23 جولای 2008

آمریکا سرزمین مذاهب متعددی است و نوجوانان آمریکا به اشکال گوناگونی به اعمال مذهبی خود می پردازند. در اوایل آموختن تاریخ ایالات متحده، بچه های آمریکایی می آموزند که آزادی دین و جدایی کلیسا و سیاست از جمله بخش های اساسی ای در راهبری دولت است. دین داری بسیاری از نوجوانان تحت تاثیر خانواده های آنها است. برخی در مدارسی که توسط گروه های مذهبی اداره می شوند به تحصیل می پردازند، و برخی به برنامه های بعد از ساعات درسی یا آخر هفته ای برپا شده از سوی کلیساها، کنیسه ها، یا مساجد می پیوندند. با این حال، برخی هم ترجیح می دهند که از هیچ دین خاصی پیروی نکنند. بسیاری از ادیان با به کارگیری فرهنگ معاصر جوانان با افراد جوان ارتباط برقرار می کنند. در نتیجه دیدن گروه راک مسیحی یا خواننده های رپ مسلمان یا مراسم مذهبی جوان محور غیر معمول نیست.
من اعمال دینی ام را از طریق اعمال روزانه ام انجام می دهم. سعی دارم برای دیگران نمونه باشم و همواره انتخاب هایی می کنم که با ارزش هایم مطابقت داشته باشند. تحصیل در یک مدرسه کاتولیک تاثیر زیادی بر نحوه انجام اعمال دینی ام گذاشته و در بحران های زیادی که در مدرسه با آنها مواجه شده ام به کمک من آمده. این اعتقادات اساس مستحکمی برای پایه گذاری زندگی ام فراهم آورده اند و در سرتاسر زندگی تاثیر شگرفی بر من داشته اند.
مگی بویل (73)، 16 ساله، کلاس 11، سنت مری رایکن، ائونارد تاون، مریلند
[http://www.smrhs.org]
معنویت؛ انسان ها باید بدانند از کجا آمده اند، چگونه آمدند، و به کجا می روند. آمریکایی ها آنقدر اقبال دارند که بتوانند از هر دینی که می خواهند پیروی کنند. من در خانواده مسیحی معتقدی بزرگ شدم و ارزش هایی که در کودکی توسط والدینم به من القا شد تاکنون که کمی بزرگ تر شده ام تغییر زیادی نکرده اند. اما در سن نوجوانی، ما بیشترین تاثیر را از دوستان خود می گیریم. بهترین دوست من به همان اندازه من معتقد است و از این مسئله استفاده می کنیم تا یکدیگر را پاسخگو قرار دهیم. وقتی دیگران از ارزش های شما با خبر شوند، دیگر برای کارهایی که ترجیح می دهید نکنید آنقدر شما را تحت فشار نمی گذارند.
اشلی وُیتلندر (74)، 18 ساله، کلاس 12، دبیرستان سنتنیال (75)، لینو لیکز (76)، مینسوتا
[http://www.centennial.k12.mn.us/chs]
دین من بر هویت فردی، نحوه رفتار، و نگرش من تاثیر نسبتا زیادی داشته. پیروی از دین یهود به من آموخته که پرسشگر باشم و به جای اینکه برداشت مردم از سنگ نوشته ها را بپذیرم، تورات را برای خودم معنی کنم. شما می توانید جمله ای از تورات را در نظر گرفته، آن را با زندگی روزمره ربط دهید و با این کار درک بهتری از این کلام حاصل کنید.
یهودی بودن به این معنا نیست که هر جمعه شب و شنبه صبح به کنیسه بروید و در 13 سالگی به سن تکلیف برسید یا اینکه فینه به سر و پوشش های مذهبی به تن کنید. به این معنا نیست که همواره باید یک چیز را باور داشته باشید و به خاطر اعتقادی باید اعتقادات دیگر را رها کنید.
یهودی بودن نحوه رفتار و چگونگی اعتقادات شما است، مثلا احترام به گوناگونی، پذیرش آموختن چیزهای جدید، و کمک در آموختن به دیگران. به ما می آموزند که مهم ترین عمل انسان ها احترام به یکدیگر، اعمال محبت آمیز، و برقراری صلح و آشتی است. کتاب دعای ما به ما می آموزد که "آنچه از آن نفرت دارید را با دیگران نکنید. تمام تورات همین است. مابقی آن تفسیر است." کودکان تاثیر زیادی از دین خود می گیرند چون این دین است که از ابتدای زندگی به آنها آموخته می شود و آنها می دانند با اینکه همه چیز تغییر می کند، اما این دین است که ثابت می ماند.
حتی در آمریکا، قالب های عامی زیادی از ادیان دیگر وجود دارد و من و دوستانم در مورد ادیان مان با یکدیگر گفتگو می کنیم. به یکدیگر می آموزیم و یاد می گیریم که برداشت های عامی معمولا به ندرت صحیح هستند.
سیندی هولدن (77)، 14 ساله، کلاس 9، دبیرستان وست اسپرینگفیلد (78)، اسپرینگفیلد، ویرجینیا
[http://www.fcps.edu/westspringfieldhs]
خانواده ام هندی است و ما هندو هستیم. من در انگلستان به دنیا آمدم. در هشت سالگی ام به ایالات متحده آمدیم و اکنون شهروندان آمریکایی هستیم. هر یکشنبه به جلسات گروهی به نام اسوادیهای (79) [که در زبان باستانی هند، سانسکریت، به معنی خود آموزی است] می روم. ما نه تنها در خصوص مسائل فرهنگی، بلکه مسائل اخلاقی نیز گفتگو می کنیم. این جلسات کمک می کند تا درک بهتری از خود حاصل کنم و مرا با میراث فرهنگی ام در ارتباط قرار می دهد.
آکاش چوداسام (80)، 14 ساله، کلاس 11، دبیرستان اوکتون (81)، هرندون (82)، ویرجینیا
[http://www.fcps.k12.va.us/OaktonHS]
در ایالات متحده به دنیا آمدم اما والدینم برمه ای هستند. ما همه بودیست هستیم. هر یکشنبه در میان به معبد بودیست ها در مریلند می روم و زبان برمه ای می آموزم. همچنین در مراسم دینی معبد هم حاضر می شوم و در امور خیریه مانند دادن غذا به مستمندان شرکت می جویم. وقتی از خانه ای به خانه دیگر نقل مکان کردیم، راهب های بودیست آمدند و خانه جدید را تبرک کردند. یک بار هم تمام آخر هفته ای را در معبد ماندم و با راهب ها دیرنشینی کردم. این برای من تجربه گران بهایی بود که امیدوارم در آینده مجددا تکرار شود.

نی سو لوین (83)، 13 ساله، کلاس 9، دبیرستان اوکتان، هرندون، ویرجینیا
[http://www.fcps.k12.va.us/OaktonHS]
دین من زندگی ام را به صور گوناگونی شکل داده. بزرگ ترین درسی که دین من، یعنی مذهب کاتولیک به من آموخته این است که کلیسا را محور زندگی خود قرار دهم. حضور منظم در مراسم عشای ربانی اولویت گذاری در زمینه های مختلف زندگی را به من آموخته. برای من، کلیسا اول است، بعد خانواده و دوستان، و بعد چیزهای دیگر.
انحراف و درگیر شدن در مادیات و سبک های زندگی ای که قرار است موجب "خوشبختی" شوند در دنیای امروز دشوار نیست. دین من معنی حقیقی خوشبختی و آنچه واقعا در زندگی اهمیت دارد را به من آموخته است.
آلیشا وایسر (84)، 17 ساله، کلاس 11، دبیرستان سنت ماری رایکن، لئونارد تاون، مریلند
[http://www.smrhs.org]
در ایالات متحده به دنیا آمدم و خانواده ام هندی است. ما مسلمان هستیم. من عضو گروه نوجوانی با نام "مسلمانان در حال عمل" (85) هستم. اعضای گروه ما از کشورهای مختلف هستند و مانند خود من، بسیاری هم در ایالات متحده متولد شده اند. ما فعالیت های متعددی منجمله جمع آوری پول برای کمک به قربانیان سونامی و امداد انسان دوستانه به مردم افغانستان و عراق داریم. ما این هدایا را به طرق مختلفی اعم از فروش شیرینی و شستشوی ماشین جمع آوری می کنیم. از اینکه مسلمان هستم افتخار می کنم و دین من بخش مهمی از زندگی من است. اکثر دانش آموزان مدرسه ما غیر مسلمان هستند اما این مسئله هیچگاه برای من مشکل ساز نبوده است. من دوستان زیادی از مذاهب گوناگون دارم.
آمبریم علی (86)، 16 ساله، کلاس 12، مدرسه دخترانه وستریج (87)، پاسادینای جنوبی، کالیفرنیا
73. Maggie Boyle
74. Ashley Voigtlander
75. Centennial High School
76. Lino Lakes
77. Cindy Holden
78. West Springfield High School
79. Swadhyay
80. Aakash Chudasam
81. Oakton High School
82. Herndon
83. Nay Soe Lwin
84. Alisha Weisser
85. Muslims in Action
86. Ambreen Ali
87. Westridge School for Girls