23 جولای 2008

تقریبا تمامی نوجوانان ایالات متحده عاشق گوش دادن به موسیقی هستند و به هنرمندان و سبک های خاصی از موسیقی علاقه دارند. هیپ هاپ، راک، رپ، کانتری، جاز، هوی متال، و ترکیبات هوشمندانه سبک های گوناگون هواداران زیادی دارند. اینترنت و پخش کننده های سی دی و ام پی 3 قابل حمل برخی از نوآوری های جدید هستند که نوجوانان ما را با موسیقی هنرمندان مورد علاقه خود در ارتباط می گذارند. اما نوجوانان فقط گوش نمی دهند. حدود سه میلیون آمریکایی نوجوان میان سنین 13 و 18 از طریق کلاس های خصوصی یا به تنهایی به آموزش موسیقی می پردازند و صدها و شاید هم هزارها نوجوان در "گروه های گاراژی" در گاراژهای منزل خود یا دوستانشان به تمرین و آهنگسازی مشغولند.
موسیقی بخش عظیمی از زندگی یک نوجوان را تشکیل می دهد. چه نواختن در گروه موسیقی مدرسه و چه در یک "گروه گاراژی" غیر رسمی، موسیقی در همه جای زندگی نوجوان یافت می شود. حقیقت این است که بدون موسیقی نمی توانیم زندگی کنیم.
من در دبیرستان ویکفیلد ترامبون می نوازم، و همچنین برای گروه راکمان هم گیتار برقی می زنم. باید اذعان کنم که موسیقی در تمام طول هر روز در زندگی من حضور دارد. تصمیم گرفتم که وارد گروه موسیقی مدرسه شوم تا تئوری موسیقی بیشتری یاد بگیرم. میل داشتم در مورد هر نت روی صفحه و چگونگی نقش مجموعه آنها در هر قطعه موسیقی بیشتر بدانم. سپس، دانشی که در این کلاس فرا گرفته بودم را در کاری که واقعا دوست دارم، یعنی نواختن گیتار، اعمال کردم.
من به طرز عجیبی به موسیقی راک عشق می ورزم! از زمانی که 14 سال سن داشتم، مجذوب این مسئله بودم که چه استعداد سرشاری برای نواختن گیتار برقی، گیتار باس و درام یا آواز خواندن در مقابل انبوهی از تماشاچی لازم است. در مسیر حرکت به سوی ستاره راک شدن تحت تاثیر هنرمندان بزرگ هم بوده ام. گروه هایی مانند بریکینگ بنجامین (107)، آدما (108)، کورن (109) و دیگران به من انگیزه دادند تا بخواهم در مقابل تماشاچیان انبوه گیتارم را بنوازم.
موسیقی زندگی مرا تغییر داده است.
بن سلپچا (110)، 17 ساله، کلاس 10، دبیرستان وِیکفیلد، رالی، کارولینای شمالی
از موسیقی می توان برای پیوند دادن فرهنگ های مختلف، ایجاد دوستی های ابدی، و حتی بروز دادن روحیات یک موزیسین استفاده کرد. باعث شگفتی نیست که این همه دانش آموز دبیرستانی در آمریکا چنین علاقه شدیدی به موسیقی دارند. برای من، موسیقی یک روش زندگی است.
معتقدم که انگیزه و الهام عوامل حیاتی ای برای یک موزیسین موفق هستند. پدر و مادر من هر دو از چین به آمریکا مهاجرت کردند. بنا به دلایل گوناگون، آنها از نعمت آموختن موسیقی بی بهره ماندند. وقتی جوان تر بودم، والدینم مرا مجبور کردند که کلارینت و پیانو بزنم. هر روز بر تمرین من نظارت داشتند و درس های خصوصی برایم ترتیب می دادند. در سال های ابتدایی، از صرف وقت برای تمرین سازهایی که علاقه ای به نواختن آنها نداشتم متنفر بودم. وقتی دوره راهنمایی را آغاز کردم، والدینم مرا مجبور کردند تا به گروه موسیقی مدرسه بپیوندم و معلم پیانو ام هم مرا در ارکستر خیلی خوبی قرار داد. این اولین باری بود که شاهد هم نوازی هم شاگردی هایم بودم. با گذشت سال ها، آموخته های من بیشتر و بیشتر شد. عاقبت، به اندازه کافی مستقل شدم تا به محض رسیدن به خانه از مدرسه به تمرین بپردازم. هر چه مهارت من بیشتر می شد، ساعات تمرینم هم طولانی تر می شد. در نهایت از فشارهای والدینم برای اینکه موزیسین بهتری شوم احساس قدردانی می کردم.
با اینکه در گروه موسیقی دبیرستانم حضور ندارم، اما در انجمن موسیقی چینی واشنگتن بزرگ (111) نوازنده هستم. هدف ارکستر ما ایجاد پلی میان تفاوت های فرهنگی آمریکا و چین از طریق موسیقی چینی و آمریکایی است. به عنوان یک چینی آمریکایی، به خاطر حفظ و معرفی موسیقی باستانی چینی و تشویق تبادل فرهنگی میان مردم چین و آمریکا به خود افتخار می کنم. معتقدم که راه فوق العاده ای برای ترکیب عشقم به موسیقی و میراث چینی ام یافته ام.
الوین ونگ (112)، 15 ساله، کلاس 9، دبیرستان والت ویتمن، بِتِسدا، مریلند
دبیرستان می تواند دوران بر تنشی در زندگی هر نوجوان باشد. موسیقی به نوجوانان راهی برای ابراز عواطف خود می دهد و آنگاه که هیچکس حالشان را درک نمی کند موجب تسلی شان می شود. مزیت موسیقی این است که نوع واحدی از آن وجود ندارد.
عشق من به موسیقی ای است که نقل حکایت کند. همچنین به موسیقی با صدای جدید یا کلاسیک و خام مانند اجراهای زنده با سازهای آکوستیک عشق می ورزم. موسیقی قدرت بیان عقیده هم دارد. عقاید مختلف در مورد سیاست، دین، و مردم در برخی موسیقی های من یافت می شود اما موسیقی ای که واقعا دوست دارم خالی از سیاست است چون فکر می کنم سیاست به اندازه کافی در همه جا حضور دارد. موسیقی باید ابراز منحصر به فرد احساسات و دیدگاه های هنرمند در مورد دنیا باشد. به داشتن توان تلفیق گذشته و حال علاقه دارم. گروه های گذشته ایده ای از نحوه زندگی قبل از اینکه به دنیا بیایم می دهند.
موسیقی به من و بسیاری از افراد هم سن و سال من کمک می کند تا با تنش های روزمره دبیرستان روبرو شویم و از فشار همسال های خود دوری کنیم. می توانیم با گوش دادن به کمی موسیقی در اتاقمان از جهان بگریزیم و چیزهایی مانند دعواهای معمول با والدین مان را فراموش کنیم.
موسیقی بر تمام بخش های زندگی من، شکل لباس پوشیدنم، هنر و زبانم تاثیر دارد.
کیم کلاین (113)، 15 ساله، کلاس 11، دبیرستان بل پره (114)، بلپره، اوهایو
[http://www.seovec.org/belpre/bhs.htm]
من یکی از نوجوانان معمولی ای هستم که به موسیقی عشق می ورزد. با این وجود، کمی با دیگران تفاوت دارم. در حالی که اکثر نوجوانان به سبک خاصی از موسیقی، مانند راک مدرن یا پاپ آلترناتیو با گیتار برقی گوش می دهند، من به طیف گسترده ای از سبک ها علاقه دارم. البته من هم سبک های مورد علاقه همسانانم را دوست دارم، اما به موسیقی کانتری، جاز، "آثار قدیمی،" کلاسیک، و حتی اپرا هم علاقه دارم.
موسیقی نقش مهمی در خانواده ما دارد. همه ما مشترکا به آن علاقه داریم. برای جشن های تولد، ما شکلی از آهنگ "تولدت مبارک" ساخته ایم که برای هر نفر از ما بخش هارمونیکی برای خواندن دارد. ما در مراسم ویژه کلیسایمان نیز با هم آواز می خوانیم. پدر من به گیتار آکوستیک علاقه خاصی دارد، در صورتی که کورین (115) یکی از خواهرانم هم پیانو و هم ترومپت می نوازد. و من هم در تمام سال هایی که می توانم به یاد بیاورم عضو گروه کر بوده ام.
موسیقی مرا آرام می کند. تنش های حاصل از روزهای پر تنش را رفع می کند. من با سیر در موسیقی اطرافم می توانم موقتا از واقعیت بگریزم. آهنگ ها به انسان کمک می کنند تا احساسات خود را بیان کنند. در برخی موارد هم به آنها این امکان را می دهد تا پلی میان دو فرهنگ ایجاد کنند. کلاس کر ما آهنگ هایی به زبان های آلمانی، فرانسه، لاتین، ایتالیایی و دیگر زبان ها مانند ساموآ آموخته است. ما با کاری به سادگی قرار گرفتن در معرض آهنگ های جدید و ناشناخته پذیرش بیشتری برای سایر فرهنگ ها پیدا می کنیم.
آندریا بولینگ (116)، 16 ساله، کلاس 10، دبیرستان وِیکفیلد، رالی، کارولینای شمالی
107. Breaking Benjamin
108. Adema
109. KoRn
110. Ben Ceplecha
111. Chinese Music Society of Greater Washington
112. Elwin Wang
113. Kim Cline
114. Belpre High School
115. Corinne
116. Andrea Bohling