View Other Languages

We’ve gone social!

Follow us on our facebook pages and join the conversation.

From the birth of nations to global sports events... Join our discussion of news and world events!
Democracy Is…the freedom to express yourself. Democracy Is…Your Voice, Your World.
The climate is changing. Join the conversation and discuss courses of action.
Connect the world through CO.NX virtual spaces and let your voice make a difference!
Promoviendo el emprendedurismo y la innovación en Latinoamérica.
Информация о жизни в Америке и событиях в мире. Поделитесь своим мнением!
تمام آنچه می خواهید درباره آمریکا بدانید زندگی در آمریکا، شیوه زندگی آمریکایی و نگاهی از منظر آمریکایی به جهان و ...
أمريكاني: مواضيع لإثارة أهتمامكم حول الثقافة و البيئة و المجتمع المدني و ريادة الأعمال بـ"نكهة أمريكانية

23 جولای 2008

تجربیات کاری

 
لورا با اولین چک حقوق خود.

در ایالات متحده، سخت کوشی و تامین کردن خرج خود ارزش های مهمی به شمار می آیند. بسیاری از کودکان با دریافت پول توجیبی - پرداخت کوچک هفتگی یا ماهانه - برای انحام کارهای منزل با این ارزش آشنا می شوند. بعدها، آنها اغلب با اشتغال در کارهای پاره وقت بعد از ساعات مدرسه یا در آخر هفته ها، پول توجیبی در می آورند، برای کالج پس انداز می کنند، تجربه کاری به دست می آورند، یا حس استقلال را تجربه می کنند. فرصت ها متعدد و گوناگون هستند - از پخش روزنامه گرفته تا نگهداری از کودکان همسایه ها، از کیسه کردن خواربار گرفته تا گارسنی در رستوران ها. در حقیقت، علی رغم وضعیت اقتصادی خانوادگی شان، بسیاری از جوانان اولین دستمزد خود را قبل از رسیدن به دوره دبیرستان دریافت می کنند. به منظور حمایت از کودکان در برابر سو استفاده کاری، قوانین ایالات متحده حداقل سن اشتغال را برای اغلب مشاغل غیر کشاورزی 14 سال و ساعات کار مجاز افراد زیر 16 سال در طول هفته های درسی را 18 ساعت تعیین کرده است.

 

من شغلم را به نحوی تقریبا تصادفی پیدا کردم. برادرم به تازگی پیشاهنگ شده بود و باید برای او اونیفرم می خریدیم. در حالی که والدینم در فروشگاه لوازم پیشاهنگی مشغول خرید بودند، من در ورودی ایستاده بودم. پس از چند دقیقه، مدیر فروشگاه به سوی من آمد و پرسید که آیا تمایل به کار کردن دارم. در آن زمان، تنها منبع درآمدم از نگهداری گاه به گاه کودکان بود و برای همین پیشنهاد او را پذیرفتم و در همانجا با من مصاحبه شد و استخدام شدم.

 

از آن پس، مادرم هر پنجشنبه و شنبه مرا به مغازه ای که در آن به کار فروشندگی مشغول بودم می رساند. خریدهای مشتریان را جمع می کنم، آنها را کیسه می کنم، رسید مشتریان را به آنها می دهم، و آنها را راهی می کنم. علاوه بر کار با صندوق، فروشنده باید گزارش هایی تهیه کند تا پیشاهنگ ها بتوانند ارتقاع درجه پیدا کنند، سفارش های تلفنی بگیرد، و والدین پیشاهنگ های خردسال را در خرید اولین اونیفرم فرزندان خود راهنمایی کند. کار آسانی نیست - در اوایل سپتامبر که شمار عظیمی پسر بچه پیشاهنگ می شوند، مغازه از والدینی که در کل فرایند به راهنمایی قدم به قدم احتیاج دارند لبریز می شود. اما در سایر ماه ها فروشگاه آنچنان شلوغ نیست و در نتیجه وقت دارم نوشابه ای بخورم، کمی از تکالیف درسی ام را انجام دهم، یا با همکارانم گپ بزنم.

 

اگرچه دیگر به اندازه قبل وقت آزاد ندارم، اما کارم را دوست دارم. افرادی که با آنها کار می کنم، منجمله رئیسم، مهربان هستند، به من کمک می کنند، و از صحبت با آنها هم لذت می برم؛ و چون اغلب آنها بزرگ تر هستند، مصاحبت با آنها دیدگاه خاصی از زندگی در "دنیای واقعی" به من می دهد. و درآمد خودم را هم کسب می کنم که بدین معناست که هر بار می خواهم چیزی بخرم نباید از والدینم پول بگیرم. نوعی استقلال دارم که تاکنون نداشته ام. داشتن درآمد ثابت به من یاد داده که پول را چگونه به صورت موثری مدیریت کنم، چقدر پس انداز کنم، چقدر خرج کنم، و اینکه چیزهایی که قدرشان را نمی دانستم واقعا چه قیمتی دارند. (اصلا نمی دانستم که قیمت کفش تا چه اندازه گران است تا خودم یک جفت خریدم.)

بعلاوه، این شغل مهارت های ارتباطی مرا افزایش داده؛ به من یاد داده با مردم چگونه حرفه ای صحبت کنم، چگونه با صحبت با آنها بدانم که چه می خواهند، و حتی چگونه نوزادی که گریه می کند را ساکت کنم. اگرچه این شغل از وقت آزادم کم می کند، اما حاضر نیستم مهارت هایی که به من آموخته را با چیزی عوض کنم.

 

لورا واس (63)، 16 ساله، کلاس 11، دبیرستان توماس اس ووتون (64)، راکویل (65)، مریلند

[http://www.mcps.k12.md.us/schools/woottonhs]

 

اگرچه به هیچ شغل خاصی اشتغال ندارم، اما بعد از مدرسه کارهای زیادی انجام می دهم. یکی از این کارها رسیدگی به خرگوش ها و خوک هایی است که برای نمایش در کلوپ محلی فور-اچ (66) پرورش می دهم. فور-اچ سازمان ملی ای برای پرورش مهارت های جوانان روستایی است. جایی است که در طول تابستان می توان در آن با افراد جدید زیادی آشنا شد و دوست های زیادی پیدا کرد.

 

در نگهداری از برادر کوچکترم در طول تابستان و بعد از مدرسه هم کمک می کنم. و دوست دارم تا حد امکان هم با دوستانم وقت بگذرانم. در خانه پدر بزرگم هم کار می کنم؛ چمن حیاط را می زنم و علف باغچه ها را می کنم. به کار علاقه دارم. تفریح خوبی است و به انسان مسئولیت می دهد. درسی که برای زندگی آموخته ام این است که برای آنچه می خواهی باید زحمت بکشی.

 

دانیال برداین (67)، 17 ساله، کلاس 11، دبیرستان مک کاچئون، لافایت، ایندیانا

[http://www.wvec.k12.in.us/McCutcheon]

 

مدرسه، درس، فعالیت های فوق درسی، مذهب، فیلم، و...، این همه کار با این وقت کم. اما مشاغل می توانند هم مزیت هایی داشته باشند و هم مضراتی.

 

برخی مزیت ها شامل داشتن پول توجیبی و تجربه کردن محیط کار است. مزیت دیگر این است که داشتن شغل به شما حس استقلال می دهد چون می توانید برخی از نیازهای خود را برآورده کنید. همچنین می توانید برای کالج یا برنامه های آینده خود پس انداز کنید. برخی نوجوانان به خانواده های خود هم کمک می کنند.

 

یکی از مضرات داشتن شغل این است که نوجوانان چون صورتحساب ها و قبض ها را نمی پردازند و پول خود را خرج تجملات گران قیمت می کنند، شاید نتوانند مفهوم کار را به درستی درک کنند. در نتیجه شاید فکر کنند که پول برای خرج کردن است و برای همین پس انداز کردن را نیاموزند. دانش آموزان شاغل همچنین شاید مجبور شوند از درس خواندن خود بزنند چون وقت کافی نه برای درس دارند و نه برای فعالیت هایی مانند معاشرت با دوستان و خانواده.

 

تیرزا سلیوا (68)، 15 ساله، کلاس 10، دبیرستان وِیکفیلد (69)، رالی (70)، کارولینای شمالی

[http://wakefieldhs.net]

 

تابستان گذشته در فروشگاه های زنجیره ای هکتس (71)، در حقیقت برای مدرسه ام، مشغول به کار شدم. کلاسی دارم با عنوان بازاریابی 3 و داشتن شغل برای رشته ضروری است. باید جمعا 396 ساعت کار کنیم تا به کلاس بعدی برویم. در نتیجه از 12 ژوئیه در قسمت پوشش نوجوانان هکتس مشغول به کار شدم که برایم مشکل است چون سعی دارم تمام پولم را صرف خرید پوشاک نکنم. اما کارم را دوست دارم و چیزهای زیادی به من آموخته است. آدم نسبتا خجالتی ای هستم اما به عنوان صندوق دار باید با مردم صحبت کنم و احساساتم را تحت کنترل داشته باشم.

 

کریستن گرایمز (72)، 17 ساله، کلاس 12، دبیرستان جیمز مانرو، فردریکس بورگ، ویرجینیا

 

63. Laura Voss

64. Thomas S. Wootton High School

65. Rockville

66. Four-H

67. Danielle Burdine

68. Tirza Sevilla

69. Wakefield High School

70. Raleigh

71. Hecht's

72. Kristen Grymes

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟