02 می 2008

گشت و گذاری کوتاه در ایالات متحده – پیشگفتار

نگاهی به تک تک مناطق ایالات متحده

 
"پیتزای شیکاگوی سنتی" حجیم است و ازخوردنی های مقوی پر شده است.

هر چند بسیاری از جنبه های زندگی در هر 50 ایالت آمریکا مشابهت هایی با یک دیگر دارند، با نظر به تفاوت های هر منطقه، پیچیدگی کشور پهناور ما روشن تر می شود. ریچارد هاکبی، یکی از مسئولان کارکنان خارج از کشور که هماهنگ کنندۀ نشریات الکترونیکی وزارت خارجه است، نظر خود را دربارۀ مناطق مختلف کشور و تفاوت آنها بایک دیگر ابراز می کند. این مقاله، برگرفته از سخنرانی های هاکبی در برابر مخاطبانی از فرانسه، کرۀ جنوبی، و کوزوو است.

افرادی بر این باور هستند که دیگر جایز نیست از تفاوت های میان مناطق مختلف آمریکا صحبت به میان آورد – چون همۀ آمریکایی ها در یک فرهنگ "یکپارچه" در هم آمیخته اند، که همه یک طرز فکر دارند، یک نوع غذا را می خورند، و به یک نحو حرف می زنند. این قطعا ً واقعیت دارد که فقط در معدود ی از نقاط آمریکا نمی توان رستوران های مک دونالد، برگر کینگ، یا پیتزا هات را یافت. هر جایی زندگی کنید، می توانید از وال مارت، گپ، وفوت واکر، در مراکز تجاری که تفاوت  اندکی با یک دیگر دارند، خرید کنید. تقریبا ً همه کس به یک نوع برنامه های تلویزیونی و فیلم دسترسی دارد، و بسیاری به یک نوع موسیقی فراگیر و همگانی گوش می کنند. اما آیا این بدان معنا است که تفاوت میان منطقه های مختلف افسانه ای بیش نیست؟ من این طور تصور نمی کنم.

فرهنگ های پایدار محلی

اول در مورد غذا صحبت کنیم. درست است که بیشتر غذا ها در سراسر کشور از یک استاندارد تبعیت می کنند – می توان انواع مشخص پیتزا های یخ زده را در تمام نقاط آمریکا خریداری کرد. برشتوک، آب نبات، و بسیاری مواد دیگر از آلاسکا تا فلوریدا در بسته بندی های مشابه عرضه می شود. معمولا ً تنوع و کیفیت میوه و سبزیجات تازه از ایالت به ایالت متفاوت است. از سوی دیگر، خوردن هاش پاپیز (نوعی نان ذرت سرخ شده) یا  ذرت پخته در ایلینوی و ماساچوست عجیب است، اما در جورجیا یا دیگر ایالت های جنوب کاملا ً معمول می باشد. در حالی که پیدا کردن کوکا، پپسی، و سون آپ در همه جا ممکن است، اما آبجوی زنجبیلی بلنهایم فقط در کارولینای جنوبی یافت می شود. پیتزای شیکاگو ( با خمیر کلفت) تفاوت زیادی با پیتزای نیویورک دارد. من در نیو اورلئان گوشت تمساح سرخ شده خورده ام، اما چنین چیزی را در هیچ جای دیگر کشور ندیده ام. مردم  در همه جای آمریکا غذای مکزیکی تاکو بل را می خورند، اما غذای تکس-مکس  تگزاس با سایر غذا های مکزیکی فرق زیادی دارد.  و هر منطقه، هات داگ مخصوص خودش را دارد.

من در دامنۀ تپه های غرب کارولینای جنوبی بزرگ شده ام. همیشه همراه همۀ غذا های خانگی ، مقداری نان یا سیب زمینی یافت می شد. وقتی از دانشگاه فارغ التحصیل شدم، اول در ناحیۀ ساحلی کارولینای جنوبی مشغول به کار شدم. و تعجب می کردم که همۀ غذا ها به نوعی، مقداری برنج در کنارشان گذاشته می شد. و فهمیدم که طرز پخت برنج هم کاملا ً متفاوت است – به جای جوشاندن، با بخار پخته می شد. وقتی بعد ها به منطقۀ پی دی در شمال شرق کارولینای جنوبی منتقل شدم، برای اولین بار با غذایی به نام چیکن باگ آشنا شدم، غذایی که تکه های کوچک مرغ را با فلفل آسیا شده، همراه با برنج می پزند. می بینید که درمنطقه های مختلف یک ایالت هم  تنوع غذایی زیادی وجود دارد.

تفاوت دیگر، به زبان برمی گردد. با این که زبان انگلیسی در آمریکا تقریبا ً استاندارد خاص خودش را دارد، زبان محاوره بسته به این که در کدام قسمت کشور صحبت شود، متفاوت است. جنوبی ها آرام تر صحبت می کنند، و به حرف زدن آنها "لحن کِشدار جنوبی" می گویند. حرف a در زبان انگلیسی اهالی غرب میانه صدای َا می دهد، و در گویش ساکنان نیویورک، به علت کثرت جمعیت یهودی ساکن در این شهر، تعدادی کلمات عبری وجود دارد، مانند “schlepp” (کشیدن و بردن) یا “nosh” (عصرانه/چاشت). اهالی بوستون را می توان به واسطۀ لهجۀ غلیظ شان زود تشخیص داد، و لابد درمورد "لهجۀ ولی" هم شنیده اید، که زبان عامیانۀ نوجوانان در جنوب کالیفرنیا است. تأثیر مهاجران هم در نام های امکنه و بعضی واژگان که در مناطقی با تراکم زیاد برخی گروه های قومی مورد استفاده قرار می گیرد، مشخص است. مثل منطقۀ لافایت، ویسکانسین؛ باتون روژ، لوییزیانا؛ ووندد نی، داکوتای جنوبی؛ و سانتا کروز، کالیفرنیا.

A Map of the Regions of the United States.

واژگان هم از منطقه به منطقه تفاوت دارد. زمانی که در مقطع کارشناسی ارشد تحصیل می کردم، به هم کلاسی هایم گفتم که یکی از "چشم" های اجاق گازم کار نمی کند، و آنها که اهل نقاط دیگر کشور بودند نفهمیدند که منظورمن شعلۀ اجاق بود. زبان غربی ها دارای واژگان اسپانیایی است (که بسیاری از آنها در سراسر کشور هم متدوال شده)، و در بعضی بخش های غرب میانه و پنسیلوانیا هنوز بسیاری از لغات آلمانی مورد استفاده قرار می گیرد. اگر فیلم شاهد را که متعلق به سال 1985 است، دیده باشید، نمونه هایی از آن چه می گویم را در آن مشاهده کرده اید.

تفاوت های منطقه ای در موارد نامحسوس هم وجود دارند، مثل نگرش ها و طرز برداشت ها. یک نمونۀ آن توجه به رویداد های خارجی مندرج در روزنامه هاست. در شرق، که مردم به آن چه در سوی دیگر آتلانتیک می گذرد، توجه دارند، بعضی از روزنامه ها بیشتر به مسائل مربوط به اروپا، خاور میانه، و آفریقا می پردازند. در کرانه های غرب، بیشتر توجه مطبوعات به شرق آسیا و استرالیا است.

آمریکایی ها در یک سلسله از ویژگی ها مشترک هستند، از جمله اهمیت حریم خصوصی، فردیت، و استقلال شخصی. اما بعضی ها هم ویژگی هایی را دارند که مربوط به منطقه ای که در آن زندگی می کنند، است، مانند اتکا به نفس نیو اینگلندی ها، مهمان نوازی جنوبی ها، تندرستی اهالی غرب میانه، و ملایمت غربی ها.

بخش های بعدی شامل خصوصیات جغرافیایی و تأثیر پذیری تاریخی، مانند الگو های اسکان است که در ایجاد این تفاوت ها مؤثر بوده اند.

قبل از پرداختن به مناطق مختلف ایالات متحده، مهم است چند نکته در مورد کل کشور بدانیم. ایالات متحده، به لحاظ وسعت زمین، بعد از روسیه و کانادا، سومین کشور بزرگ جهان است. به لحاظ جمعیت هم در مقام سوم قرار دارد – یعنی بعد از چین و هند. برای این که بتوانید بزرگی این کشور را تصور کنید، باید بدانید که برای رفتن از یک سوی آمریکا به سوی دیگر آن، باید  پنج روز رانندگی کرد. و این با احتساب هاوایی، یا آلاسکا، بزرگترین ایالت کشور نیست.

منطقه ها

کشور را می توان به انحاء گوناگون تقسیم منطقه ای کرد. در این متون تشریحی، ما ازیک منطقه بندی سنتی استفاده می کنیم: نیواینگلند، ایالات آتلانتیک میانه، جنوب، غرب میانه، و غرب. لطفا ً به یاد داشته باشید که این اسامی و منطقه بندی، وجه رسمی آن نیست. این منطقه بندی به هیچ وجه مطلق نبوده و همان طور که در نقشۀ همراه نشان داده می شود، ویژگی های منطقه ای غالبا ً با یک دیگر تداخل می یابند. فهرست شهر ها یا چهره های ادبی کامل نیست، و تنها جنبۀ اطلاعات مقدماتی دارد. برای دسترسی به اطلاعات مفصل تر می توانید از فهرست منابع اینترنتی در انتهای نشریه استفاده کنید.

 

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟