاد دارند، و بودایی هایی که به خدایی معتقد نیستند، شاید ملحدان باید دقیقا توضیح دهند که به چه طور "خدایی" عقیده ندارند.
همان طور که سنن مذهبی ما دارای پویایی هستند، اندیشۀ ایالات متحده هم همین پیام را دارد. شعار جمهوری، E pluribus unum، "یکی از تعداد زیادی"، کاری پایان یافته نیست، اما آرمانی است که آمریکایی ها باید دائم به یاد داشته باشند. تاریخ مردمان متعددی که آمریکای واحد را تشکیل داده اند هنوز به پایان نرسیده است. وجود این مردمان متعدد از هر زمانی چشمگیرتر است – نژادهای ما وچهره های ما، جاز و موسیقی کاوالی ما، طبل های هاییتی و طبله های بنگالی ما، رقص های هیپ هاپ و بانکرای ما، رقص و موسیقی مکزیکی و رقص و موسیقی اندونزی ما، مناره های مساجد مسلمانان و برج های صومعه های هندوی ما، منار مخروطی معابد مورمون ها و گنبد های طلایی گوردوارای ما. در میان این کثرت گرایی، بیان "یکی" بودن ما، واحد بودنمان، از گلوی بسیاری خارج می شود، و هر یک به روش خود در این معنا مشارکت دارد.
تجسم آمریکای جدید در قرن بیست و یکم، مستلزم تصور یک جهش است. و به معنای نظارۀ دورنمای مذهبی ایالات متحده از کرانه ای تا کرانۀ دیگر، و در زیبایی بغرنج آن است.
برگرفته از کتاب آمریکای مذهبی نو نوشتۀ دیانا ل. اک، چاپ شده از سوی هارپر سان فرانسیسکو، وابسته به شرکت انتشارات هارپر – کالینز. حق چاپ 2001 متعلق به دیانا ل. اک. همۀ حقوق محفوظ است.
نظرات بیان شده در این مقاله ضرورتا منعکس کنندۀ دیدگاه وسیاست دولت آمریکا نیست.