View Other Languages

We’ve gone social!

Follow us on our facebook pages and join the conversation.

From the birth of nations to global sports events... Join our discussion of news and world events!
Democracy Is…the freedom to express yourself. Democracy Is…Your Voice, Your World.
The climate is changing. Join the conversation and discuss courses of action.
Connect the world through CO.NX virtual spaces and let your voice make a difference!
Promoviendo el emprendedurismo y la innovación en Latinoamérica.
Информация о жизни в Америке и событиях в мире. Поделитесь своим мнением!
تمام آنچه می خواهید درباره آمریکا بدانید زندگی در آمریکا، شیوه زندگی آمریکایی و نگاهی از منظر آمریکایی به جهان و ...
أمريكاني: مواضيع لإثارة أهتمامكم حول الثقافة و البيئة و المجتمع المدني و ريادة الأعمال بـ"نكهة أمريكانية

13 فوريه 2008

مهاجران ایرلندی در ایالات متحده

 
انتخاب پرزیدنت جان اف. کندی، در سال 1960، پایان فعالیت های ضد ایرلندی و ضد مهاجران کاتولیک بود.

كوین كنی

 

مهاجران ایرلندی شروع بسیار دشواری در ایالات متحده داشتند. آنها با فقر دست به گریبان بودند و  و مورد شماتت همسایه های خود قرار می گرفتند. ایرلندیهای مهاجر و نسلهای آنان به مرور بر موانع فائق آمدند و به كامیابی دست یافتند.

 

كوین كنی استاد تاریخ در دانشكده بوستون، در بوستون ماساچوست

 

در عرض صد سال پس از سال 1820، 5 میلیون مهاجر ایرلندی وارد آمریكا شدند. حضور این مهاجران به برانگیخته شدن احساسات برخی آمریكائی ها انجامید كه به بومی گرایان معروف بودند. آنها ایرلندی ها را بخاطر رفتارهای اجتماعی، تاثیرشان بر اقتصاد، و نیز مذهب كاتولیكشان مورد حمله قرار می دادند. با این وجود تا اوایل قرن بیستم ایرلندی ها با موفقیت خود را با جامعه آمریكا وفق دادند.  

 

تمام مهاجران قانونی كه به قانون اساسی آمریكا متعهد می شوند، دارای حق شهروندی ایالات متحده هستند. در این راه مهاجران سفیدپوست با موانع نسبتاً كمتری روبرو هستند. با وجود ناسازگاری و دشمنی بومی گرایان، ایرلندیها در مقایسه با آمریکائی های آفریقائی تبار و آسیایی ها كه از حق شهروندی محروم بوده اند و یا در ورود به آمریكا با محدودیت رویرو بودند، هرگز با مسائل مربوط به نژادپرستی روبرو نشدند. ایرلندیها با بهره گیری از هویت كاتولیك خود و استفاده از فرصت های سیاسی  كه در كشور خود از آن بی نصیب بودند، در جامعه آمریكا به مدارج بالای ترقی دست یافتند. 

 

تقریباً نیمی از مهاجران وارد شده به آمریكا در دهه 1840 و یك سوم آنها در دهه 1850 را ایرلندی ها تشكیل می دادند. این اعداد و ارقام با در نظر گیری مساحت این كشور كه كوچكتر از ایالت مین بوده و نیز جمعیت آن كه هرگز از 8.5 میلیون تجاوز نكرده، قابل توجه به نظر می رسند. بین سالهای 1846 تا 1855  به علت خسارت های مكرر در زمینه تولید سیب زمینی، جمعیت ایرلند به یك سوم كاهش یافت. بیش از یك میلیون نفر بر اثر گرسنگی و بیماری های مربوط به قحطی تلف شدند، و یك میلیون نفر دیگر به ایالات متحده نقل مكان كردند. بسیاری از مهاجران ایرلندی بر این باورند كه این قحطی قابل پیش گیری بود. به نوشته جان میشل ملی گرا و تبعیدی سیاسی ایرلندی: «در واقع خداوند مسبب آفت زدگی محصولات سیب زمینی بود، اما این انگلیسی ها بودند كه قحطی را به وجود آوردند.» پس از آن بود كه نوعی حس محرومیت و تبعید، در میان آمریکائی های ایرلندی تبار بوجود آمد.

 

كشمكش های اولیه

 

ورود مهاجران ایرلندی طی دوران قحطی این كشور، محروم ترین گروه مهاجری بودند که ایالات متحده تا بدان سال شاهد آن بود. برخی از فقیرترین آنان در منطقه Five Points، در منطقه فقیرنشینی در ناحیه منهاتانِ نیویورك سكنی گزیدند، چارلز دیكنز، رمان نویس انگلیسی این منطقه را "منطقه ای متعفن و آلوده با كوچه هائی كه تا زانو پر از گل و لای بود" توصیف می كند. به نوشته دیكنز، این محل را سكونت گاههائی تشكیل می داد كه به خاطر دزدی و قتل مشهور بودند، و هر چه حس انزجار، كابوس و فساد بود همه در این محل گردهم آمده بود.

 

در این عکس یک شبه نظامی در سال 1871 علیه جمعیت ضد ایرلتدی ها، در نیویوررگ آتش گشود.

ایرلندیهای تهیدست در زیرزمینها، انبارها و آپارتمانهای تك اتاقی زندگی می كردند كه حتی از نور طبیعی و سیستم تهویه هوا محروم بود و همواره فاضلاب بدانها روانه می شد. شمار بسیار فراوانی از ایرلندیهای مهاجر دچار وبا، تب زرد، تیفوس، سل و ذات الریه بودند. آنها را همچنین بیماریهای روانی و ذهنی نیز تهدید می كرد و در معرض مداوم مصرف بی رویه الكل قرار داشتند. عمدۀ كسانی را كه وارد نوانخانه ها و بیمارستانهای همگانی می شدند مهاجران ایرلندی شكل می دادند، آنها همیشه در میان افراد دستگیر شده و زندانی بیشترین آمار را داشتند، كه عمده اتهامات آنان رفتارهای ناهنجار اعلام می شد. برای مثال در سال 1859 در نیویورك، 55 درصد از كل افراد دستگیر شده افرادی با اصلیت ایرلندی بودند.

 

مهاجران ایرلندی عمدتاً بدون مهارت بوده و در مشاغل كم دستمزد به كار مشغول می شدند، آنها را معمولاً بعنوان كارگران جایگزین استفاده می كردند تا اعتصابها را بشكنند. كارگران بومی با این نگرانی روبرو بودند كه در نتیجه همین اعمال ممكن بود دستمزدهایشان كاهش یابد و پیشرفتهائی كه بواسطه كار سازماندهی شده صورت پذیرفته بود قطع گردد. همچنین بسیاری از آمریكائیها بیم این را داشتند كه ایرلندیها هرگز از لحاظ اجتماعی نتوانند خود را ترقی دهند و برای همیشه در همان طبقه كارگر باقی بمانند، و تهدیدی بشمار روند برای اعمال اصل بنیادین در زندگی آمریكائی قرن نوزدهم:  ترقی اجتماعی پیش رو از طریق كار و تلاش.

 

آنچه كه بومی گرایان در مورد آن حساسیت مشابهی داشتند، مذهب مهاجران بود. آیا مهاجران كاتولیك ایرلندی می توانستند وفاداری خود را هم به ایالات متحده و هم به كلیسای روم حفظ کنند؟ آیا آنها در مورد مسائل سیاسی، خود را مرهون كشیشانشان می دانستند؟ آیا كلیسائی كه توسط پاپ، كاردینال، اسقف  یا اسقف اعظم اداره می شد در یك جمهوری دموكرات حائز مشروعیت می شد؟ و  چرا مهاجران كاتولیك ایرلندی فرزندان خود را به آمریكا گسیل كردند تا در عوض استفاده از نظام همگانی رایگان، مدارس ناحیه ای را از همدیگر جدا كنند؟ پاسخ ایرلندیها به این پرسش این بود كه مدارس همگانی را عمدتاً مسیحیان پروتستان تشكیل می دادند. آزادی در تربیت و رشد كودكان، به همان روش كه ایرلندیها خود صلاح می دانستند و بدان پافشاری می كردند، همه آنچیزی بود كه بخاطرش به آمریكا پاگذارده بودند.

 

بومی گرایان، ایرلندیها را به خاطر كاتولیك بودنشان آماج پیوسته حملات خود قرار می دادند، در سال 1834 گروهی شورشی كلیسای اورسولین در چارلزتاونِ ماساچوست را به آتش كشید. در سال 1836 در نیویورك كتابی تحت عنوان " افشاسازی های رقت بارِ راهبه ماریا" انتشار یافت. یك راهبۀ زن كه دچار اختلالات عواطفی بود، ادعا كرده بود كه طی اقامتش در یك كلیسا مربوط به كاتولیكها شاهد بی عفتی و آزار و قتل كودكان بوده است. كتاب او تبدیل به یكی از پرفروش ترین كتابها شد. در سال 1844 بومی گرایان شورشی طی بحث بر سر اینكه كدام انجیل، انجیل كاتولیك یا انجیل پروتستان کینک جیمز، باید در مدارس تدریس شود دو كلیسای كاتولیك را در فیلادلفیا به آتش كشیدند.

 

هویت آمریكائی- ایرلندی

 

مهاجران ایرلندی با رد اتهامات وارده در خصوص عدم وفاداری، مصرانه اعلام می كردند كه آنها قادراند تبدیل به آمریكائیهای خوبی شوند اما بر حسب معیارهای خاص خود. از آنجا كه آنان انگلیسی زبان و اولین گروه بزرگ مهاجران كاتولیك به آمریكا بودند، بزودی كنترل كلیسای كاتولیك آمریكا را بدست گرفتند. به قول روایتی، کلیسا در ایالات متحده " واحد، مقدس، كاتولیك و وابسته به پاپ و ایرلندیهاست". مذهب كاتولیك تبدیل به تنها خصیصه مهم در هویت این مهاجران آمریكائی- ایرلندی شد.

 

خصومت با مذهب كاتولیك تا سال 1960 و روی كار آمدن رئیس جمهور جان اف كندی، بخشی از فرهنگ آمریكا باقی ماند. مدتها بود كه ایرلندیها بواسطه كنترل حزب  دموكرات محلی، مسند سیاسی را در بسیاری شهرهای آمریكا  از جمله نیویورك، بوستون و شیكاگو در اختیار داشتند. در دهه 1920 با اولین نامزدی یك كاتولیك به نام آل اسمیت برای احراز پست ریاست جمهوری ایالت متحده، ایرلندیها كم كم پا به صحنه ملی گذاردند. اسمیت در مقایسه با كندی از شانس كمی برخوردار بود، اما كندی كه از اصلیت ایرلندی خود بخوبی آگاه بود، سرانجام سنتهای ضد كاتولیكی آمریكا را از میان برداشت. طی مبارزات انتخاباتی خود وی اعلام داشت: «من یك نامزد كاتولیك برای احراز پست ریاست جمهوری نیستم، بلكه نامزدی هستم از طرف حزب دموكرات كه از قضا كاتولیك هم هست. من از طرف كلیسایم در مورد موارد عمومی صحبت نمی كنم، و كلیسا هم از طرف من صحبت نمی كند.»

 

مهاجران ایرلندی بدون قربانی كردن مذهب و میراث فرهنگی شان تبدیل به آمریكائیهای خوب شدند. آنها نشان دادند كه همسان شدن با جامعه یك فرایند یك طرفه نیست كه در آن مهاجران خود را بعنوان مثال با فرهنگ غالب پروتستان تطابق دهند و دست ازآداب و سنن خود بشویند. معمولاً مهاجران به همان میزان آمریكا را تغییر می دهند كه آمریكا آنها را. بواسطه آمریكائی شدن، با معیارهای خود، جامعه ایرلندی از خصیصه های مجزا و محدود خود بیرون آمد و كمك كرد تا پایه های فرهنگ پلورالیستی یا کثرت گرائی در آمریكا نهاده شود.

 

امروزه ایرلندیها در آمریكا یكی از گروههای كامیاب، بویژه از لحاظ سطح آموزشی و تحصیلی، شغلی، درآمدی و مسكن که از میانگین ملی فرا رفته است،  بشمار می روند. همگام با رشد اجتماعی طی قرن بیستم،  ایرلندی های آمریکائی تبار نیز با بیرون آمدن از جوامع شهری سطح پائین در ایالات شمال شرقی و مركزی آمریكا و حومه شهرها، شهركها و شهرهای دیگر در سراسر آمریكا ساكن شدند. آنها همچنین به طور فزاینده به ازدواج های بیرون گروهی دست زدند، ابتدا تنها با غیر ایرلندیهای كاتولیك و بعدها  کلأ با آمریكائیها . نتیجه تمام این پیشرفتها احساس تعلق كمتر به هویت ایرلندی نسبت به گذشته است. اما آمریكائی های ایرلندی تبار كماكان از احساس غرور و افتخار، بویژه نسبت به فرهنگ و سیاست خود برخوردارند. درهرصورت، آمریكائی ایرلندی بودن بخشی از داستان پیروزمندانه ملی بودن است.

 

نقطه نظرات مطرح شده در این نشریه ضرورتاً منعکس کننده نقطه نظرات دولت آمریکا نیست.

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟