15 جولای 2008

نگهبانان آثار باستانی

 
بزرگنمائی عکس
بازدید کنندگان از پارک ملی مسا ورده در کلرادو در مناطق مسکونی صخره ای که توسط اجداد سرخپوستان ساخته شده است، قدم می زنند.

"سازمان ملی خدمات پارک ها" [1] در تلاش است تا از بناهای تاريخی محافظت کند، آنها را در معرض دید عموم قرار دهد و اطلاعات مربوط به اين فعاليت ها را با ساير ملل در میان بگذارد.

 

شارلين پورتر، سر دبير اجرايی اين شماره از نشريه الکترونيکی آمريکا است.

 

چشم اندازهای طبیعی شگفت انگيزعلامت مشخصه پارکهای ملّی ايالات متحده است، امّا هزاران مکانی که قدمت آنها به قبل از تاريخ می رسد نيز بخشی از مجموعه تقريباً 34 ميليون هکتاری اين تشکيلات است که یاد آور زندگی مردمانی است که مدت ها قبل از آن که ساکنان اروپايی کشف " دنيايی جديد "[2] را اعلام و حکومتی را در آن پايه ريزی کنند در آن سکونت داشتند."

 سازمان خدمات ملی پارک ها " به سازه های قديمی  و سبک معماری که توسط اجداد قبايل امروزی " بومی امريکا " ايجاد شده است ارج می نهد، به همان اندازه که چشم انداز های گسترده ای را که طبيعت بوجود آورده است و مکانهای تاريخی را که در آن " پدران بنيانگذار آمريکا " طرحی را برای تبديل يک مستعمره به يک کشور برنامه ريزی کردند، گرامی می دارد.

     کنگره امريکا در سال 1906 سياستی ملّی را برای حفظ مکان های باستانی برای آيندگان بتصويب رساند. در حقيقت، "قانون آثار باستانی"[3]، آن گونه که اين مصوبه ناميده می شود، قديمی تر از قانونی است که سبب انسجام مديريت پارک ها، ابنيه و ساير مکان هايی شد که تحت نظارت نشنال پارک سرویس (NPS) اداره می شوند.   بنا بر اظهارات فرانسيس پی. مک مانامون[4] که  باستان شناس ارشد سازمان پارک های ملی  است، قانون آثار باستانی اين ايده را که " یک چنین منابع باستانی و مکان های تاريخی بايد محافظت شوند و نبايد به خاطر منافع مادی و يا  هوی و هوس شخصی يا به دليل آن که بنای ديگری بايد به جای آنها احداث شود مورد سوء استفاده قرار بگيرند، به قانون تبدیل کرد.  

 

 انگيزه برای وضع اين قانون چند دهه پيش از تصويب آن و با ورود مهاجران به بخش جنوب غربی آمريکا شکل گرفت. خانه های خشت و گلی و شهرک های کوچک که صد ها سال پيش به وسيله سرخپوستان امريکا ساخته شده بودند، چشم انداز را نقطه چین کردند. بعضی ها به اين ساختمان ها به عنوان ساخته های بشری بسيار ارزشمند که از تمدن های پيشين به جای مانده است می نگرند، در حالی که برای عده ای ديگر اين مجموعه گنجينه ای از مصا لح قابل استفاده و قابل فروش است.

 

در اوايل قرن بيستم، هنوز خاطره "جنگ های سرخپوستی" ميان دولت استعماری يا فدرال با ساکنين بومی شمال امريکا کاملاً در اذهان زنده مانده بود و به همين دليل سرخپوستان امريکا همچنان از تبعيض رایج رنج می بردند. مک مانامون در گفت وگويی با نشريه الکترونيکی آمريکا اظهار داشت که تقارن اين حقایق با تصويب قانون آثار باستانی " بسيار قابل توجه " است.

 

وی افزود، "در همان حالی که تلاش هايی برای حفاظت از اين بناها و خرابه ها به عمل می آمد، بازماندگان مردمی که اين آثار را پديد آورده بودند به طور برنامه ريزی شده از باقيمانده فرهنگ خود محروم می شدند." اجرای سياست های دولتی برای کوچ گروه های قبيله ای از سرزمين های سنتی متعلق به آنان و حذف ميراث سرخپوستان از مواد درسی دانش آموزان، عملی متعارف در آن زمان بود.

 

باستان شناسی در پارک ها

 

امروزه نشنال پارک سرویس یا سازمان ملی خدمات پارک ها در حدود 70,000 مکان باستانی را در مناطقی که بناهای تاريخی و پارک ها واقع شده اند و تحت نظارت این تشکیلات هستند، به ثبت رسانده است و اين در حالی است که بر اساس بر آورد مک مانامون ده ها و حتی صدها هزار از اين نوع بناهای ديگر وجود دارد که در انتظار کشف شدن و به ثبت رسیدن هستند. حفاظت از مکان هايی که صد ها یا هزاران سال قدمت دارند برای به دست آوردن حقوق خود به تنهایی چالش است، امّا سازمان پارک های ملی يا NPS در عين حال بايد متوجه رسالت خود در فراهم کردن امکاناتی برای عموم مردم به منظور بازديد کردن از این مکان ها، درک آنها و شناخت ارزش آنها باشد.

بزرگنمائی عکس
آثار خرابه به جا مانده در کاسا گرانده در سال 1892 به اولین ذخیره باستان شناسی در ایالات متحده تبدیل شد.

 

مک مانامون در مورد روستاهايی که در دل صخره ها ساخته شده اند و همچنين ساختار شهرک ها گفت، از آن جا که گردشگران از اين مناطق بازديد به عمل می آورند، " ما بايد بعضی از سنگ ها يا ديوارهای خشت و گلی را مقاوم سازی کنيم تا به بافت اصلی بناها آسيبی نرسد" . به منظور انجام چنين کاری، کارشناسان نگهداری از ابنيه تاريخی بايد ملاطی را بسازند که از خاک تهيه شده باشد و شبيه همان مصالحی باشد که سازندگان اين بناها در ابتدا از آن استفاده کرده اند و همچنين چسبی را برای محافظت از سطح آثار بناهايی که از خشت و گل ساخته شده اند  بکار برند.

 

مسئولين مراقبت از سبک معماری ابنيه تاريخی که بر روی اين آثار، ساختمان ها و مجسمه ها در بسياری از مکان ها مشغول کار هستند نيز در اين چالش شريک اند. مک مانامون،  تری چایلدز[5] و باربارا لیتل[6]  که از همکاران باستان شناس وی درNPS  هستند در سال 2007 و در خلال  بازديد گروهی از مديران ابنيه های باستانی که برای بازديد از برنامه های NPS در مديريت مکان ها و پارک های باستانی و تاريخی به ايالات متحده سفر کرده بودند، شناخت جديدی از مشکلات مشترک حرفه خود به دست آوردند.

 

 مانند بسياری از بناهای قديمی و گنجینه های تاريخی در ايالات متحده، بناهای تاريخی در افغانستان نيز ممکن است از ماسه سنگ، سنگ خارا يا خشت و گل ساخته شده باشند. مک مانامون گفت که کارشناسان محافظت از بناهای تاريخی افغان مایل بودند از روش هايی که درعلوم مربوط به مصالح ساختمانی در به کارگيری مواد مناسب برای مقاوم سازی اين بناها استفاده می شود، آگاهی يابند.

 

باستان شناس ارشد NPS همچنين اظهار اميدواری کرد که تبادل اطلاعات بتواند به مديران آثار تاريخی افغانستان در اجتناب ورزیدن از تکرار برخی از اشتباهاتی که در طول ساليان متمادی در ايالات متحده رخ داده است، کمک کند. مک مانامون گفت، "ما در حال جدا کردن ملاط های نامناسبی هستيم که در بعضی از پروژه های مقاوم سازی در اوايل قرن بيستم به کار رفته است. ما در حال جايگزينی اين مواد با ملاط هايی هستيم که از خاک درست می شود و نرم تر است و به حفظ  آجر های خشتی و سنگ های اوليه کمک می کند. اين همان بخشی است که همکاران ما از افغانستان با برخی از اعضای گروه کار ما در يادگيری و ابراز علاقه در آن شريک هستند."

 

آموزش جامعه

 

مديران افغانی از مکان هايی در واشنگتن ديدن کردند و هشت هفته را در واحد های NPS در جنوب غربی امریکا در برنامه ای آموزشی که توسط مرکز ميراث فرهنگی وابسته به وزارت امور خارجه آمريکا برگزار شده بود گذراندند. به عنوان بخشی از تلاش برای حمايت از حفظ ميراث فرهنگی در افغانستان، اين برنامه آموزشی که در سال 2007 برگزار شد، همچنين بازديدکنندگان را در زمينه روابط اجتماعی و آموزش عمومی راهنمايی کرد.

 

با قريب به 400 NPS پارک، بنای تاريخی و مکان هايی که به گونه ای گسترده در جوامع مختلف در سراسر ايالات متحده قرار گرفته اند، در طول ساليان متمادی مقامات اين سازمان آموخته اند که ايجاد روابط تنگاتنگ ومشترک ميان مسئولين پارک ها و مقامات جامعه، يکی از اجزای مهم مديريت اين اماکن است.

 

آموزش نيز يکی دیگراز عناصر دراين ارتباط و همچنين خط مشی متعارف برای مسئولين پارک ها در جهت همکاری تنگاتنگ با جوامع خود می باشد تا از اين طريق دانش آموزان مدارس و ساير گروه های ذينفع را به سوی تأسيسات خود جلب کنند. مک مانامون گفت اين برنامه برای بازديد کنندگان افغانی " نوعی آموزش" بود.

 

مک مانامون گفت، "به عقيده آنان اين واقعاً فوق العاده بود که هنگام بازديد آنان، گروه های دبستانی به گردش های علمی آمده و در حالی که از سوی يک راهنما توضيحاتی برايشان داده می شد، در اطراف حیاط توماکاکوری[7] (محل دفتر نمايندگی اسپانيا در آريزونا که در اواخر قرن هفدهم تأسيس شده بود) قدم می زدند." يکی از بازديد کنندگان افغانی اظهار اميدواری کرد که نظير اين برنامه های آموزشی را در درّه باميان[8] بمورد اجرا بگذارد. گر چه  طالبان ها در سال 2001 دو مجسمه عظيم  بودا را در درّه باميان تخريب کرد، با اين وجود درّه باميان همچنان موقعيت خود را به عنوان يکی از اماکن فرهنگی که از سوی جهانيان شناخته شده است با شواهدی بسيارمبنی بر نقش اين منطقه به عنوان نقطه عطفی در جاده ابريشم در شمال افغانستان حفظ کرده است.

 

بر اساس اظهار نظر مک مانامون مکان های تاريخی از افغانستان گرفته تا آريزونا ابزاری حياتی برای ايجاد شناختی از نحوه زندگی و فرهنگ نسل های گذشته است. اگر جوانان خودشان از نزديک شناخت اين مکان ها، بناها و سازه هایی را که بشر در طول اعصار و در خلال رويدادهای گذشته ساخته است، تجربه کنند، آنها " درک و شناختی به مراتب عميق تر" راجع به گذشته به دست خواهند آورد."   

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟